چگونه جنگ ایران استراتژی عربستان را بازشکل میدهد: از هرمز و حوثیها تا خروج امارات از اوپک
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از چتم هاوس ( 1 می 2026)
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چالشهای متعددی برای عربستان سعودی ایجاد کرده است: بسته شدن تنگه هرمز، شکاف عمیقتر با امارات، و خروج امارات از اوپک. این جنگ همچنین محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، را به تأمل واداشته است. پیش از بن سلمان، سیاست سعودی کند، مبتنی بر اجماع و عمدتاً قابل پیشبینی بود. ولیعهد محیط داخلی را پویا کرد و سیاست خارجی بسیار جسورانهتر و گاه غیرقابل پیشبینی را دنبال کرد که عربستان را به دردسر انداخت. با این حال، جنگ ایران یک بار دیگر فرآیند تصمیمگیری در پادشاهی را کند کرده است، زیرا رهبری در حال بازنگری در استراتژی بلندمدت خود است. آنها به خوبی آگاهند که هر نتیجهای از این درگیری، آینده منطقه را حداقل برای دو دهه آینده تعیین خواهد کرد.
از تنگه هرمز تا دریای سرخ چگونه جنگ ایران استراتژی عربستان را بازشکل میدهد: از هرمز و حوثیها تا خروج امارات از اوپک
بازنگری عربستان اکنون به طور غیرقابل اجتنابی بر تنگه هرمز متمرکز شده است. بسته شدن این تنگه، یک آسیبپذیری کلیدی نه تنها برای تجارت، بلکه برای موفقیت استراتژی «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور را آشکار کرده است. از آنجا که هرمز یک بار بسته شده است، همیشه این خطر وجود خواهد داشت که دوباره این اتفاق بیفتد. این امر تهدیدی بلندمدت برای جریانهای تجاری و برنامههای تحول اقتصادی عربستان ایجاد میکند.
در نتیجه، پادشاهی در حال بازنگری در جغرافیای اقتصادی خود است. پروژههای امتداد خط ساحلی غربی عربستان، از جمله بنادر، مناطق صنعتی و توسعههای گردشگری، اکنون به اولویتهای کلیدی تبدیل خواهند شد. عربستان قصد دارد از مزیت جغرافیایی دو خط ساحلی خود (خلیج فارس و دریای سرخ) برای تبدیل شدن به قطب اصلی صادرات و لجستیک منطقه استفاده کند. آرامکو باید صادرات نفت خام را به سمت دریای سرخ هدایت کند یا حداقل ظرفیت انتقال ۷ میلیون بشکه در روز را برای مطابقت با صادرات قبل از جنگ ایجاد کند. با قیمت نفت در حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه (تقریباً دو برابر سطح قبل از جنگ)، ریاض در حال حاضر انعطاف مالی قابل توجهی دارد.
اما تغییر مسیر از هرمز، ریسک را از بین نمیبرد، فقط آن را جابجا میکند. حملات به کشتیرانی دریای سرخ توسط حوثیهای متحد ایران نشان میدهد که ناامنی دریایی به یک محدودیت مرکزی برای جهتگیری مجدد عربستان به سمت غرب تبدیل خواهد شد.
شکاف با امارات و خروج از اوپک
تهدید ناامنی دریایی برای جاهطلبیهای دریای سرخ عربستان، به توضیح عدم تمایل ریاض به درگیری مستقیم در جنگ علیه ایران و لابیگری آن علیه تشدید بیشتر کمک میکند. رهبری سعودی تشخیص میدهد که پاسخ نظامی نه تنها ریسک داراییهای انرژی و زیرساختهای حیاتی خود را افزایش میدهد، بلکه میتواند حوثیها را به طور مستقیمتر وارد درگیری کند. این امر به نوبه خود، مسیرهای صادراتی جایگزین عربستان را تهدید کرده و تنوعبخشی ضروری آن را از هرمز تضعیف مینماید.
این موضوع به توضیح مواضع متفاوت عربستان و امارات در قبال جنگ و تنشهای فزاینده بین آنها نیز کمک میکند. ابوظبی موضعی سخت علیه ایران اتخاذ کرده است که بسیار نزدیکتر به موضع آمریکا و اسرائیل است. عربستان به تدریج اسرائیل و اقدامات آن را تهدیدی برای امنیت منطقه میبیند. تصمیم امارات برای خروج از اوپک، هرچند کاملاً غیرمنتظره نبود، ضربه دیگری برای پادشاهی است. مهمتر از همه، رقابت آنها برای نفوذ در دریای سرخ تشدید خواهد شد.
بازاندیشی استراتژیک و هزینهگذاری محتاطانه
رهبری سعودی همچنین در حال استفاده از جنگ برای تجدید اولویتهای هزینههای خود در پوشش بحران است. صندوق ثروت ملی (PIF) عربستان شروع به عقبنشینی از تعهدات بینالمللی پرمخاطب کرده است، از جمله لیگ گلف LIV و حمایتهای مالی مرتبط با اپرای متروپولیتن نیویورک. این نشاندهنده حرکت به سمت هزینههای محتاطانهتر و انضباط سرمایهای شدیدتر است.
بن سلمان دو درس تلخ از مداخله عربستان در یمن گرفت: اول، تصمیمگیری تکانشی هزینه دارد؛ دوم، چیزی به نام جنگ سریع وجود ندارد. این ممکن است بیمیلی او به مشارکت در جنگ علیه ایران را توضیح دهد. در عوض، عربستان تقریباً به حالت قبلی خود بازگشته است و احتیاط، صبر و موقعیتیابی بلندمدت را بر دستاوردهای کوتاه مدت ترجیح میدهد.



