اخبار

چشم‌انداز جنگ و همبستگی اجتماعی در ایران

مصاحبه مرکز ارزیابی سیاستی ایران با دکتر سامان یوسف وند پیرامون وضعیت همبستگی اجتماعی در شرایط جنگی

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده ها، ویژه نامه مرکز ارزیابی سیاستی ایران که به مصاحبه سامان یوسف وند، مشاور ارشد مرکز پژوهش های مجلس، در خصوص آثار اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی در این دوران بحران و ضرورت‌های مدیریت صحیح این بحران‌ها پرداخته است؛ منتشر شد. بخشی از اظهارات دکتر یوسف وند به شرح زیر است:

جنگ؛ شر مطلق با هزینه‌های سنگین

من به‌عنوان یک تحلیل‌گر سیاسی، همواره جنگ را به‌عنوان «شر مطلق» معرفی کرده‌ام. در واقع، هیچ‌ جامعه‌ای نباید به‌راحتی به جنگ کشیده شود چرا که تبعات آن به‌طور معمول منفی است. مهم‌ترین دستاورد مثبت یک جنگ ممکن است تأمین امنیت باشد، ولی این تأمین امنیت فقط با صرف هزینه‌های سنگین و تلاش‌های بلندمدت حاصل می‌شود. در این دوران، کشور ما با چالش‌های عدیده‌ای همچون ضعف زیرساختی، تحریم‌ها و ناترازی‌های اقتصادی مواجه است و همین مسائل، هرگونه هزینه و ویرانی جنگ را به‌شدت سنگین‌تر می‌کند.

جنگی که آغاز شده، با تخریب‌های وسیع در زیرساخت‌ها، به تحمیل فشارهای بیشتر بر دولت و کسری بودجه‌ای که خود به‌طور مداوم در حال افزایش است، خواهد انجامید. با وجود این، مهم‌ترین چالشی که ما با آن روبه‌رو هستیم، ایجاد ناامنی و کاهش کارآمدی در زیرساخت‌های انرژی است. این روند، نه‌تنها وضعیت اقتصادی کشور را وخیم‌تر می‌کند، بلکه تهدیدی برای ثبات اجتماعی و ملی به‌وجود می‌آورد.

همبستگی اجتماعی؛ موقتی یا پایدار؟

در شرایط کنونی، یکی از آثار اجتماعی جنگ، به‌وجود آمدن نوعی همبستگی ملی است. این همبستگی از آنجا نشئت می‌گیرد که امنیت به‌عنوان نیاز مشترک میان تمامی طبقات اجتماعی مطرح می‌شود. ما همگی، اعم از فقیر و غنی، به‌طور مشترک با تهدیداتی روبه‌رو هستیم که موجب شده است در برابر بحران‌ها، هدف مشترک‌مان حفظ امنیت باشد.

اما این همبستگی نمی‌تواند پایدار باشد مگر آنکه اصلاحات اساسی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی انجام شود. در حال حاضر، جامعه‌ی ایران به دلیل فقدان تجربه‌ی مشترک زیستی و وجود تفاوت‌های شدید طبقاتی، دچار تفرقه است. همبستگی موقتی در برابر تهدیدات خارجی می‌تواند به‌طور موقت اتحاد ایجاد کند، ولی بدون اصلاح ساختاری، این همبستگی به‌سرعت از بین خواهد رفت.

در مثال‌های تاریخی، مانند زمان شهادت شهید سلیمانی، شاهد بودیم که همبستگی به‌طور موقت به وجود آمد، اما این انسجام پایدار نماند. بنابراین، اگر به‌دنبال همبستگی پایدار هستیم، باید ساختارها را تغییر دهیم و به منافع همه گروه‌ها توجه کنیم.

چالش روایت‌سازی و مدیریت افکار عمومی

جنگ امروز، ویژگی‌هایی متفاوت از جنگ‌های گذشته دارد. در گذشته، رزمندگان داستان‌های خود را از جبهه‌ها می‌آوردند و روایت‌ها به‌سادگی میان مردم منتقل می‌شد. اما امروز، جنگ به‌صورت الکترونیکی و از طریق رسانه‌ها و فضای مجازی به تصویر کشیده می‌شود. این تغییر، مشکلاتی را در عرصه روایت‌سازی به‌وجود آورده است.

در حال حاضر، واقعیت جنگ برای مردم به‌طور ملموس قابل‌دریافت نیست. صداهای انفجار، موشک‌ها و محدودیت‌های اینترنتی موجب شده است که نقل‌قول‌ها و داستان‌ها به‌راحتی به افکار عمومی منتقل نشوند. این وضعیت، علاوه بر پیچیدگی‌های داخلی، با چالش‌هایی در سطح بین‌المللی نیز روبه‌رو است.

بنابراین، اگر می‌خواهیم روایت‌هایی مؤثر از جنگ بسازیم، باید به‌طور ویژه به چالش‌ها و محدودیت‌های این روایت‌پردازی توجه کنیم و از ظرفیت‌های رسانه‌ای برای ارتقای همدلی جهانی استفاده کنیم.

مدیریت بحران و حکمرانی در دوران پسا‌جنگ

دولت و سیستم حکمرانی در دوران پسا‌جنگ باید از شفافیت و صداقت بیشتری برخوردار باشد. در وضعیت کنونی، اگر در مدیریت بحران‌ها خطاهایی صورت گیرد، نارضایتی‌های اجتماعی می‌تواند شدت یابد. ما به‌ویژه در شرایطی قرار داریم که برخی گروه‌ها ممکن است پس از پایان جنگ، تلاش کنند تا دستاوردهای آن را مصادره کنند و همچنان روند «خودی و غیرخودی» را ادامه دهند.

در این راستا، ضرورت دارد که چهره‌های جدید و متخصص در عرصه سیاست‌گذاری و رسانه‌ها نقش ایفا کنند و از استفاده از چهره‌های تکراری که اعتماد عمومی را از دست داده‌اند، پرهیز شود. برای پیشبرد اهداف پسا‌جنگی و بازسازی اجتماعی، نیازمند صداقت و همبستگی واقعی هستیم.

بازنگری در ساختارهای حکمرانی و رویکرد به آینده

دوران پساجنگ، فرصتی استثنایی برای بازنگری در کارآمدی سیستم حکمرانی خواهد بود. در این مقطع زمانی، باید ضعف‌های موجود در بخش‌های مختلف حکمرانی شناسایی شده و اصلاحاتی جدی در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و اجتماعی انجام شود. این تغییرات به‌ویژه در زمینه‌هایی همچون رفع نابرابری‌ها، افزایش شفافیت و کارآمدی سیستم تصمیم‌گیری ضروری است.

من معتقدم که اگر به این مسائل توجه کنیم، می‌توانیم از این بحران به ‌عنوان فرصتی برای بازسازی کشور استفاده کنیم و جامعه را به سمت همبستگی پایدار سوق دهیم. این مسأله تنها با رویکردی کل‌نگر، برنامه‌ریزی دقیق و در نظر گرفتن منافع ملی همه گروه‌ها ممکن خواهد بود.

نتیجه‌گیری

بحران کنونی یک آزمون بزرگ برای حکمرانی و انسجام اجتماعی ایران است. مدیریت صحیح این بحران، در کنار اصلاحات عمیق در ساختارهای اجتماعی و حکومتی، می‌تواند کشور را به سمت آینده‌ای باثبات‌تر و هماهنگ‌تر هدایت کند. برای موفقیت در این مسیر، به کارآمدی بیشتر سیستم حکمرانی، افزایش همبستگی ملی و ارتقای شفافیت در روابط حاکمیت و مردم نیاز داریم.

ویژه نامه مرکز ارزیابی سیاستی ایران

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اخبار

اخبار و رویدادهای اندیشکده‌های ایران را در این صفحه دنبال کنید. مشاهده سایر اخبار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا