تاثیرات جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل بر نظم منطقه شامات
تحولات خاورمیانه: تاثیر جنگ ایران و اسرائیل بر توازن قدرت و آینده حزب الله در زیرسیستم شامات
تحولات اخیر در خاورمیانه، به ویژه در زیرسیستم شامات، نشان دهنده افزایش تنش ها و درگیری ها در این منطقه است. تغییر موازنه های استراتژیک و کنش های نظامی و سیاسی، باعث شکل گیری تحولات جدیدی شده که تاثیرات عمیقی بر فرایندهای داخلی و منطقه ای دارد. این وضعیت منجر به تقویت یا تضعیف موقعیت کشورهای مختلف و گروه های سیاسی در این فضا شده است. در این راستا، نیاز به آنالیز دقیق و جامع از روابط و تاثیرات متقابل میان بازیگران منطقه ای بیش از پیش احساس می شود تا بتوان به درک بهتری از شرایط کنونی و آینده پیش رو دست یافت.
ضرورت و اهداف پژوهش
در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ رژیم صهیونیستی در راستای تغییر موازنه راهبردی و پی ریزی و تحکیم نظم مطلوب منطقه ای خود سطح رویارویی با ایران را وارد فاز درگیری نظامی مستقیم کرد. از این حیث می توان گفت جنگ ۱۲ روزه در ادامه حملات رژیم صهیونیستی به حماس در نوار غزه، حزب الله در لبنان، کمک به سقوط نظام اسد در سوریه و تشدید حملات به انصارالله یمن دارای آثار و تبعات منطقه ای بوده است. در این میان زیرسیستم شامات به عنوان حلقه میانی و واسط دو طرف طبیعتا از روند جنگ و پویایی- های مرتبط متاثر شد. پژوهش حاضر به بررسی تاثیرات جنگ ۱۲ روزه بر نظم زیرسیستم شامات می پردازد.
تحولات مذکور از این جهت حائز اهمیت است که کنشگران محور مقاومت تحت فشار فزاینده آمریکا و رژیم صهیونیستی برای خلع سلاح و الحاق به روند در حال تحول نظم منطقه ای قرار دارند و حکومت های مرکزی در کشورهای عراق، سوریه و لبنان نیز تحت تاثیر تغییرات در موازنه سیاسی داخلی روند مذکور را تسریع کرده اند. از آنجایی که راهبرد آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال کشورهای زیرسیستم شامات از اصول نسبتا مشابهی پیروی می کند، نوعی پیوستگی و اتصال در نظام مسائل این کشورها وجود دارد.
پیامدهای جنگ اخیر برای حزب الله
جنگ ایران و رژیم صهیونیستی تاثیر زیادی بر حزب الله دارد و فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی بر این جنبش باعث کاهش کنشگری آن می شود. در این شرایط، هدف ایجاد فشارهای داخلی و خارجی بر حزب الله، افزایش هزینه های فعالیت هایش در لبنان و منطقه است.
خلع سلاح حزب الله در شرایط پس از جنگ ۱۲ روزه
فشارهای خارجی بر حکومت لبنان برای خلع سلاح حزب الله پس از جنگ ۱۲ روزه افزایش یافته است. در این راستا، آمریکا و کشورهای عربی فشارهای سیاسی و اقتصادی بر بیروت وارد کرده اند تا مفاد قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت و توافق آتش بس را اجرا کنند. در لبنان بحث هایی درباره «گام به گام» به عنوان روش خلع سلاح حزب الله مطرح شده است. رژیم صهیونیستی نیز عقب نشینی از نقاط اشغالی و توقف حملات را به اقدامات حزب الله برای خلع سلاح مشروط کرده است. طرح «نقشه راه شش صفحه ای» باراک، فرستاده ویژه ایالات متحده، شامل خلع سلاح داوطلبانه، کنترل دولت بر مرز سوریه و ممنوعیت تسلیحات برای گروه های مسلح است. در ازای پیشبرد این روند، ایالات متحده ۲.۵ میلیارد دلار کمک اضطراری برای لبنان وعده داده است.
تقویت تلاش ها برای موازنه سیاسی حزب الله در صحنه داخلی
اظهارات شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب الله لبنان، درباره عدم بی طرفی حزب الله در جنگ ایران و رژیم صهیونیستی با واکنش های شدید گروه های سیاسی لبنانی مواجه شد. تام باراک نیز هشدار داد که مداخله حزب الله در این جنگ می تواند بسیار بد باشد. جوزف عون و نواف سلام نیز بر ضرورت بی طرفی لبنان تاکید کردند. سمیر جعجع، رهبر نیروهای لبنانی، به دبیرکل حزب الله گفت که تنها دولت لبنان می تواند تصمیم گیری کند و نبیه بری نیز اعلام کرده که حزب الله وارد جنگ نمی شود. این وضعیت نشان دهنده کاهش قدرت تحرک حزب الله در عرصه منطقه ای به دلیل موازنه سیاسی در لبنان است.
درگیرسازی حزب الله به پرونده های امنیتی جدید
عقب نشینی حزب الله از جنوب رودخانه لیتانی به عنوان گام نخست درگیرسازی این جنبش به پرونده های امنیتی جدید مطرح شده است و هدف آن خلع سلاح و حذف حزب الله از معادلات نظامی لبنان است. ارتش لبنان توانایی لازم برای مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی را ندارد و این موضوع می تواند حزب الله را به درگیر شدن در منازعات فرقه ای و مذهبی سوق دهد. در منطقه بقاع، عقب نشینی حزب الله و تحویل سلاح ها ممکن است خلا امنیتی ایجاد کند، در حالی که حزب الله نقش مهمی در مدیریت تنش ها و جلوگیری از نفوذ گروه های غیرقانونی داشته است. با توجه به تغییرات سیاسی در سوریه، نیاز به ایجاد ترتیبات امنیتی جدید در بقاع احساس می شود که احتمالا مستلزم همکاری با احمد الشرع خواهد بود و ورود او به پرونده لبنان ممکن است مسائل و چالش های امنیتی جدیدی را به وجود آورد.
پایگاه اجتماعی حزب الله هدف محوری رژیم صهیونیستی در دوران پس از جنگ ۱۲ روزه
محافل پژوهشی رژیم صهیونیستی بر این باورند که اکنون فرصتی برای تضعیف پایگاه اجتماعی حزب الله وجود دارد. برای تحقق این هدف، دو اقدام کلیدی پیشنهاد شده است: اول، دولت لبنان باید خدمات اجتماعی مانند بهداشت و توزیع مواد غذایی را که حزب الله ارائه می دهد، افزایش دهد و دوم، توانایی حزب الله در این زمینه با قطع بودجه و زیرساخت ها فلج شود. این امر شامل هدف قرار دادن کانال های مالی، تعطیلی موسسات مرتبط و قطع پیوندهای اجتماعی است. فشارهای آمریکا و فرانسه بر لبنان برای تصویب اصلاحات مالی و شناسایی موسسه قرض الحسن به عنوان موسسه مالی بدون مجوز، به این رویکرد کمک می کند. این فشارها پس از جنگ اخیر ایران و رژیم صهیونیستی شدت یافته است.
الگوی در حال شکل گیری در منطقه شامات متاثر از جنگ
جنگ ایران و رژیم صهیونیستی با توجه به ابعاد و اهمیت راهبردی طرفین درگیر، تاثیرات متعددی بر منطقه و سطح بین المللی داشته است. این جنگ ۱۲ روزه الگوی نظم جدیدی را در منطقه غرب آسیا و به ویژه زیرسیستم شامات شکل داده است. در ادامه، نشانه های نظم جدید در این زیرسیستم که تحت تاثیر جنگ قرار گرفته است، بررسی خواهد شد:
بی طرفی راهبردی شامات در جنگ ایران و رژیم صهیونیستی؛ تغییر در نقش های ژئوپلیتیکی
لبنان و سوریه به عنوان مناطق کلیدی در موازنه قدرت غرب آسیا، پذیرش بی طرفی در جنگ ایران و رژیم صهیونیستی را دشوار می دانند. ادعای بی طرفی این دو کشور حتی می تواند بر موازنه قدرت تاثیر بگذارد و نشانی از تغییرات جدی در زیرسیستم شامات باشد. در این جنگ، برخی از گروه های سیاسی غیرهمسو با حزب الله خواستار عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی شده اند که می تواند نقش لبنان را تغییر دهد.
سوریه نیز برای نخستین بار از درگیری های مستقیم دوری کرده و حملات اسرائیل به ایران را محکوم نکرده است. همچنین، این کشور به عنوان کریدوری برای جنگنده های اسرائیلی عمل کرده و گزارش هایی از گشودن حریم هوایی اش برای تسهیل حملات وجود دارد. این تحولات نشان دهنده تغییرات جدی در نقش ژئوپلیتیکی سوریه و بی طرفی واقعی این کشور در منازعات منطقه ای است.
تبدیل سوریه به الگویی برای لبنان و عراق
اظهارات اخیر تام باراک درباره فشار بر لبنان و الگوگیری از نظام سیاسی جدید سوریه، نشان دهنده تغییرات راهبردی آمریکا است. او هشدار داده که اگر لبنان به سرعت اقدام نکند و زرادخانه حزب الله را از بین نبرد، ممکن است به سرزمین شام ضمیمه شود. باراک همچنین بر لزوم الگوگیری لبنان از سوریه جدید تاکید کرده است. دولت لبنان با محدودیت های جدی در کنترل سلاح ها مواجه است که همکاری با سوریه در مسائل امنیتی، به ویژه در مرزها را محتمل می سازد. همچنین، دولت ترامپ خواستار مشارکت کنترل شده سوریه در مسائل لبنان مانند تعیین مرزها و پناهندگان شده است.
افزایش پیوستگی و تداخل زیرسیستم های غرب آسیا
خلا قدرت در زیرسیستم شامات، به ویژه لبنان و سوریه، موجب افزایش تلاش های بازیگران عربی، ترکیه و رژیم صهیونیستی برای تاثیرگذاری بر تحولات این کشورها شده است. رقابت میان قدرت های منطقه ای پس از جنگ رژیم صهیونیستی و ایران شدت یافته و بر پیوستگی زیرسیستم های غرب آسیا تاثیر گذاشته است. ملاقات های مخفی بین مقامات سوری و رژیم صهیونیستی در باکو و صادرات گاز آذربایجان به سوریه از طریق ترکیه ابعاد جدیدی به این رقابت افزوده است. همچنین، تنش های امارات متحده عربی و عربستان سعودی در حمایت از گروه های معارض می تواند پیامدهای گسترده ای داشته باشد.
چشم انداز پیش رو
پس از جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی و آمریکا تلاش دارند با دامن زدن به تنش های فرقه ای مذهبی، قواعد بازی را در لبنان، سوریه و عراق تغییر دهند. پس از موفقیت نسبی در ایجاد آشوب های فرقه ای در استان سویدا، شواهدی از توسعه این تنش ها به درعا، طرابلس، بقاع و سپس عراق وجود دارد. این تحولات می تواند زمینه ساز فعال شدن هسته های داعش و النصره شود.
در این راستا، جریان های سیاسی لبنانی و عراقی نسبت به این مسائل حساسیت دارند و احتمال همگرایی میان آن ها برای مقابله با این تهدیدات وجود دارد. نگرانی هایی در میان اهل سنت و مسیحیان لبنان نسبت به تحولات اخیر در جنوب سوریه ایجاد شده است. نجیب میقاتی و ولید جنبلاط در دیدارهای خود از ضرورت «اتحاد ملی» برای مقابله با فتنه ها صحبت کرده اند. همچنین، حمله ای که به کلیسای ماریاس در دمشق صورت گرفت و به داعش نسبت داده شد، زمینه ساز نگرانی های بیشتر در این کشورها است. به تازگی ویدئویی از تشکیل تیپ شیخ احمد الاسیر منتشر شده که دولت لبنان را تهدید می کند. این مسائل، ادراک فزاینده ای نسبت به تبعات سیاسی و امنیتی سناریوی خلع سلاح در لبنان و عراق ایجاد کرده است.
سناریوی خلع سلاح حزب الله: چالش ها و تحولات پس از جنگ ایران و رژیم صهیونیستی
سناریوی «خلع سلاح از طریق زور» که دولت لبنان به طور رسمی با آن مخالفت کرده بود، پس از جنگ ایران و رژیم صهیونیستی به گزینه ای محتمل تبدیل شده است. رژیم صهیونیستی به رویکرد گام به گام برای تحویل سلاح های باقیمانده در دره بقاع و حومه جنوبی بیروت متمرکز است و به ترورهای هدفمند علیه کادر حزب الله ادامه می دهد. این اقدامات به منظور افزایش هزینه های کنشگری نظامی حزب الله و جلوگیری از ورود این جنبش به میدان نبرد جنگ با رژیم صهیونیستی انجام می شود.
اقدام به اتخاذ موضع بی طرفی توسط حکومت های لبنان و سوریه می تواند شکاف های راهبردی میان اجزای محور مقاومت ایجاد کند. در لبنان، دوگانه «سلاح حزب الله برای لبنان» یا «سلاح حزب الله برای ایران» تاثیر زیادی بر کنشگری این جنبش دارد. اگر سلاح حزب الله در سطح منطقه ای معنا و مفهوم خود را از دست بدهد، در عرصه داخلی به چالشی در برابر انحصار دولت مرکزی تبدیل خواهد شد. این تحولات سیگنال تضعیف شرکا و متحدان ایران را به سایر بازیگران منتقل می کند.
جمع بندی
جنگ ۱۲ روزه بین ایران و رژیم صهیونیستی تاثیرات قابل توجهی بر نظم منطقه ای زیرسیستم شامات داشته است. این درگیری منجر به افزایش فشارها بر حزب الله و تلاش های بین المللی برای خلع سلاح آن شده است. آمریکا و کشورهای عربی با اعمال فشار بر دولت لبنان، به دنبال اجرای اصلاحات و کنترل بر حزب الله هستند. همچنین، بی طرفی سوریه و تحولات اخیر در لبنان نشان دهنده تغییرات اساسی در موازنه قدرت منطقه ای است. فشارها به منظور تضعیف پایگاه اجتماعی حزب الله نیز در حال افزایش است. علاوه بر این، ساختار سیاسی لبنان ممکن است تحت تاثیر تنش های فرق ه ای و درگیری های جدید قرار گیرد و سناریوی خلع سلاح حزب الله به گزینه ای محتمل تبدیل شود که می تواند منجر به تغییرات عمیق تری در دینامیک های سیاسی و امنیتی منطقه شود.
این مطالعه در موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران توسط سعید پیرمحمدی در سال 1404 انجام شده است.




