بررسی و تحلیلسلامت

تاثیر شیوع ویروس کرونا بر امید اجتماعی

بررسی تغییرات امید اجتماعی در پی شیوع ویروس کرونا در کشور و ارائه سیاست های مربوطه

شیوع ویروس کرونا در ایران باعث ایجاد ترس و دلهره در میان مردم شده است. در کنار این ترس و دلهره که طبیعی بوده و تاحدودی برای پیشگیری از ابتلا لازم است، بازار شایعات پراکنده نیز به همراه عملیات جنگ روانی هدفمند رونق گرفته است. این روند، کاهش امید اجتماعی و تاب آوری و افزایش برخی بیماری های روانی را موجب می گردد. اما این تهدید می تواند با اتخاذ سیاست های مناسب به یک فرصت برای ارتقا امید اجتماعی تبدیل شود. حاکمیت، گروه های مرجع و مردم سه کنشگر اصلی این سیاست ها هستند که باید با یکدیگر همکاری و مشارکت کافی داشته باشند.

ضرورت و اهداف پژوهش

امید و امیدواری، احساس خوشبینی فرد نسبت به آینده است و منظور از «امید اجتماعی»، امید مشترک یک ملت نسبت به آینده است که می تواند برآمده از غرور ملی، حس وطن دوستی و اعتماد به نفس باشد. یکی از عوامل امیدآفرین، سلامتی است که در حال حاضر با شیوع ویروس کرونا، موجب یاس، دلهره و حتی قطع امید بیماران شده است. شیوع این بیماری، تاثیری عمیق  و گسترده  دارد، به طوری که نه تنها جامعه مبتلایان و نزدیکان، بلکه گستره کل جامعه را متاثر می کند. در این گزارش، ضمن بررسی امید اجتماعی در ایران، سیاست هایی برای ارتقا آن در این برهه زمانی پیشنهاد می شود.

تغییرات امید اجتماعی در پی همه گیری کرونا در ایران

در هنگام وقوع یک خطر یا بحران اجتماعی همانند همه گیری ویروس کرونا، عموم جامعه طبق عقلانیت فردی دو نوع رفتار نشان می دهند: اول، پیشگیری که رویکردی منطقی، فعال و مثبت است و دوم، اضطراب و نگرانی مداوم که رویکردی انفعالی است. داشتن اضطراب زیاد، منفی و مخرب است و این حالت روانی قادر است حتی بر سامانه دفاعی بدن نیز تاثیر منفی بگذارد. به طور خلاصه، در هنگام همه گیری ویروس کرونا، چهار مولفه مهم امید اجتماعی دچار تنش می شود: الف) کاهش سلامتی به دلیل ابتلا به بیماری، ب) کاهش احساس امنیت به دلیل افزایش خطر سرایت، ج) کاهش رونق اقتصادی به دلیل رکود و بیکاری مقطعی، و د) کاهش آرامش روانی ناشی از اضطراب مداوم، تغییر سبک زندگی و بازار شایعات. در این میان، مولفه چهارم بیشتر از مابقی مولفه ها تحت تاثیر قرار می گیرد و موجب یاس و کاهش بیشتر امید اجتماعی می شود. انجام خریدهای غیرضروری که منجر به افزایش قیمت و احتکار مواد می شود، اختلال وسواس، اختلال اضطراب و افسردگی ناشی از مبهم بودن آینده و در خانه ماندن، ابتلا به سندرم بیماری هراسی و … از این نمونه است.

همچنین در پی این حوادث، پذیرندگی عامه مردم نسبت به شایعات آنقدر بالا می رود که هم خرافات دینی و هم خرافات ضددینی با استقبال بخش هایی از جامعه مواجه می شود و شاهد حرکت هایی همانند لیس زدن ضریح و یا جان باختن ده ها نفر در اثر سو مصرف الکل هستیم.

علاوه بر همه این موارد، شکنندگی اقتصاد کشور ناشی از تحریم ها، موجب شده است دولت نتواند به راحتی تصمیمات سختگیرانه تری برای تعطیلی کسب وکارها و قطع کامل زنجیره گسترش کرونا بگیرد. لذا مجموع این ناتوانی ها، به جای دشمن، به حساب ناکارآمدی مسئولان تعبیر می شود و سرمایه و اعتماد عمومی جامعه را تنزل می دهد. از طرفی، اغلب عملیات جنگ روانی این رسانه ها بر القا و درونی کردن دو محور مهم شامل ایران هراسی در جامعه جهانی و ناکارآمدی حکومت و افزایش بی اعتمادی متمرکز است.

سیاست های افزایش امید اجتماعی در زمان همه گیری بیماری

در شرایط فعلی، امید اجتماعی با فشار و ترس ناشی از احتمال ابتلا و نیز شایعه مواجه شده و دچار کاهش مقطعی گردیده است. به ویژه که عملیات جنگ روانی و تحریم نیز می توانند این سیر نزولی را سرعت دهند و یا از حالت مقطعی به حالت مداوم مبدل کنند. اما با تدبیر در اتخاذ تصمیمات مناسب، نه تنها می توان این سیر نزولی طبیعی را متوقف کرد که حتی می توان موجبات رشد آن را نیز فراهم نمود. برخی سیاست ها و اقدامات مناسب برای سه کنشگر جامعه، یعنی حاکمیت، گروه های مرجع و مردم تشریح می شوند.

حاکمیت

 در شرایط فعلی، حکمرانی نیازمند مشارکت هر سه قوه و نیروهای نظامی است و مهمترین شرط موفقیت در این زمینه تنظیم گری و هماهنگی این عناصر با یکدیگر است که در دو وظیفه ذیل متبلور میشوند:

  • مرجعیت واحد خبری، که در این راستا، حرکت ستاد ملی مقابله با کرونا در اعلام هر روزه آمار رسمی و برخورد نهادهای نظارتی با اعلام آمار غیردقیق و یا مصاحبه های برخی مسئولان ناآگاه، قابل قبول است.
  • مدیریت بحران در قالب الگوی قرارگاهی، بر اساس این الگو، سیاست گذاری، اتخاذ استراتژی، رصد و مدیریت اجرا در یکجا متمرکز می شود و همه نهادها و مجریان موظف به تبعیت از دستور قرارگاه مرکزی هستند. برای مقابله با عملیات جنگ روانی، ایجاد قرارگاه رسانه‌ای با محوریت رسانه ملی و شورای عالی فضای مجازی ضرورت دارد ولی چنین نهادی هنوز تشکیل نشده است.

گروه های مرجع

افرادی مانند نخبگان، اساتید و معلمان، مراجع و روحانیون، مسئولان، هنرمندان مردمی و جامعه پزشکان گروه های مرجع هستند که در راستای مسئولیت اجتماعی خود، با ایجاد روشنگری و فرهنگ سازی و تزریق امید، می توانند جو جامعه را به آگاهی، آرامش و رشد برسانند.

مردم

با توسعه الگوی شبکه‌ای از داوطلبان مردمی، چه برای پیشگیری و چه برای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی، می تواند موجب افزایش همبستگی ملی، توسعه ارتباطات مردمی و بی رونقی شایعات گردد. راه افتادن پویش #ما_کرونا_را_شکست_میدهیم، فعال شدن شبکه های مردمی، بسیج، هلال احمر و حرکات خودجوش برای ضدعفونی کردن شهرها، از جمله مشارکت های مهم مردمی است.

جمع بندی

شیوع ویروس کرونا در ایران، به همراه عوامل دیگری مانند تحریم ها و عملیات جنگ روانی که از سوی دشمنان در حال انجام است، باعث افزایش سرعت تنزل امید اجتماعی مردم ایران شده‌اند. این در حالی است که با تدبیر در اتخاذ تصمیمات مناسب، می توان این سیر نزولی طبیعی را متوقف کرد و حتی موجبات رشد آن را نیز فراهم نمود. در این راستا، حاکمیت با ترکیب سه قوه و نیروی انتظامی، باید از طریق مدیریت بحران در قالب قرارگاهی در حوزه رسانه و مرجعیت خبری اقدامات لازم را انجام دهند. همچنین گروه های مرجع، شامل افراد سرشناس و موثر بر مردم، باید فرهنگ سازی و روشنگری را در پیش بگیرند. مردم نیز به عنوان کنشگر سوم در این بحران، می توانند با مشارکت عمومی به این مهم کمک نمایند.

این مطالعه توسط مرکز پژوهشی آرا با همکاری مجید اسدپور در سال ۱۳۹۸ انجام شده است.

امتیاز کاربر ۴ (۱ رای)
برچسب ها

مرکز پژوهشی آرا

مرکز پژوهشی آرا، محلی برای انجام مطالعات و پژوهش‌های مورد نیاز کشور با تمرکز بر مفهوم سیاستگذاری عمومی و مبتنی بر منطق گفتمان‌محوری است. ورود به صفحه انديشکده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن