چرا مشارکت چین و روسیه در مسئله ایران، بهصورت توام ضروری است؟
مهدی خراتیان، ورود صرف چین به پرونده ایران را نقد کرده است.

✍🏻 مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست
تریتا پارسی در صحبتهای اخیر خود با انتخاب بارها تاکید کرد که در حال حاضر تنها عامل خارجی که میتواند ذهنیت ترامپ را نسبت به راه انداختن راند سوم جنگ تغییر دهد و توافقی پایدار ایجاد کن، چین است.
در این مورد چند نکته دارم:
۱) اولا ای کاش صدای تحلیلگرانی که پیش از جنگ و پس از آن بارها بر لزوم مشارکت قدرتهای بزرگ خصوصا چین در حلوفصل این پرونده تاکید میکردند، زودتر از این شنیده میشد. دو سفر مهم ترامپ به پکن و شی به واشنگتن، فرصتهای گرانسنگی بودند که با لجبازی عدهای در تهران دود شده و به هوا رفتند.
۲) شخصا با اینکه چینیها تنها میداندار این صحنه باشند موافق نیستم و از اول بر لزوم مشارکت فعال پکن و مسکو بهشکل همزمان تاکید داشتم. دلیل آن این است که هم پکن و هم مسکو در تعاملات دوجانبه خود با واشنگتن مسائلی دارند که بدشان نمیآید ایران را خرج حلکردن آنها کنند. حضور همزمان این دو قدرت در کنار هم، امکان این سناریو را کاهش میدهد.
۳) تهران بهشکل مجزا اهرم فشار بر بازارهای مالی را در دست دارد، و افزایش قیمت نفت برنت در روز جمعه بهرغم تعهد آزادسازی G7 برای ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و گازوئیل (مجموعا نیم میلیارد بشکه پس از جنگ ایران)، و پیشبینی بارکلیز برای نفت ۱۱۵ دلاری در فصل چهارم ۲۰۲۶ و همبستگی بازدهی اوراق و قیمت نفت، موید آن است که بهرغم افزایش فشارها بر ایران در تنگه هرمز، ایران هنوز قدرت اعمال فشار را در دست دارد، به شرط اینکه عدهای در تهران با ترویج «سوختن برگ تنگه هرمز»، رهاسازی عبور و مرور در کوریدور اماراتی-عمانی- امریکایی را تئوریزه نکنند.
درنهایت اینکه، این جنگ پیچیده جز با ابتکارات دیپلماتیک چندجانبه و سطح بالا در معیت حفظ فشار اقتصادی بر اوراق قرضه جهان پایان نخواهد یافت و اینکه با ویتکاف بنشینیم و امتیاز هستهای دهیم، جز جریکردن ترامپ برای جنگ گسترده تر، چیزی را عاید ما نخواهد کرد.



