اولویت بندی صنایع کشور بر اساس منابع داده پایه
تعریف رویکردهای اولویت بندی صنایع، مدل اولویت بندی صنایع و نتایج حاصل از اندازه گیری شاخص ها
اولویت بندی صنایع مختلف یکی از راه های مهمی است که می تواند به دولت ها در اولویت بندی تخصیص منابع کمک کند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که ظرفیت ها و منابع کشور محدود بوده و اگر این ظرفیت ها به اشتباه در یک صنعت مورد استفاده قرار گیرند، موجب هدررفت منابع و ثروت های کشور خواهد شد. از همین رو در کشور نیز اقدامات مختلفی از سوی حاکمیت به منظور شناسایی صنایع اولویت دار انجام شده است. چالش اساسی در این اقدامات، انتخاب و اولویت بندی صنایع به صورت کیفی (نظر خبرگانی) مشخص نبودن شاخص های اولویت بندی و وزن آن ها است.
ضرورت و اهداف پژوهش
اولویت بندی صنایع به این معنی است که کدام صنایع نیازمند توجه ویژه حاکمیت هستند و اینکه حاکمیت از چه نظر و چه جهاتی بایستی از صنایع نیازمند توجه ویژه حمایت کند. اولویت بندی صنایع به معنی نوشتن سیاست صنعتی نیست؛ بلکه مقدمه ای بر سیاست صنعتی است. حاکمیت نیاز دارد بداند با هر صنعت چگونه باید رفتار کند و چه تدابیری برای هر صنعت بایستی اتخاذ کند؛ بنابراین هر صنعتی نیازمند سند سیاستی و سیاست صنعتی است. در شرایطی که سیاست صنعتی برای هر صنعت وجود ندارد و حاکمیت راهبرد مشخصی برای صنایع کشور ندارد، اولویت بندی صنایع می تواند برای حاکمیت دید خوبی جهت رشد منطقی صنایع ایجاد کند و استفاده مناسبی از منابع صورت بگیرد. اولویت بندی صنایع کشور از این جهت لازم است که با توجه به منابع و ظرفیت های صنعتی و فناورانه کشور و همچنین با نگاه به تاب آوری اقتصاد در برابر تکانه های خارجی، بتوان صنایع مهم را تشخیص داد.
از سوی نهادهای حاکمیتی و پژوهشی کشور تاکنون اقداماتی معدودی در جهت تشخیص صنایع و حوزه های صنعتی دارای اولویت کشور صورت گرفته است؛ اما در این اقدامات، استفاده از منابع داده پایه برای شناسایی مسائل کمتر استفاده می شود و منابع داده پایه به ویژه در رابطه با «تدوین سیاست صنعتی»، صرفا جهت بررسی وضعیت موجود مورد استفاده قرار می گیرند. از همین رو در این پژوهش ضمن تعریف رویکردهای اولویت بندی صنایع، مدل اولویت بندی صنایع ارائه شده و نتایج حاصل از اندازه گیری شاخص ها مورد بررسی قرار گرفته است.
تعریف رویکردهای اولویت بندی صنایع
صنایع با توجه به شرایط اقتصادی و مسائل کلان اقتصادی و اجتماعی برای سیاستگذار اهمیت دارند. در حال حاضر اقتصاد کشور وابسته به فروش منابع خام و نیمه خام است که این خود پیامدهایی از جمله آسیب پذیری بیشتر در برابر تحریم، عدم افزایش قابل توجه درآمد ملی، نرخ پایین مشارکت اقتصادی و … را به دنبال دارد. بنابراین صنایعی مهم هستند که بتوانند ارزش افزوده زیادی برای کشور ایجاد کنند و حداقل در سطح منطقه رقابت پذیر باشند. برخی صنایع نیز وجود دارند که در صورت آسیب دیدگی می توانند تاب آوری اقتصاد را کاهش دهند و کشور را دچار بحران کنند. افزایش تاب آوری حوزه های صنعتی که بر روی کشور بیشترین تاثیر را می گذارند می تواند یک اولویت سیاستگذاری در رابطه با صنایع کشور باشد؛ بنابراین صنایع را به دو دسته می توان تقسیم و توصیف کرد:
- صنایع پیشران: صنایعی که دارای ارتباطات گسترده، ایجادکننده ارزش افزوده قابل توجه و برون گرایی بالا هستند و فناوری های جدیدی را به اقتصاد ملی معرفی می کنند؛
- صنایع گلوگاهی (تاب آوری و مقاومتی): صنایعی گلوگاهی محسوب می شوند که محصول تولیدی رقابت پذیری و عملکردهای اساسی آن ها در برابر شوک و چالش به شدت آسیب پذیر است و در صورت اختلال اثر قابل توجه بر روی کلان اقتصادی کشور دارند.
اهمیت و ارزش افزوده دسته بندی و تعریف صنایع از این جهت است که بتوان شاخص ها و مدل ارزیابی صنایع را بر اساس این تعاریف طراحی و ارائه کرد.
مدل اولویت بندی صنایع
پیش از این برخی کارهای پژوهشی در کشور به اولویت بندی صنایع پرداخته بودند و در این کارها، حوزه صنعتی و فعالیت صنعت طبق منطق های متفاوت تعریف شده و مدل اولویت بندی و انتخاب صنایع مبتنی بر روش های تحقیق کیفی بوده است. در اینجا تلاش می شود که یک مدل کمی بر اساس منابع داده پایه انتخاب شود و سلیقه فکری افراد تاثیری کمتری بر روی رتبه بندی صنایع داشته باشد.
طبق این مدل صنایع از چهار بعد تولیدی و اقتصادی، اجتماعی، تجاری و فناورانه مورد بررسی قرار می گیرند و در هر بعد دو شاخص برای اندازه گیری وضعیت فعالیت صنعتی در نظر گرفته شده است.
- بعد اجتماعی: در بعد اجتماعی مواردی که می توانند نشان دهنده اهمیت و وزن یک صنعت باشند میزان اشتغال در آن صنعت و همچنین تولید نیازهای اولیه مردم است. منظور از نیازهای اولیه نیازهایی است که مردم نمی توانند در آن ها کامل صرفه جویی کنند و بایستی یک مقدار حداقلی را مصرف کنند. میزان اشتغال در یک صنعت و نسبت آن با کل شاغلین کشور نیز از جمله شاخص هایی است که در بررسی وضعیت صنایع و تدوین سیاست صنعتی مورد استفاده قرار می گیرد و شاخص متداولی است؛
- بعد اقتصادی: در بعد اقتصادی نیز شاخص ارزش افزوده یک حوزه صنعتی نسبت به تولید ناخالص داخلی یک شاخص متداول برای اولویت بندی صنایع است. پیوند متقابل صنعتی که توسط نهادهای اقتصادی حاکمیتی اندازه گیری می شود نیز شاخص مناسب برای وزن صنعتی و مهم بودن یک صنعت از نظر ارتباطات صنعتی با دیگر صنایع و فعالیت های اقتصادی است؛
- بعد تجاری: از نظر تجاری نیز یک صنعت می تواند به واسطه صادرات و ارزآوری برای اقتصاد کشور یک فرصت باشد و برعکس، به واسطه ارزبری نیز می تواند برای کشور یک تهدید باشد و از این جهات صنایع دارای اهمیت هستند؛
- بعد تکنولوژیک: ظرفیت و اهمیت فناورانه و تکنولوژیک یک حوزه صنعتی نیز بسیار از نظر رقابت پذیری قابل توجه و مهم هستند. هر چقدر ظرفیت فناورانه در یک صنعت بیشتر باشد ظرفیت بیشتری نیز برای تقویت صادرات غیر خام فروشی وجود دارد و در عین حال ارزش افزوده بیشتری برای اقتصاد کشور نیز به ارمغان می آورد. در همین راستا یک شاخص، نسبت تعداد محصولات و خدمات دانش بنیان مربوط به حوزه صنعتی به کل تعداد محصولات و خدمات دانش بنیان کشور است. یک شاخص دیگر تحت عنوان وزن متخصصین انتخاب شده است که نسبت تعداد متخصص مشغول به کار در یک حوزه صنعتی به کل شاغلین آن حوزه است. این شاخص با این فرض در نظر گرفته شده است که طراحی و تولید محصول با ارزش افزوده در یک حوزه صنعتی توسط متخصصین شاغل در همان حوزه صنعتی صورت می گیرد. لازم به ذکر است که هر شاخص نیز دارای وزن مشخصی است و وزن شاخص ها لزوما با یکدیگر برابر نیست.
نتایج حاصل از اندازه گیری شاخص ها
از شاخص های اهمیت اقتصادی، اهمیت صادراتی، نسبت محصولات دانش بنیان و وزن متخصصین برای تعیین نمره پیشرانی صنایع استفاده شده است و این شاخص ها بر اساس استدلال آماری و بازخورد از خبرگان وزن دهی شده اند. همچنین از شاخص های اهمیت وارداتی، پیوند متقابل صنعتی، وزن شاغلین و تولید نیازهای اولیه مردم نیز برای تعیین نمره گلوگاهی صنایع استفاده شده است؛ چراکه این شاخص ها نشان دهنده میزان اهمیت صنایع برای تاب آوری اقتصاد کشور هستند. شاخص های مربوط به ویژگی گلوگاهی بودن صنایع نیز بر اساس استدلال آماری و بازخورد از خبرگان وزن دهی شده اند. این شاخص ها برای هر حوزه صنعتی محاسبه شده و نمره صنایع در دو بخش گلوگاهی و پیشران مشخص شده است.
- نمره گلوگاهی صنایع: بررسی ها نشان دهنده این است که حوزه های تولید کک و فرآورده های نفتی، مواد شیمیایی و عمران و ساخت دارای بیشترین نمره گلوگاهی هستند. در نتیجه این سه حوزه صنعتی، صنایع دارای اولویت از نظر گلوگاهی بودن هستند؛
- نمره پیشران صنایع: در حوزه صنایع پیشران نیز سه حوزه تولید مواد شیمیایی، محصولات رایانه ای- الکترونیک -اپتیک و فرآورده های نفتی دارای بیشترین مزیت رقابتی هستند. به همین جهت این سه حوزه صنعتی از نظر پیشرانی دارای اولویت محسوب می شوند.
در بین دو رویکرد گلوگاهی و پیشرانی، دو حوزه مواد شیمیایی و فرآورده های نفتی دارای بیشترین امتیاز هستند؛ در نتیجه این دو حوزه نسبت به سایر حوزه ها دارای بیشترین اولویت هستند.
برای اینکه نسبت به نتایج مدل، اعتبار سنجی صورت بگیرد، حوزه های دارای بیشترین سرمایه گذاری خارجی کشور بررسی شد؛ چراکه سرمایه گذار خارجی تمایل دارد سرمایه خود را حوزه هایی سرمایه گذاری کند که دارای بیشترین مقدار رقابت پذیری و مزیت نسبی است. در نتیجه این اعتبارسنجی مشاهده شد که سه حوزه فرآورده های نفتی، مواد شیمیایی و حوزه صنعتی محصولات رایانه ای-الکترونیک اپتیک دارای بیشترین حجم سرمایه گذاری خارجی هستند که منطبق با خروجی مدل در رویکرد صنایع پیشران است.
جمع بندی
اولویت بندی صنایع مختلف یکی از راه های مهمی است که می تواند به دولت ها در اولویت بندی تخصیص منابع کمک کند. تلاش های انجام گرفته در اولویت بندی صنایع تا کنون محدود و صرفا کیفی بوده است؛ لذا در این پژوهش تلاش شد تا یک مدل کمی برای اولویت بندی صنایع کشور توسعه داده شود. بر این اساس صنایع کشور به دو دسته صنایع گلوگاهی و پیشران تقسیم شده اند. طبق تعریف حوزه صنعتی و دسته بندی که از صنایع صورت گرفت، مدل کمی تشریح شد که 4 بعد اجتماعی، تولیدی، تجاری و فناوری را برای صنایع در نظر گرفت. همچینن در هر بعد دو شاخص برای اندازه گیری وضعیت فعالیت صنعتی در نظر گرفته شد و در هر دسته بندی، صنایع با اولویت بالا مشخص شدند. حوزه صنعتی فرآورده های نفتی و مواد شیمیایی هم در دسته گلوگاهی و هم پیشران جز صنایع اولویت دار مشخص شده اند؛ لذا این دو حوزه صنعتی به عنوان اولین اولویت کشور انتخاب شدند.
این مطالعه در مرکز اندیشه ای فرصت با همکاری میثم کرشی و سعید داغینه در سال 1403 انجام شده است.





درود و ارادت و سپاس بیکران بابت تلاش بسیارتان و پرداختن به پژوهشی کاربردی و در خور توجه.
طبق مدل خوب شما، اگر چه صنایع از چهار بعد تولیدی و اقتصادی، اجتماعی، تجاری و فناورانه مورد بررسی قرار گرفته اند و در هر بعد نیز دو شاخص برای اندازه گیری وضعیت فعالیت صنعتی در نظر داشتید، لیکن حقیقت و واقعیت این است که واژه صنایع دربرگیرنده واحدهای بسیاری از تولید کنندگان در عرصه های مختلف و من جمله “واکسن و دارو” نیز می باشد که عدم توجه به این دو، گمراهی فاحش در میزان سوء مدیریت و جهت گیری خلاف واقع حکمرانی برای تدوین نقشه راه اولویت بندی حاکمیت به صنایع را به دنبال خواهد داشت.
پیشنهاد؛ احتمالا شما بر اساس تقسیم بندی رایج و مرسوم منتشره از سوی وزارت صمت که فهرستی از رشته فعالیتهای پیشران و دارای اولویت را به شرح زیر، منتشر نموده، دو کالای راهبردی و صنعت مرتبط با آن را به نام واکسن و دارو را در پژوهش خود فهرست نکرده اید که پیشنهاد می شود، این گزارش را با در نظر گرفتن تمامی صنایع، مورد ارزیابی مجدد قرار دهید.
پ.ن: منبع دنیای اقتصاد؛
براساس اولویتبندی صورت گرفته از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت گروههای : «محصولات شیمیایی و پتروشیمی»، «فلزات اساسی»، «غذایی و آشامیدنی»، «وسایل نقلیه موتوری و تجهیزات حمل و نقل دریایی»، «ماشینآلات و تجهیزات»، «لاستیک و پلاستیک»، «ماشینآلات و دستگاههای برقی، وسایل ارتباطی و تجهیزات پزشکی»، «نساجی و پوشاک» و «کاغذ و محصولات کاغذی» در زمره فعالیتهای پیشران و دارای اولویت قرار گرفته اند!!!
خیلی ممنون از حسن توجه شما. ما بخش «دارو و فرآوردههای دارویی شیمیایی» را طبق نظام ISIC در بررسی خود در نظر گرفتیم.