اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

خیز مسکو برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن؛ فرصت‌ها و ملاحظات راهبردی

اندیشکده احیای سیاست دوازده نکته را درباره خیز مسکو برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن گوشزد کرده است.

✍🏻 مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست


۱. بر اساس اعلام اخیر کرملین، پوتین به موازات معامله دیزل، با هماهنگی پزشکیان، پیشنهاد نهایی ایران برای پایان جنگ را به ترامپ منتقل کرده است.

۲. این اقدام پوتین در چارچوب تلاشها و پیشنهادهای مکرر پیشین مسکو برای وساطت بین تهران و واشنگتن قابل ارزیابی است.

۳. احتمالا در تهران این جمع‌بندی حاصل شده‌ است که مسیرهای پیشین ارتباط با واشنگتن از قدرت کافی برخوردار نیستند و بهتر است مسیرهای جایگزین به موازات مسیرهای پیشین امتحان شوند.

۴. پیش از این و پس از سفر عراقچی به سنت پترزبورگ در آوریل ۲۰۲۶، پوتین طی یک تماس تلفنی ۹۰ دقیقه‌ای به ترامپ پیشنهادهایی برای ایفای نقش واسط مسکو در پرونده هسته‌ای (احتمالا کنسرسیوم هسته‌ای) ارائه کرده بود که پاسخ منفی ترامپ مواجه شده بود. ترامپ در گزارش خود از مکالمه با پوتین چنین گفت: ««او به من گفت که دوست دارد در موضوع غنی‌سازی مشارکت داشته باشد، اگر بتواند در به‌دست‌آوردن آن [مواد هسته‌ای] به ما کمک کند. من گفتم: ترجیح می‌دهم در پایان دادن به جنگ اوکراین مشارکت داشته باشی؛ از نظر من، این مهم‌تر است.»

۵. تا این لحظه این بار واکنش ترامپ مثل دفعه قبل نبوده و ترامپ در پست تروث خود با اشاره به صحبت با پوتین در مورد معامله دیزل، دوباره تکرار کرده است که «ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد.» با گذشتن این گزاره در کنار گزاره «کنترل کامل آمریکا بر تنگه هرمز» مشخص میشود که ترامپ مجددا در مکالمه با پوتین بر لزوم حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران (بخوانید تعلیق بلندمدت) تاکید کرده و ایران را فاقد برگه تنگه هرمز می‌داند (بارها تاکید شد که مماشات بیجا در مساله تنگه هرمز در ماه سپتامبر ایران را در موضع ضعف قرار خواهد داد.)

۶. این اقدام اخیر پوتین اگرچه گامی به جلو است، اما نمی‌توان به آن آنچنان دل بست چون در مراتب ماینجیگری «پیامرسانی» نازلترین سطح است. به عبارتی در سه سطح راهبردهای تسهیل ارتباطات (Communication-Facilitation Strategies)، راهبردهای رویه‌ای ـ صورت‌بندی‌گر (Procedural-Formulative Strategies) و راهبردهای هدایت‌گر (Directive Strategies)، نازلترین سطح برای روسیه در نظر گرفته شد و مسکو در تعیین دستورکارها و ملاقلاتها (سطح دوم) و تعریف ابتکارات مرضی‌الطرفین با مذاکرات فشرده با دو طرف، هنوز نقش تعیین‌کننده‌ ای ندارد.

۷. روسها برای خود در مورد مواد غنی شده نقشی تعیین کرده‌اند و علاقه خود را برای نگهداری مواد غنی شده ایران بارها نشان داده‌اند. این خواسته مسکو با توجه به پدیدار شدن علائم اولیه تغییر دکترین هسته‌ای در ایران باید مدیریت شود. البته مسکو اخیرا تمایل خود را برای مذاکره جهت تغییر دکترین هسته‌ای ایران در مقاطع مختلفی به شکل آشکار (نظیر مصاحبه اخیر لاوروف با RT عربی) و پنهان نشان داده است، که البته لزوما به معنای «چراغ سبز برای بمب» نیست و همچنین تابع شرایط مختلف، مثلا دیدار اخیر عراقچی با وزیر خارجه اوکراین ممکن است لحن روسها تغییر کند. (اظهارات اخیر پسکوف در مورد تقید ایران به NPT)

۸. نگارنده با اینکه مساله ایران با وساطت مسکو یا پکن به تنهایی انجام شود مخالف بوده است. دلیل این امر این است که این کار صورت مساله را از حالت چند جانبه خارج و ایران را وجه المصالحه منازعات قدرتهای بزرگ در قالب روابط دوجانبه می‌کند. به نظر نگارنده اصرار به وساطت مسکو در مذاکرات احیای برجام خصوصا بعد از جنگ اوکراین کار درستی نبود.

۹. همچنین نویسنده با اینکه قدرتهای بزرگ بخواهند میان تهران و هر طرف ثالثی در نقش «محلل» دستور کارهای دیگران ظاهر شوند، مخالف بوده است. ایراد اساسی ما به توافق پکن این بود که عربستان طرح خود جهت عادیسازی با اسراییل را به پیش میبرد و به توافق پکن به عنوان مقدمه‌ای جهت ارسال پروپوزال عادیسازی به واشنگتن می‌نگریست. از طرف دیگر پکن نیز به دنبال میانجیگری در جنگ اوکراین بود و به این توافق به عنوان پله‌ای جهت ارتقاء وجاهت بین‌المللی خود می‌نگریست. در این میان این تهران بود که طرح کلانی برای معادلات منطقه نداشت و از طریق این توافق به دنبال حل مسائل داخلی و تاکتیکی خود بود. این رویکرد، که در آن تهران فاقد ابتکار عمل است، ایران را بازیچه واشنگتن و طرحهای مسکو و پکن خواهد کرد.

۱۰. تهران باید تا کنون مذاکرات سطح بالایی را ناظر به نظم آینده منطقه با مسکو و پکن آغاز میکرد، تا زمینه برای هماهنگی حداکثری میان پایتختها در فرایند مذاکرات چندجانبه فراهم و از فرصتهایی چون سفر ترامپ و پوتین به پکن و سفر شی به واشنگتن برای پیشبرد آن استفاده شود. اینکه تا کنون چنین امری رخ نداده، جای تاسف بسیار است.

۱۱. عدد ناچیز آزادسازی گازوییل توسط روسیه نسبت به مصرف آمریکا و جهان (معادل حدود ۱٫۲۴ روز مصرف جهان، حدود ۹ روز آمریکا)، نشان میدهد که ترامپ در شرایط بسیار پیچیده‌ای قرار دارد و حاضر است برای خلاصی از فشار با ارقام ناچیز، امتیازات قابل توجهی بدهد. روسیه با درک این شرایط تلاش دارد خود را در قامت ناجی (هم در حوزه انرژی و هم در حوزه جنگ ایران) به ترامپ ارائه دهد.

۱۲. با توجه به عدم پیشرفت در پرونده چین و لابی سنگین کشورهای عربی در پکن و احتمال جدی متمایل شدن پکن به دستور کار اعراب و آمریکا در حوزه هسته‌ای، پیشنهاد میشود که از ظرفیت مسکو برای بهبود شرایط در پکن نیز استفاده شود.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا