از پادگان تا محله؛ امنیت مردمپایه در مکتب شهید سلیمانی
احمد زارعان، به بررسی مفهوم «امنیت مردمپایه» بهعنوان رویکردی نوین در تامین امنیت پایدار پرداخته است.
چگونه میتوان امنیت را از انحصار دولتها خارج کرد و با تکیه بر مشارکت مردمی و سرمایههای اجتماعی، الگویی پایدار و عمیق برای تامین امنیت دربرابر بحرانهای پیچیده منطقهای طراحی کرد؟ تجربه شهید حاج قاسم سلیمانی در عراق و سوریه چه درسهایی برای تحقق «امنیت مردمپایه» در جهان اسلام دارد؟
حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، سال ۱۴۰۵ را با عنوان «اقتصاد مقاومتی در پرتو امنیت و وحدت ملی» نامگذاری فرمودند. این نامگذاری هوشمندانه، پیوندی عمیق و ناگسستنی میان سه مقوله «اقتصاد»، «امنیت» و «مشارکت ملی» را به نمایش میگذارد. بدون امنیت پایدار، نه سرمایهگذاری شکل میگیرد، نه تولید رونق مییابد و نه معیشت مردم تامین میشود. ازسویدیگر، امنیتی که صرفا با اتکا به پادگانها، تجهیزات و قدرت سخت تامین شود، شکننده، پرهزینه و ناپایدار است. تجربه چهار دهه انقلاب اسلامی و بهویژه دفاع مقدس، الگویی دیگر را روایت میکند: امنیتی که ریشه در متن جامعه دارد، توسط خود مردم تولید میشود و با سرمایههای اجتماعی گره خورده است. این همان «امنیت مردمپایه» است که در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی به اوج خود رسید. او ثابت کرد که مردمیسازی امنیت نه یک شعار آرمانگرایانه، بلکه کارآمدترین و پایدارترین راهکار دربرابر بحرانهای پیچیده منطقهای است. در چنین نگاهی، «اقتصاد مقاومتی» نیز بدون «امنیت مردمی» و «وحدت ملی» تحققنیافتنی خواهد بود.
با توجه به ضرورت موضوع امنیت برای تحقق اقتصاد مردمی، دکتر احمد زارعان، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، به بررسی مفهوم «امنیت مردمپایه» بهعنوان رویکردی نوین در تامین امنیت پایدار پرداخته است. درمقابل «امنیت رژیمپایه» که کارگزاران آن منحصرا دولتها هستند، امنیت مردمپایه بر نقش اساسی مردم و گروههای اجتماعی در تولید امنیت تاکید دارد. این رویکرد که ریشه در آموزههای انقلاب اسلامی و تجربه گرانبهای دفاع مقدس دارد، در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی به اوج خود رسید. ایشان با درک عمیق از اهمیت سرمایه اجتماعی و نقش بیبدیل مردم در تامین امنیت، در بحرانهای سوریه و عراق، با بسیج سرمایههای اجتماعی سرگردان و تاسیسنیافته، توانست امنیتی پایدار و عمیق را در منطقه ایجاد کند. این یادداشت ضمن تحلیل ابعاد مختلف این رویکرد، بر ضرورت بازخوانی مکتب شهید سلیمانی بهعنوان الگویی برای مردمیسازی امنیت در جهان اسلام تاکید دارد.
مقدمه؛ امنیت، نعمت الهی و نیاز فطری
امنیت، یکی از بزرگترین نعمتهای الهی و نیازهای فطری بشر است. در آیات و روایات اسلامی، بر ضرورت امنیت بهعنوان الزامه حیات طیبه توحیدی تاکید شده است. خداوند متعال در آیه ۵۵ سوره نور به کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام میدهند، وعده داده است که بیم آنها را به امنیت تبدیل کند. همچنین در آیه ۱۵۵ سوره بقره، فقدان امنیت را وسیلهای برای امتحان معرفی کرده و در آیه ۱۱۲ سوره نحل، ناامنی را بهدلیل کفران نعمتهای الهی دانسته است.
امنیت دارای سطوح مختلفی مانند فردی، اجتماعی، ملی و بینالمللی است و درطول تاریخ، بهویژه در دوران ظهور دولتهای مدرن، تامین آن یکی از مهمترین وظایف دولتها بهشمار میآمده است. اساسا یکی از مهمترین شاخصهای سنجش کارآمدی یک دولت، میزان توانایی آن در تامین امنیت در سطوح و ابعاد مختلف است و ناتوانی در این حوزه، از نشانههای دولتهای ورشکسته محسوب میشود.
تعریف و پارادایمهای امنیت
از امنیت دو نوع تعریف ایجابی و سلبی ارائه میشود. در تعریف سلبی، امنیت وضعیتی است که منافع حیاتی یک کنشگر ازسوی دیگران در معرض تهدید نباشد یا درصورت وجود تهدید، کنشگر توانایی لازم برای دفع یا مدیریت آن را داشته باشد. در تعریف ایجابی، کنشگران با شناسایی دقیق محیط داخلی و خارجی، راهبردهایی برای تولید امنیت و پیشگیری از بروز تهدید اتخاذ میکنند. حدود و ثغور پارادایمهای امنیتی براساس پنج معیار اصلی مشخص میشود: غایت امنیت (تامین امنیت با چه هدفی؟)، مرجع امنیت (امنیت چه کسی یا چه چیزی؟)، موضوع امنیت (سخت، نیمهسخت یا نرم؟)، روش ایجاد امنیت (سلبی، ایجابی یا ترکیبی؟) و کارگزار ایجاد امنیت (بازیگران دولتی، غیردولتی یا بینالمللی).
امنیت رژیمپایه درمقابل امنیت مردمپایه
براساس کارگزار تامین امنیت، دو رویکرد اصلی قابل شناسایی است:
امنیت رژیمپایه: در این رویکرد، کارگزاران تامین امنیت، بازیگران دولتی و بینالمللی هستند. دولت، اصلیترین عامل تولید امنیت محسوب میشود و مردم نقش چندانی در این فرآیند ندارند. این الگو که ریشه در دولتهای مدرن غربی دارد، امنیت را کالایی میبیند که باید توسط نهادهای رسمی تولید و به مردم ارائه شود.
امنیت مردمپایه: در این پارادایم، مردم و گروههای اجتماعی، اصلیترین کارگزاران ایجاد امنیت هستند. امنیت در پایینترین سطوح و عمیقترین لایههای اجتماعی تولید میشود. مردم هم بهرهبردار (مرجع) امنیت و هم کارگزار تامین آن هستند. تمایز اساسی این دو رویکرد در این است که در امنیت مردمپایه، مردم محور امنیت محسوب میشوند و مشارکت فعال آنها، زمینهساز تولید امنیت پایدار خواهد بود.
شهید سلیمانی و مکتب امنیت مردمپایه
شهید حاج قاسم سلیمانی یکی از شاخصترین شخصیتهای دفاعی-امنیتی در سطح جهان است که تحقق امنیت را براساس رویکرد «امنیت مردمپایه» دنبال میکرد. ایشان کارگزاران تامین امنیت را در بازیگران دولتی یا غیردولتی و ملی یا بینالمللی محدود نمیکرد و در مکتب امنیتی ایشان، مردم نقش اساسی در تامین امنیت داشتند.
ویژگیهای رویکرد مردمپایه شهید سلیمانی عبارت بود از: مشارکتجویی (بسیج ظرفیتهای مردمی برای تامین امنیت)، اعتمادآفرینی (ایجاد اعتماد متقابل بین مردم و نهادهای امنیتی)، پایداری (تولید امنیت پایدار بهدلیل ریشهداشتن در بطن جامعه) و سرمایهسازی اجتماعی (تولید سرمایه اجتماعی قابلتوجه برای نظامهای سیاسی).
بحرانهای غرب آسیا و نقش سرمایه اجتماعی
ماهیتشناسی بحرانهای غرب آسیا، بهویژه بحران امنیتی سوریه (۲۰۱۱) و عراق (۲۰۱۴)، نشان میدهد که این بحرانها با هدف نابودی سرمایه اجتماعی دولتها ایجاد شدند. اگرچه زمینههای آسیبزا از دههها قبل در این کشورها وجود داشت، اما عوامل خارجی نقش غیرقابلانکاری در استهلاک سرمایه اجتماعی و شکلگیری و تصاعد این بحرانها ایفا کردند. فساد و ناکارآمدی، بخشی از استهلاک سرمایه اجتماعی دولتهای عراق و سوریه را تبیین میکنند، اما عامل اصلی، جنگ ترکیبی بازیگران امنیتسوز، بهویژه در حوزه جنگ شناختی بود. این مسئله بهویژه در بین گروههای اجتماعی که دچار بیقراری هویتی یا چالش منافع با دولت بودند، باعث سقوط بخشهای وسیعی از این دو کشور و قرارگرفتن دولت در معرض فروپاشی شد.
راهبرد شهید سلیمانی؛ ترمیم سرمایه اجتماعی
شهید سلیمانی که بهنمایندگی از جمهوری اسلامی ایران و بنا به درخواست دولتهای عراق و سوریه برای مدیریت بحرانهای امنیتی وارد کارزار شده بود، از همان ابتدا ترمیم سرمایه اجتماعی آسیبدیده دولتهای این دو کشور را در دستور کار قرار داد. ایشان معتقد بود دولتها میتوانند با استفاده از این سرمایه اجتماعی ترمیمشده، خود را بازیابی کنند.
سرمایه اجتماعی سرگردان، سرمایهای است که عینیت نیافته یا فرصت ظهور و بروز عینی پیدا نکرده است. شهید سلیمانی نسبت به سازماندهی این نوع سرمایه اجتماعی نیز اقدام کرد:
تاسیس حشدالشعبی در عراق: پس از تصرف مناطق وسیعی از عراق توسط داعش در سال ۲۰۱۴ و با وجود تصور داعش مبنیبر سقوط سریع بغداد، فتوای مرجعیت عالی شیعیان عراق و حمایتهای مستشاری، آموزشی، اطلاعاتی و لجستیکی جمهوری اسلامی ایران، سرمایه اجتماعی سرگردان در عراق را عینیت بخشید و آن را درراستای دفع تهدید و ایجاد امنیت به خدمت گرفت.
تشکیل دفاع وطنی در سوریه: هنگامی که معارضان مسلح تکفیری و غیرتکفیری به دروازههای دمشق رسیده بودند و نظام سوریه درمعرض سقوط قرار گرفته بود، فرماندهان ایرانی بهویژه شهید سلیمانی و شهید همدانی، دولتمردان سوری را متقاعد کردند تا سرمایه اجتماعی حامی نظام یا مخالف معارضان مسلح را به راه بیندازند. کسانی که ضمن انتقاد از نظام سوریه، با حاکمیت جریانهای تکفیری و مداخله خارجی مخالف بودند، جذب، سازماندهی و تسلیح شده و درراستای امنیت محلهمحور بهکار گرفته شدند.
هنر شهید سلیمانی در مردمیکردن امنیت
هنر شهید سلیمانی در مردمیکردن امنیت ازطریق بسیج سرمایههای اجتماعی تاسیسنیافته یا سرگردان، به بحرانهای سوریه و عراق محدود نمیشود. ایشان در تمام ادوار فرماندهی و مدیریتی خود بر نقش مردم در تامین امنیت تاکید داشتند:
دوران دفاع مقدس (۱۳۵۹-۱۳۶۷) بسیج مستضعفان نقش بیبدیلی در دفع تهدید متجاوز و تامین امنیت سرزمینی ایفا کرد. این دوران، نخستین تجربه میدانی از کارآمدی رویکرد امنیت مردمپایه بود.
دوران مقابله با اشرار و ضدانقلاب (۱۳۶۷-۱۳۷۶) نیروهای مردمی محلی، ریشسفیدان و بزرگان طوایف در استانهای جنوب شرقی، نقش ارزندهای در تامین امنیت ایفا کردند. این رویکرد بعدها توسط شهید شوشتری تداوم و توسعه پیدا کرد.
نتیجهگیری
انقلاب اسلامی ایران، هم در مقطع شکلگیری و پیروزی و هم در مقطع تداوم، بقا و گسترش، مرهون مردم بوده است. مردم نقش بیبدیلی در تامین امنیت و دفع تهدید از انقلاب اسلامی ایفا کردهاند. انقلاب اسلامی، یک انقلاب مردمی است که نقش مردم را در همه عرصهها نه بهعنوان یک نقش تزئینی و نمایشی، بلکه بهعنوان یک نقش تاثیرگذار و تعیینکننده میپذیرد.
رویکرد امنیت مردمپایه، با تکیه بر مشارکت فعال مردمی و سرمایههای اجتماعی، نهتنها امنیتی پایدارتر و عمیقتر ایجاد میکند، بلکه زمینهساز مشروعیت بیشتر نظامهای سیاسی و تقویت سرمایه اجتماعی آنها نیز خواهد بود. تجربه موفق این رویکرد در بحرانهای سوریه و عراق، الگویی الهامبخش برای سایر کشورها در مواجهه با بحرانهای امنیتی محسوب میشود.
مردم، یکی از اصلیترین منابع تامین امنیت ملت، کشور، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بهعنوان نهاد سیاسی برآمده از آن هستند. این مفهوم، به مردم ایران محدود نمیشود و همه ملتهای مسلمان و غیرمسلمان آزادیخواه را شامل میشود؛ ملتهایی که از تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی دفاع میکنند و سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی در اقصی نقاط جهان محسوب میشوند.



