رویکرد رژیم صهیونیستی در قبال ایران پس از جنگ 12 روزه
بررسی سیاست های رژیم صهیونیستی در مواجه با کشور ایران پس از جنگ تحمیلی دوازده روزه
جمهوری اسلامی ایران در یکی از تعیین کننده ترین پیچ های تاریخی خود قرار گرفته است. رژیم صهیونیستی کمر به تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران (به معنای دست کشیدن از بنیان های حیاتی قدرت ملی مانند حق دفاع موشکی و استقلال عمل در مراودات سیاست خارجی) بسته است. در این مسیر، در درجه اول از ابزارهای نظامی، اطلاعاتی و سیاسی استفاده کرده و در صورت شکست در این پروژه، تغییر نام سیاسی و سپس تجزیه ایران با ابزارهای ترکیبی و همه جانبه دنبال می کند. طی جنگ 12 روزه، رژیم نشان داد که از هیچ کاری برای پیشبرد اهداف خود فروگذاری نخواهد کرد. مسئله اصلی برای جمهوری اسلامی ایران، در حال حاضر شناخت این وضعیت خطرناک و پرریسک است.
ضرورت و اهداف پژوهش
در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران در هاله ای از بی اعتمادی کامل به طرف مقابل مذاکرات یعنی آمریکا و نیز رژیم صهیونیستی به سر برده و تلاش می کند آمادگی نسبی خود را برای از سرگیری دوباره جنگ حفظ کند تا از غافلگیری مجدد به دور بماند. شرایط کنونی بسیار ناپایدار می نماید؛ زیرا جنگ بدون هیچ گونه امضای پیمان آتش بس و بدون قطعنامه شورای امنیت و تنها با موافقت شفاهی طرفین درگیر جنگ، معلق مانده است این عدم قطعیت موجب شده شناخت آنچه رژیم صهیونیستی در برهه کنونی در سر می پروراند از اهمیت دوچندانی برخوردار شود؛ به ویژه آن که گام های آینده رژیم ممکن است در راستای از سرگیری حمله نظامی حتی به صورت فراگیرتر برداشت شود. از این رو در این پژوهش به بررسی سیاست های رژیم صهیونیستی در مواجه با کشور ایران پس از جنگ تحمیلی 12 روزه پرداخته شده است.
مطلوبیت های رژیم صهیونیستی در قبال جمهوری اسلامی ایران
در یک دهه اخیر کلان استراتژی رژیم صهیونیستی در قبال جمهوری اسلامی ایران بر سه پایه قرار گرفته بود.
- ممانعت از تقویت لجستیک جبهه مقاومت در منطقه و هرگونه انتقال سلاح از سوی ایران به حزب الله و گروه های فلسطینی که بتواند تغییردهنده بازی به زیان صهیونیست ها باشد؛
- حفظ برتری نظامی این رژیم و مقابله بازدارنده مبتنی بر تهاجم نظامی گسترده و تخریب در صورت حمله موشکی از سوی ایران و متحدان منطقه ای ؛
- مهار رفتار ایران به گونه ای که قادر نباشد امنیت و منافع ملی این رژیم را با تهدید جدی مواجه سازد و در چرخه دشمنی با این رژیم از وضعیت دشمن فعال به دشمن بالقوه و بی اثر تبدیل شود.
تمام ساختارهای تصمیم ساز و تصمیم گیری در این رژیم اعم از اطلاعاتی – نظامی و سیاسی بر روی راهبرد کلان این رژیم در قبال ایران، توافق نظر دارند. با این حال چگونگی پیشبرد مورد سوم یعنی مهار رفتار ایران، پیچیدگی های بیشتری داشته و عامل تعیین کننده اتخاذ رویکردها و تاکتیک های مختلف این رژیم بوده است.
متغیرهای تصمیم ساز کنونی برای رژیم
بعد از جنگ 12 روزه، وضعیت پیچیده تر شده است. بعد از عملیات هفتم اکتبر، رژیم صهیونیستی احیای بازدارندگی خود را مهم ترین هدف قرار داده و بر این باور است که با حمله نظامی به ایران موازنه قوا را به صورت تعیین کننده ای به نفع خود تغییر داده است. رژیم باور دارد که با حمله نظامی و همراه کردن آمریکا برای بمباران تاسیسات هسته ایران موفقیت بزرگی به دست آورده است. از همین رو جاسوسی و رصد تحرکات میدانی و دیپلماتیک برای رژیم در برهه کنونی اهمیت بسزایی دارد. ضمن اینکه نمی توان به مواضعی که رژیم در همراهی با آمریکا در خصوص نابودی تاسیسات هسته ای اتخاذ می کند، اعتماد کرد.
متغیر دیگری که رژیم در حال حاضر در قبال آن هوشیار است، رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال روند گفتگو با طرف های مقابله است. رژیم بر این باور است که جمهوری اسلامی در خلال پیشبرد مذاکرات می تواند برنامه هسته ای خود را به صورت پنهان ادامه دهد و به امید تغییر رهبری آمریکا و اسرائیل، خود را در مذاکراتی که از آن نتیجه ای حاصل نمی شود، درگیر نشان دهد.
در حال حاضر رویکرد فعلی رژیم، پایان دادن به کار نیمه تمام آن در قبال ایران است. از این رو آمادگی بیشتر نظامی و تجهیز بیشتر زیرساخت های دفاعی نظامی و تلاش برای رفع کاستی های دفاعی در دور قبلی حمله که منجر به پیروزی های آفندی ایران شد، از یک سو و طرح برنامه ریزی و هماهنگ سازی گزینه های پیش روی ایالات متحده برای تقابل با جمهوری اسلامی از سوی دیگر، در دستورکار رژیم قرار دارد.
رویکرد رژیم برای آینده
رژیم در صورت وقوع جنگ بعدی چه اهدافی را در قبال جمهوری اسلامی ایران دنبال می کند؟ این پرسش از اهمیت بالایی برخوردار است؛ پاسخ درست و دقیق به این پرسش، می تواند در جهت گیری راهبرد جمهوری اسلامی ایران اثرگذار باشد. به باور رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران سه هدف راهبردی دارد: حفظ بقا، حفظ برنامه هسته ای به عنوان بیمه نامه ای برای بقا و حفظ شبکه های راهبردی شامل فرماندهی، موشک ها و اطلاعات برای مقابله با تهدیدات.
در جنگ 12 روزه، رژیم دو هدف یعنی شبکه راهبردی فرماندهی و برنامه موشکی ایران را نشانه گرفت و به موفقیت هایی نیز دست پیدا کرد. به شهادت رساندن فرماندهان نظامی و اساتید هسته ای و حمله به سیستم های موشکی، مصداق این مقابله بوده است. حفظ برنامه هسته ای نیز جزء اهدافی است که رژیم در مورد آن تکلیف مشخصی دارد. تل آویو تمام توان خود را برای توقف روند غنی سازی در ایران به کار گرفته است. باید توجه داشت که رژیم برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران مجموعی از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و اطلاعاتی را نیز در کنار ابزارهای نظامی به کار خواهد گرفت. هدف از این فشارها بدون تردید ایجاد نارضایتی های گسترده داخلی و بی ثباتی سیاسی نظام خواهد بود. نکته آن است که رویکرد فوق یعنی اعمال قدرت و استمرار اقدامات تهاجمی پنهان و آشکار، قابلیت تداوم موثر را ندارد.
باید به این نکته نیز توجه کرد که حملات موشکی جمهوری اسلامی ایران به این رژیم در جریان جنگ و مسئله هزینه هایی که رژیم در چنین شرایطی تقبل می کند، احساس تهدید را برای این رژیم افزایش داده است. از همین رو هر حمله با واکنشی از سوی ایران مواجه خواهد شد و این به معنای افزایش هزینه ها برای رژیم خواهد بود. با وجود همه این ها، نباید در این نقطه دچار ساده نگری شد؛ زیرا اقدام رژیم در این شرایط با توجه به تمام امکانات، قابلیت ها و ظرفیت هایی که در اختیار دارد، انجام خواهد گرفت. این امکانات دامنه وسیعی از تکنولوژی سخت افزار نظامی، ابزار فشار دیپلماتیک، قدرت مالی و… را در برمی گیرد. این مسئله در تنوع سناریوهایی که در اختیار رژیم قرار دارد، خود را نشان می دهد. رویکرد نهایی رژیم در مرحله کنونی پیچیده تر از آن است که با پیش بینی صرف حملات مجدد رژیم بتوان آن را تخمین زد. تداوم حملات در لحظه احساس تهدید از سوی رژیم، امری محتوم و روشن است.
جمع بندی
رژیم صهیونیستی در تاریخ 23 خرداد جنگ بی سابقه ای را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. رژیم صهیونیستی در این تجاوز، تعداد قابل توجهی از فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته ای را به شهادت رساند، به پدافند هوایی کشور و زیرساخت های دفاع موشکی آسیب های جدی وارد کرد. در حال حاضر هدف رژیم که با جدیت دنبال خواهد کرد، پایدار ساختن وضع موجود به نفع خود است. رژیم برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران، مجموعه ای از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و اطلاعاتی را نیز در کنار ابزارهای نظامی به کار خواهد گرفت. رویکرد فعلی رژیم بر جلوگیری از احیا و بازسازی توان هسته ای و موشکی کشور و نقش آفرینی جمهوری اسلامی به عنوان محور مقاومت در منطقه است. با این حال رژیم در حال حاضر در دوره صبر به سر می برد تا تاثیر حملات 12 روزه و فشارهای بین المللی بر نظام جمهوری اسلامی ایران را بسنجد.
این مطالعه در موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران توسط وحیده احمدی در سال 1404 انجام شده است.




