یک دست صدا دارد
جمشید رسایی، مشکلات حوزه مدیریت و برنامهریزی کلانپروژهها و عدم دسترسی مناسب به اطلاعات را بررسی کرده است.
جمشید رسایی
یکی از اصلیترین مشکلات پژوهشگران و نظریه پردازان در حوزه مدیریت و برنامه ریزی کلان پروژهها عدم دسترسی مناسب به اطلاعات و همچنین فقدان اطلاعات کافی و مفید میباشد. از جمله راهبردها و تجربههای موفق تلاش در جهت مستندسازی تجارب مدیران، مهندسین، کارشناسان و حتی کارگران درگیر در مراحل مختلف این پروژهها میباشد. تلاشی که بسیار مؤثر و در عین حال یکی از سهلترین اقدامات در این عرصه میباشد. متأسفانه عدم وجود درک و فهم از اهمیت موضوع مستندسازی در مدیران ارشد کشور باعث از دست رفتن این فرصت ارزشمند و از دست رفتن حجم انبوهی از دادهها و اطلاعات مؤثر میباشد. جستوجو در این رابطه ما را با کتابیمواجه کرد که ناشی از فهم و درک شخصی نویسنده و اهمیت این موضوع بود. تماس با مهندس جمشید رسایی منتج به گفتگو و نوشته پیشرو گردید.
از شهریور سال 1381 بهعنوان مجری آزاد راه قزوین – رشت (نماینده تامالاختیار وزیر راه و ترابری) منصوب و مسئولیت پروژه مذکور را به عهده گرفتم.
با توجه به اینکه در دوره مسئولیت در پروژه آزاد راه قزوین – رشت با برخی وقایع و موارد خاص مواجه شدم به فکر افتادم با ثبت آنها، امکان استفاده از تجربیات بهدست آمده در این پروژه را برای اشخاصی که در آینده، در پروژههای مشابه شاغل میشوند، فراهم کنم و علاوه بر آن مردم نیز با مشکلات و موانع اینگونه پروژهها تا اندازهای آشنا شوند، ضمن آنکه در دوران اجرای پروژه مذکور بهدنبال آن بودم تا از تجربیات افراد مختلف در پروژههای مشابه استفاده کنم ولی متأسفانه کتاب یا حتی یادداشت مکتوبی که بتوانم از آن بهرهمند شوم، وجود نداشت؛ لذا همواره درصدد فرصت مناسبی جهت انتشار خاطراتم در پروژه آزاد راه قزوین – رشت بودم که بالاخره در سالهای 1397 و 1398 شرایط این اقدام فراهم شد. از آنجایی که در طول دوره اشتغال در مسئولیتهای مختلف، برنامهها و برخی نکات مهم کارها را بهصورت روزانه، در سررسیدهای سالانه یادداشت میکردم با کمک همان یادداشتها، نوشتن خاطرات این کلان پروژه را در قالب یک کتاب شروع کردم.
در ارتباط با پروژه آزاد راه قزوین – رشت نکات مهمی مطرح بود که آن را به پروژهای خاص تبدیل میکرد؛ برخی از آنها عبارت بودند از:
- این پروژه اولین آزاد راهی بود که از رشته کوه البرز عبور میکرد.
- احداث آزاد راه قزوین رشت یکی از آرزوهای مردم گیلان بود و از اوایل دهه 70 در محافل مختلف و جلسات اجرایی استان موضوع آن مطرح میگردید.
- مطالعات اولیه مسیر پروژه در اوایل دهه 70 انجامشده بود لیکن عملیات اجرایی بهدلیل عدم تأمین منابع مالی تا اواخر دهه 70 شروع نشد.
- آمار سالیانه تصادفات و تلفات انسانی در مسیر قزوین – رشت قبل از بهره برداری از پروژه در حدی بالا بود که همواره در رده (رتبه) اول تا سوم بیشترین تصادفات و تلفات جادهای، در کشور قرار میگرفت؛ ولی بعد از افتتاح و بهره برداری از پروژه به رتبههای آخر تصادفات و تلفات جادهای، نزول کرد.
- در مقطع زمانی انجام مطالعات اولیه پروژه، الزامی جهت مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی وجود نداشت ولی در سال 1381 به درخواست بنده و موافقت جناب آقای مهندس رحمتی، که در آن مقطع زمانی معاون وزیر راه و ترابری بودند، مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی انجام و پس از اتمام مطالعات توصیههای مشاور در اجرا مدنظر قرار گرفت.
- با توجه به شرایط منطقه، زمینههای وقوع چند رانش و لغزش بزرگ، حین اجرای عملیات، در نقاط مختلف پروژه، مشاهده شد که پس از انجام مطالعات لازم، طرح تثبت آنها توسط مشاورین، ارائه و اجرا گردید.
در ارتباط با روند انجام کارها و پیشرفت پروژه، افراد مختلفی دخیل بودند که دو گروه عمده آنان عبارت بودند از:
الف – کارشناسان و کارگران شاغل در پروژه، که عمدتاً پرتلاش و زحمتکش بودند ولی برخی از آنها این نگرانی را داشتند که با اتمام پروژه بیکار میشوند یا ناچار خواهند شد جهت اشتغال، به پروژهای دیگر، دور از محل زندگی، یا نقطهای دور افتاده، بروند؛ لذا بهصورت جدی امور محوله را به انجام نمیرساندند. جهت حل این معضل با تقسیمکار و سپردن امور مشخص به هر فرد و کنترل کارکرد افراد موارد ضعف معلوم و تذکرات لازم داده میشد و در صورت تکرار عملکرد ضعیف و عدم تحقق اهداف تعیینشده، بهناچار عذر آن فرد خواسته شده و شخص دیگری جایگزین وی میگردید.
ب – اشخاصی که اراضی و املاک آنان در مسیر پروژه قرار گرفتهبود و بابت آن باید بهای کارشناسی روز آن املاک و اراضی تعیین و به صاحبان آنها پرداخت میشد. متأسفانه در برخی موارد افراد با روشهای مختلف درصدد بودند مبالغی بیش از ارزش واقعی اراضی و املاک بگیرند. این موضوع (عدم توافق و مانعتراشی جهت آزادسازی مسیر) در سالهای 1383 و 1384 موجب کندی عملیات اجرایی در برخی نقاط پروژه در محدوده استان قزوین شده بود که با افزایش نظارت بر فرآیند ارزیابی املاک و استفاده از کارشناسان مختلف و کنترل تصادفی پروندهها، مشکلات مربوط به این موضوع تا حد زیادی کاهش یافت و روند عملیات بهبود پیدا کرد.
نکته قابلتوجه آنکه جهت اجرای پروژه آزاد راه قزوین – رشت مباحثی با سازمانها و دستگاههای اجرایی مختلفی وجود داشت که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: عبور از روی لولههای گاز فشار قوی، عبور از حریم خطوط انتقال برق، عبور از اراضی منابعطبیعی (که بعضاً بهصورت جنگلکاری بود)، عبور از روی خطوط انتقال آب، عبور از داخل اراضی نظامی یا مجاورت با آنها، قرار گرفتن مسیر در حریم رودخانه یا محدودههای خاص میراثفرهنگی، عبور از داخل شهرها یا حاشیه آنها.
تفاهم در خصوص چگونگی عبور و در حقیقت حل تعارض بین دستگاهها، از معضلات عمده پروژههای راه، راهآهن و آزاد راههاست که در برخی موارد عملیات اجرایی را در نقطهای ماهها یا سالها متوقف میکند ولی خوشبختانه در ارتباط با پروژه آزاد راه قزوین – رشت این معضل موجب توقف عملیات نشد؛ به نظرم یکی از دلایلی که باعث موجب تسریع حل اختلاف بین وزارت راه و سایر دستگاهها شد این بود که مدیران و مسئولان سایر دستگاهها در جلسات با توجه به سوابق قبلیام (که از پرسنل وزارت راه و ترابری نبودم) و نوع برخوردم متوجه میشدند که نگاه بخشی ندارم و در عین آنکه دنبال حل مشکل پروژه میباشم، به فکر راهکاری هستم که برای آنها هم معظل ایجاد نکند یا کمترین آسیب را داشتهباشد، لذا آنان نیز تا حد زیادی نگاه بخشی (که صرفاً به حل مشکل آنها معطوف باشد) خود را تغییر داده و نهایتاً روشی که در سریعترین زمان با کمترین میزان تعارض امکان حل مشکل فراهم شود، پیدا میشد و شرایط انجام کار و اجرای پروژه معلوم و مشخص میگردید.
پس از چاپ کتاب افرادی که آن را مطالعه کردند به دو دسته تقسیم میشدند:
الف – عدهای که خودشان در اینگونه پروژهها شاغل بوده و با مسائل و مشکلات مشابه مواجه شده و مصائب و سختیهای کار را دیدهبودند. از اینکه با انتشار کتاب مشکلات پروژهها مکتوب و بهنحوی اطلاعرسانی شده بود، اظهار رضایت و تشکر میکردند.
ب – عدهای که از مشکلات اینگونه پروژهها آگاهی نداشته و صرفاً پس از اتمام عملیات اجرایی از پروژهها استفاده میکردند و بهرهبردار آنها بودند؛ پس از مطالعه کتاب و آشنایی با سختیهای کار، ضمن اظهار تعجب از موارد معضلات، بهنحوی قدردان تلاش تمام افرادی بودند که در انجام اینگونه پروژهها دخیل و سهیم بودند.
بعد از چاپ کتاب چندین نسخه از آن را در اختیار برخی مسئولان وزارت راه و شهرسازی و شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور قرار دادم؛ و بعد از مدتی مطلع شدم که با هدف چاپ کتابهای مشابه و مستندسازی مسائل مشکلات پروژهها، کمیتهای در شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور تشکیل شد ولی حسب اطلاعی که بنده دارم متأسفانه کتاب دیگری آماده یا منتشر نشد. همچنین هیچگونه حمایتی از سوی وزارت راه و شهرسازی یا زیر مجموعههای آن، جهت انتشار چاپهای بعدی کتاب یا توزیع آن، صورت نگرفت و حتی به این موضوع نیز توجهی نشد.



