پوشش رسانهای جنگ یک هدف دارد: ترامپ
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از امریکن کانزرویتیو (15 آوریل 2026)
چرا رسانههای جریان اصلی آمریکا به تمسخر تلاشهای جنگی کشور خود ادامه میدهند؟ چرا پوشش جنگ ایران به نفع روایتهای ایرانی به نظر میرسد؟ نویسنده این مقاله به شدت از رسانههای جریان اصلی (به ویژه نیویورک تایمز و فارین افرز) انتقاد میکند و آنها را به جانبداری هدفمند علیه دونالد ترامپ متهم مینماید.
نویسنده استدلال میکند که علیرغم دستاوردهای نظامی آمریکا (انهدام بیش از 12000 هدف، نابودی نیروی دریایی و هوایی ایران، و از بین رفتن رهبری ارشد ایران)، رسانهها تصویری از «باتلاق» و «شکست قریبوقوع» آمریکا ترسیم میکنند. در مقابل، هر اقدام ایران، حتی در شرایط ضعف، به عنوان «سنجیده» و «ماهرانه» توصیف میشود.
نمونههای برجسته از پوشش جانبدارانه
- نیویورک تایمز: در تحلیلی پیش از آتشبس، مینویسد ترامپ «برنامهای برای خروج از این آشفتگی که خود ایجاد کرده ندارد» و ایران «موقعیت قدرتمندی در جنگ دارد». حتی پس از آتشبس، تایمز دیپلماسی ترامپ را «نشانه یک رهبر تکانشی» و «عقبنشینی» توصیف میکند. یک تیتر دیگر میگوید: «ترامپ در تهدید به جنایت جنگی افراط میکند.»
- فارین افرز: این نشریه مقالهای از محمدجواد ظریف، معاون پیشین رئیسجمهور و وزیر خارجه ایران، منتشر کرده است. ظریف در آن مقاله ادعا میکند «جمهوری اسلامی به وضوح در حال پیروزی در جنگ است» و آمریکا باید «تسلیم شود و تحریمها را لغو کند». نویسنده با تعجب میپرسد: «آیا میتوانید تصور کنید در جنگ جهانی دوم، مجلهای مقالهای از گوبلز (وزیر تبلیغات نازیها) منتشر میکرد؟»
- پوشش قیمت بنزین: رسانهها با استناد به قیمت 4 دلار بنزین، از «تکرار شوک نفتی دهه 1970» مینویسند، اما فراموش میکنند که در بدترین تورم بایدن (ژوئن 2022)، قیمت بنزین به 5 دلار رسیده بود بدون اینکه رسانهها آن را «فاجعه آخرالزمانی» توصیف کنند.
مقایسه با جنگهای گذشته: استاندارد دوگانه
نویسنده به شدت به استاندارد دوگانه رسانهها در پوشش جنگها اشاره میکند:
- جنگ ویتنام: 1018 هفته طول کشید.
- جنگ عراق (دوم): حدود 416 هفته.
- جنگ افغانستان: حدود 1040 هفته.
رسانهها این جنگها را «باتلاق» توصیف نکردند، بلکه آنها را «موجهای افزایش نیرو» (Surges) نامیدند و دروغهای تسلیحات کشتار جمعی عراق را برای سالها به عنوان توجیه جنگ پذیرفتند. اما جنگ ایران تنها پس از شش هفته، توسط همان رسانهها به عنوان «باتلاقی بدون راه خروج» لقب گرفته است.
هدف واقعی: به گفته نویسنده، رسانهها با وجود شکستهای قبلی (دادگاه استیضاح، روسیگیت، پرونده اپستین)، سرانجام راهی برای سرنگونی ترامپ یافتهاند: تحقیر او از طریق شکست در جنگ ایران. هر اتفاقی، از قیمت بنزین تا تلفات سربازان، به پای ترامپ نوشته میشود.
نتیجهگیری: تحقیر فرمانده کل
نویسنده نتیجه میگیرد که رسانهها علاقهای به موفقیت آمریکا در این جنگ ندارند، زیرا موفقیت ترامپ بدترین کابوس آنهاست. آنها با بزرگنمایی هر اشتباه تاکتیکی و تحسین هر حرکت ایران (حتی زمانی که ایران در حال شکست نظامی است)، به دنبال ایجاد این روایت هستند که «آمریکا در حال شکست خوردن است». این لحن نه تنها به روحیه نیروهای مسلح آسیب میزند، بلکه تصویری از «آمریکای لنگدار و ترامپ بازنده» در جهان ایجاد میکند.
^اشاره به: میشل گلدبرگ (نیویورک تایمز)، محمدجواد ظریف، جان فترمن (سناتور دموکرات)^
«امریکن کانزرویتیو» (The American Conservative) یا به اختصار TAC، یک دو ماهنامه سیاسی محافظهکار مستقر در واشنگتن دیسی است که در سال 2002 تأسیس شد.این نشریه در واکنش به سیاستهای جرج دبلیو بوش و به ویژه برای مقابله با جریان غالب «نئوکان» در میان راست آمریکا شکل گرفت و به عنوان تنها نشریه محافظهکاری که آشکارا با حمله به عراق در سال 2003 مخالفت کرد شناخته میشود.



