مستمری بازماندگان در صندوق بازنشستگی کشوری
بررسی چالش ها و راهکارهای پایداری تامین مستمری بازماندگان در صندوق بازنشستگی کشوری

صندوق های بازنشستگی نقش حیاتی در تامین امنیت مالی افراد در دوره بازنشستگی و پس از فوت دارند و یکی از مهم ترین ابزارهای حمایت اجتماعی محسوب می شوند. با رشد جمعیت سالمند و تغییر ساختارهای جمعیتی، تامین پایداری مالی این صندوق ها به یکی از چالش های مهم اقتصادهای مختلف تبدیل شده است. تصمیم گیری در این حوزه نیازمند توجه متوازن به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است تا علاوه بر تضمین پایداری مالی، عدالت و کرامت بازنشستگان و بازماندگان نیز حفظ شود. لذا بررسی ملاحظات اجتماعی در سیاست گذاری های مرتبط با مستمری بازماندگان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
ضرورت و اهداف پژوهش
در سال های اخیر، ناپایداری صندوق های بازنشستگی موجب مطرح شدن پیشنهادهای مختلف برای افزایش منابع و کاهش هزینه ها شده است. نگاه صرفا فنی و اقتصادی، صندوق ها را به سازمانی حسابداری تبدیل کرده که وجوه اجتماعی و فرهنگی جامعه خدمت گیرنده را نادیده گرفته است. تمرکز بر مدیریت ناترازی از طریق فرمول های ریاضی، باعث غفلت از ابعاد اجتماعی و فرهنگی شده است؛ در حالی که مستمری بگیران و خانواده های آنان میلیون ها نفر با نیازهای متنوع هستند که باید مدنظر قرار گیرند. یکی از راه حل های کاهش هزینه ها، اصلاح مستمری بازماندگان است که حمایت مالی پس از فوت بیمه شده به بازماندگان واجد شرایط است. طبق آمار سال ۱۴۰۱، حدود ۲۹۸ هزار پرونده مستمری بازماندگی در صندوق بازنشستگی کشوری وجود دارد که ۱۸ درصد از کل مستمری بگیران را تشکیل می دهد. نظام های مستمری در کشورهای مختلف بر اساس شرایط احراز، میزان و مدت پرداخت و سهم هزینه ها طراحی می شوند. این پژوهش با بررسی وضعیت و چالش های مستمری بازماندگان، ملاحظات اجتماعی تصمیمات سخت در این حوزه را تحلیل می کند.
سیمای کلی وراث وظیفه بگیر (بازماندگان) در صندوق بازنشستگی کشوری
بررسی وراث وظیفه بگیر (بازماندگان) در صندوق بازنشستگی کشوری نشان دهنده موارد زیر است:
تغییرات جمعیت وراث وظیفه بگیر در پنج سال اخیر
بررسی تعداد پرونده های وراث وظیفه بگیر از سال ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱ نشان می دهد که این شمار از ۲۳۰ هزار و ۱۸۵ پرونده به ۲۹۷ هزار و ۷۰۲ پرونده افزایش یافته است. به این ترتیب، در بازه ای نزدیک به یک دهه، حدود ۶۷ هزار پرونده به تعداد وراث وظیفه بگیران افزوده شده است. این افزایش همگام با رشد کلی تعداد مستمری بگیران بوده و تغییر چشمگیری در نسبت وراث وظیفه بگیران نسبت به کل مستمری بگیران رخ نداده است؛ به طوری که سهم وراث وظیفه بگیران همواره حدود ۱۸ درصد از کل مستمری بگیران باقی مانده است.
وراث وظیفه بگیر به تفکیک جنسیت
عمده جمعیت وراث وظیفه بگیر را زنان تشکیل می دهند و از 394 هزار نفر، حدود 373 هزار نفر (95 درصد) از آنان زن و فقط حدود 21 هزار نفر (5 درصد) از این جمعیت مرد هستند.
وراث وظیفه بگیر به تفکیک نسبت
بانوان با نسبت همسر و دختر بیشترین تعداد وراث را تشکیل می دهند. بیش از 230 هزار نفر (58 درصد) از وراث وظیفه بگیر، همسر متوفی بوده اند و حدود 139 هزار نفر نیز فرزند (دختر) متوفی بوده اند. فرزندان پسر با تعداد حدود 20 هزار نفر در رده بعدی قرار داشته اند.
وراث وظیفه بگیر به تفکیک سن
از نظر سنی، تقریبا ۶۰ درصد وراث وظیفه بگیران در گروه سنی ۶۰ سال و بالاتر قرار دارند و حدود ۱۸ درصد نیز زیر ۴۰ سال سن دارند. وراث ذکور (پسر) تا سن ۲۰ سالگی و در صورت ادامه تحصیل تا ۲۵ سالگی، همچنین در شرایط مهجوریت به صورت مادام العمر، مشمول دریافت مستمری می شوند. از طرف دیگر، فرزندان اناث (دختر) در صورت نداشتن شغل و همسر نیز واجد شرایط دریافت مستمری بازماندگی هستند. به همین دلیل، درصد وراث ذکور و اناث در گروه سنی بین ۱۵ تا ۲۰ سال تقریبا برابر است، اما در گروه های سنی بالاتر بیش از ۹۰ درصد وراث، زنان هستند.
چالش های مستمری بازماندگان در صندوق بازنشستگی کشوری
برخی از این چالش ها عبارتند از:
اشتغال های غیررسمی
مطابق قوانین فعلی فرزندان اناث بدون شرط سنی به شرط نداشتن شغل یا شوهر حائز شرایط دریافت مستمری می شوند. در برخی از مشاغل جدید (مثل مشاغلی که در بستر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی شکل گرفته اند و عمدتا نیز بدون حق بیمه پردازی هستند)، احراز اشتغال فرد، امر دشواریست و این موضوع باعث انحراف در شناسایی واجدین شرایط دریافت مستمری شده است.
عدم ارتباط برخط نهادهای فعال در این حوزه
عدم وجود نظام اطلاعاتی کامل یکی دیگر از مشکلاتی است که صندوق های بازنشستگی به خصوص در موضوع برقراری مستمری بازماندگان با آن مواجه هستند. یکی از ملزومات شکل گیری چنین نظامی، ارتباط برخط و سیستمی صندوق ها با ارگان های ذی ربط است. پلیس مهاجرت، شوراهای حل اختلاف، سازمان بهزیستی و ادارات ثبت احوال از جمله این نهادها هستند.
مستمری های چندگانه
اگرچه ماهیت نظام های پرداخت مستمری مزایای معین که خودش را در پرداخت مستمری به بازماندگان نیز نشان داده است، ماهیتی شبه حمایتی است اما در قوانین فعلی کشور امکان دریافت دو مستمری نیز برای یک بازمانده وجود دارد که آن را عملا از ماهیت حمایتی خود خارج کرده است. در همین چارچوب امکان دریافت مستمری بازنشسته یا شاغل متوفی بدون سقف برای بازماندگان وی نیز وجود دارد. وجود این دست قوانین در کنار دوره بالای بهره مندی از مستمری، در بلندمدت باعث کاهش توان صندوق های بازنشستگی برای پرداخت مستمری می شود.
عدم کفایت مستمری
تورم مزمن در طول سال های دهه نود و شرایط اقتصاد کلان کشور از یک سو و کاستی های ساختار نظام تامین اجتماعی در کشور از سوی دیگر، موجب عدم کفایت مستمری در بین جامعه مستمری بگیر شده است. در چنین شرایطی جامعه مستمری بگیر نیز (ازجمله بازماندگان) از مستمری دریافتی رضایت نداشته و مجموع مستمری و پرداخت های حمایتی قادر به پرداخت هزینه های زندگی آن ها نبوده است.
پیشنهادهای کلیدی برای اصلاح مستمری بازماندگان
به منظور رفع چالش های بیان شده پیشنهادهای زیر ارائه شده است:
عدم اخذ تصمیمات شتاب زده
در سال های اخیر موضوع طلاق صوری دختران برای دریافت مستمری بازماندگان توجه زیادی یافته است. برخی گزارش ها، از جمله مرکز پژوهش های مجلس، بیان می کنند که شرط عدم تاهل برای دریافت مستمری، باعث افزایش طلاق صوری شده است؛ اما آمارها نشان می دهند که بخش عمده مستمری بگیران همسران متوفیان هستند و بسیاری از بانوان بازمانده در گروه های سنی بالا مستمری دریافت می کنند، نه به دلیل طلاق صوری. همچنین، آمار دقیقی درباره طلاق های صوری موجود نیست و گزارش های رسمی افزایش قابل توجهی را تایید نمی کنند. ضمن اینکه رشد جمعیت فرزندان و نوادگان دختر متوفی همسو با روند کلی مستمری بگیران است و طلاق صوری عامل اصلی آن نیست. بنابراین، اصلاحات در این زمینه بدون منافع مالی برای صندوق، تنها چالش های اجتماعی و فرهنگی ایجاد کرده و باعث نگرانی و بدبینی جامعه نسبت به صندوق بازنشستگی خواهد شد.
رعایت سقف پرداخت مستمری بازماندگان
در قوانین کنونی، امکان دریافت دو مستمری برای یک بازمانده و همچنین دریافت مستمری بازنشسته یا شاغل متوفی بدون سقف وجود دارد. با توجه به ناترازی صندوق و افزایش بازنشستگان، تغییر در این قوانین ضروری است. پیشنهاد می شود سقفی برای مجموع مستمری های دریافتی یک بازمانده تعیین شود (مثلا حداکثر سه برابر حداقل دستمزد) تا بار تعهدات صندوق کاهش یابد. همچنین بازماندگانی که از مستمری هر دو والد بهره مند هستند و درآمد بالایی دارند، باید تحت تعدیل قرار گیرند، زیرا ادامه دریافت حقوق بدون سقف برای آنان توجیه ندارد.
شفاف کردن رابطه بازماندگی و ارث
نحوه تقسیم حقوق وظیفه متوفی در صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تامین اجتماعی متفاوت است. در صندوق بازنشستگی کشوری حقوق به طور مساوی بین وراث تقسیم می شود؛ اما در تامین اجتماعی بر اساس نسبت قانونی سهم هر وارث تعیین می شود. این اختلاف باعث پرسشی شده است مبنی بر اینکه آیا مستمری بازماندگی مانند ارث محسوب می شود یا خیر که پاسخ آن بر نحوه تقسیم، مدت پرداخت و شمول وراث تاثیرگذار است. به همین دلیل ضروری است از کارشناسان و علما در این زمینه نظرخواهی شود تا قوانین مربوط به تقسیم حقوق وظیفه در صندوق بازنشستگی کشوری به گونه ای اصلاح شود که ابهامات برطرف و عدالت در حقوق وراث رعایت شود.
تاکید بر ثبت دقیق اطلاعات در موسسه های اشتغال و کاریابی
بر اساس قوانین فعلی، دختران بدون شغل یا همسر می توانند بدون محدودیت سنی مستمری بازماندگی دریافت کنند، اما به دلیل ثبت نامنسجم اطلاعات اشتغال، رصد وضعیت آن ها دشوار است. با این حال، چون عمده وراث وظیفه بگیران زنان و افراد ۶۰ سال به بالا هستند که غالبا جزء قشر آسیب پذیر هستند؛ نباید به بهانه نقش حمایتی بهزیستی و کمیته امداد، تصمیمات شتاب زده و حذف بی ملاحظه آن ها گرفته شود که باعث افزایش مشکلات اجتماعی شود.
جمع بندی
صندوق بازنشستگی کشوری با افزایش تعداد وراث وظیفه بگیران مواجه است که عمدتا زنان و سالمندان آسیب پذیر جامعه را شامل می شود. چالش های اصلی این صندوق شامل ، کمبود نظام اطلاعاتی یکپارچه، دریافت مستمری های چندگانه و عدم کفایت مستمری هاست. همچنین، نگرانی هایی درباره افزایش طلاق صوری برای بهره مندی از مستمری مطرح شده که شواهد کافی این موضوع را تایید نمی کند. برای رفع این مشکلات، پیشنهاد می شود تصمیمات شتاب زده گرفته نشود، سقف مشخصی برای مجموع مستمری های یک بازمانده تعیین شود، رابطه مستمری بازماندگی با حقوق ارث شفاف شود و اطلاعات اشتغال به دقت ثبت شوند. توجه به بعد اجتماعی و فرهنگی مستمری بگیران ضروری است تا ضمن حفظ حمایت های لازم، از فشار مالی بر صندوق ها کاسته و عدالت در پرداخت ها رعایت شود. این رویکرد متوازن می تواند به پایداری صندوق و بهبود وضعیت وراث وظیفه بگیر منجر شود.
این مطالعه در موسسه راهبردهای بازنشستگی صبا توسط فرشاد کرمی در سال 1403 انجام شده است.




