ابرچالش بیماری های قلبی و عروقی و کاربست سیاست های نوآوری
ارائه رویکردهای نوآوری مسئله محور و ماموریت گرا در مدیریت ابرچالش بیماری های قلبی عروقی: تحلیل، سیاست ها و تجارب بین المللی
در دنیای امروز، جوامع با مجموعه ای از چالش های پیچیده و فراگیر مواجه اند که به راهکارهای نوآورانه و چندوجهی نیاز دارند. نوآوری های سنتی که صرفا بر فناوری متمرکزند، قادر به پاسخگویی کامل به این مسائل پیچیده نیستند. بنابراین، رویکردهای نوین سیاست گذاری و نظام های نوآوری ماموریت گرا مطرح شده اند تا با تعریف اهداف مشخص و همکاری گسترده ذینفعان، راهکارهای جامع و پایدار ارائه دهند. این روش ها به دنبال ایجاد تحول عمیق و تاثیرگذاری گسترده در حل ابرچالش های اجتماعی و فناورانه هستند. از جمله این چالش ها می توان به مسئله بیماری های قلبی و عروقی اشاره کرد که نیازمند همکاری میان بخشی گسترده است.
ضرورت و اهداف پژوهش
در یک دهه اخیر، مفهوم «ابرچالش ها» (Grand Challenges) در علم و فناوری بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این چالش ها مسائل پیچیده و چندبعدی اجتماعی-فناورانه ای مانند تغییرات اقلیمی، سلامت و محیط زیست هستند که نیازمند نوآوری های فناورانه و اجتماعی هماهنگ اند. سیاست های نوآوری باید فراتر از تولید ارزش علمی و اقتصادی، به حل این چالش ها و ایجاد ارزش برای جامعه تمرکز کنند. در این راستا، تدوین ماموریت های اجتماعی که اهدافی جاه طلبانه، قابل اندازه گیری و زمان بندی شده دارند، برای بسیج بازیگران مختلف ضروری است. برای مدیریت این ماموریت ها، رویکردهای نظام نوآوری مسئله محور (PIS) یا ماموریت گرا معرفی شده اند که با تمرکز بر مسائل کلان و همکاری گسترده میان ذینفعان، نظامی برای حل چالش ها شکل می دهند. نسخه های قدیمی نظام نوآوری به دلیل تمرکز روی عوامل اقتصادی و فناورانه، در مواجهه با مسائل کلان اجتماعی ناکارآمد بودند. با وجود اقبال به ماموریت ها، چالش هایی مانند نبود وفاق بر تعریف ماموریت ها، کمبود ابزارهای سیاستی هماهنگ و ضعف در یکپارچگی میان بازیگران، هنوز وجود دارد. در این گزارش، با استفاده از چارچوب نظام نوآوری مبتنی بر مسئله، بیماری های قلبی عروقی به عنوان نمونه ای از ابرچالش ها بررسی شده است.
بررسی ابزارهای سیاستی مرتبط با مدیریت ابرچالش ها
برای مواجهه با ابرچالش ها، مجموعه ای از ابزارهای سیاستی متنوع به کار گرفته می شود که هر یک نقش ویژه ای در حل مسائل پیچیده دارند. ابزارهای مالی مانند اعتبارات تحقیق و توسعه، کمک های بلاعوض و سرمایه گذاری خطرپذیر، انگیزه شرکت ها را برای ورود به حوزه های نوآورانه افزایش می دهند. تنظیم مقررات و استانداردگذاری به ویژه در حوزه های زیست محیطی نقش موثری در کاهش آلودگی و تشویق به فناوری های دوستدار محیط زیست ایفا می کنند. شبکه های همکاری میان دانشگاه ها، شرکت ها و نهادهای دولتی تبادل دانش را تسریع می کنند و به توسعه راه حل های نوآورانه کمک می کنند. رویکرد حکمرانی آزمایشی نیز به سیاست گذاران امکان می دهد که برنامه ها را منعطف و بر اساس بازخوردها اصلاح کنند، به ویژه در شرایط عدم قطعیت. علاوه بر این، ابزارهایی مانند مسابقات نوآوری دیجیتال و تامین مالی جمعی مشارکت عمومی را در حل چالش ها افزایش می دهند.
مطالعات نشان می دهند که موفقیت در مدیریت ابرچالش ها نیازمند ترکیب این ابزارها با همکاری بین بخشی، مشارکت جامعه مدنی و سیاست گذاری انعطاف پذیر است. کشورهای نوردیک نمونه های موفقی از سیاست های نوآوری ماموریت محور، آزمایشی و مشارکتی ارائه داده اند که با تاکید بر اهداف روشن، همکاری میان سازمانی و حضور ذینفعان گسترده، توانسته اند راهکارهای جامع و پایدار برای چالش های جهانی بیافرینند. این رویکردها، با تمرکز بر یادگیری مستمر و هماهنگی، الگوی مفیدی برای سایر کشورها محسوب می شوند.
ابرچالش بیماری های قلبی عروقی
بیماری های قلبی عروقی یکی از ابرچالش های سلامت جهانی با تاثیرات گسترده اقتصادی و اجتماعی است که نیازمند راهکارهای نوآورانه پیشگیری، تشخیص و درمان است. سیاست های نوآوری ماموریت گرا با تمرکز بر اهداف مشخص و هماهنگی منابع و ذینفعان، چارچوبی موثر در مقابله با این چالش ها محسوب می شوند. این رویکردها در کشورهای مختلف به توسعه فناوری ها و راهبردهای پیشگیرانه کمک کرده و می توانند الگویی برای حل سایر چالش های بزرگ سلامت جهانی باشند.
تاثیر سیاست های نوآوری مسئله محور (ماموریت گرا) بر بیماری های قلبی عروقی در کشورهای منتخب
ارزیابی سیاست های مبارزه با بیماری های قلبی-عروقی در کشورهای مختلف نشان دهنده کاهش چشمگیر مرگ و میر و عوارض ناشی از این بیماری هاست. برای مثال در ایالات متحده، دسترسی به داروهایی مانند استاتین ها باعث کاهش چشمگیر مرگ و میر شده است. در اروپا، سیاست هایی نظیر مالیات بر قند و نمک و ترویج فعالیت بدنی، کاهش ۲۰-۳۰ درصدی موارد بیماری را به همراه داشته اند. همچنین برنامه های پیشگیرانه سازمان جهانی بهداشت مانند محدود کردن مصرف دخانیات، کاهش نمک و افزایش فعالیت بدنی در کشورهای کم درآمد، روند بیماری را کند کرده و سلامت عمومی را بهبود بخشیده اند.
شناسایی بازیگران و نهادهای اثرگذار بر مسئله بیماری های قلبی عروقی در ایران
موفقیت در حل نظام مند بیماری های قلبی عروقی در ایران مستلزم تعامل و همکاری گسترده میان تمامی بازیگران و نهادهای مرتبط است. این بازیگران در سه مرحله پیشگیری، درمان و مراقبت فعالیت می کنند و به دو حلقه اولیه (تاثیر مستقیم و عمیق بر مسئله) و ثانویه (تاثیر غیرمستقیم و فاصله دار) تقسیم می شوند. نهادهایی مانند سازمان برنامه و بودجه، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت ارتباطات نقش کلیدی در تخصیص منابع، ترویج سلامت غذایی و توسعه پرونده های الکترونیکی پزشکی دارند. به علاوه، حضور موقتی برخی نهادها نیز بر روند مدیریت بیماری تاثیرگذار است. برای شکل گیری نظامی موثر، هم راستا بودن اهداف این بازیگران با مسئله ضروری است.
روابط بین کارکردهای نظام نوآوری مسئله محور در مسئله بیماری های قلبی عروقی
در بررسی کارکردهای نظام نوآوری بیماری های قلبی عروقی ایران، ۱۸ نقطه قوت و ۱۸ نقطه ضعف شناسایی شده است که این کارکردها به طور پویا و گاه متضاد با هم تعامل دارند. به عنوان مثال، تقویت کارکرد آگاهی عمومی می تواند هدایت نظام را به سمت قانون گذاری و تخصیص منابع بهتر سوق دهد و تقاضا برای محصولات درمانی را افزایش دهد. همچنین، خلق دانش فنی و اجتماعی به سیاست گذاران داده های لازم را می دهد و باعث نوسازی نظام می شود. کارکرد هدایت نظام با وضع مقررات و فرهنگ سازی رفتارها را تغییر می دهد، اگرچه نتایج آن بلندمدت است. تقویت استانداردسازی، شکل گیری بازار و کارآفرینی فنی نیز در مدیریت چالش هایی مانند تامین مالی و خلا تقنینی موثر است. ضعف در هر کارکرد می تواند کل نظام را تضعیف کند؛ بنابراین بازآرایی و بهبود هم زمان کارکردها برای رفع موانع نظام ضروری است.
|
نقاط قوت |
نقاط ضعف |
|
حق همگانی بهداشت مطابق اصل ۲۹ قانون اساسی |
تنوع و تعدد بازیگران درون و خارج از نظام سلامت، تداخلات و همپوشانی وظایف و به تبع آن شفاف نبودن مسئولیتها و اختیارات |
|
تصویب قوانین مدیریت تبلیغات محصولات غذایی از طریق سازمان صداوسیما، ممنوعیت توزیع نوشابههای گازدار و حذف سیاستهای حمایتی آن، کاهش اسیدهای چرب ترانس در روغنهای خوراکی، ترویج کشت دانههای روغنی سالم مانند کلزا و زیتون |
نگرش درمانمحوری |
|
افزایش سالیانه جذب ۲۰درصد دانشجوی پزشکی در مناطق کمترتوسعهیافته و محروم نسبت به سال قبل به مدت ۴ سال |
ضعف نظارت بر اجرای درست سیاستها |
|
کاهش پرداخت از جیب بیماران بستری نسبت به گذشته |
تزریق ضعیف دانش در تحقیقوتوسعه و عدم تامین فناوری از دانشگاه در صنعت زیستفناوری ایران از طریق انجام تحقیقاتی که بر اساس نیازهای ملی صورت نگرفته و یا نتایج آن اجرایی نشده |
|
ماندگاری پزشکان در مناطق محروم و اقامت پزشکان متخصص در بیمارستانها |
کمتوجهی به اقدامات نوآورانه در روشهای درمانی |
|
ارتقای کیفیت معاینات در حوزۀ قلب و عروق |
ضعف در کسب تاییدیه های مربوط به اثربخشی تولیدات آزمایشگاهی و دارویی در گروههای بالینی تایید شده |
|
حمایت مالی از بیماران و پوشش بیمهای برای جمعیت فاقد بیمه |
تحریمها و محدودیت نظام بانکی ایران و به تبع آن محدودیتهای گسترده در تجارت، تولید، بیمه و سرمایهگذاری |
|
سابقۀ طولانی انستیتو رازی و پاستور در خلق دانش فنی |
نادیده گرفتن اقدامات دستگاههای همکار و انتساب موفقیتها به خود وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی |
|
رشد فزایندۀ مقالات علمی حوزۀ سلامت به ویژه در حوزۀ قلب و عروق |
تمایل محققان به همکاریهای داخلی در تولید مقالات و تمایل شرکتها به انجام فعالیتهای نوآورانۀ انفرادی |
|
جهانشمولی دانش نخبگانی در حوزۀ قلب و عروق |
سطح آگاهی پایین، انتشار مطالب غیرعلمی در حوزۀ سلامت و «توهم دانایی» با مصادیق خوددرمانی و تشریفاتی پنداشتن توصیه های بهداشتی در بعد فردی |
|
نمونههای قابل توجه تولیدات آزمایشگاهی یا دارویی در ایران |
«زیستفناوری هراسی» با مصادیقی همچون عدم اعتماد به داروهای جدید و اجتناب از درمانهای تخصصی |
|
همکاری مطلوب بین بخشی (بین بخش سلامت و دیگر بخشها) در ایران از حیث حمایت صریح در قوانین و اسناد بالادستی و همچنین ساختار سازمانی |
تعداد زیاد و عدم شفافیت استانداردها و سنجهها |
|
همکاری علمی در تولید مقالات در حوزۀ قلب و عروق |
رضایت نسبت به تبلیغات محیطی، پمفلتهای بیمارستانی و پوسترهای آموزشی و نادیده گرفتن آموزش رسمی دانش آموزان از طریق وزارت آموزشوپرورش کشور |
|
افزایش اعتماد به محصولات دارویی با ریسک بالا در حوزۀ قلب از طریق استانداردسازی |
کمبود بالقوۀ پزشک متخصص، مهاجرت فزاینده و توزیع نامتوازن پزشکان موجود |
|
تعیین معیارها و استانداردهای لازم در تهیه مواد غذایی و میزان مجاز افزودنیها، نمک و سایر مواد در محصولات |
تحمیل هزینههای کمرشکن بر بیماران |
|
گسترش آگاهی عمومی و همگانی از علائم و نشانههای بیماریهای قلبی عروقی و اقدامات لازم در جهت کنترل عوامل خطر و تشخیص زودهنگام بیماران و یا افراد با ریسک بالای ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی |
تامین تجهیزات پزشکی صرفاً از طریق واردات |
|
برنامۀ قلب سالم در مدارس |
تعداد محدود شرکتهای زیستدارویی |
|
تعداد قابل قبول مؤسسههای تحقیقاتی در زمینۀ بیماریهای قلبی عروقی |
عدم آشنایی داروسازان با مدلهای کسبوکار |
توصیه های سیاستی مدیریت ابرچالش بیماری های قلبی عروقی
برای مدیریت نظام مند بیماری های قلبی عروقی در ایران لازم است تا نقاط ضعف کنترل شده و نقاط قوت در عرضه، تقاضا و مبادله نوآوری تقویت شوند. وزارت بهداشت باید به عنوان نهاد بالادستی تثبیت شده و نقش سایر بازیگران مشخص شود. تصویب قوانین حمایتی و بازدارنده در مجلس، شامل معافیت مالیاتی، تسهیل واردات تجهیزات پزشکی و تشکیل پرونده الکترونیکی سلامت، ضروری است. همچنین حمایت از تولید مواد غذایی سالم و اجرای سیاست های بازدارنده مانند ممنوعیت تبلیغات مواد مضر و افزایش مالیات دخانیات اهمیت دارد. ظرفیت پذیرش رشته های پزشکی باید سالانه ۲۵ درصد افزایش یابد و سیاست های تشویقی برای حفظ کادر درمان در مناطق محروم اجرا شود. سرمایه گذاری مشترک دولت و بخش خصوصی در مراکز تخصصی قلب و عروق تقویت شود. آموزش رسمی در مدارس و دانشگاه ها درباره بیماری ها گسترش یابد و آگاهی بخشی عمومی از طریق دوره های آموزشی به ویژه در مناطق محروم افزایش یابد. ارتباطات منطقه ای و فراملی نیز برای کاهش اثر تحریم ها و تقویت بازار و کارآفرینی سلامت اهمیت دارد.

جمع بندی
ابرچالش ها، مسائل پیچیده و چندبعدی اجتماعی-فناورانه ای مانند بیماری های قلبی عروقی هستند که نیازمند رویکردهای نوآوری مسئله محور و ماموریت گرا هستند. سیاست های نوآوری باید فراتر از ارزش اقتصادی، به حل این چالش ها با اهداف واضح، هماهنگی میان ذینفعان و همکاری میان بخشی بپردازند. ابزارهای متنوع سیاستی ازجمله حمایت های مالی، تنظیم مقررات، شبکه های همکاری و حکمرانی آزمایشی نقش کلیدی در مدیریت این مسائل دارند. تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد که این رویکردها می توانند تاثیر قابل توجهی در کاهش بار بیماری های قلبی عروقی داشته باشند. در ایران، برای رسیدگی موثر به این چالش، تثبیت جایگاه وزارت بهداشت، هماهنگی بازیگران، تصویب قوانین حمایتی، افزایش ظرفیت های آموزشی و توسعه پرونده الکترونیکی سلامت ضروری است. همچنین تقویت آگاهی عمومی، حمایت از تغذیه سالم و همکاری های منطقه ای به مدیریت بهتر این ابرچالش کمک می کند. بهبود همزمان کارکردهای نظام نوآوری، کلید موفقیت در مقابله با مشکلات سلامت ملی است.
این مطالعه در مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور توسط شهره نصری در سال 1403 انجام شده است.




