رونمایی از کتاب تامین مالی اندیشکدهها در ایران و جهان
خانه اندیشهورزان، ضرورت، اهمیت، مدلها و انواع تامین مالی را بررسی کرد.

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده ها؛ نشست بررسی راهکارهای «تامین مالی اندیشکده و هستههای اندیشه ورز» با همکاری بنیاد ملی نخبگان و خانه اندیشهورزان، 10 خرداد 1403، برگزار شد. در این نشست صابر میرزایی، معاون پژوهشی مرکز همکاریهای تحول و پیشرفت ریاست جمهوری؛ محسن مومنی راد، سیاست پژوه؛ امیرحسین صادقی، نویسنده کتاب «تامین مالی اندیشکده ها در ایران و جهان» یه ایراد سخن پرداختند.
ضرورت تامین مالی اندیشکدهها
صابر میرزایی، نضج اندیشکدههای چندبعدی را که درکی از پیچیدگی آینده داشته باشند، نیازمند حمایت حاکمیتی میداند.
اندیشکدهها برای اکنون لازم اما برای آینده ضرورت هستند. چراکه در آینده مشکلات پیچیدهتر میشوند و ساختارهای کارشناسی دولت معطوف به موضوع خاصی است و ساختارهای فعلی جوابگوی مشکلات پیچیده نخواهند بود. بنابراین اگر حاکمیت نتواند نظمدهنده، خطدهنده و تامینکننده امنیت باشد، موضوعیتش از بین میرود. از بین رفتن موضوعیت حاکمیت، یعنی جامعه بدون مدیریت، که وضعیتی آشوبناک است. ایجاد ابزار و سازوکارهای مدیریت جامعه، ازطریق اندیشکدهها برای حاکمیت فراهم میشود. چراکه حاکمیت نمیتواند تمام مسائل خود را با پول حل کند و این مسائل نیازمند اندیشکدههایی است که متمرکز بر موضوعات حاکمیت باشند. این نیاز موجود است ولی آیا این نیاز درک میشود؟ خیر.
مسئله تصمیم، بسیار پیچیدهتر از مسئله تشخیص است. از یک طرف اشخاصی را داریم که اگر پول هم داشته باشند، نمیدانند آن را به کجا تخصیص دهند و از طرف دیگر کسی را نداریم که بیاید مشکل را حل کند! در این وضعیت، اندیشکدهها را داریم که پیشاپیش جواب مسائل را میدانند و پیشبینی میکنند. اما چالش اندیشکدهها در ایران نیز این است که فقط به مسائلی که مخاطب دولتی دارد، میاندیشند. بنگاهها و شرکتهای خصوصی، حوزههای نظامی و امنیتی، مسائل حوزه فرهنگ، چالشهای حوزه رسانه و غیره که آینده جهان بر مدار آنهاست، هنوز جزء خدمات اندیشکدهای در ایران نیستند. البته نهادهایی داریم که حوزه کارشان مربوط به بازه زمانی طولانیتری دارند، اما اندیشکدهها هنوز کوتاهمدت هستند. که ضرورت حمایت حاکمیت از عمر طولانی اندیشکدهها را اثبات میکند.
محور دوم فعالیت اندیشکدهها میتواند خلایی باشد که در کشور با آن مواجهیم. اکنون سنجش و پایش حوزههای متعدد سیاستگذاری در کشور، توسط عاملان و ذینفعان همان حوزهها انجام میگیرد. بهطورمثال، وضعیت آموزشوپرورش از دل گزارشات آموزشوپرورش سنجیده میشود. درحالیکه یک اندیشکده میتواند حول کیفیت وضعیت آموزش در کشور گزارشات محرمانه برای رئیسجمهور و گزارشات اطلاعرسانی برای رسانهها تهیه کند. در غیراینصورت و با وضعیت فعلی، رئیسجمهور چگونه میتواند از وضعیت واقعی افت تحصیلی، کیفیت آموزش و غیره مطلع شود؟
اینگونه اندیشکدهها که اولا پیچیدگی مسائل را درک کنند، بتوانند کشور را به تصمیم و تشخیص درست برسانند و درک صحیحی از وضعیت موجود ارائه کنند، نیازمند یک جریان پولی و تامین مالی قوی است.
اهمیت تامین مالی اندیشکدهها
محسن مومنی راد، ویژگیهای تامین مالی خوب را مرور میکند.
مثل سایر حوزههای علوم اجتماعی، در تعریف اندیشکده و کارکرد آن نیز تعریف واحدی وجود ندارد. یک تعریف اندیشکده میتواند «غرض داشتن» و کارکرد آن «دنبالکردن آن غرض» است. این غرض، همان اثربخشی سیاستی و اثرگذاری بر سیاستهای عمومی کشور یا منطقه است. در این غرضورزی و دنبالکردن هدف، موضوعات مهمی همچون مدیریت مالی، حکمرانی و رهبری، مدیریت پروژهها و غیره مطرح است؛ که تمام آنها به موضوع تامین مالی گره خوردهاند. در این میان نظارت، ارزیابی و یادگیری حلقه مفقوده تمام اندیشکدهها در ایران است. همین موضوع بر تامین مالی اثر میگذارد. بنابراین تا زمانی که تامین مالی درست صورت نگیرد، نظارت و ارزیابی هم درست شکل نمیگیرد. وقتی یک عنصر ضعیف میشود، عناصر دیگر هم ضعیف میشود. مهمترین اثر تامین مالی در مرحله اول بر سیاستپژوهی و در مرحله دوم اولویتهای پژوهشی است. به این معنی که اگر اندیشکده روی موضوع مهمی دست بگذارد که خریدار ندارد، چگونه میتواند آن موضوع را تامین کند؟ بنابراین مسئلهسازی مهم میشود.
ما اندیشکده را به دو عنصر میشناسیم: استقلال-انصاف و قوت نظری (سیاستپژوهی). داشتن استقلال و انصاف برای اندیشکده به این معنی است که وقتی ایدهای را مطرح میکند، دغدغهاش عموم جامعه و صلاحیت عمومی باشد نه اینکه انتفاع بخشی از جامعه. قوت نظری و سیاستپژوهی نیز یعنی سیاستپژوه باید مسئله اجتماعی و سیاستی را فهم و آن را در دنیای آکادمیک جستجو کند و جواب آکادمیک آن را بیابد و آن را به جواب سیاستی تبدیل کند.
از آنجایی که زیستبوم سیاستپژوهی ما کامل نیست و تامین مالی و ابزارهای تامین مالی شکل نگرفته، این موضوع بر ارزیابی و نظارت و پژوهشمان اثر میگذارد. چالشها و خلاءهای این حوزه را میتوان در سه محور توضیح داد:
- یکی از چالشهای تامین مالی اندیشکدهها، تامین مالی خارجی است. تامین مالی خارجی در بسیاری از کشورها جاری و ساری است؛ اما در کشور ما مشکلاتی را برای اندیشکدهها ایجاد میکند.
- از دیگر چالشهای تامین مالی، نگاه سیاستپژوهان است که برخی نه میدانند چگونه باید تامین مالی کند و نه میخواهند این کار را بکنند! چون طلب پول واقعا کار سختی است. بنابراین تامین مالی صورت نمیگیرد چون کسی نیست که به دنبال آن نیست.
- از چالشهای دیگر این است که سیاستپژوه همزمان باید در دو میدان بجنگد: میدان اول برای جاری و قانونی کردن ایدهاش و میدان دوم برای تامین مالی آن ایده و پروژه است.
با اینحال فرصتهای خوبی برای تامین مالی نیز در کشور وجود دارد:
۱. وقف علم و فناوری، که سنت جاافتادهای است؛
۲. تامین از بودجههای نهادهای غیردولتی.
در این میان باید توجه داشت که تامین مالی خوب چند ویژگی بارز دارد:
۱. قابل اتکا باشد؛
۲. مدل تامین مالی متنوع باشد و همه تخممرغها را در یک سبد نگذاریم، یعنی منابع و روشها متنوع باشد؛
۳. شفاف باشد؛
۴. همراستا با اهداف سیاستی و پژوهشیمان باشد؛
۵. از طریق نهادهای وابسته باشد یا استقلال داشته باشیم؛
۶. ذخیره اضطراری داشته باشیم.
اندیشکدهها همواره از دریافت پول ابا دارند و برخی نیز آن را اشتباه میدانند که تفکر اشتباهی است. اندیشکده خدمتی انجام میدهد و تلاشی میکند و نیروی انسانی آورده است، پس باید طلب تامین مالی داشته باشد.
باید توجه داشت که پیش از همه اینها نیازمند راهبرد و مدل هستیم. گاهی ما صرفا تصور میکنیم که در تامین مالی مشکل داریم، اما واقعیت این است که راهبردمان مشخص نیست. بهعبارتدیگر راهبرد و دغدغه مشخص، تامین مالی را به دنبالش میآورد. باید به این سوالات پاسخ دهیم:
- تامین مالی متمرکز میخواهیم یا غیرمتمرکز؟
- نهاد یا شخصی که میخواهد به ما کمک کند چرا باید این کار را بکند؟ در ازای این کمک چه آوردهای برای او داریم؟
- آیا سیاستپژوهی کالایی عمومی است یا خیر؟ اگر بگوییم عمومی است، روش تامین مالی آن الزاما از دولت نیست؛ اگر بگوییم نیست، باز هم نمیشود به طورکلی دولت را کنار گذاشت که از آن حمایتی نکند.
انواع اندیشکده و انواع تامین مالی
امیرحسین صادقی، مدلهای ایرانی و جهانی تامین مالی اندیشکدهها را شرح میدهد.
اکنون تامین مالی، مهمترین دغدغه اندیشکدههاست که سایر بخشهای اندیشکدهها را هم تحتالشعاع قرار میدهد؛ رسانه، ارتباطات و اثرگذاری. از این جهت باید اقداماتی برای آن انجام میشد که تالیف کتاب در این زمینه، از نخستین گامها بود.
کتاب «تامین مالی اندیشکدهها در ایران و جهان» در فصل اول به تعریف مفاهیم میپردازد و اندیشکده را نهادی تعریف میکند که فارغ از وابستگی دولتی و غیردولتی، ازطریق ابزار سیاستپژوهانه به فکر اثرگذاری بر مسائل عمومی کشور باشد. و سپس با دستهبندی اندیشکدهها، شمایی کلی از انواع اندیشکده بهدست میدهد.
در فصل دوم وارد بحث تامین مالی اندیشکده میشویم که در این کتاب بیشترین تاکید بر تامین مالی پایدار است؛ که ویژگیهای آن برشمرده میشود: تنوع سبدها، ثبات، عدم وابستگی تکبعدی و… این بحث از مطالعه کتابخانهای صرف فراتر رفت و به تجربه افراد مجرب زیستبوم گره خورد. و براساس پیشنهادات افراد، دانش مقدماتیای پیرامون این موضوع شکل گرفت.
درانتها به مدلهای تامین مالی اندیشکدهها در ایران و جهان وارد شدیم و با رصد کتابهای خارجی، مدلهای موجود ازجمله وقف، هدیه، فروش مکتوبات و پایگاه خبری و غیره احصا شد؛ که 15 مدل اصلی و 2 مدل فرعی بهدست آمد. در این باره تلاش این بود که در هر یک از این مدلها فارغ از اینکه آن مدل چیست و چگونه کار میکند، به دنبال این باشیم که هرکدام از این مدلها چه نکاتی دارد و نمونههایی از رواج آن در ایران را نشان دهیم. این امر به شناخت آن مدل و چگونگی کاربست آن کمک میکند.
در انتها، کتاب به سناریوهای آینده تامین مالی وارد میشود. برای نمونه یک سناریو این بود که اندیشکدهها خودشان برای تامین مالی اقدام کنند یا نهادهای حامی مثل خانه اندیشهورزان در بحث تامین مالی کمک کنند که در این شیوه باید مسئله و نیازها تعریف شود و صندوقی درست شود که این دغدغه را کمتر کند. روال خانه اندیشهورزان هم الان این گونه است، سناریوی دیگر این بود که راههایی چون وقف را در پیش بگیرند و سناریوهای دیگری که در کتاب خواهید دید.
بخش آخر هم، بخش کلامی با سطوح اندیشکدهها است. همانطور که گفتم ما سطوحی از اندیشکدهها داریم: اندیشکده هسته، اندیشکده نوپا، بالغ و مادر؛ که هرکدام نیازمندیها و توانمندیها خاص خود را دارند. ما کلا با دو مدل از اندیشکدهها مواجه هستیم، بعضی اندیشکدهها بر موضوعاتی کار میکنند که قابلیت درآمدزایی ندارند، مثلا بحث زنان به آن معنا شاید درآمدزایی نداشته باشد اما اندیشکدههایی داریم که بر موضوع دانش بنیان یا استارتاپها کار میکنند، همین امر باعث شده که استارتاپها بیایند از ظرفیت اندیشکده استفاده کنند و با آن پروژهای را آغاز کنند. از میان سطوح اندیشکدهها، اندیشکدههای مادر به حمایت مالی چندان نیاز ندارند، چون به توانمندیهایی رسیدهاند که از نیروهای بدیل تامین مالی میتوانند استفاده کنند، مثل حق عضویت یا لابیگری.











