تاثیر انتخاب جو بایدن بر منافع ایران در آسیای مرکزی
برآیند سیاست های راهبردی آمریکا در آسیای مرکزی

ایالات متحده آمریکا تاکنون اصلی ترین راهبرد کلان خود برای آسیای مرکزی را اتصال ژئوپلیتیک این منطقه به آسیای جنوبی با محوریت افغانستان قرار داده است این در حالی است که منطقه در آستانه یک دوره گذار برای انتقال قدرت (حدود ۵ ساله) با کناره گیری گزینه های برجای مانده از دوره شوروی سابق (نور سلطان نظربایف و امامعلی رحمان)، تثبیت صف بندی های سیاسی جدید (در قرقیزستان و ازبکستان) و احتمالاً آماده سازی برای دور جدیدی از حاکمیت اقتدارگرایانه شخص محور در ترکمنستان است. در این شرایط صرف کناره گیری، عدم تعریف منافع راهبردی و فقدان ابزار می تواند ایران را طی دو دهه آینده از مزیت های راهبردی آسیای مرکزی محروم نماید.
ضرورت و اهداف پژوهش
برآیند سیاست های راهبردی آمریکا در آسیای مرکزی، متشکل از مؤلفه هایی ثابت و متغیر است. در حوزه مؤلفه های ثابت، آمریکا اهداف توسعه ای با فعالیت آژانس توسعه بین المللی(USAID)، گذر کشورها به لیبرالیزاسیون اقتصادی، توسعه دموکراسی و اصلاحات ساختاری و … را مدنظر دارد. بااین حال در حوزه گزاره های متغیر سیاست خارجی آمریکا باید به شرایط و تحولات منطقه ای توجه ویژه ای داشت.در حال حاضر شکاف های میان چین و آمریکا عمیق تر شده در روابط با روسیه نیز طی سال های اخیر نوع روابط مجدداً از تعامل به سوی رویکرد تقابلی نزدیک شده است. برآیند این تعاملات در دولت بایدن در کنار رویکرد وی در خصوص تداوم پروسه صلح افغانستان می تواند اولاً بر ثبات کشورهای منطقه آسیای مرکزی همسایه ایران تأثیر بگذارد و دوما می تواند به صورت مستقیم بر روابط دوجانبه ایران با این کشورها تأثیرگذار باشد.
گزارش زمینه و تاریخچه راهبردی سؤال
حضور دموکرات ها در رأس قدرت در شوروی سابق و ازجمله آسیای مرکزی تغییرات رادیکال در حوزه های سیاسی و اجتماعی را رقم زده است. درحالی که جمهوری خواهان در دوره هایی مانند تحولات بعد از 11 سپتامبر تعامل با دولت های منطقه و استفاده از ژئوپلیتیک آن ها برای اهداف نظامی منطقه ای و بین المللی را مدنظر قرار داده اند.
بازیگران و ذی نفعان
روسیه حساسیت بالایی نسبت به تغییر و یا تداوم سیاست های آمریکا در دولت بایدن دارد چراکه منطقه آسیای مرکزی را برای خود نزدیک ترین « خارج نزدیک » نسبت به منطق قفقاز، بالتیک و حتی شرق اروپا می داند طرحی که دولت های ایالت متحده طی سال های اخیر پیگیری کرده اند، کاهش تدریجی وابستگی کشورهای آسیای مرکزی به مسکو و درنتیجه عمیق تر شدن واگرایی ها است.
چین طی سال های اخیر سرمایه گذاری های گسترده ای در تعاملات دوجانبه با کشورهای آسیای مرکزی و در قالب ابتکار کمربند و جاده صورت داده است و باوجود چالش های سال های اخیر در قالب تحریکات احساسات ضد چینی در منطقه در شرف ورود امنیتی به آسیای مرکزی نیز می باشد.
بازیگران دیگری از قدرت های و بین المللی نظیر اتحادیه اروپا، هند، کره جنوبی، ژاپن و ترکیه طی سال های اخیر با برنامه هایی منسجم به گسترش مناسبات خود در قالب هایی نظیر 1+5 پرداخته اند و به نظر می رسد در دولت بایدن در خصوص فعالیت مستقل و یا توسعه ای نیابتی با آمریکا به توافق برسند.
سناریو پردازی و آینده پژوهی
چهار جمهوری منطقه ازجمله قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و قزاقستان در وضعیت نسبتاً بی ثباتی به لحاظ مشروعیت قدرت در رأس هیئت حاکم قرار دارند. در قرقیزستان دولت و مجلس در پی اعتراضات ۵ اکتبر در وضعیت بحرانی قرار دارند. در تاجیکستان امامعلی رحمان بار دیگر خود رئیس جمهور شده و در انتظار فرصتی مناسب برای انتقال قدرت به پسرش است. در قزاقستان نظربایف اگرچه استعفا داده، اما درجایگاه همیشگی ریاست شورای امنیت قدرت بیشتری از رئیس جمهور دارد و شرایط شکننده فعلی جایگاه وی را بی ثبات نموده و قدرت توکایف را نیز که گزینه نظربایف برای جانشینی موقت بود، متزلزل می نماید. در ترکمنستان نیز گمانه زنی هایی از بیماری بردی محمداف و احتمال کناره گیری وی با انتقال قدرت به پسرش سردار وجود دارد. این موضوع موجب شده تا کشورهای منطقه در قبال فرایند انتقال قدرت و تحولات پیش بینی نشده، آسیب پذیر باشند. در این راستا، نوع تعامل بایدن با کشورهای منطقه در قبال فرایند انتقال قدرت می تواند شرایط متفاوتی را در منطقه به لحاظ شاخص های ثبات پدید آورد.
| ردیف | سناریو ممکن و محتمل | سناریو بدبینانه |
| وضعیت میرضیایف در ازبکستان | تداوم رویکرد فعلی | تغییرات رادیکال در ازبکستان و توقف روند بازسازی و تحول ازبکستان |
| انتقال قدرت در تاجیکستان | تعامل بایدن با رحمان برای انتقال قدرت به رستم درازای دریافت امتیازات راهبردی؛ درعین حال ابزارهای فشاری در اختیار آمریکا قرار می گیرد | بی ثباتی برای عدم انتقال قدرت به رستم، روی کار آوردن گزینه های لیبرال و بی ثباتی چندساله در این کشور با احتمال بروز جنگ داخلی |
| دوره گذار انتقال قدرت در قزاقستان | تعامل نزدیک با نظربایف و نزدیکان او و تداوم روند فعلی؛ احتمال انتقال قدرت به یکی از اعضای خانواده نظربایف کم است. | تحریک بی ثباتی ها، از میان برداشتن نظربایف و نزدیکانش با تضمین یک دوره دیگر ریاست جمهوری به توکایف |
پیشنهاد های سیاستی
در خصوص انتقال قدرت باید چند نکته را در نظر داشت؛ فرایند تأثیرگذاری در این فرآیند بدون پیش زمینه های قبلی عملاً غیرممکن می باشد. ایران نیز تاکنون نشان داده تمایلی برای ورود به مسائل راهبردی و بلندمدت منطقه آسیای مرکزی، جز در مواردی معدود، ندارد. نکته دوم عدم تعارض جدی میان منافع ایران و آمریکا در آسیای مرکزی است. لذا، بر این اساس موارد ذیل پیشنهاد می شود.
- توسعه کمی و کیفی مناسبات با ازبکستان؛ باروی کار آمدن بایدن شاهد نزدیکی بیشتر ازبکستان به آمریکا خواهیم بود که این امر ممکن است فرصت های نسبی مناسبات سیاسی را از میان بردارد. در این میان شکستن طلسم سفر رئیس جمهوری ایران به تاشکند و سفر متعاقب میرضیایف به تهران در دولت آقای روحانی یک اقدام جدی محسوب می شود.
- ورود جدی حاکمیتی به مسئله اختلافات با ترکمنستان؛ با به بحران رسیدن روابط تهران و عشق آباد و فراهم شدن بستر مناسب برای نزدیکی دولت ترکمنستان آمریکا طی سال های اخیر توصیه می شود باهدف پیشگیری هرچه سریع تر برای ظرفیت سازی بیشتر از ترکمنستان برای اقدامات ضد ایرانی، در سطح حاکمیتی و نه صرفاً قوه مجریه، این اختلافات حل وفصل شوند.
- بازتعریف منافع راهبردی در تاجیکستان؛ از سال ۲۰۱۴ به بعد شاهد کمرنگ شدن منافع تعریف شده ایران در این تاجیکستان پس از فروپاشی شوروی بوده ایم. لذا، توصیه می شود پیش از تثبیت شرایط حاضر در دولت رستم امامعلی از طریق تعامل مسکو، واشنگتن و پکن، تهران نیز منافع راهبردی خود را مجدداً در این جمهوری بازیابی نماید.
جمع بندی
برآیند تحولات مذکور، نیازمند یک نگاه راهبردی به منطقه ی آسیای مرکزی می باشد که شامل حساسیت نسبت به تغییر و تحولات کوچک و بزرگ منطقه، تعریف منافع راهبردی، اراده ابزارسازی در حوزه سیاست خارجی در حوزه های مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی و نیز کنش گری فعال در تعامل و تعارض با بازیگران منطقه ای و بین المللی فعال در آسیای مرکزی پیرامون تحولات منطقه است. برای تحقق این امر باید نخست باید به ابزارسازی در حوزه امنیت، سیاست و اقتصاد با پرداخت هزینه های مربوط به آن پرداخت و سپس باید به تعریف و بازتعریف مداوم منافع جمهوری اسلامی ایران در منطقه تا رسیدن منافع به سطح راهبردی اقدام نمود طبیعتاً مادامی که ایران این اقدامات را انجام ندهد و صرفاً به وجود ثبات و امنیت توسط بازیگران دیگر باهدف ایجاد یکه منطقه امن حائل در محیط پیرامونی خود اکتفا می کند، حضور بایدن و یا هر شخص دیگری در آمریکا صرفاً در صورتی بر این رویکرد تأثیرگذار است که با یک بی ثباتی گسترده در منطقه و با تهدید منافع بازیگران بزرگ دیگر مانند چین و روسیه امنیت ایران نیز تهدید شود.
این مطالعه در اندیشکده جریان و توسط امید رحیمی در سال 1399 انجام شده است.



