اجتماعی و فرهنگیبررسی و تحلیل

نقش سواد علمی در مهار بیماری ‌های فراگیر؛ مورد شیوع کرونا در ایران

نقش سواد در افزایش تعامل بین جامعه علمی و عموم مردم

بالا رفتن سواد علمی به معنای کم شدن شکاف بین مردم و جامعه‌ علمی است و این همزمان فرصت‌ ها و تهدیدهایی را برای اعتماد عمومی به علم به همراه دارد. قشر قابل توجهی از شهروندان از جامعه‌ علمی توقع دارند که ایشان را اقناع کرده و ابعاد علمی تصمیمات خود و روند  استدلال‌ ها را برای ایشان شفاف ‌سازی کند. در زمینه شیوع کرونا نیز میل به پرسشگری شهروندان و فقدان توانمندی در تشخیص مراجع قابل اعتماد از غیرقابل اعتماد، در کنار کوتاهی ‌هایی که از جانب جامعه‌ علمی و رسانه ها برای اقناع افکار عمومی  صورت گرفت، نهایتا موجب شد تا همدلی شهروندان با تصمیم گیری ‌های مراجع علمی رسمی و همراهی ایشان با این تصمیم ‌ها کاهش یابد.

ضرورت و اهداف پژوهش

مسئله سواد علمی در شرایط خاصی همچون بحران بیماری‌ های فراگیر اهمیت ویژه‌ای پیدا می کند. آگاهانه و مسئولانه بودن رفتار تک تک افراد جامعه اهمیت بالایی پیدا می ‌کند و رفتارهای ناآگاهانه و پرخطر می تواند هزینه‌ بالایی داشته باشد.

در مقابله با بیماری ‌های فراگیر در مقایسه با سایر بحران ‌های اجتماعی )همچون سیل) این “جامعه‌ علمی” است که نقش اول را ایفا می ‌کند. عامل بیماری ‌زا در بیماری ‌های فراگیر غالبا نوظهور بوده و جامعه برای اولین بار با آن مواجه می‌شود. این نوظهوری و ناشناختگی تحلیل شرایط را برای مختصصان نیز سخت و پیچیده می‌ کند. در این شرایط اعتماد مردم به تصمیم گیرندگان و به رسمیت شناختن مرجعیت علمی در کنترل شرایط نقش حیاتی دارد؛ در نتیجه بررسی تاثیر سواد عمومی و تاثیر آن بر جلب اعتماد عمومی امری ضروری است.

رابطه سواد علمی و اعتماد عمومی به جامعه علمی

سطوح متفاوتی از دانستن را می توان طرح کرد. در سطح اول صرفا آگاهی نسبت به برخی گزاره ‌های علمی است. سطح بعدی، باور داشتن است. اما سطح سوم سواد علمی، فهمیدن معانی علمی است. به این معنا که فرد بتواند دانسته‌ های علمی خود را در زمینه‌های جدید به درستی استفاده کند. سطح بعدی این است که در آن فرد بتواند میان تحلیل علمی معتبر و تحلیل ‌های ظاهرا علمی که از اعتبار کافی برخوردار نیستند تفکیک قائل شود .

همچنین با در نظر گرفتن اهمیت توانمندسازی به عنوان بعدی از سواد علمی، سواد علمی برای اقشار مختلف بسته به موقعیت اجتماعی و وظایفشان متفاوت خواهد بود. بعد دیگری از سواد عمومی، سواد سلامتی و بهداشت است. رابطه‌ میان سواد علمی، و نقش مردم در مهار بیماری ‌های واگیردار چندان سرراست نیست.

سه عامل زیر از جمله عوامل مهمی هستند که رابطه‌ تبعیت مردم از جامعه‌ علمی را سست می کنند:

  1. نقادی علم به مثابه‌ وظیفه‌ شهروندی: افرادی که سطح نسبتا بالایی از سواد علمی دارند و همین به آنها جسارت می‌ بخشد که درباره‌ی تصمیمات جامعه‌ علمی نیز پرسش ‌هایی داشته ‌باشند. از طرفی مسئله بیماری فراگیر حس مسئولیت هر شهروندی را تحریک می‌ کند. از طرف دیگر به این دلیل که مسئله نوظهور بوده، نوعی تردید و عدم قطعیت از جانب جامعه‌ علمی توسط مردم حس می شود. بنابراین شهروندان تصمیم‌ های جامعه‌ علمی را زیر سوال ببرند.
  2. جریان‌های اطلاعاتی آزاد: امروزه در بسیاری از کشورها، سنت‌ های طبی بدیل یا مکمّل طرفداران خاص خود را دارد. رابطه‌ بین این سنت ‌ها و پزشکی مدرن در برخی موارد رابطه‌ تعامل و هم ‌افزایی، و در برخی موارد رابطه‌ تقابل و حذف متقابل است. در شرایط بحران، نظام ‌های معرفتی گوناگون پاسخ‌ های متفاوتی عرضه می ‌کنند. سرازیر شدن اطلاعات از منابع خبری مختلف، مردم را سردرگم کرده و موجب مشوش شدن اعتماد ایشان به مرجعیت علمی می ‌شود.
  3. تصور علم به مثابه فعالیت انفرادی: از دید مردم، علم محصول کار انفرادی دانشمندان باهوش و سختکوش، اما جدا از جامعه و فاقد عواطف انسانی است. این امر اعتمادپذیری مردم به دانشمندان را کم می ‌کند. اگر تصمیم خروجی یک جمع گوناگون از دانشمندان با تنوع عقاید و منافع باشد، به احتمال پایین تری تحت الشعاع خطاها و اغراض شخصی دانشمندان خواهد بود. در مورد بحران بیماری‌ های فراگیر نیز با توجه به اینکه قطعیتی وجود ندارد و جامعه‌ علمی در سطح جهانی درگیر فرایند پژوهش درباره‌ موضوع است، می تواند به اعتماد مردم به جامعه‌ علمی کمک کند.

 کرونا در ایران و نقش فاکتورهای سه گانه‌ تضعیف اعتماد به جامعه علمی

با اعلام ورود کرونا به ایران، افکار عمومی سه موضع متفاوت اختیار کردند. گروهی اخبار رسمی کشور را پذیرفتند و سبک زندگی‌شان را مطابق با پروتکل ‌های بهداشتی توصیه شده تغییر دادند. گروهی دیگر معتقد بودند رسانه ‌های رسمی خطر کرونا را بزرگنمایی می کنند و مسئله را جدی نگرفته و با محدود نکردن رفت و آمد سبب تسریع شیوع بیماری شدند. گروه سوم باور داشتند رسانه ‌های رسمی آمار واقعی تلفات را مخفی کرده و روی ابعاد فاجعه سرپوش می گذارد پس با هجوم به داروخانه ‌ها و مصرف بیش از حد اقلام بهداشتی باعث کمبود در این اجناس برای بیماران شدند.

امروزه نقادی جامعه علمی رفتاری شایع میان شهروندان است. این عامل در کنار وجود جریان آزاد اطلاعات و رسانه‌ های مختلف باعث ایجاد پیچیدگی در ارتباط بین جامعه علمی و شهروندان شده است. شهروندان به دنبال کسب اطلاعات از منابع مختلف و کشف حقیقت از میان تناقض‌ ها هستند. این روحیه پرسشگری با فقدان سواد رسانه ای کافی و نداشتن سطحی از سواد علمی به ایشان قدرت تمییز بین علم و شبه علم و قضاوت میان دو موضع علمی ناسازگار را بدهد، همراه شده است.

در بحران بیماری ‌های فراگیر، اختلاف نظر میان دانشمندان و مراجع علمی دور از انتظار نیست. اما نحوه بازتاب آن اهمیت زیادی دارد که این مسئله  در ایران تا حدی مورد غفلت قرار گرفت. برای مثال در روزهای اول شیوع کرونا در رابطه با بحث قرنطینه کردن شهر قم و شهرهای بزرگ کشور از طرفی ایرج حریرچی در ۵ اسفند به عنوان سخنگوی وزارت بهداشت قرنطینه را روشی قدیمی مربوط به زمان جنگ جهانی و طاعون دانست و آن را رد کرد. از طرف دیگر مسعود پزشکیان عضو ستاد ملی مبارزه با کرونا، در ۹ اسفند، قرنطینه نکردن قم را اشتباهی بزرگ دانست.

مجموعه این عوامل، نهایتا موجب شد تا همدلی شهروندان با تصمیم گیری ‌های مراجع علمی رسمی و همراهی ایشان با این تصمیم ‌ها کاهش یابد.

پیشنهادات

راهکارهای زیر در سه حوزه‌ آموزش عمومی، رایانه و جامعه علمی میتواند مفید باشد:

  • گنجاندن مطالب مربوط به روش شناسی و جامعه شناسی علم در محتوای آموزشی و افزایش عمق سواد علمی افراد و آموزش سواد رسانه ای
  • اتخاذ رویکرد فعال در رسانه‌ ها و ارائه اطلاعات سریع و برقراری تعامل دو طرفه میان جامعه علمی و مردم و همچنین بالا بردن سواد خبرنگاران حوزه سلامت جهت عملکرد صحیح در بحران
  • توجه به ضرورت پاسخگویی شفاف و مناسب برای اقشار مختلف و همچنین تبیین فرایندهای پژوهش و تصمیم گیری در جامعه علمی و استفاده از ظرفیت دانش و مهارت ‌های مردم برای مهار بحران

جمع‌ بندی

در شرایطی مثل بیماری ‌های فراگیر که کل اجتماع بر یک مسئله علمی متمرکز می شوند،  فرصت خوبی برای جامعه‌ علمی مهیا می شود تا با بازنمایی کردن ساختارهای اجتماعی فعالیت علمی، نحوه‌ تعامل دانشمندان حوزه‌های مختلف با هم و چگونگی به اجماع رسیدن، شهروندان را در نتیجه‌ی تصمیمات خود سهیم کنند و از این موقعیت برای بالا بردن اعتبار جامعه‌ علمی بهره ببرند. در مواقع بحران، مردم میل بیشتری به یادگیری نشان می دهند. اما همانقدر که این شرایط برای تقویت رابطه‌ جامعه و دانشمندان فرصت ساز است، می تواند تهدیدکننده نیز باشد. بنابراین بایستی تعامل بین جامعه علمی و عموم مردم برقرار باشد.

این مطالعه در مرکز پژوهش آرا در سال ۹۸ انجام شده است.

امتیاز کاربر ۰ (۰ رای)
برچسب ها

مرکز پژوهشی آرا

مرکز پژوهشی آرا، محلی برای انجام مطالعات و پژوهش‌های مورد نیاز کشور با تمرکز بر مفهوم سیاستگذاری عمومی و مبتنی بر منطق گفتمان‌محوری است. ورود به صفحه انديشکده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن