بررسی و تحلیلدین و دینداریسند تحلیل مسئلهفرهنگ و رسانه

مسئله حجاب؛ چرخش های فرهنگی و دینی

بررسی وضعیت فعلی حجاب در ایران، داستان حجاب و مصرف جبرانی و پیشنهاد به نهادهای دینی

تجربه دینی در جهان و ایران در حال تحول است. بخش قابل توجهی از این تحول به انجام امور عبادی مربوط می شود که حجاب یکی از نمونه های برجسته در این حوزه است. ایران در دو سال گذشته شاهد تغییرات سریع و گسترده ای در موضوع حجاب بوده است. هرچند شرایط سیاسی این تغییرات را نمایان تر کرده، اما این دگرگونی ریشه های عمیق تری دارد. تغییر در الگوی پوشش و حجاب علاوه بر شرایط سیاسی، از عوامل دیگری نیز تاثیر می پذیرد که گاهی از دید دین داران و متولیان نهاد دین پنهان می مانند. این تحولات به تغییرات بنیادین ترى مرتبط هستند که به الگوی دین داری باز می گردد؛ الگویی که خود در حال دگرگونی است.

ضرورت و اهداف پژوهش

بیش از دو سال از وقایع پاییز ۱۴۰۱ و ناآرامی هایی که جرقه آن ها مسائل مرتبط با حجاب و گشت ارشاد بود می گذرد. در این بازه وضعیت حجاب دستخوش تغییرات مختلفی شده است. نوع مواجهه حاکمیت با رعایت نکردن حجاب شرعی از نظر ماهوی تغییری نکرده و تنها به دلیل برخی محدودیت ها و فشارهای اجتماعی، شدت و ضعف آن در بازه های زمانی مختلف متغیر بوده است. تداوم گشت ارشاد در قالب طرح هایی با اسامی جدید و تکثر مجریان این طرح ها نیز نتوانسته گامی در جهت دستیابی به وضعیت مورد قبول حاکمیت ایجاد کند.

علاوه بر این، برخی برخوردهای خارج از چارچوب های قانونی و افراطی با کسانی که حجاب را رعایت نمی کنند، بازتاب های رسانه ای گسترده ای داشته و درنهایت منجر به مخدوش تر شدن پدیده حجاب اجباری در اذهان بخش قابل توجهی از جامعه شده است. در کنار این بعد، مسئله حجاب از زاویه دیگری نیز قابل بررسی است؛ زاویه ای که فارغ از جنبه های حکمرانی و قانونی، از زمینه های فرهنگی و اجتماعی تاثیر می پذیرد و در لایه ای عمیق تر اصل موضوع حجاب را تحت تاثیر قرار می دهد. این گزارش با مخاطب قرار دادن نهادهای دینی شامل سازمان روحانیت، موسسات و سازمان های مذهبی، فعالان مذهبی و متولیان آموزش در جامعه مذهبی، به این لایه از مسئله حجاب می پردازد؛ لایه ای که ارتباط تنگاتنگی با موضوع دین داری و فراز و فرودهای آن دارد.

وضعیت فعلی حجاب در ایران

در ایران از زمان انقلاب اسلامی، زنان ملزم به رعایت حجاب شرعی در اماکن عمومی هستند. با این حال، در دهه های اخیر به ویژه در میان جوانان، مقاومت هایی علیه این اجبار مشاهده شده و تمایل به رعایت حجاب اجباری در سال های اخیر کاهش یافته است. کمپین ها و اعتراضات اجتماعی از جمله «چهارشنبه های سفید» نشان دهنده نارضایتی بخش هایی از جامعه از اجبار حجاب است. در آینده نیز احتمالا مخالفت با حجاب اجباری در میان نسل جوان ادامه خواهد یافت و این موضوع به چالشی برای سیاست های اجتماعی و فرهنگی کشور تبدیل خواهد شد.

برای رسیدن به یک تصمیم قابل اجرا، ضروری است که بخش عمده ای از گروه های دخیل در فرایند تصمیم سازی به یک توافق نسبی دست یابند. با این حال، بررسی وضعیت مسئله حجاب در یک سال گذشته نشان می دهد که چنین توافقی حاصل نشده است. حتی در میان لایه های حاکمیتی و دولتی که مستقیما در این مسئله دخیل هستند دیدگاه مشترکی وجود ندارد. این اختلاف نظر در لایه های بیرونی تر از دایره حاکمیت عمق بیشتری یافته است؛ به گونه ای که بخشی از بدنه حوزه علمیه که معمولا در مسائل حساس سکوت کرده یا همراه با حاکمیت بوده در این موضوع وارد شده و مواضعی اتخاذ کرده است که با کلیت رویکرد حاکمیت هم راستا نیست. در همین راستا، در زمان نگارش این گزارش، لایحه عفاف و حجاب نیز همچنان در وضعیتی نامشخص قرار دارد و نتوانسته میان تصمیم گیران اتفاق نظر ایجاد کند. این پراکندگی دیدگاه ها نشان دهنده چالش های جدی در شکل گیری یک سیاست جامع و کارآمد در این حوزه است.

داستان حجاب و مصرف جبرانی

در هر نوع مصرف، فرد به دنبال برآورده کردن یک نیاز است؛ نیازی که می تواند جسمی (مانند نیاز به غذا) یا روانی (مانند نیاز به تایید شدن توسط دیگران) باشد. آنچه در مصرف جبرانی اتفاق می افتد این است که فرد یک محصول را مصرف می کند، اما نه برای برآورده کردن نیازی که مستقیما به آن محصول مرتبط است. مصرف جبرانی معمولا در شرایطی رخ می دهد که فرد به دلایل مختلف دچار نوعی تلقی منفی نسبت به خود شده و می خواهد با این نوع مصرف، حس منفی ایجاد شده نسبت به خود را کاهش دهد یا از بین ببرد.

در رابطه با حجاب و مصرف جبرانی طبق مطالعه ای که در مورد زنان مسلمان مهاجر به کشورهای غیر اسلامی انجام شده است، مشاهده می شود که زنان مسلمان که در محیط های اسلامی محافظه کارانه رشد کرده اند، پس از مهاجرت به کشورهای غربی، به تدریج حجاب خود را کنار می گذارند. این تغییر رفتار به عنوان یک مکانیسم جبرانی برای کاهش ناهماهنگی خود و همچنین به عنوان نوعی تفکیک از هویت قبلی شان و نمادهای مرتبط با آن در نظر گرفته می شود.

در ایران، به ویژه در دهه های اخیر، تغییرات چشمگیری در نگرش جوانان نسبت به مقوله حجاب مشاهده شده است. این تغییر نگرش ها ناشی از عواملی چون کاهش تعلق مذهبی، فشارهای روانی، اجتماعی و سیاسی و ناهماهنگی خود است که بخشی از زنان در جامعه تجربه می کنند. طبق مطالعه مورد بررسی، برای بسیاری از زنان کنار گذاشتن حجاب به عنوان اقدامی برای تفکیک از هویت مذهبی که به آن ها تحمیل شده است و بازپس گیری کنترل بر زندگی خود تلقی می شود. این تفکیک به آن ها اجازه می دهد تا احساسات منفی ناشی از ناهماهنگی میان خود واقعی و خود ایده آل را کاهش دهند و از نمادهای مرتبط با فشارهای اجتماعی و مذهبی که در طول زندگی تجربه کرده اند، فاصله بگیرند. این موضوع نشان می دهد که فرآیند کنار گذاشتن حجاب تنها به دلایل مذهبی محدود نمی شود، بلکه واکنشی به شرایط پیچیده اجتماعی، سیاسی، روانی و ناهماهنگی های درونی است که بخشی از زنان ایرانی با آن مواجه هستند.

افق پیش رو؛ ریسک ها و فرصت ها

در این بخش برخی از ریسک ها و فرصت های مقوله حجاب در ایران مورد بررسی قرار می گیرد:

سرمایه اجتماعی و اعتماد به نهاد دین

بر اساس مطالعات مختلف، سرمایه اجتماعی به طور کلی در ایران با افول مواجه شده است و نهاد دین نیز از این قاعده مستثنی نیست. همچنین اعتماد عمومی به نهاد دین طی چند دهه گذشته، روندی کاهشی داشته و این روند کاهشی همچنان ادامه دارد. حجاب به عنوان یک نماد برخاسته از بستر دینی، به شدت تحت تاثیر این دو مقوله یعنی سرمایه اجتماعی و اعتماد به نهاد دین، قرار دارد. در صورت تداوم روند نزولی این دو عامل، نمی توان انتظار داشت که حجاب به عنوان یک نماد دینی وضعیت بهتری پیدا کند. در چنین فضایی، در بهترین حالت هر نوع اقدام نسنجیده برای افزایش اقبال به حجاب، اثراتی موقتی و مسکن وار خواهد داشت و در بدترین حالت، می تواند تاثیری کاملا معکوس داشته باشد.

مد و زیبایی شناسی

بخشی از تحولات عرصه حجاب در ایران، برخلاف تصوری که بسیار دارند، نه تنها تاثیرپذیر از تغییرات حوزه عقاید، بلکه متاثر از تحولات مد و پوشاک و سبک زندگی است. گسترش پدیده ای موسم به “حجاب استایل” در این فضا قابل توجیه است. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا گفتمان دینی توانسته است برای امواج متنوع حوزه مد و نیازهایی که پس از آن در بازار مصرف پوشش ایجاد می شود، پاسخ مناسبی ارائه دهد؟ به نظر می رسد که در آینده ای نه چندان دور، توانایی نهاد دین در پاسخگویی به این نیازها کاهش بیشتر خواهد یافت.

جریان های حقوق زنان

جنبش های زنانه در سطح جهان شاهد رشد و گسترش هستند و نشانه های این رشد را در فضای داخلی ایران نیز می توان مشاهده کرد. حضور و نقش آفرینی مقوله حقوق زنان در وقایع 1401، بخشی از این تاثیر جهانی و گسترده است. به نظر می رسد این روند در ایران نیز مسیری رو به رشد و گسترش را طی کند. در صورت عدم توجه و ارائه راه حل های مناسب از سوی نهاد دین، جنبش ها و جریان های حقوق زنان می توانند چالش های بیشتری را برای این نهاد و به تبع آن برای موضوع حجاب به ویژه حجاب اجباری در ایران، ایجاد کنند.

پیشنهادهایی به نهادهای دینی

در این بخش برای رفع چالش های پیش روی حجاب، پیشنهاداتی به نهادهای دینی ارائه شده است:

تغییر بینشی: توقف انکار و نادیده گرفتن

نهاد دین در ایران شامل کلیه سازمان هایی است که با هدف ترویج، آموزش، حمایت و نظارت بر آموزه های دینی و فرهنگ مذهبی در جامعه فعالیت می کنند. این سازمان ها معمولا در مواجهه با اغلب تغییرات رویکرد انکار و نادیده گرفتن داشته و دارند. موضوع حجاب یکی از مصادیق بارز اعمال این رویکرد از سوی نهاد دین است، به نحوی که حتی پیشنهاد پذیرش تغییر در لایه های مصداقی و نمادین با واکنش های شدیدی از سوی بخشی از نهاد دین مواجه می شود که کاملا مبتنی بر طرد است.

نهاد دین اگر به دنبال حفظ ارزش های اساسی خود است، در گام نخست باید بپذیرد که در شرایط کنونی، رویکرد طرد و انکار راهگشا نیست. در اولین قدم، متولیان این نهاد باید قبول کنند که حتی در میان افرادی که خود را متعلق به قشر مذهبی جامعه می دانند و برایشان حجاب از منظر شرعی اهمیت دارد، تعریف واحدی از حجاب مطلوب وجود ندارد. در این مسیر، نهاد دین با پذیرش وجود نگاه های متفاوت، باید دست از تلاش برای یکسان سازی کل جامعه بردارد و با نگاهی واقع گرایانه به مسئله بپردازد.

تغییر دانشی: تلاش برای شناخت وضعیت کنونی

نهاد دین باید به جای انکار و تقابل با دیدگاه های متفاوت به شناخت عمیق تری از وضعیت کنونی جامعه بپردازد. این تغییر دانشی مستلزم پژوهش و مطالعه ای گسترده در زمینه تنوع دیدگاه ها، تجربه ها و انتظارات مختلف از حجاب و سایر مفاهیم دینی است. استفاده از نظرسنجی ها گفت و گوهای مستقیم با افراد از گروه های مختلف اجتماعی و بررسی پژوهش های اجتماعی و فرهنگی می تواند به نهاد دین کمک کند تا تغییرات و گرایش های جامعه را بهتر درک کند.

تغییر روشی: ورود به میدان بازی

به جای اتخاذ رویکردهای منفعل یا صرفا نظارتی، نهاد دین می تواند رویکردی فعالانه و تعاملی در مواجهه با موضوعات دینی و فرهنگی اتخاذ کند. این تغییر رویکرد شامل ایجاد فضاهای گفت و گو، برگزاری کارگاه ها و نشست های آموزشی با مشارکت افراد مختلف جامعه به ویژه جوانان و طراحی برنامه های فرهنگی است که در آن ها افراد می توانند دیدگاه های خود را آزادانه مطرح کنند. همچنین حضور فعال نهاد دین در فضای دیجیتال و شبکه های اجتماعی و استفاده از زبانی که با نسل جوان همخوانی داشته باشد از جمله راهکارهایی است که می تواند این نهاد را به میدان تعامل اجتماعی وارد کند.

جمع بندی

حدود دو سال از وقایع پاییز ۱۴۰۱ و ناآرامی هایی که جرقه آن ها مسائل مرتبط با حجاب و گشت ارشاد بود می گذرد. حاکمیت در طی این دو سال برخوردهای متفاوتی را با این موضوع داشته است. پژوهش حاضر سعی در بررسی لایه ی دیگری از مسئله حجاب داشت و با مخاطب قرار دادن نهادهای دینی به بررسی مسئله حجاب پرداخت. بر این اساس، به نظر می رسد که در آینده ای نه چندان دور اقبال به حجاب و حمایت از ایده حجاب اجباری با افتی قابل توجه مواجه خواهد شد. همچنین توانایی نهاد دین در پاسخگویی به نیازهای مد و زیبایی شناسی کاهش بیشتری خواهد یافت. از همین رو لازم است تا نهادهای دینی به جای انکار وضعیت کنونی و نادیده گرفتن آن، وضعیت را به خوبی بشناسند و به جای اتخاذ رویکردهای منفعل یا صرفا نظارتی به درستی وارد میدان شوند.

این مطالعه در گروه بررسی های راهبردی میراث توسط علیرضا رحمانی در سال 1403 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

گروه بررسی های راهبردی میراث

ما تلاش می‌کنیم تا موسسات و فعالان مذهبی در کنار دیگر کنشگران جامعه ایران بتوانند از بهترین راهکارها برای حل مسائل اجتماعی و فرهنگی استفاده کنند.

علیرضا رحمانی

دکتری جامعه شناسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا