سلامت از دیدگاه اسلام و دلالت های سیاستی آن
الگوی طبی زدگی و کرامت زدایی از انسان، چالش های آن و ارائه الگوی فرازیستی سلامت و احترام به کرامت انسانی
بیماری و سلامت صرفا معطوف به بعد بیولوژیکی انسان نیستند؛ بلکه مفاهیمی فرهنگی بوده و وابسته به الگوهایی هستند که درواقع خود محصول نگرش ها و فرایندهای پیچیده اجتماعی است و نمی توان آن را به صورت تک عاملی بررسی کرد. فراتحلیل های انجام شده، ناتوانی در مداخلات درمانی برآمده از مدل زیستی -پزشکی (طبی محض) را به خوبی نشان می دهد و این ناکامی، باعث شده که پارادایمی جدید در این حوزه پدید آید که دو مقوله سلامت و فرهنگ را در تعامل مستقیم با یکدیگر تبیین کند؛ به طوری که باورهای درست یا غلط، شیوه زندگی و الگوهای فرهنگی، پیامدهای مهمی را برای سلامتی یا بیماری افراد در پی دارد. از همین رو در فرهنگ اسلامی به مسئله سلامت توجه ویژه ای شده است.
ضرورت و اهداف پژوهش
در جامعه امروز، عوامل موثر و تعیین کننده سلامت از سطح عناصر صرفا جسمانی، به سطوح فرهنگی و اجتماعی ارتقا یافته است. از همین رو ضرورت نگاه و تعریفی جدید از ابعاد سلامت در راستای تحقق بند 2 سیاست های کلی سلامت، دارای اهمیتی مضاعف است؛ به طوری که توجه به جنبه های انسانی به عنوان امری تبعی و ثانوی نسبت به حیث علمی پزشکی قرار نگیرد. این امر، لزوم بازنگری در مبانی نظری سلامت را از منظر فرهنگ اسلامی روشن تر می کند. بنابراین، هر اجتماعی بر اساس فرهنگ خود، نحوه درمان و مراقبت های بالینی را بنا می سازد و ارائه خدمات بهداشتی- درمانی نیز هماهنگ با همان باورها و فرهنگ جامعه خواهد بود تا چگونگی مراقبت سلامت و اهداف عملکردی آن، مورد پذیرش مردمش قرار بگیرد؛ همان طور که هر نوع نگرش به این موضوع می تواند پیامدهای گرانباری در تمام شئون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور داشته باشد و به خصوص، بودجه های تخصیص داده شده برای آن را تحت تاثیر خود قرار دهد. از این رو، ترسیم الگویی از سلامت فردی و اجتماعی، بر مبنای فرهنگ اسلامی و متمایز از فرهنگ غربی، ضروری است؛ لذا پژوهش حاضر با نقد الگوی طبی زدگی و کرامت زدایی از انسان به ارائه الگوی فرازیستی سلامت و احترام به کرامت انسانی از منظر اسلامی پرداخته است.
الگوی طبی زدگی و کرامت زدایی از انسان
در این الگو عمدتا، به تبیین زیست شناختی بیماری یا سلامتی پرداخته و در مجموعه ای از کارکردهای آناتومیک و فیزیولوژیک جستجو می شود؛ به طوری که سلامتی به معنای فقدان یک یا چند مورد از موارد مرگ، بیماری، ناراحتی، ناتوانی و نارضایتی تلقی می شود و با اعتقاد به امکان شناسایی علل فیزیکی برای همه اختلالات و بیماری ها، زنجیره ای از میکروب، ژن و مواد شیمیایی را از طرق مختلف سهیم می داند. در این الگو ملاحظات جسمانی به مثابه غایت اصلی پزشکی مورد نظر قرار می گیرد و با تقلیل یافتن مفهوم سلامت و بیماری به جنبه زیستی و فیزیولوژیکی، به همراه نگرش تجربه گرایی حاکم بر پزشکی به عنوان عینیت گرایی علمی، حجم زیادی از کار آزمایشگاهی برای شناخت بدن انجام می گیرد و دانش پزشکی در مقام فهم جسم به مثابه زیست شناسی کاربردی و مدل مکانیکی در حوزه پزشکی و بیمار نیز به مثابه یک ماشین خراب شده تلقی می شود؛ ارگانیسمی که مورد تهاجم قرار گرفته و اینک باید تعمیر و ترمیم شود و یا با اجزای جدیدی جایگزین شود تا به حالت اولیه خود بازگردد. دغدغه اصلی این الگو پرداختن به علم بدن به منزله «شی مکانیکی» است که به صورت فنی مورد بررسی قرار می گیرد. نتیجه این تفکر آن است که امروزه، رویکرد تجربه گرایی در پزشکی مدرن، نافذ واقع شده و با «شی پنداری حاکم بر زیست پزشکی» حقیقت انسان به جسم و ابعاد آن فروکاسته شده است.
الگوی فرازیستی سلامت و احترام به کرامت انسانی
در رویکرد کل نگر مبتنی بر کرامت الهی انسان، همه متغیرات سلامت، از نظر کارکردی با پدیده های زیستی و سیستم ایمنی بدن در ارتباط است و بیماری یا سلامتی ارگان های بدن را تعیین می کند و نمی توان تنها یک عامل را دارای اهمیت بیشتری دانست. همان طور که در نظام سلامت نیز اتخاذ رویکرد کرامت محور موجب می شود که انسان از منظر عزت نفس و احترام نگریسته شود و مورد حمایت نظام حقوقی قرار بگیرد؛ چنانچه در ماده 8 منشور حقوق شهروندی، مصوب 1395 آمده است: «اعمال هرگونه تبعیض ناروا به ویژه در دسترسی شهروندان به خدمات عمومی نظیر خدمات بهداشتی ممنوع است».
تعریف سلامت از منظر کرامت الهی انسانی
توجه به ذاتی بودن کرامت انسانی در مواجهات بالینی دارای ضرورتی الهی است؛ چراکه هر انسانی، کرامت والایی دارد و خداوند به هر انسان با هر ویژگی، ارزشی برابر با همه انسان ها داده است و مبنای تصمیم گیری درباره جسم و جان، باید همین کرامت انسانی باشد. مهم ترین شاخصه در ترسیم سلامت با توجه به ابعاد کرامتی انسان، وجود شرایط مطلوب و پایدار حیاتی است؛ به طوری که تعادل، هماهنگی و کارایی مفید در میان همه قوا و ابعاد وجودی، همراه با اعتدال در همه اجزای هستی مرتبط با زندگی برقرار باشد؛ ابعادی که شامل متغیرهای ذهنی – روانی، روحی – معنوی، رفتاری – اجتماعی و عملکردی – جسمی انسان در کنار بهره مندی او از سلامتی زیست محیطی به مثابه شاخص های صیانت از کرامت انسانی خواهد بود. در این وضعیت، نه تنها زمینه و سبک زندگی سالم، مشاوره و پیشگیری، مقدم بر یافته های کلینیکی شمرده می شود، بلکه طبابت نیز با در نظر گرفتن همه ابعاد جسمانی و روانی بیمار، ضمن در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و فرهنگی و نیز کیفیت زندگی در کنار یافته های بالینی و فیزیولوژیک صورت می پذیرد. از این رو، ضرورت بازگشت به ملاحظه توامان ابعاد زیست شناختی در کنار ابعاد فرهنگی – اجتماعی و بعد معنوی و روحی بیماران نمایان تر می شود.
دلالت های معنایی الگوی فرازیستی
به استناد بند 2 سیاست های کلی سلامت، ضروری است رویکرد سلامت همه جانبه (جسمی، روحی، روانی و اجتماعی) در تدوین همه سیاست ها و برنامه ها مورد نظر قرار گیرد. از این رو، با توجه به الزامات هویت و کرامت انسانی، رویه جدیدی در نظام سلامت شکل می گیرد که جهت دهنده ذهنیت و عملکرد مدیران و کارکنان این بخش در جنبه های مختلف خواهد بود و وظایفی را به عنوان کدهای مسئولیت اجتماعی در روابط حرفه ای و در راستای تعامل بین متغیرهای روحی، روانی، رفتاری و عملکردی برای ارائه دهندگان خدمات، الزام آور می کند؛ همان طور که در بند 1 ماده 1 منشور حقوق بیماران، مصوب 1388 نیز بر حفظ شان و منزلت انسانی و احترام به ارزش های فرهنگی و مذهبی بیماران تاکید شده است. در ادامه به مهم ترین اقتضائات الگوی فرازیستی در ارائه خدمات درمانی، بهداشتی و نیز سیاستگذاری در این حوزه اشاره خواهد شد:
- در این رویکرد، بیماران دارای شخصیتی هستند که در راستای تکریم آنان، نه تنها باید از نگاه ابزاری به ایشان اجتناب شود، بلکه رعایت حرمتشان از حیث باورها، فرهنگ، اعتقادات و ضوابط اخلاقی، عامل بسیار مهمی در نحوه تعامل با آنان تلقی می شود. اساسا، معالجه پیش از آنکه یک مواجهه صرفا علمی باشد، یک مواجهه کاملا انسانی/ اخلاقی است و پزشک نه فقط با ارگان های بدن، بلکه با هویت و شخصیت انسانی سرو کار دارد که دارای حقوق فطری برآمده از کرامت انسانی، به خصوص حق بر حیات و سلامتی همه جانبه است. بنابراین، فهم مثبت از سلامت به نبود معلولیت و فقدان بیماری بر مبنای پوزیتویستی با رویکرد زیست شناسی منحصر نیست، بلکه سلامتی و بیماری، هر دو مقوله ای نسبی است که الگوهای رفتاری درست یا غلط بر آن تاثیرگذار است و افراد نیز بسته به جایگاهشان هم زمان درجه ای از سلامتی و ناخوشی را تجربه می کنند؛
- در الگوی فرازیستی، حفظ امور بهداشتی مقدم بر امر درمانی خواهد بود؛ به طوری که بهداشت، امری فعالانه و مجموعه اقداماتی تلقی می شود که در بستر جامعه و برای بقا و ارتقای وضعیت سلامت افراد شکل می گیرد و لذا بیشتر ناظر به مسائل آموزشی، فرهنگی و اجتماعی بوده که در سطح جامعه رخ می دهد و همانند امر بالینی، صرفا امری فردی در رابطه پزشک و بیمار یا منحصر به بیمارستان نخواهد بود؛ یعنی سلامت و بهداشت، امری است که در همه شئون زندگی وجود دارد و لذا برای پیوند امور بهداشتی و نیک زیستن که امری بسیار فربه تر از امور بالینی است با طبابت و درمان، نیاز به نوع جدیدی از سیاست ورزی است تا زندگی رضایت بخش و خوب زیستی در بافتار و زمینه زندگی مردم تعیین شود؛
- با توجه به اینکه سلامت انسان به عنوان یکی از مهم ترین مولفه های کرامت بشری محسوب می شود، خوب زیستن / عافیت، دارای دو بعد ذهنی و عینی است؛ بعد عینی ناظر به استانداردهای سطح زندگی مثل مسکن، اشتغال، آموزش و دریافت خدمات بهداشتی و … دارد و بعد ذهنی آن نیز اشاره به کیفیت زندگی و نوع ادراکی است که هر فردی از وضعیت زندگی خودش دارد که البته وابسته به نظام های فرهنگی، ارزشی و در ارتباط با اهداف و انتظارات و علایق او خواهد بود. بنابراین، حق بر سلامت همه جانبه برآمده از کرامت الهی انسان شامل طیف وسیع و متنوعی از تسهیلات، امکانات و خدماتی اطلاق می شود که از تعهدات اساسی دولت در راستای پیشرفت عادلانه و پایدار بوده و تضمین بخش بهزیستی و رفاه عمومی افراد در زیست سالم جمعی خواهد بود.
پیشنهادهایی به منظور تحقق سلامت عمومی در قالب پارادایم کل نگر و ارزش های انسانی -اسلامی
تحقق سلامت عمومی در قالب پارادیم کل نگر و مبتنی بر اصول و ارزش های انسانی – اسلامی، متضمن تغییر پارادایم در سیاستگذاری سلامت با محوریت کرامت انسان سالم و نیز اتخاذ رویکردهای بین رشته ای و گنجاندن دروس علوم انسانی مرتبط با عملکردهای نظام آموزشی سلامت در دوره های عمومی و تخصصی خواهد بود و از این رهگذر، می توان تاثیر عملی فرهنگ و آموزه های اسلامی را بر سپهر پزشکی ایران نشان داد. در این خوانش جامع، ضرورت هم افزایی و صورت بندی جدید رشته های علوم پزشکی و منابع انسان شناسی اسلامی در وحدتی فراگیر با یکدیگر مطمح نظر خواهد بود تا کارآمدی رویکردهای سلامت و درمان، مشروط به ملاحظات فرهنگی و پاسداشت سایر وجوه انسانی، مزید بر ابعاد زیستی در کنار تعامل متقابل آن ها مورد توجه قرار بگیرد. این امر، متضمن حضور موثر صاحب نظران و اندیشمندان دینی در هیئت امنای دانشگاه های علوم پزشکی، تدوین متون آموزشی متناسب با جنبه های هویت انسانی و تصویب پروتکل های درمانی متناظر با ابعاد وجودی، فرهنگی و اجتماعی انسان است که با هدف پیشبرد برنامه های اجرایی در مناسبات جامع درمانی و انسجام سیاستگذاری ها متناسب با اقتضائات رویکرد فرازیستی در راستای سلامت و سعادت جامعه اتخاذ می شود.
جمع بندی
امروزه ضرورت نگاه و تعریفی جدید از ابعاد سلامت در راستای تحقق بند 2 سیاست های کلی سلامت، دارای اهمیتی مضاعف است؛ به طوری که توجه به جنبه های انسانی به عنوان امری تبعی و ثانوی نسبت به حیث علمی پزشکی قرار نگیرد. پژوهش حاضر با نقد الگوی طبی زدگی و کرامت زدایی از انسان به ارائه الگوی فرازیستی سلامت و احترام به کرامت انسانی پرداخت. در الگوی طبی زدگی، رویکرد تجربه گرایی در پزشکی مدرن، نافذ واقع شده و با «شی پنداری حاکم بر زیست پزشکی» حقیقت انسان به جسم و ابعاد آن فروکاسته شده است؛ اما در الگوی فرازیستی رویه جدیدی در نظام سلامت شکل می گیرد که وظایفی را به عنوان کدهای مسئولیت اجتماعی در روابط حرفه ای و در راستای تعامل بین متغیرهای روحی، روانی، رفتاری و عملکردی برای ارائه دهندگان خدمات، الزام آور می کند. به منظور دستیابی به اهداف این الگو ضرورت هم افزایی و صورت بندی جدید رشته های علوم پزشکی و منابع انسان شناسی اسلامی در وحدتی فراگیر با یکدیگر مورد نظر خواهد بود.
این مطالعه در مرکز تحیت با همکاری علیرضا قاسمی، مجتبی معصوم بیگی، محمد گرامی و حمید ستوده در سال 1401 انجام شده است.




