بررسی و تحلیلحکمرانی و توسعهگزارش ارزیابی راهبردیمشارکت مردم در حکمرانی

اعتماد و حکمرانی؛ تاملاتی در باب حادثه هواپیمای اوکراینی

بررسی حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی از زاویه نقض اعتماد و راهبردهای ترمیم اعتماد در موضع گیری های رسمی به همراه نقد و ارزیابی اثربخشی راهبردهای بکارگرفته شده

حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی در سال ۱۳۹۸ در یکی از چالشی ترین و امنیتی ترین دوره های تاریخ معاصر کشور ایران، علاوه بر ماهیت تراژیک و تبعات سیاسی و بین المللی آن، دارای ابعاد کم نظیری از نقض اعتماد عمومی به قابلیت، صداقت و شفافیت ساختارهای مرتبط با حادثه، به ویژه نهادهای نظامی درگیر، دستگاه های تخصصی ایمنی و مدیریت صنعت هوایی و مراکز رسانه ای کشور بود. در این راستا تلاش های کم سابقه ای از سوی نهادهای مرتبط نظیر پذیرش، عذرخواهی، جبران خسارت، تشکیل کمیته تحقیقات و برگزاری دادگاه مقصرین احتمالی، با هدف ترمیم اعتماد نقض شده صورت گرفته است که اثربخشی این اقدامات نیازمند بررسی است.

ضرورت و اهداف پژوهش

اعتماد زیربنای تمام روابط انسانی و تعاملات نهادی است و بسیاری از عملکردهای جامعه بر پایه آن شکل می گیرند. «اعتماد سیاستی» به معنای اعتماد به نهادهای حکمرانی و نیز حکمرانان در سال های اخیر تبدیل به یکی از مهم ترین مسائل دولت های مختلف جهان شده است. اعتماد سیاستی از زاویه علمی و تخصصی، ادبیاتی تقریبا نوظهور در جهان دارد. اعتماد سیاستی در اغلب کشورهای جهان از جمله ایران در دو دهه اخیر کاهش یافته است و کشورها با پدیده بحران بی اعتمادی روبه رو هستند. هر چند ترمیم اعتماد فرایندی دوطرفه بین حاکمیت و مردم است، اما راهبردهای ترمیمی که در ادبیات علمی این حوزه مطرح شده اند عمدتا متمرکز بر پاسخ های حاکمیت به یک رخداد نقض اعتماد هستند. در همین راستا با توجه به رخداد حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی که توسط پدافند خودی و در شرایط پیچیده منطقه رخ داد و نقض اعتمادهای صورت گرفته پس از آن، در این گزارش تجربه این حادثه از منظر اعتماد سیاستی (مبتنی بر رویکرد علوم رفتاری) بررسی خواهد شد.

ماهیت حادثه از زاویه نقض اعتماد

اعتماد به روش های مختلفی می تواند نقض شود. ماهیت و نوع نقض شدن اعتماد پیامدهای مهمی بر چگونگی ترمیم اعتماد دارد؛ بنابراین پیش از بررسی و ارزیابی راهبردهای ترمیم اعتماد اتخاذ شده توسط مقامات حاکمیتی در حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی، لازم است ماهیت حادثه از زاویه نقض اعتماد تشریح شود. در بررسی ماهیت نقض اعتماد به چند سوال باید پاسخ داده شود که نمونه هایی از آن ها عبارتند از:

1) تخلف صورت گرفته کدام یک از مولفه های اعتماد را نقض کرده است؟

اعتماد دارای 5 مولفه شایستگی، درستکاری، خیرخواهی، عدالت و گشودگی است. با توجه به اینکه
واقعه رخ داده از چند زاویه اعتماد نقض شد در پاسخ به این سوال مولفه های آسیب دیده اعتماد، به تفکیک رخدادهای نقض اعتماد مطرح می شود. دو رخداد اصلی نقض اعتماد «شلیک پدافند به هواپیمای اوکراینی» و «تاخیر سه روزه در اعلام علت حادثه» بود.

  • نقض اعتماد در شلیک پدافند به هواپیما: مهم ترین نوع اعتمادی که در این حادثه آسیب دید، اعتماد به شایستگی بود. اگر حاکمیت توانایی انجام وظایف محوله و برآورده کردن انتظارات مردم را به نحو احسن داشته باشد، بتواند عملکرد موثری در حوزه مربوط به وظایف خود نشان دهد و به طور کلی در آن حیطه خاص اثرگذار باشد، اعتماد به شایستگی در نظر مردم ایجاد خواهد شد. با توجه به اینکه سپاه مسئولیت پرتاب موشک و سقوط هواپیما را بر عهده گرفت و آن را به رخ دادن خطای انسانی نسبت داد، در قدم اول شایستگی سپاه و بعد شایستگی حاکمیت آسیب دید؛
  • نقض اعتماد در تاخیر سه روزه اعلام علت حادثه: در نقض اعتمادی که حاصل تاخیر سه روزه در اعلام علت حادثه بود، نوع اعتمادی که آسیب دید، اعتماد به درستکاری بود. آسیب به این مولفه اعتماد نه به دلیل خود حادثه شلیک پدافند به هواپیما بلکه به دلیل شیوه عملکرد حاکمیت پس از حادثه رخ داد. با توجه به اینکه در 72 ساعت پس از وقوع حادثه، نقش پرتاب موشک در سقوط هواپیما قویا تکذیب و انکار می شد و پس از آن با افشای شواهد و اقرار رسمی حاکمیت، حقیقت شفاف شد، صداقت و پایبندی به برخی ارزش های اخلاقی زیر سوال رفت و حاکمیت متهم به دروغ و پنهان کاری شد.

2) تخلف صورت گرفته در حوزه اصلی شهرت بوده است؟

تخلف و نقض اعتمادی که در حوزه شهرت فرد رخ دهد می تواند به صورت قابل توجهی نگرش مخاطب را حتی در حوزه های دیگر تغییر دهد و اعتماد را تخریب کند. در موضوع هدف قرار دادن هواپیما توسط پدافند سپاه، تخلف رخ داده از نوع بنیادین است؛ به دلیل اینکه سپاه و حاکمیت همواره شعار تلاش برای حفظ امنیت ایران را به عنوان یکی از شعارهای اصلی خود مطرح می کنند. در چنین شرایطی که روی امنیت کشور تاکید می شود، وقتی سپاه اشتباهی می کند که طی آن جان تعدادی از ایرانیان از دست می رود، آسیبی که به اعتماد وارد می شود به مراتب بیشتر از تخلفات دیگری است که سپاه ممکن است مرتکب شود.

3) تخلف صورت گرفته چه قدر پیامدهای شدید و برگشت ناپذیر داشته است؟

ترمیم اعتماد زمانی آسان تر خواهد بود که علت تخلف به عواملی خارج از شخص متخلف، خارج از کنترل او نسبت داده شود و علت ایجاد تخلف ناپایدار نیز باشد. در حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی با توجه به اینکه علت شلیک پدافند به شرایط متشنج منطقه و همچنین خطای انسانی غیرعمد نسبت داده شده بود، به نظر می رسد عمده برداشت ها در افکارعمومی و حتی موضع گیری مقامات سایر کشورها ناظر بر این هستند که این اتفاق از روی عمد و قصد از پیش برنامه ریزی شده نبوده است. وجود این ادراک در افکارعمومی نشانه مثبتی برای تسهیل فرایند ترمیم اعتماد است.

در نقض اعتماد مربوط به تاخیر سه روزه در اعلام علت وقوع حادثه، آنچه توسط مردم ادراک شد این بود که کاملا عامدانه و از روی قصد حاکمیت سه روز علت حادثه را پنهان کرد. هر چند حاکمیت طبیعتا زمانی برای صحت سنجی علت وقوع حادثه و تصمیم گیری پیرامون سیاست مواجهه با آن نیاز داشت اما مردم این تاخیر سه روزه را تاخیری عامدانه برای پنهان کردن علت حادثه دیدند.

راهبردهای ترمیم در موضع گیری های رسمی

به طور کلی واکنش حاکمیت به حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی را می توان در دو مرحله جداگانه دید و به نظر می رسد رویکرد و سیاست حاکمیت در هر یک از مراحل با یکدیگر متفاوت است. مرحله اول از لحظه وقوع حادثه تا قبل از صبح شنبه 21 دی ماه (پیش از اعلام علت حادثه) و مرحله دوم از زمان انتشار اطلاعیه ستاد کل نیروهای مسلح در ساعت 7 صبح روز شنبه 21 دی ماه و اعلام علت وقوع حادثه، تا چند روز پس از آن است. در ادامه راهبردهای حاکمیت برای ترمیم اعتماد در هر یک از این مراحل مورد بررسی قرار خواهند گرفت:

مرحله اول

در این مرحله دو راهبرد اصلی برای مواجهه با نقض اعتماد صورت گرفته در این مدت استفاده شده است:

  • راهبرد ارائه توضیحات: پیش نیاز ترمیم اعتماد، ایجاد درک مشترک یا گزارش پذیرفته شده ای از آنچه رخ داده و چگونگی و چرایی آن است. با توجه به آنچه ارزیابی ها نشان می دهد، به نظر می رسد در این بازه، استفاده از راهبرد توضیحات به خوبی انجام شده است. هرچند توضیحات به خوبی در این مدت ارائه شدند، اما متاسفانه خلاف واقع بودند؛ لذا نتیجه عکس بر ترمیم اعتماد داشتند؛
  • راهبرد انکار: راهبرد و سیاست اصلی اتخاذ شده در سه روز ابتدایی پس از حادثه که توسط اظهارات مقامات رسمی کشور نیز ارائه شده است، انکار با تمام قدرت است؛ یعنی انکار انجام می شود و توضیحات و شواهد و استدلال ها در خدمت تایید انکار بکارگرفته می شود. این انکار هم در رابطه با علت وقوع حادثه و هم در رابطه با شواهد خلاف منتشر شده در شبکه های اجتماعی و یا ادعاهای مقامات دولت های خارجی انجام شد.

مرحله دوم

پس از اعلام رسمی علت سقوط، افکارعمومی کشور و همچنین مواضع و واکنش های داخل کشور و جامعه بین الملل وارد مرحله جدیدی می شود. در ادامه راهبردهای استفاده شده در این مرحله مطرح خواهد شد:

  • راهبرد فرار از مسئولیت (بهانه): پس از اعلام علت وقوع حادثه که شلیک توسط پدافند به هواپیما بودن از راهبرد بهانه استفاده شد. در حادثه مذکور، این مفهوم انتقال داده شد که پس از عملیات عین الاسد، آمریکا امنیت کشور را تهدید کرد و حتی تحرکاتی نیز انجام داد و همین تهدیدات و تحرکات آمریکا سبب شد پدافند ما حساس شود و به دلیل این حساسیت اقدام کند. شکل دیگر راهبرد فرار مسئولیت (بهانه) که مورد استفاده قرار گرفت، مطرح کردن وقوع تصادفی تخلف بود که در این مورد علت وقوع تخلف به خطای انسانی نسبت داده شد؛
  • راهبرد چارچوب بندی مجدد (کاهش نامطلوبی): فرایند تنظیم مجدد برداشت از نقض اعتماد می تواند یکی از راهبردهای موثر در ترمیم اعتماد باشد. طرف متخلف می تواند تفسیر متفاوتی از نقض اعتماد را در ذهن مخاطب شکل دهد و به معناسازی شناختی آن کمک کند و از همین طریق ترمیم اعتماد را تسهیل کند. استفاده از این راهبرد در حادثه مذکور خیلی کم و به صورت ضعیف انجام شد. مطرح کردن خدمات و فداکاری های قبلی سپاه در قبال ایران و مردم توانست تا حدی سبب تقویت و یادآوری احساسات مثبت به سپاه شود و از شدت نامطلوبی حادثه بکاهد؛
  • راهبرد عذرخواهی: در حادثه هواپیمای اوکراینی عذرخواهی توسط مقامات متعددی انجام شد، اما اغلب یک ابراز تاسف ساده بود؛ اما مطرح ترین عذرخواهی انجام شده، صحبت های تلویزیونی سردار حاجی زاده بود. از منظر شرایط اثربخشی عذرخواهی، به نظر می رسید آنچه مطرح شد صداقت کافی داشت و مسئولیت وقوع حادثه نیز در طی آن پذیرفته شد؛ اما با توجه به اینکه زمان انجام عذرخواهی مناسب نبود یعنی با تاخیری سه روزه مطرح شد و همه اجزای کامل یک عذرخواهی موثر را نیز شامل نمی شد، احتمالا از اثربخشی آن کاسته شد؛
  • راهبرد جبران خسارت: در چند روز ابتدایی پس از مشخص شدن علت وقوع حادثه، وعده مجازات عاملین حادثه و همچنین پرداخت غرامت و جبران خسارت به خانواده های جانباختگان حادثه داده شد. هرچند غرامت به این خانواده ها پرداخت شده و خدماتی نیز به آن ها ارائه شده و همچنین عاملین حادثه نیز محاکمه شده اند، اما پرداخت رسانه ای کافی روی آن ها انجام نشد. به نظر می رسد این راهبرد هرچند تا حدی در واقعیت به وقوع پیوست، اما با توجه به اینکه در افکار عمومی تبیین نشد، از منظر ترمیم درواقع این راهبرد اجرا نشده است.

نقد و ارزیابی راهبردهای اتخاذ شده و ارائه پیشنهاد

در رابطه با آنچه بهتر بود در چنین شرایطی انجام شود می توان گفت با توجه به اینکه در ابتدای حادثه هنوز علت وقوع حادثه واضح و مشخص نبود و همچنین پیرامون سطح شواهدی که در اختیار افکار عمومی قرار داشت نیز ابهام وجود داشت، بهتر بود ابتدائا راهبرد سکوت برای مدت کوتاهی اجرا شود؛ یعنی مقامات از هرگونه اظهارنظر قطعی پیرامون علت حادثه اجتناب کنند و بیان علت حادثه را به پس از مشخص شدن نتایج تحقیقات و همچنین شفاف شدن سطح وجود شواهدی که در اختیار افکار عمومی قرار دارد، انتقال دهند. البته این سکوت نباید مدت زمان طولانی ادامه پیدا می کرد و بلافاصله پس از مشخص شدن علت حادثه باید راهبردهای ترمیم اعتماد طراحی و به صورت یکپارچه توسط بخش های مختلف حاکمیت اجرا می شدند. با توجه به ویژگی های حادثه، عذرخواهی بهترین راهبرد بود. یک عذرخواهی به موقع، صادقانه، با ساختار کلامی کامل می تونست اعتماد را به صورت مطلوب تری ترمیم کند.

نهایتا نکته آخر این است که از بررسی و ارزیابی مجموع واکنش ها و اقدامات انجام شده مقامات رسمی این موضوع برداشت می شود که در حادثه مذکور حاکمیت طرح یا راهبرد یا سیاست و غیره مشخصی برای مواجهه با آن نداشته است. در واقع واکنش ها نشان نمی دهد که هماهنگی، انسجام، دستورکار واحد یا طراحی شده ای در بین بخش های مختلف حاکمیت در اتخاذ راهبردهای ترمیم وجود داشته باشد. صرفا این تصور وجود دارد که هر یک از مقامات یا نهادها صرفا مبتنی بر تجربه یا صلاحدید خود تلاش کرده اند تا اعتماد شکسته شده ترمیم شود. اما نکته ضروری این است که اعتماد پس از چنین بحران هایی در صورتی ترمیم خواهد شد که یک رویکرد علمی، پایه راهبردهای ترمیم اعتماد باشد و راهبردهای اتخاذ شده و همه مقامات ابلاغ شود تا کل حاکمیت به صورت یکپارچه و منسجم به ترمیم اعتماد بپردازند.

جمع بندی

با توجه به رخداد حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی که توسط پدافند خودی و در شرایط پیچیده منطقه رخ داد؛ در این گزارش تجربه این حادثه از منظر اعتماد سیاستی بررسی شد. به طور کلی واکنش حاکمیت به حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی را می توان در دو مرحله جداگانه دید. مرحله اول از لحظه وقوع حادثه تا قبل صبح شنبه 21 دی ماه است که در آن مدت هنوز علت وقوع حادثه اعلام نشده بود و راهبردهای ارائه توضیحات و انکار مورد استفاده قرار گرفت. مرحله دوم از زمان انتشار اطلاعیه ستاد کل نیروهای مسلح تا چند روز پس از آن است که در آن راهبردهای بهانه، کاهش نامطلوبی، عذرخواهی و جبران خسارت صورت گرفت. بررسی ها نشان دهنده این است که تقریبا هیچ راهبرد موثری به منظور ترمیم اعتماد ناشی از حادثه شلیک پدافند به هواپیمای اوکراینی و تاخیر سه روزه درباره علت آن صورت نگرفته است. به نظر می رسد پرهیز از اظهارنظرهای قطعی، بهترین راهبردی بود که می توانست در آن شرایط اتخاذ شود.

این مطالعه در اندیشکده حکمرانی شریف توسط فاطمه مروتی در سال 1403 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده حکمرانی شریف

اندیشکده حکمرانی شریف به‌عنوان حلقه‌ای مکمل در روند رو به رشد حضور مراکز آکادمیک دانشگاهی کشور در حل مسائل عملی عرصه عمومی کشور و با هدف بسترسازی، توسعه و جهت‌دهی ظرفیت‌های نخبگانی در مسیر رشد و تعالی ملی فعالیت می‌نماید. ورود به صفحه اندیشکده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا