شکاف دولت و ملت با تاکید بر فرهنگ حکومت ستیزی
وضعیت شکاف دولت و ملت در ایران با رویکرد آینده نگارانه، ارائه راهبردها و راهکارهای کاهش این شکاف
بررسی تجربه سالیان گذشته و مشاهده بحران های اجتماعی پی در پی نشان دهنده این است که دولت-ملت سازی در ایران با بحران مواجه بوده و شکاف میان دولت و ملت در حال افزایش است. از مهم ترین شاخص های شکاف میان دولت و ملت می توان به 5 شاخص مهم اشاره کرد که عبارتند از: کاهش اعتماد، ناامیدی، رشد قانون گریزی، بحران مشروعیت و کاهش مشارکت. از همین رو دولت جمهوری اسلامی اگر نتواند وضعیت این شاخص ها را بهبود بخشد، در سال های آینده با مشکلات فراوانی از جمله خشونت تعمیم یافته، دوقطبی های سیاسی و ملتهب شدن فضای جامعه رو به رو خواهد شد.
ضرورت و اهداف پژوهش
شکاف و گسست میان مردم و حاکمیت از مهم ترین موضوعات مخاطره آمیز علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. این موضوع به معنی «جدایی تا رویارویی و جبهه بندی میان ملت و دولت تا سرحد شورش و قیام عمومی ضد دولتی» است که با ظهور و بروز برخی بحران ها مانند بحران مقبولیت حاکمیت نظام سیاسی (نوع نظام و اصول ملی)، بحران اعتماد به دستگاه های حکومتی، بحران مشارکت سیاسی و نارضایتی گسترده سیاسی شده از عملکرد حکومت همراه است. متاسفانه تجربه دولت-ملت سازی در ایران چندان موفق نبوده و کشور همچنان در میانه راه قرار دارد.
بررسی پژوهش های کمی و کیفی و همچنین دیدگاه نخبگانی نشان از نامطلوب بودن وضعیت شکاف میان دولت و ملت دارد. در میان علل مورد بررسی در پژوهش ها، بیشترین تکرار و توجه نویسندگان به فرهنگ استبدادزدگی ایرانیان یا حکومت ستیزی آنان بوده است که موجبات شکاف را فراهم ساخته است. با وجود این به نظر می رسد می توان با ارائه تحلیل لایه ای آسیب ها، عامل اصلی را کمی گسترده تر نگاه کرد. درواقع علاوه بر آن فرهنگ منفی و غالب در جامعه ایران، عواملی همچون رانتی بودن دولت ایران نیز تاثیر فراوانی بر این آسیب و گسترش آن فرهنگ منفی دارد. با توجه به اهمیت کاهش شکاف میان دولت و ملت لازم است تا وضعیت شکاف در ایران مورد بررسی قرار گیرد. لذا پژوهش حاضر سعی دارد تا با بررسی علل این شکاف به ارائه راهبردهایی برای رفع آن بپردازد.
وضعیت شکاف دولت و ملت در ایران با رویکرد آینده نگارانه
در این بخش به از طریق دو شیوه به بررسی وضعیت شکاف دولت-ملت در ایران پرداخته می شود. این روش ها عبارتند:
سنجش وضعیت شکاف دولت و ملت با تحلیل پژوهش ها
شکاف دولت و ملت، امری ذهنی است و برای شناخت دقیق آن باید به شاخص ها و مصادیق آن مراجعه نمود که از جمله آن نارضایتی، بی تفاوتی، اعتماد و مشارکت است. بررسی پژوهش های کمی نشان می دهد نزدیک به نیمی از جامعه ایران به طور میانگین دارای گرایش بی تفاوتی اجتماعی به طور متوسط رو به بالا هستند. به عنوان مثال در میانگین احساس بی تفاوتی شهروندان تهرانی، 38.4 درصد دارای احساس بی تفاوتی اجتماعی بالا و 58.4 درصد دارای احساس بی تفاوتی اجتماعی متوسط هستند که نشان دهنده سطح متوسط رو به بالایی از بی تفاوتی اجتماعی در شهروندان تهرانی است.
بررسی وضعیت مشارکت سیاسی نیز در ایران وضعیت متوسط رو به پایین را نشان می دهد. در مورد رضایتمندی نیز وضعیت نامناسبی وجود دارد. حدود 64.2 درصد مردم، موفقیت نظام در مشکلات ده گانه بیکاری، تبعیض، گرانی، ناامنی، فساد مالی، فقر، اعتیاد، درمان، محیط زیست و قانون گریزی را کم یا خیلی کم می دانند. در مجموع باید گفت آمارها، وضعیت مطلوبی را برای شاخص های شکاف دولت و ملت نشان نمی دهد و امروزه نیز وضعیت معیشت نامناسب و تحریم و مشکلات عدیده داخلی همچون بورس و دارو و فساد گسترده، بی تردید بر این شکاف افزوده شده است.
سنجش وضعیت شکاف دولت و ملت از منظر نخبگانی
تبیین دیدگاه نخبگان نشان می دهد عمده آنان وضعیت مناسبی را برای آینده ایران پیش بینی نمی کنند و ضرورت رفع این چالش مهم را خواستارند. بررسی دیدگاه نخبگانی نشان می دهد 3 رویکرد در این باره وجود دارد:
- شکاف دولت و ملت وجود ندارد: برخی اندیشمندان و متفکران، گسست و شکاف تاریخی میان دولت و ملت را نادیده گرفته و انقلاب اسلامی را به عنوان یک پدیده واحد، بدون گسست و شکاف و در مسیر استکمالی می دانند. درست است نشانه هایی از شکاف دیده می شود، اما باید دانست آن ها شکاف نبوده و فقط آسیب هایی هستند که به وحدت و خط مستمر 40 ساله انقلاب وارد شده که ضروری است ترمیم شود؛
- شکاف دولت و ملت، طبق بررسی مولفه ها در وضعیت فعلی، وجود دارد: یکی از چالش های فعلی، ناکارآمدی سیستمی است که باعث کاهش مشروعیت و همچنین مشارکت مردم شده است که خود به مرور، بحران های زیادی را به همراه خواهد داشت. آنچه تاکنون مانع تخریب شده و کشور را از بحران رهانیده است، توسعه نسل جوان، آموزش، فرهنگ، دانشگاه و … بوده است که توانسته بخش قابل توجهی از نسل جدید را وارد ادبیاتی کند که باعث مشارکت جویی آن ها شده است. اگر این توسعه فروکش نموده و عادی شود، بی تردید در 10 تا 15 سال آینده یک بحران جدی رخ خواهد داد. واقعیت آن است که هم اکنون نیز از باقیمانده مشروعیت، هویت و همبستگی که در طول تاریخ انقلاب و جنگ تحمیلی ایجاد شده، هزینه می شود و اگر همین منوال ادامه یابد، بی شک در 10 سال آینده کاملا یک شکاف عمیق میان ملت و دولت به وجود خواهد آمد؛
- شکاف دولت و ملت جریانی تاریخی است: بررسی سیر تاریخی جریان شکاف در ایران نشان می دهد جامعه ایران در حوزه هویت دچار آسیب است؛ یعنی مردم در مرحله ملت سازی نمی توانند پیوند خود با حاکمیت را تعریف کنند. بنابراین از مشروطه تا انقلاب اسلامی، شکافی قوی و تا حدودی کامل میان دولت و ملت وجود داشت؛ چراکه جامعه، از ساختاری سنتی و دینی تشکیل شده بود، اما دولت به نوعی مدرن یا شبه مدرن شده بود. درواقع همیشه در جامعه ایران، نوعی شکاف پنهانی وجود دارد؛ بنابراین نمی توان مسئله را به این چند دهه اخیر نسبت داد.
چشم اندازهای آتی بر مبنای پژوهش ها و نگرش نخبگانی
با توجه به سنجش شکاف دولت و ملت چشم اندازهایی برای آینده قابل تصور است که برخی از آن ها عبارتند از:
- احتمالا در آینده نزدیک، شکاف در امور انتزاعی بیشتر از امور عینی در جامعه خودنمایی کند. درواقع علاوه بر اعتراضات مردمی، بی اعتمادی و شکاف میان نخبگان نیز مشاهده خواهد شد؛
- احتمالا وجود فشارهای روحی روانی به سبب محرومیت نسبی، وضع نامناسب اقتصادی، افزایش نزاع های خیابانی، خانوادگی و … گفتمان گسست میان مردم و مسئولان را افزایش دهد. بی تردید کاهش بعد روانی جامعه، منجر به بی اعتمادی و نارضایتی در شهروندان می شود؛
- به احتمال زیاد با ادامه روند کنونی، در سال های اخیر گسل هایی که موجب دست به اسلحه شدن می شود، به وجود خواهد آمد؛
- احتمالا افزایش بی اعتمادی در نتیجه رشد بدبینی در میان جامعه به وجود خواهد آمد که این امر نه تنها موجب کاهش مشارکت مردم، به ویژه در انتخابات، خواهد شد، بلکه حاشیه نشینی سیاسی را افزایش خواهد داد.
بازیگران اصلی ایجاد شکاف دولت و ملت
پژوهش ها و دیدگاه نخبگان نشان می دهد که سه عامل اصلی مسئله با رویکرد بازیگردانان این جریان، نقطه اتکا کاهش یا افزایش شکاف میان حاکمیت و مردم جامعه است که در شکل زیر نشان داده شده است:

توصیه های راهبردی به منظور رفع شکاف دولت و ملت
با توجه به مطالب بیان شده راهبرد اصلی رفع شکاف دولت و ملت عبارت است از: «حکمرانی شایسته بر مبنای نظریه مردم سالاری دینی و دولت تنظیم گر». راهبرد ذکر شده از دو شرط مهم یعنی نظریه مردم سالاری دینی و همچنین دولت تنظیم گر تشکیل شده است که حکمرانی بر مبنای این دو رویکرد می تواند شایسته باشد:
- حکمرانی شایسته بر مبنای نظریه مردم سالاری دینی: این نوع حکمرانی، دارای اصول و ابعادی است که عبارت است از: «اصل مشارکت پذیری»، «حاکمیت قانون»، «پاسخگویی و مسئولیت پذیری»، «شفافیت»، «منع انحصارگرایی»، «رحمت محوری»، «عدالت به مثابه انصاف»، «تساوی و منع تبعیض» «عدم احتجاب»، «کارایی و اثربخشی» و «وفاق»؛
- دولت تنظیم گر: بر این اساس، می توان دولت را در بعد اقتصادی، دولتی دانست که در آن مردم در اداره امور اقتصادی خود در چارچوب قوانین آزادند و دولت، عاملیت اصلی در اقتصاد ندارد. دولت اسلامی ناظری قوی و تنظیم کننده ای دقیق و زمینه ساز فعالیت های اقتصادی از سوی بخش خصوصی است.
راهکارها و شرح وظایف نهادها به منظور کاهش شکاف دولت و ملت
با توجه به بررسی های انجام شده ضروری است پیش از ارائه راهکارها در تقویت رابطه دولت و ملت، به چند نهاد و مقوله مهم کشوری توجه ویژه ای صورت گیرد که عبارت است از نهادهای خانواده، آموزش و تربیت، دین و رسانه. همچنین در نظام اداری و قضایی کشور نیز باید تحول صورت گیرد. بی تردید با کارآمدی این نهادها، بسیاری از مشکلات و آسیب های جامعه به ویژه فاصله میان مردم و حاکمیت کاسته شده و این شکاف تا حد زیادی غیرفعال می شود. با اهتمام به حل ساختاری برخی از نهادهای مهم کشور با طراحی یا بازطراحی نوین، در این بخش مهم ترین راهکارهای کاهش شکاف دولت و ملت ارائه می شود:
- کاهش تفاوت ها، ارزش ها و اهداف زندگی در مردم و مسئولان نظام: از طریق اقداماتی همچون «تغییر رویکرد و توجه ویژه مسئولان، به ویژه در گفتار، به نیازها و ارزش های مدنظر جامعه» و «اولویت قائل شدن به نیازها و رفاه اجتماعی و اقتصادی مردم نسبت به سایر اقدامات و کمک های خارجی»؛
- پاسخگوسازی دولت ها: از طریق اقداماتی همچون «ایجاد بسترها و زمینه پاسخگویی دولت به مطالبات به حق و در چارچوب قانون از طریق رسانه ها، کرسی های علمی و …» و «عذرخواهی مدیران یا استعفای آن ها به خاطر عدم توانایی حل مشکلات در آرام شدن مردم»؛
- تحول نظام اداری کشور: از طریق اقداماتی همچون «خشکاندن زمینه انواع آسیب ها و مفاسد اداری و اقتصادی با رویکرد مدیریت نوین اداری» و «نتیجه محوری به جای عملکرد محوری و مسئول سازی بر اساس نتایج».
جمع بندی
شکاف و گسست میان مردم و حاکمیت از مهم ترین موضوعات مخاطره آمیز علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. لذا پژوهش حاضر با بررسی علل این شکاف به ارائه راهبردهایی برای رفع آن پرداخت. این بررسی از دو منظر تحلیل پژوهش ها و نظرات نخبگان صورت گرفته است. تحلیل پژوهش ها نشان می دهد که آمارها، وضعیت مطلوبی را برای شاخص های شکاف دولت و مردم نشان نمی دهد و امروزه نیز وضعیت معیشت نامناسب و تحریم و مشکلات عدیده داخلی همچون بورس و دارو و فساد گسترده، بی تردید بر این شکاف افزوده شده است. نظرات نخبگان نیز در این زمینه در سه دسته قرار می گیرد. دسته اول معتقد به عدم وجود شکاف هستند؛ دسته دوم قائل به وجود این شکاف در حال حاضر هستند و دسته سوم شکاف دولت و ملت را مبحثی تاریخی می دانند که همواره وجود داشته است. به منظور کاهش این شکاف، حکمرانی شایسته بر مبنای نظریه مردم سالاری دینی و دولت تنظیم گر راهبرد اصلی این پژوهش است.
این مطالعه در مرکز پژوهشی مبنا توسط سید مرتضی میرتبار در سال 1401 انجام شده است.




