جایگاه عدالت فضایی در سیاست های اجرائی توسعه شهری
مطالعه مفهوم عدالت فضایی و ارائه سیاست هایی جهت ارتقای عدالت فضایی در برنامه توسعه شهری
توسعه شهری به عنوان فرایندی پیچیده و پویا همواره با مسائل متعددی همراه بوده است. یکی از مهم ترین این چالش ها موضوع عدالت فضایی است. عدالت فضایی در توسعه شهری به این معناست که تمامی افراد و گروه های اجتماعی بتوانند به صورت عادلانه از منابع و فرصت های شهری بهره مند شوند. در این راستا سیاست های اجرایی توسعه شهری باید به گونه طراحی و پیاده سازی شوند که منجر به کاهش نابرابری ها و افزایش عدالت فضایی شود.
ضرورت و اهداف پژوهش
نابرابری اجتماعی نتیجه دسترسی نابرابر افراد به منابع و امکانات باارزش اجتماعی است؛ به گونه ای که میان شیوه زندگی افراد، به ویژه از نظر حقوق، فرصت های زندگی، پاداش ها و امتیازات، تفاوت های آشکار و پنهان قابل توجهی به وجود می آید. این دسترسی نابرابر به منابع ارزشمند، موجب شکل گیری جایگاه های اجتماعی متفاوت برای افراد می شود و در قالب نظمی سلسله مراتبی، برخی را در موقعیت های بالاتر و برخی را در موقعیت های پایین تر قرار می دهد. بدین ترتیب نظام قشربندی اجتماعی شکل می گیرد.
نابرابری فضایی نیز زمانی پدیدار می شود که این تمایزات اجتماعی در فضا بازتاب یابد و مناطق مختلف از نظر میزان برخورداری از منابع و امکانات ارزشمند اجتماعی، در شرایط کاملا متفاوتی قرار گیرند. از این رو تحقق برابری و اجرای عدالت اجتماعی برای کاهش و رفع تبعیض های اجتماعی و فضایی امری ضروری است. از این رو در این پژوهش به مطالعه مفهوم عدالت فضایی و ارائه سیاست هایی جهت ارتقای عدالت فضایی در برنامه توسعه شهری پرداخته شده است.
مفهوم عدالت فضایی
سازماندهی فضایی یک بعد بسیار مهم جوامع بشری است که واقعیت های اجتماعی جامعه را منعکس می کند و نشان دهنده عدالت و بی عدالتی های فضا هست و بر روابط اجتماعی تاثیر می گذارد. استفاده مناسب از فضاها و توزیع عادلانه خدمات عمومی شهری که در مفهوم گسترده تر، به آن عدالت فضایی گفته می شود، یکی از مهم ترین اهداف برنامه ریزی شهری است. عدالت فضایی یا جغرافیایی به معنای برخورداری مردم از شاخص های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، بهداشتی، اجتماعی و امنیتی متناسب با منطقه جغرافیایی است.
هدف نهایی عدالت فضایی، برابری همه ساکنان فضای جغرافیایی در برخورداری از منابع، فرصت ها و زیرساخت هاست. در نتیجه عدالت فضایی در صورتی تحقق می یابد که توزیع قدرت، ثروت و فرصت متناسب با قابلیت های مکان ها و فضاهای خرد و کلان جغرافیایی انجام شود و به تبع آن، درآمدی که به توانمندی جوامع در جهت برآورده کردن نیازها منجر می شود، افزایش دهد. از این رو درک روابط متقابل میان فضا و جامعه نقش مهمی در برنامه ریزی و سیاست گذاری دارد و می توان گفت عدالت فضایی یکی از چالش های اساسی است که به عنوان هدف نهایی بسیاری از سیاست های برنامه ریزی مطرح می شود.
روند عدالت اجتماعی و عدالت فضایی در جهان
در دیدگاه های معاصر، عدالت مفهومی وابسته به شرایط زمانی و مکانی تلقی می شود و ابعاد انسانی، اجتماعی، اقتصادی و جمعی آن اهمیت بیشتری یافته است. از این رو عدالت تنها یک اصل ثابت و کلی نیست، بلکه مفهومی پویا و متغیر است که متناسب با نیازها، ساختارها و واقعیت های هر جامعه تعریف و تفسیر می شود. بر همین اساس نمی توان تعریف واحد و یکسانی از عدالت ارائه داد که در همه جوامع و در تمام دوره های تاریخی قابل اجرا باشد. برداشت از عدالت همواره تحت تاثیر شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی قرار دارد و در هر دوره و جامعه، معنا و کارکردی متفاوت پیدا می کند.
در هر دوره زمانی و در جوامع مختلف، معنا و کارکرد عدالت با یکدیگر تفاوت پیدا می کند. در عصر سرمایه داری، مباحث مربوط به عدالت از چارچوب فردگرایی خارج شده و عدالت اجتماعی گسترش بیشتری یافته است. این نگرش در واقع نوعی واکنش به نگرش های فردگرایانه و سرمایه داری دوره مدرن است. بر این اساس می توان در غرب، عدالت را در قالب یک دسته بندی ایدئولوژیک بررسی کرد. این دسته بندی شامل جریان لیبرالیسم (اصالت فرد) و جریان سوسیالیسم (اصالت جامعه) است. عمده اختلاف نظر اندیشمندان در این زمینه، به تفاوت دیدگاه این دو جریان نسبت به مفهوم عدالت بازمی گردد.
در کشور ایران نیز به دلیل جایگاه مهم عدالت در تعالیم اسلامی و قرآن کریم، بررسی سرچشمه ها و اهداف اصلی دستیابی به عدالت همواره مورد توجه بوده است. از این رو اندیشمندان ایرانی در رابطه با مفهوم عدالت به ویژه عدالت قضایی دیدگاه های متعددی ارائه کرده اند. با این حال بازخوانی و جمع بندی این نظریات نشان می دهد که عدالت در ایران عمدتا با تمرکز بر ابعاد قضایی آن مورد بررسی قرار گرفته است و به ابعاد اجتماعی و فضایی عدالت، توجه کمتری شده است.
دسته بندی معیارهای عدالت
با توجه به مطالعات انجام شده در باب عدالت و عدالت اجتماعی می توان معیارهایی را در خصوص برنامه ریزی شهری عدالت محور مورد نظر قرار داد. در ادامه به بررسی معیارهای عدالت فضایی در شهر پرداخته شده است:
- آزادی: این معیار برای مشارکت فعال شهروندان در هنگام تصمیم گیری و تصمیم سازی در برنامه شهری و همچنین داشتن حق انتخاب های برابر شهروندان در فعالیت های روزمره در شهرها تاکید می کند. توجه به این معیار در برنامه ریزی شهری منجر به توان مندسازی جامعه جهت ریشه کن کردن استیلا و فرمان برداری در جامعه خواهد شد.
- اصل تفاوت: این معیار بر این نکته تاکید دارد که عدالت مستلزم دفاع از تفاوت ها در جامعه است. اصل تفاوت در عدالت برضرورت توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی افراد تاکید دارد و بیانگر آن است که توزیع خدمات باید متناسب با نیازهای متفاوت به ویژه نیازهای گروه های محروم اقتصادی صورت پذیرد. توجه به اصل تفاوت در برنامه ریزی شهری در واقع تلاش برای دموکراتیک کردن آن است.
- نیاز: این معیار بدین معنی است که برای رسیدن به برنامه شهری عدالت محور، توزیع منابع و خدمات شهری بایستی متناسب با نیازهای محلات و مناطق در شهرها صورت پذیرد. برنامه ریزی شهری بایستی ارتقا دسترسی افراد محروم به منابع و خدمات شهری، ایجاد مسکن قابل استطاعت و غیره را در اولویت کاری خود قرار دهد.
- استحقاق: این معیار در ساحت اجتماعی به لیاقت ها و توانایی های افراد و در ساحت محیط جغرافیایی به پتانسیل ها و توان های محیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر اشاره دارد. لازمه این مهم در برنامه ریزی شهری توجه به حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تمامی ساکنین شهر است. براساس این معیار می توان بسیاری از نابرابری ها در شهر را معقول ساخت.
- بهره مندی از منفعت عمومی: این معیار بر دسترسی افراد به خدمات براساس مشارکت آن ها در برنامه ریزی شهری تاکید دارد و هدف اصلی از این معیار در برنامه ریزی شهری عدالت محور، اجازه تجلی به آزادی تفاوت های گروهی در شهرها است. از این رو برنامه ریزی شهری عدالت محور بایستی مشارکت شهروندان را در اولویت کاری خود قرار دهد.
سیاست هایی جهت ارتقای عدالت فضایی در برنامه توسعه شهری
با توجه به اهمیت عدالت فضایی در برنامه ریزی شهری، در ادامه به ارائه سیاست هایی جهت ارتقای عدالت فضایی در برنامه توسعه شهری پرداخته می شود که به شرح زیر است:
- توجه ویژه بحث مشارکت مردمی با سیاست هایی نظر احیای شورای محلات و سازوکارهایی برای ورود مستقیم ملت به بحث مدیریت شهر و نظارت بر آن با حمایت از تشکل های مردمی و همچنین ایجاد بستری برای شفاف بودن مدیریت شهر و جلوگیری از فساد؛
- اتخاذ سیاست توزیع عادلانه خدمات و جلوگیری از تبعیض در توزیع فرصت ها و منافع شهر؛
- احیا و توجه ویژه به هویت ملی، مذهبی در شهرها با معماری ایرانی اسلامی و گسترش مناسب تفریحات خانوادگی متناسب با فرهنگ بومی مناطق در سطح شهرها و همچنین ایجاد توازن شهری با تقویت هویت محلات؛
- توجه به توازن منطقه ای و روستا برای جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهرها و تقویت اقتصاد روستاها.
جمع بندی
عدالت فضایی به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد توسعه پایدار شهری است. عدالت فضایی در توسعه شهری به این معناست که تمامی افراد و گروه های اجتماعی بتوانند به صورت عادلانه از منابع و فرصت های شهری بهره مند شوند. از این رو اندیشمندان با توجه به نظریات خود معیارها و شاخص های متفاوتی برای عدالت تعریف می کنند. در این راستا سیاست های اجرایی توسعه شهری باید به گونه طراحی و پیاده سازی شوند که منجر به کاهش نابرابری ها و افزایش عدالت فضایی شود. توجه ویژه بحث مشارکت مردمی، توجه به توازن منطقه ای و روستا و اتخاذ سیاست توزیع عادلانه خدمات از این قبیل سیاست ها است.
این مطالعه در اندیشکده راهبردی حکمرانی عادلانه (داد) توسط محمدرضا مریمی در سال 1404 انجام شده است.



