چشم انداز ایران با مسعود پزشکیان؛ رویکرد جامعهشناسی و مردمشناختی
اکنون اين احزاب و جريانهای سياسی هستند که برای نخستين بار در تاريخ اين کشور، رئيس جمهوری را به قدرت رساندهاند، و اين تجربه نویی در مردمسالاری دینی است.
اسماعیل نوده فراهانی، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه حکمرانی
- الف) دیدگاه صوری برخی فعالان سیاسی و فارغالتحصیلان رشتههای مهندسی و پزشکی که حزب را در قالب امکانات و روابط مادی نظیر برخورداری از ساختمان و منابع مالی، روزنامه و فعالیت رسانهای، اساسنامه و انواع تقسیم کار در قالب کمیتهها و کمیسیونهای ذیربط درک میکنند؛
- ب) دیدگاه رمانتیک برخی سیاسیون و مدرکداران علوم انسانی که حزب را در چارچوبی ایدئالیستی و مقدس، و مصداق کامل کارآمدی، فهم میکنند.
بدین ترتیب، چنانچه چارچوب تحلیلی فوق پذیرفته شود، کماعتنایی چهرههایی نظیر سعید حجاریان، مهدی کروبی و میرحسین موسوی (در فرآیند انتخابات)، اعتراض کسانی که انتصابهای مسعود پزشکیان را به قدر کافی اصلاحطلب نمیدانند و یا حمایتشان از دولت را تا زمان تعیین پست جدیدشان به تعویق میاندازند (پس از انتخابات) و نیز سیاسیون بازنشستهای که پیشدستانه از پذیرش مسئولیت عملکرد دولت مسعود پزشکیان خودداری میکنند، محلی از اِعراب نخواهد داشت. گو اینکه ارزیابی کابینه دولت وفاق ملی -از منظر جهتگیریهای جناحی- مستلزم توجه به سه مقوله است:
- نیروهای افراطی و ناکارآمدی که دومینووار گفتمان اصلاحات را به شکست کشاندند عمدتاً در شورای شهر و مجلس ششم حضور داشتند و با رای مستقیم مردم برگزیده شده بودند، نه انتصاب رئیس جمهور،
- علاوه بر حضور چهرههای اصولگرایی همچون محمد سعیدیکیا و حسین مظفر در دولت اصلاحات، بخش بزرگی از کابینه سید محمد خاتمی نیز از وزرای غیرسیاسی و دارای شهرت در حوزه فعالیت تخصصی تشکیل شده بود،
- مسعود پزشکیان با کسب کمتر از ۱۶.۵ میلیون رای از ۶۱ میلیون واجد شرایط شرکت در انتخابات به ریاست جمهوری رسیده است و نمیتواند نسبت به رقبای خود بیاعتنا باشد.
آنچه تاکنون گفته شد در راستای ترسیم فضای سیاسی کلان کشور بود، اما پدیده پزشکیان را میتوان در سطحی پایینتر و به عنوان عنصری در لایههای میانی نظام اداری- سیاسی کشور مورد مطالعه قرار داد. او -علیرغم جهتگیریهای سیاسیاش- سیاستمداری فاقد روابط عمیق شخصی و خانوادگی و اقتصادی با جریانهای چپ و راست اصلاحطلب -یعنی حزب کارگزاران و جبهه مشارکت- است و اگرچه در دوره اصلاحات تا پست وزارت پیش رفته است، اما ماندگاری خود در فضای سیاسی کشور را مدیون کنشگری در قامت یک جوان انقلابی و جبههرفته، مدیر، سیاستمدار، جراح و استاد دانشگاه محلی، و سرانجام صبر و مردمداری در صندلی نمایندگی مجلس است. به عبارت صریحتر، کم نبودند افرادی که در دوره کوتاهی تا سطوح بالای مسئولیت سیاسی- اداری پیش رفتند، اما نتوانستند موقعیت موقت و ملی -بعضاً اتفاقی- خود را به موقعیتی ثابت و پایدار -ولو در سطح محلی- تبدیل کنند. و از قضا همین وضعیت سبب میشود سادهزیستی و تا حدودی زیر پا گذاشتن دستورالعملهای رفتاری (پروتکلها) برای شخصیتی مانند مسعود پزشکیان طبیعی باشد. بنابراین، همانقدر که در سالیان اخیر وزرای تکدورهای و فاقد روابط سیاسی در ادامه زندگی شخصی خود توانستند در میان مردم و با مردم زندگی کنند و نقطه مقابل کسانی باشند که القابی همچون شیخالوزراء را یدک میکشیدند، این امیدواری وجود دارد که پزشکیان، در پایان دوره مسئولیتش بتواند فصل جدیدی از زیست در فضای عمومی را به نمایش بگذارد.
از سوی دیگر، مسعود پزشکیان نمادی از مدیران و کارشناسانی است که سیاست را کمی بسیطتر از ایدئولوگهای جناحی و متخصصان علوم اجتماعی و انسانی میفهمند و بنا به این که در چه فضایی کار و پیشرفت کردهاند، با جریان سیاسی خاصی همراه شدهاند و اگر فیالمثل در نهادهای حاکمیتی مشغول به کار میشدند ظهور و بروز سیاسی دیگری پیدا میکردند، کما اینکه عکس این ماجرا درباره برخی اصولگرایان قابل مشاهده است. بعلاوه، وی در شمار پزشکان و مهندسانی است که علاقمند به ایفای نقشهای اجتماعی و سیاسی هستند و طبابت و ساختوساز را صرفاً به کسب و کار یا پرستیژ اجتماعی تقلیل نمیدهند و البته چنین تیپ شخصیتی در میان متخصصان مربوطه کم نیست. در هر صورت، پزشکیان یک سیاستمدار محلی بود و در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری، آرای قومیتی سهم مهمی در سبد رای او داشتند. البته این موضوع، نقطهای تاریک یا منفی یا مستوجب سرزنش برای پزشکیان محسوب نمیشود، بلکه میتواند پشتوانهای باشد تا جلوی برخی سهمخواهیها گرفته شود.
او یک سیاستمدار محلی است یعنی به رسم نمایندگان مستقل و اصلاحطلب خطه آذربایجان، خُلق لوطیوار دارد و این منش را ادامه منش ستارخان و باقرخان میداند، رویکرد فمینیستی ندارد اما اهل حرمتگذاری به زنان و دختران مردم به عنوان ناموس دیگران است، بر اساس آموختههای عملیاش طی چهار دوره نمایندگی، به همکاری با همه نیروهای صحنه -از جمله نماینده ولیفقیه، سپاه پاسداران، رقبا و…- متمایل است، در هر موقعیتی که نظر مردم را جلب میکند، حضور مییابد و بخشی از مردمداریاش در قالب شرکت در هیئات مذهبی ظهور و بروز مییابد، ممکن است در انجام نطقهای ملی دچار مشکل بشود و غیره. بدین ترتیب، شرکت او در هیئات مذهبی، رسانهای میشود و ارزش خبری پیدا میکند در حالی که درباره سایر رؤسای جمهور کمتر چنین چیزی ممکن بود.
علاوه بر نکات فوق -که عمدتاً توصیفی بودند- ریاست جمهوری مسعود پزشکیان میتواند حاوی فرصتهایی -غالباً تجویزی- برای کشور باشد. در سطح ملی، وی دارای صداقت و روراستی درونیشدهای است که با گرایش قلبی او به برپایی عدالت و الگوگیری از فرمایشات مولای متقیان، علی (ع) در نهج البلاغه همراه شده است و عامه مردم آن را میپسندند و میتواند در راستای افزایش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی دولت، مؤثر باشد. مهمترین خطر پیش روی این ظرفیت مهم نیز مترجمان دیدگاههای اقتصاد سرمایهداری، و مروجان نسخههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول هستند که امید است نتوانند دولت وفاق ملی را دچار انفعال و سرگشتگی و خجالتزدگی در پیشگاه ملت نمایند.
همچنین، پزشکیان بواسطه زندگی و آشنایی با ظرفیتهای مناطق آذریزبان با شبکهای از فعالان اقتصادی و اجتماعی مرتبط است که با فضای تولید و سرمایهگذاری در فضای خصوصی آشنا هستند؛ از شرکت شیرین عسل تا هواپیمایی آتا گوشههایی از این شبکه هستند؛ شبکهای که با کار و تولید آشناست و اصطلاحاً فعل خواستن را به خوبی صرف میکند. توجه به این روحیه و فرهنگ نیاز امروز کشور ماست؛ کشوری که برای حضور قدرتمند در عرصه جهانی نیازمند تولید است و تولید، مهمترین شعار و مطالبه و راهبرد رهبر انقلاب از سال ۱۳۹۰ تا امروز بوده است. علاوه بر این، حوزه انتخابیه مجلس و پایگاه قومیتی ریاستجمهوری پزشکیان با اقتصاد ترانزیت و حمل و نقل درآمیخته است و پزشکیان درکی خرد و محلی از ترانزیت دارد؛ موضوعی که میتواند تمایل او به پیگیری ایدههایی همچون ابتکار کمربند- راه چینیها را دوچندان کند.
در عین حال، اقتصاد آذربایجان با قاچاق کالا و سوخت (فیالمثل قاچاق پارچه و پوشاک از ترکیه به ایران یا قاچاق گازوئیل، بنزین و حتی دارو از ایران به ترکیه و عراق)، و نیز قاچاق کالاهای ممنوعه (از جمله مواد مخدر، انسان، مشروبات الکلی و غیره از مرزها) نیز بیگانه نیست و این همه مواردی است که باید توسط دولت مورد توجه قرار گیرد. در نهایت، اگرچه از عصر صفویه تا امروز اهالی آذربایجان در بالاترین سطوح اداره مملکت قرار داشتهاند، اما انتخاب یکی از مردمان غیور آذربایجان به عنوان رئیس جمهور ایران میتواند باطلالسحر دروغپردازیها و نفرتپراکنیهای دولتهای آذربایجان و ترکیه علیه ایران باشد. در چنین فضایی، نقشآفرینی پزشکیان در راستای اصلاح مناسبات سه کشور میتواند فصل جدیدی در مناسبات فرهنگی- سیاسی، اقتصادی- اجتماعی و حتی تسلیحاتی- نظامی منطقه آسیای میانه و غرب آسیا باشد.



