بررسی چالش ها و موانع اجرایی آموزش های حین ازدواج
بررسی موانع، چالش ها و راهکارهای ارتقای آموزش های حین ازدواج در چارچوب قانون حمایت از خانواده
با تحولات سریع جوامع مدرن و پیچیده تر شدن مسائل اجتماعی، نیازهای فردی و خانوادگی نیز دستخوش تغییرات اساسی شده است. این تغییرات موجب شده است تا نقش نهادهای سنتی مانند خانواده به موازات نهادهای رسمی و تخصصی، توسعه یابد. در این راستا آموزش های قبل، حین و پس از ازدواج به عنوان یکی از سیاست های کلیدی برای ارتقای مهارت ها و آگاهی زوجین و پیشگیری از طلاق مطرح شده اند. با این حال، اثربخشی این آموزش ها بستگی مستقیم به کیفیت اجرا و مواجهه با چالش ها و موانع موجود دارد. بررسی دقیق و همه جانبه موانع و عوامل موثر در اجرای این برنامه ها، نقش مهمی در بهبود سیاست گذاری ها و افزایش کارآمدی آن ها ایفا می کند.
ضرورت و اهداف پژوهش
با توجه به تحولات اجتماعی و پیچیدگی مسائل خانواده در جامعه مدرن، نقش نهادهای ثانویه مانند وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت در آموزش و افزایش آگاهی زوجین پیش، حین و پس از ازدواج اهمیت یافته است. بخشی از تکالیف حمایت از خانواده که سابقا برعهده خانواده و بزرگان بوده، به این نهادها منتقل شده است. هدف این آموزش ها کاهش طلاق و افزایش پایداری زندگی مشترک است. با این حال بررسی ها نشان می دهد؛ اگرچه آموزش های حین ازدواج باعث افزایش آگاهی زوجین شده و حدود ۹۰ درصد آن ها از این آموزش ها رضایت داشته اند، ولی کیفیت تاثیرگذاری بر مهارت های رفتاری و کنترل بحران ها همچنان ناکافی است. همچنین آگاهی لزوما به مهارت تبدیل نمی شود؛ همانگونه که با وجود افزایش آگاهی، اهداف این سیاست از جمله کاهش طلاق و افزایش باروری تحقق نیافته است. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی موانع و چالش های اجرایی این آموزش ها می پردازد تا بتواند دلایل ناکامی برنامه را شناسایی و راهکارهای بهبود را پیشنهاد دهد.
روش شناسی پژوهش
پژوهش حاضر با روش کیفی و دلفی انجام شده است که بر اساس نظرات متخصصان مرتبط با اجرای آموزش های حین ازدواج شکل گرفته است. در این روش، از نمایندگان نهادهای مختلف مانند وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، معاونت امور زنان و خانواده و دانشگاه ها مصاحبه و جلسه کارشناسی برگزار شد. مدل پژوهش مبتنی بر اجراپژوهی و ترکیب چهار متغیر اصلی شامل صورت بندی سیاست، ساختار و منابع، ارتباطات بین عوامل اجرا و تاثیر عوامل خارجی است. این چهار دسته متغیر، چارچوب تحلیل مصاحبه ها و بررسی موانع اجرایی آموزش های حین ازدواج را شکل می دهند.
موانع اجرایی آموزش های حین ازدواج
پس از انجام مصاحبه با نخبگان و مطلعین کلیدی این موضوع، متن مصاحبه ها بر اساس شاخص ها و مولفه های مدل اجراپژوهی مورد تحلیل قرار گرفت. این مولفه ها عبارتند از:
اهمیت صورت بندی سیاستی
یکی از مولفه های کلیدی اجراپژوهی، تاثیر صورت بندی دقیق و شفاف سیاست بر موفقیت اجرای آن است. قانون یا سیاست باید هدف محور، مبتنی بر نظام علی و مرتبط با فرایندهای دیگر به ویژه آموزش قبل و پس از ازدواج باشد. صورت بندی صحیح از انحراف هدف، هدررفت منابع و کاهش اثرگذاری جلوگیری می کند. همچنین، برنامه های سیاستی باید بر پایه نظریه علی معتبر فنی باشند تا تضمین کننده موفقیت و اثربخشی در اجرا باشند. چالش های موجود در این بخش عبارتند از:
- تشتت در اهداف سیاستی آموزش های حین ازدواج: آموزش های حین ازدواج باید مبتنی بر نظریه علی معتبر و تحلیل دقیق سیاست باشند تا اهداف مشخص و اثرگذار تعریف شود. در پژوهش ها و مصاحبه ها، توافقی درباره چرایی و ضرورت این آموزش ها وجود ندارد.برخی هدف را افزایش دانش و پایداری خانواده، برخی آگاهی از چالش ها برای مراجعه به مشاوره و برخی ترغیب به فرزندآوری می دانند. هدف کلی در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، افزایش باروری است؛ اما اهداف جزئی آموزش ها شفاف نیستند و تشتت در اهداف به سبب ضعف نظریه پشتیبان و ابهامات موجود در آیین نامه و شیوه نامه دیده می شود. همچنین، اهداف شیوه نامه با سرفصل های آموزشی همخوانی ندارد و اولویت ها به درستی مشخص نیست. این ناهماهنگی و عدم شفافیت در اهداف و سیاست ها، به مشکلات جدی در اجرا و ارزیابی آموزش های حین ازدواج منجر شده و موفقیت برنامه را تحت تاثیر قرار داده است؛
- ضعف برنامه ریزی در تدوین محتوای کارآمد آموزش های حین ازدواج: تشتت اهداف آموزش های حین ازدواج چالش هایی در تعیین محتوای آموزشی ایجاد کرده است. عدم شفافیت اهداف منجر به تغییرات سلیقه ای، ناهماهنگی با سایر آموزش ها و ارائه مباحث تکراری یا نامتناسب می شود. پرداختن نا به جا به مباحث حقوقی و عدم توجه به نگرش ها و نیازهای زنان درباره تعارض تحصیل، اشتغال و فرزندآوری تاثیر منفی دارد. محتوای فعلی ناکافی است و برای موفقیت سیاست فرهنگی لازم است نظریه پشتیبان قوی، اهداف روشن و محتوای به روز و منسجم متناسب با مخاطب تدوین شود تا تاثیر واقعی حاصل شود؛
- مشکلات اجرایی در خصوص شاخص های انتخاب مربیان آموزش های حین ازدواج: عدم شفافیت اهداف آموزش های حین ازدواج موجب مشکلاتی در گزینش مربیان شده است. پیش تر، انتخاب مربیان توسط کمیته ای تخصصی با ارزیابی صلاحیت علمی و اخلاقی انجام می شد، اما اکنون صرفا با بررسی رزومه و شرط تاهل صورت می گیرد. شرط تاهل با وجود اهمیت در مباحث روان شناسی و سلامت جنسی، باعث کمبود مربیان مرد و محدودیت همکاری مربیان مجرد شده است. برای اتخاذ تدبیری در این زمینه، می توان شرط تاهل را به عنوان یک امتیاز (و نه یک شرط) در نظر گرفت؛ به طوری که افراد متاهل در اولویت انتخاب باشند و امتیاز بیشتری را برای انتخاب شدن داشته باشند.
خلاها و مشکلات ساختاری و نظام یکپارچه
یکی از جنبه های مهم اجرای موفق، یکپارچگی و هماهنگی بین عوامل اجراست. آموزش های حین ازدواج به عنوان برنامه ای بین دستگاهی، نیازمند همکاری نهادهای مختلف است. ساختارهای تشکیلاتی نقش کلیدی در اجرای سیاست ها دارند و برای تحقق هماهنگی باید نقش ها سازماندهی و به طور مستمر اصلاح شوند. ایجاد سازوکار قانونی نیز برای تضمین این هماهنگی ضروری است. چالش های موجود در این بخش عبارتند از:
- ضعف ساختاری و عدم تجانس در فرایند اجرای آموزش های حین ازدواج: پس از تصویب قانون حمایت از خانواده، وزارت بهداشت متولی آموزش های حین ازدواج شد؛ اما ساختار جدید با اهداف کلان هماهنگ نیست. پیش تر شورای عالی انقلاب فرهنگی نقش فرانهادی داشت و تقسیم کار منظم بود، اما اکنون اتصال آموزش های قبل، حین و پس از ازدواج ضعیف شده است. کمیته های کشوری، علمی و فرهنگی پیش بینی شده اند، اما کمیته علمی تشکیل نشده و جلسات به دلیل مسئولیت ها و نبود الزام قانونی برگزار نمی شود. این ناهماهنگی ها موجب کاهش انسجام و پیچیدگی اجرایی شده است؛
- چالش های اجرایی حضور مربیان در مراکز آموزش های حین ازدواج: ارتباط و هماهنگی بین مجریان آموزش های حین ازدواج، به ویژه مراکز جامع خدمات سلامت، برای موفقیت برنامه حیاتی است. مشکلاتی مانند عدم حضور مربیان منتخب، جایگزینی نامناسب، تاخیر در جایگزینی و ضعف تدریس به ویژه در شهرهای کوچک وجود دارد. قراردادهای کوتاه مدت و بدون تعهد بلندمدت مربیان نیز باعث کمبود نیرو و ناپایداری آموزش ها شده است. همچنین ناظر اجرایی پیوسته وجود ندارد؛
- چالش های موجود در روند تامین بودجه و پرداخت حق الزحمه مربیان: بودجه، اگرچه عامل مهمی در اجرای سیاست هاست، اما کنترل و تخصیص صحیح آن اهمیت بیشتری دارد. در آموزش های حین ازدواج، هزینه حقوق مربیان و امکانات برگزاری کلاس ها بخش عمده ای از بودجه را تشکیل می دهد. پرداخت نامنظم، دیرهنگام و کم حق الزحمه مربیان باعث کاهش همکاری و نارضایتی آنان شده است. بیش از ۶۰ درصد مربیان از مبلغ و ۵۱ درصد از زمان پرداخت ناراضی اند که نیازمند توجه و رسیدگی جدی برای انگیزش و استمرار آموزش هاست.
تاثیر عوامل خارجی
در بین چالش ها و موانع اجرا دسته ای از متغیرها وجود دارد که مربوط به عوامل محیطی و شرایط سیاست گذاری هستند. در خصوص آموزش های حین ازدواج نیز عوامل و متغیرهایی وجود دارد که باعث شده تا موانع اجرایی به وجود آید به طوری که از تاثیر سیاست ها کاسته شود و اهداف اولیه به درستی محقق نشود. چالش های موجود در این بخش عبارتند از:
- نامناسب بودن زمان برگزاری کلاس ها: زمان برگزاری آموزش های حین ازدواج هم فرصت و هم چالش است؛ چراکه زوجین درگیر تدارکات ازدواج بوده و کمتر به یادگیری توجه می کنند. اغلب زوجین فقط برای دریافت گواهی شرکت می کنند و تصمیم ازدواجشان قطعی شده است. این موضوع موجب اختلاف نظر در میان عوامل اجرا شده است. برخی معتقدند زوجین پرخطر باید آموزش های بیشتری ببینند، اما برخی دیگر می گویند در این زمان نمی توان روی تصمیم آن ها تاثیر گذاشت؛
- ناهمگونی مخاطبان آموزش های حین ازدواج: مخاطبان آموزش های حین ازدواج از نظر تحصیلات، سابقه تاهل و فرهنگ جغرافیایی بسیار ناهمگون اند. این تنوع باعث می شود محتوای یکسان برای همه مناسب نباشد. برخی آموزش ها برای افراد با تحصیلات پایین یا زوجین دوم متفاوت باید متناسب سازی شود. همچنین تفاوت فرهنگی و جغرافیایی استان ها نیازمند آموزش های بومی شده است. هرچه گروه هدف وسیع تر و متنوع تر باشد، تاثیرگذاری بر رفتار آنان دشوارتر و اجرای سیاست پیچیده تر خواهد بود؛
- محدودیت های مراکز جامع خدمات سلامت: در حال حاضر ۴۶۶ مرکز آموزش حین ازدواج با ساعت کاری محدود (۸ تا ۱۴) فعالیت می کنند که پس از آزمایش ها، فقط حدود ۴ ساعت برای آموزش باقی می ماند. این محدودیت باعث کاهش زمان برخی سرفصل ها و تغییر شیوه تدریس شده و ارزیابی سیاست را دشوار می کند. همچنین، همه مراکز توان برگزاری دوره ها را ندارند و زوجین مجبور به صرف دو روز برای آزمایش و آموزش می شوند که کیفیت حضور و اهمیت آموزش را کاهش می دهد.
پیشنهادهای ارتقای آموزش ها و نظارت در قانون حمایت از خانواده
در خصوص این آموزش های قبل، حین و پس از ازدواج نظریه علی توسعه یافته ای وجود ندارد و موجب خلل در شفافیت اهداف و اولویت گذاری شده است؛ بنابراین پیشنهاد می شود:
- با توجه به اینکه مطابق قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، یکی از وظایف ستاد ملی جمعیت، تدوین و ابلاغ دستورالعمل ارزیابی عملکرد دستگاه ها نسبت به اجرای این قانون است. لذا پیشنهاد می شود آیین نامه اجرایی ماده 38 این قانون به تصویب ستاد ملی جمعیت برسد و شاخص های عملیاتی این ماده در راستای نظارت پذیری و سنجش اثربخشی اجرا از سوی ستاد و با همکاری شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین شود؛
- ضروری است سازمان برنامه و بودجه کشور با نظر ستاد ملی جمعیت منبع اعتباری تحقق ماده 38 را مشخص کند. درواقع در نظام اولویت گذاری و تامین اعتبار تکالیف قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت که قانون متاخر در این موضوع است، مشخص شود که این موضوع با توجه به اینکه تکلیف تاسیسی نبوده و از قبل نیز دستگاه بابت اجرای آن اعتبار دریافت می کرده، ذیل کدام ردیف تامین اعتبار خواهد شد؛
- بازنگری در شیوه برگزاری دوره آموزشی حین ازدواج با توجه به اهداف تعیین شده با توجه به هدف گذاری که برای آموزش های حین ازدواج تعیین شده و مورد نظر بودن استحکام خانواده و با توجه به کاهش کیفیت آموزش ها و اثرگذاری آن با شرایط اجرایی فعلی، می توان دریافت وام ازدواج را منوط به ارائه گواهی آموزش های حین ازدواج قرار داد. در این حالت دستگاه فرصت بیشتری برای ارائه با کیفیت آموزش ها دارد و از سوی دیگر زوجین نیز زمان بیشتری برای بهره مندی از آموزش های این دوره دارند.
جمع بندی
پژوهش حاضر به بررسی موانع اجرایی و اثرگذاری آموزش های حین ازدواج پرداخت؛ چراکه با وجود افزایش آگاهی زوجین، اثرگذاری این آموزش ها بر مهارت های رفتاری و کنترل بحران ناکافی بوده و اهداف کاهش طلاق و افزایش باروری تحقق نیافته اند. تشتت اهداف سیاستی، ضعف در برنامه ریزی محتوای آموزشی، مسائل انتخاب مربیان، ناهماهنگی ساختاری بین نهادهای متولی، محدودیت های بودجه و نارضایتی مربیان به عنوان مشکلات اصلی شناسایی شدند. همچنین عوامل محیطی مانند زمان نامناسب برگزاری کلاس ها و تنوع مخاطبان، کیفیت آموزش ها را کاهش داده است. برای بهبود، پیشنهاد می شود آیین نامه اجرایی ماده 38 قانون حمایت از خانواده تصویب و شاخص های ارزیابی عملکرد تدوین شود. همچنین ضمن تعیین منابع مالی، نحوه برگزاری دوره ها بازنگری شده و از گواهی آموزش ها به عنوان شرط دریافت وام ازدواج استفاده شود تا آموزش ها اثربخش تر و هماهنگ تر اجرا شوند.
این مطالعه در مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با همکاری زهره حسنی سعدی و ریحانه رحمانی پور در سال 1404 انجام شده است.




