توسعه و مدیریت شهریحکمرانی و توسعهطراحی الگو و مدلطرح ابتکار راهبردی

الگوی زیست شهر نوین مولد، پیشران حرکت به سمت شهرسازی اسلامی

ویژگی های کالبدی و عناصر مطلوب زیست شهر، معرفی الگوی زیست شهر و امکان سنجی تحقق این الگو

سیاست های سکونتگاهی و آمایش سرزمین در ایران از دهه ۱۳۴۰ تا به امروز دچار خطاهای راهبردی بوده است که «تمرکزگرایی و برهم زدن توازن آمایش سرزمین و تخریب محیط زیست» و «ناسازگاری با سبک زندگی اسلامی-ایرانی» از جمله آن هاست. از همین رو و به دنبال جبران آسیب های فوق، تلاشی بین رشته ای و در تعامل بین حوزه و دانشگاه از حدود یک دهه قبل آغاز شده تا راهبردها و الگوهای مناسب و جایگزین به نحوی عرضه شود که ویژگی های سازگاری با ارزش های ایرانی-اسلامی، قاعده مندی و تفاهم پذیری و نیز کارآمدی عملی را توامان دارا باشد. الگوی زیست شهر نوین در همین راستا ارائه شده است.

ضرورت و اهداف پژوهش

معماری و شهرسازی بر زندگی افراد بی تاثیر نبوده و می تواند بسترساز پرورش انسان و جامعه در مسیری خاص شود. انسان و جامعه مطلوب بر اساس ارزش های فرهنگی هر اجتماعی تعریف شده و الگوها و نظریات معماری و شهرسازی با اتکا به خلاقیت انسانی و تجربه نگاری نمونه های منتخب، برای این بسترسازی بازتعریف و بهینه سازی می شوند.

در مقابل سبک کنونی شهرسازی که متاثر از الگوی مدرنیستی غرب است، می توان به الگوهایی اندیشید که ارزش هایی نظیر «خانه مولد»، «تعامل سازنده و ذاکرانه با طبیعت»، «نظام اجتماعی مبتنی بر اخوت»، «کاهش قیمت زمین»، «عدالت فضایی و رفع جدایی گزینی»، «خانواده بنیانی»، «مسکن وسیع»، «مسجد محوری» و «محله مقیاسی» را پاس دارند.

ایده «زیست شهر» تلاشی برای نیل بدین ارزش هاست که پژوهش حاضر به آن پرداخته است. این الگوی پیشنهادی در قالب مجتمع های زیستی-معیشتی و با توجه به مولفه های بومی و همچنین مطلوبیت ها و آموزه های فرهنگ ایرانی- اسلامی ارائه شده است.

ویژگی های کالبدی و عناصر مطلوب زیست شهر

برخی از ویژگی های کالبدی و عناصر مطلوب زیست شهر عبارتند از:

محله مقیاسی با مرکزیت مسجد، عامل اصلی هویت بخشی به شهروندان

در تمدن و جامعه مطلوب اسلام، فضای محور و جمع کننده مردم، «مسجد» است. مسجد، مقر امامت، بیت الامام، بیت خلافت الهی و مقر رهبری الهی روی زمین است. با این حال در پی بروز تغییر اساسی در جهان بینی ها و ارزش های جامعه غربی این جایگاه متزلزل شده است. بررسی مبانی نظری و سیره نبوی، نشان می دهد برای ایجاد جامعه اسلامی از مهم ترین راهکارها، احیای نقش اجتماعی مساجد است و پیشنهاد می شود به جای تمرکز بر «شبکه معابر»، در طراحی شهرهای معاصر ایران بر «شبکه مساجد» تاکید شده و شهرها با مرکزیت مساجد جامع به محلاتی تقسیم شوند که هر محله خود به مرکزیت مسجد محله شکل گرفته است.

معماری مشارکتی

بسترسازی برای رشد اجتماعی، با کمک مشارکت ساکنان، هم در تصرف در محیط و هم در مراحل تصمیم سازی و تصمیم گیری مدیریت سکونتگاه ها تسهیل می شود. این نوع مشارکت مردم، باعث احساس تعلق و پیوند با محیط شده و به فضای کالبدی هویت خاص می بخشد. در نقطه مقابل اجرای طرح ها با تصدی گری دولتی و یا انبوه سازی متمرکز شرکت های خصوصی علاوه بر سلب امکان مشارکت مردمی به کاهش کیفیت و افزایش فاصله طبقاتی خواهد انجامید.

شهر پویا و هم افزایی دانشی

برای زنده و پویا بودن شهر بهترین راه مشارکت مردم در بهبود و ارتقای مستمر کیفیت زیست و محیط زندگی است. ازآنجا که چنین مشارکتی نیازمند «ارتقای سطح دانش و مهارت ساکنین» است؛ لازم است فضای مناسب و کافی برای شکل گیری یک چرخه دانشی وقف پایه با محوریت مساجد، در مقیاس محلی تامین شود تا مدیریت دانش ساکنین منتج به ارتقای کیفیت زیست و محیط زندگی شود.

معرفی الگوی زیست شهر

در الگوی پیشنهادی تلاش شده تا فضای کالبدی به نحوی طراحی شود تا مطلوبیت های اسلامی ذکر شده در بخش قبل تسهیل شود:

  • خانواده به مثابه سلول جامعه: در این طرح، خانه ها از وسعت کافی برخوردارند و به خانواده به عنوان سلول جامعه دینی استحکام می بخشند. در حالی که در شهرهای سرمایه داری، کوچک شدن خانه ها و انتقال خدمات از خانه به بازار، با هدف افزایش تولید ناخالص داخلی منجر به بازار شدن بخش های نابازار شده است؛
  • ابعاد الگوی پیشنهادی: تحقق مفهوم «دار واسعه» فقهی، نیازمند تامین مساحت کافی برای خانه هاست تا خانه را از یک واحد حداقلی مصرفی تبدیل به یک واحد مولد و قوام بخش به روابط خانوادگی کند. تامین فضای کافی برای ارتباط با طبیعت به عنوان آیات الهی، پذیرایی از میهمان، بازی کودکان، گردهم آمدن ارحام، تولیدات در مقیاس خانگی و خانوادگی و … از جمله امکاناتی هستند که وسعت خانه فراهم می سازد. البته با توجه به تفاوت های خانواده ها و اقلیم ها و فرهنگ ها و سطح دارایی ها، لزومی بر یکسان بودن ابعاد همه خانواده نیست، اما جانمایی به نحوی صورت گرفته که جدایی گزینی طبقاتی رخ ندهد و مساحت های مختلف در مجاورت همدیگر باشند. از لحاظ منظر شهری نیز بدون تبرج و خودنمایی و با اتکا بر هماهنگی و استفاده از زیبایی های عناصر طبیعی، سعی بر حفظ کرامت انسانی شده است.
  • طراحی خانه مبتنی بر تولید و پرهیز از مصرف زدگی: تولیدات خانگی، خانه را از مصرف زدگی خارج می کند و غذای مصرفی را با نظارت بیشتری همراه می سازد. طراحی انبار در مجاورت آشپزخانه می تواند عمل به روایات«احراز القوت» را تسهیل کند. طبق این روایات، مستحب است مومنین نیازهای ضروری سالانه خود را ذخیره کنند. بدیهی است در خانه های سلولی و کوچک این امر امکان پذیر نیست. عمل به این روایات، مقاومت اقتصادی و پدافند زیستی را تا حد بالایی ارتقا می دهد؛
  • ارتباط دائم خانه با طبیعت: خانه ها به نحوی طراحی شده اند که امکان ارتباط با طبیعت را فراهم سازند؛ عناصر طبعی در خانه جریان داشته و خانواده ها منقطع از طبیعت نباشند. بسترسازی برای فعالیت های همچون خوابیدن زیر نور مهتاب در زمان مناسب، روشن کردن آتش، امکان بازی کودکان با خاک، وجود گونه های مثمر، دیدن طلوع و غروب خورشید و استهلال در طراحی ها لحاظ شده است؛
  • امکان توسعه آینده: در الگوی پیشنهادی، نیاز به خانه دوطبقه، با طراحی حجم به صورت گودال باغچه انجام شده تا ضمن تامین کیفیت فضایی مورد نیاز، حریم همسایگی مورد آسیب قرار نگیرد.

امکان سنجی تحقق الگوی زیست شهر

تحقق این ایده نیازمند انجام مطالعات امکان سنجی است. چهار مسئله اصلی برای امکان سنجی عبارتند از:

  • مسئله زمین: از نخستین پرسش هایی که با مشاهده الگوی پیشنهادی به ذهن متبادر می شود، مسئله زمین و کمبود آن است. طبق سرشماری نفوس و مسکن سال 1395 جمعیت ایران حدود 24 میلیون خانوار بوده است. اگر به هر خانوار ایرانی یک زمین 1000 مترمربعی اختصاص یابد و سایر کاربری های غیرمسکونی نیز مطابق مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری با سرانه استاندارد محاسبه شود و همه شهرهای ایران نیز یک طبقه فرض شوند باز هم کمتر از دو درصد از مساحت ایران کافی خواهد بود. در حال حاضر جمع کل محدوده شهرهای کشور، نیم درصد از سرزمین را شامل می شود و طبق اسناد آمایش سرزمین 15 درصد از کشور در اولویت توسعه و جمعیت پذیری قرار دارد.
  • آب و انرژی: یکی از محسنات ادغام و نزدیکی میحط مسکونی با زراعی این است که با بازچرخانی آب خاکستری (آب قابل بازیافت بخش مسکونی) می توان بدون نیاز به اضافه برداشت از منابع آبی، حدود 700 متر باغ و زراعت را با آب خاکستری یک خانواده 5 نفره به وسیله آبیاری زیر سطحی آبیاری کرد. از منظر انرژی نیز وسعت خانه ها و بهره مندی از فضای باز کافی می تواند بستر مناسب برای انرژی های پاک و پایدار به ویژه انرژی خورشیدی را فراهم سازد؛ لذا پیشنهاد طرح حاضر توسعه شبکه ای از نیروگاه های خانگی و کوچک مقیاس محلی است. در حال حاضر حدود سی درصد از انرژی تولید شده کشور در خطوط انتقال دچار هدر رفت می شود که با کاهش فاصله تولید و مصرف می توان این هدرفت را به میزان قابل ملاحظه ای کاهش داد.
  • امکان سنجی اقتصادی و فنی: ساخت و ساز یک طبقه، ساده تر، ارزان تر، تعمیرپذیرتر و بادوام تر از بلندمرتبه سازی است. ضمنا مصالح مورد نیاز در ساخت و سازهای طبقاتی دارای آب و انرژی پنهان بالاتری هستند در حالی که در ساخت و سازهای یک طبقه می توان از مصالح بوم آورد و پایدار استفاده کرد؛ در مقابل توسعه افقی هزینه زیرساخت ها (آب و برق و گاز و فاضلاب) و همچنین معابر را افزایش می دهد. اما سوال اینجاست که در مقایسه سرجمع این دو نوع هزینه (هزینه ساخت و زیرساخت) بین دو نوع توسعه افقی و عمودی کدام یک به صرفه تر است؟ تحقیق حاضر نشان داد که در مقایسه سرجمع، حتی اگر هزینه های پنهان متراکم و فشرده سازی شهرها شامل هزینه های امنیتی و زیست محیطی و اجتماعی و روانی و درمانی و … را محاسبه نکنیم، صرفه اقتصادی با توسعه افقی است.
  • مسئله مالکیت و سوداگری: تحقق ایده زیست شهر الزاماتی دارد که شاید مهم ترین آن ها، حذف قیمت زمین از قیمت تمام شده خانه است؛ این امر نیازمند پیگیری همزمان دو رویکرد است: 1- احیای منضبط زمین از طریق واگذاری قاعده مند زمین به متقاضیان و خانواده ها و نه طبقات ممتاز دارای رانت و سرمایه 2- وضع قوانین کنترل کننده سوداگری همچون مالیات بر ارزش زمین (LVT)

جمع بندی

در مقابل سبک کنونی شهرسازی که متاثر از الگوی مدرنیستی غرب است، می توان به الگوهایی اندیشید که ارزش هایی نظیر «خانه مولد»، «تعامل سازنده و ذاکرانه با طبیعت»، «نظام اجتماعی مبتنی بر اخوت»، «کاهش قیمت زمین» را پاس دارند. ایده «زیست شهر» تلاشی برای نیل بدین ارزش هاست که پژوهش حاضر به آن پرداخت. این الگوی پیشنهادی در قالب مجتمع های زیستی-معیشتی و با توجه به مولفه های سبک های بومی و همچنین مطلوبیت ها وآموزه های فرهنگ ایرانی- اسلامی ارائه شد. با این حال، تحقق این ایده نیازمند انجام مطالعات امکان سنجی است. چهار مسئله اصلی برای امکان سنجی عبارتند از: مسئله زمین و کمبود آن، مسئله تامین آب و انرژی، مسئله امکان سنجی اقتصادی و فنی و در نهایت مسئله مالکیت و سوداگری.

 

این گزارش توسط عباس جهانبخش در اندیشکده راهبردی زیست شهر اسلامی با همکاری ستاد راهبری معماری و شهرسازی حوزه های علمیه کشور، کارگروه فقه عمران شهری آیت الله اراکی و فرهنگستان علوم اسلامی قم در سال 1402 تدوین شده است.

عباس جهانبخش

دکتری معماری اسلامی

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. با کمال تاسف معادلات غلطی در این طرح احتمالا اگاهانه وارد ومطرح شده ومعادلاتی حذف شده که منجر به نا کارامدی شهر اسلامی خواهد گردید.
    امید واریم قبل از تبدیل به قانون شدن این طرح فراخان داده شود تا پژوهش گران گم نام بخش خصوصی وارد موضوع وانرا کامل کنند.تا اینجا ما به شهر مطلوب نرسیدیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا