مسئولیت اجتماعی در زمانه بحران
ارائه منظرها و راهکارهایی برای افزایش تاب آوری از طریق طرح های مسئولیت اجتماعی در هنگام وقوع بحران
تاب آوری در مقابله با بحران ها و بازسازی سریع پس از آن، به عنوان توانایی یک فرد، جامعه یا سیستم اهمیت فزاینده ای در دنیای امروز یافته است. تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی و ناآرامی های اجتماعی باعث شده اند تا این مفهوم بیش از پیش مورد توجه پژوهشگران، سیاست گذاران و نهادهای بین المللی قرار گیرد. در این میان، نقش شرکت ها و بخش خصوصی در ارتقای تاب آوری از طریق مسئولیت اجتماعی کسب و کارها (CSR) برجسته شده است. این رویکرد نه تنها به کاهش اثرات موقت بحران ها کمک می کند، بلکه می تواند بستری برای توسعه پایدار و ساختن جوامع مقاوم تر فراهم آورد، به گونه ای که تاب آوری به جزئی جدایی ناپذیر از فرایندهای توسعه تبدیل شود.
ضرورت و اهداف پژوهش
بعد از جنگ دوازده روزه، مفهوم «تاب آوری» به یکی از کلیدواژه های اصلی فراخوان های پژوهشی تبدیل شد. در همین راستا، پرسش «از چه ظرفیت هایی می توان برای افزایش تاب آوری بهره گرفت؟» از کلیدی ترین محورهای پنل ها، یادداشت ها و گزارش ها بود. مسئله مورد توجه این یادداشت این است که «مسئولیت اجتماعی» چطور می تواند در راستای افزایش تاب آوری عمل کند. مسئله مورد بحث در این نوشته از این قرار است که اکوسیستم اجتماعی – سیاسی ایران چطور می تواند انتقال سرمایه گذاری های مسئولیت اجتماعی شرکت ها (CSR) را از ماهیت امدادرسانی و توان بخشی صرف به آمادگی و افزایش تاب آوری در شرایط بحرانی تسهیل کند و از این طریق، مسیرهایی برای مداخله شرکت ها در این زمینه بگشاید. اگرچه تمرکز اصلی این یادداشت بر تاب آوری در برابر بحران های زیست محیطی است، موارد مد نظر قرار داده شده در شرایط بحرانی دیگر نظیر جنگ نیز قابل استفاده است. به همین منظور این گزارش ابتدا مروری بر مفهوم تاب آوری و صورت بندی نظری آن دارد؛ سپس دسته بندی از شیوه های مداخله شرکت ها در بحران ارائه می شود و در آخر اشکال مشارکت شرکت ها با سایر بازیگران جامعه از نظر گذرانده می شود.
اشکال مداخله
منظور از اقدامات بلندمدت چیست؟ سرمایه گذاری در چه زمینه هایی به شرکت ها کمک می کند تا در مسیر بهبود تاب آوری اجتماعی و آمادگی در برابر بحران قدم بگذارند؟ در این بخش دسته بندی اولیه ای از حوزه های بالقوه سرمایه گذاری شرکت ها در راستای مسئولیت اجتماعی ارائه شده است:
انرژی و پتروشیمی
تعطیلی یا آسیب به نیروگاه ها و خطوط انتقال برق باعث قطع خدمات حیاتی و توقف فعالیت صنایع می شود؛ انرژی پایدار نقش مهمی در تاب آوری منطقه ای دارد. تجربه قطعی های مکرر برق و آب در ایران تابستان ۱۴۰۴ و بحران انرژی در جنگ سوریه نشان دهنده اهمیت تامین انرژی به روش های جدید است. تضمین تداوم برق و سوخت برای خدمات حیاتی محلی و کاهش آسیب پذیری شبکه در برابر حوادثی مانند زلزله و سیل می تواند هدف پروژه های مسئولیت اجتماعی باشد.
مخابرات و اپراتورها
اطلاع رسانی دقیق و به موقع از ارکان اساسی مدیریت بحران است. اپراتورها می توانند پیش از حادثه هشدارهای منطقه ای و پس از آن پوشش اضطراری فراهم کنند. سرمایه گذاری در این حوزه شامل ایجاد سازوکارهای هشدار، پوشش اضطراری و پلتفرم های اطلاع رسانی محلی هماهنگ با تیم های امدادی است.
بیمه
شرکت های بیمه با تنظیم حق بیمه بر اساس ایمنی، مالکان را به مقاوم سازی دارایی ها تشویق می کنند و با پوشش خسارت پس از بحران، بازسازی سریع را ممکن می سازند. همچنین، ارائه مشاوره رایگان به مشتریان و لابی گری برای قوانین ساخت و ساز مقاوم تر، نقش بیمه ها را از پرداخت خسارت فراتر برده و به ابزاری پیشگیرانه در افزایش تاب آوری اجتماعی تبدیل می کند.
کشاورزی و صنایع غذایی
کشاورزی به طور مستقیم با امنیت غذایی و معیشت روستایی مرتبط است. تاب آوری زنجیره غذا، هم به خُردکشاورز و هم به شرکت پردازش کننده وابسته است. ایجاد زنجیره های تامین مقاوم، احیای خاک و آموزش کشاورزان به شیوه های آب محور و سازگار با اقلیم از جمله اقدامات قابل اجرا است.
فناوری، داده و پلتفرم های دیجیتال
داده و مدل سازی می تواند پیش آگاهی فراهم کند، اطلاع رسانی را هدفمند کند و تصمیم گیری را سرعت دهد. توسعه سرویس های هشدار، نقشه های مخاطره محلی و داشبوردهای مدیریتی برای شرکت و شهر/منطقه می تواند از اهداف پروژه های این حوزه باشد.
راهکارهای نوین برای افزایش تاب آوری اجتماعی و مدیریت بحران
در این بخش راهکارهای متنوعی برای افزایش تاب آوری اجتماعی و مدیریت بهتر بحران ها در حوزه های بیان شده، ارائه شده است:
- قراردادهای تبادل انرژی اضطراری با بیمارستان ها و مراکز امدادی محلی: شرکت یک خط اعتباری یا سهمی از ظرفیت ژنراتور مراکز درمانی محلی تامین می کند. این قراردادها از پیش امضا شده و در شرایط بحران فعال می شوند؛
- پوشش مخابراتی اضطراری قابل حمل برای تیم های محلی: تهیه چند دستگاه سبک قابل ارسال به مناطق دور و آموزش تیمی برای راه اندازی با هدف اینکه تا ظرف چند ساعت پس از بحران پوشش محلی برقرار شود؛
- بسته های پوششی شاخص محور برای کشاورزان و دامداران: استفاده از داده های ماهواره ای یا شاخص های بارشی برای پرداخت خودکار در صورت وقوع خشکسالی/سیل. این محصولات را می توان با حمایت فنی نهادهای بین المللی طراحی کرد؛
- پروژه های کشاورزی مقاوم در برابر اقلیم: ترویج بذور مقاوم، آبیاری قطره ای کم هزینه و ذخیره سازی بذر؛
- همکاری با نهادهای تخصصی برای مدل سازی مخاطره: شرکت های تکنولوژی می توانند باهمکاری با سازمان های مردم نهاد و دانشگاه ها مدل های مبتنی بر ماهواره بسازند تا خانه ها و مناطق با بیشترین احتمال آسیب را شناسایی کنند.
شیوه های همکاری با سایر بازیگران
مشارکت بخش خصوصی در کاهش بحران ها جدا از اقدامات سایر بازیگران صورت نمی گیرد. پیشنهادهایی که از نظر گذشت در واقع حوزه های نسبتا مهم بالقوه سرمایه گذاری به منظور مقابله با بحران است. شیوه مشارکت هر شرکت می تواند متفاوت باشد و به موقعیت، سیاست ها و ترجیحات شرکت باز می گردد. برای نمونه، همان قدر که یک شرکت بیمه مستقیم می تواند نرخ ترجیحی وضع کند، یک شرکت در حوزه ای کاملا متفاوت می تواند طی قراردادی با یک شرکت بیمه مسئولیت پرداخت مابه التفاوت را به عهده بگیرد. در ادامه انواع شیوه های مشارکت شرکت ها با سایر بازیگران جامعه دسته بندی شده است:
- بلاعوض: حمایت های مالی یا غیرمالی (کالا، خدمات، امکانات) به سایر سازمان ها و گروه هایی که در زمینه کاهش خطرات و افزایش تاب آوری فعالیت می کنند. این شکل از مداخله غالبا به وسیله بازیگرانی نظیر سازمان های مردم نهاد، خیریه ها و سازمان های ایمان محور پیش برده می شود؛
- مشارکتی: همکاری با سایر سازمان های غیرانتفاعی متخصص در حوزه های مورد بحث یا سایر شرکت ها برای پیشبرد پروژه های طولانی مدت در موضوعاتی که ذکر شد؛
- پاسخگو: واکنش کسب و کارها به لابی گری در مورد تاثیرات انسانی و زیست محیطی. در این نوع مشارکت، اقدامات شرکت بیشتر واکنشی است و دستورکار را گروه ها یا سازمان های بیرونی تعیین می کنند. در چنین شرایطی، روابط عمومی و تصویر شرکت، اهمیت بیشتری از منافع عمومی واقعی پیدا می کند؛
- یک جانبه: کسب و کار به طور مستقل و جدا از سایر بازیگران دست به اقدام می زند. این ابتکارها معمولا کوتاه مدت و یک باره اند و به نیازهای فوری محدود می شوند.
به طور کلی مسئولیت اجتماعی در بحران ها نباید فقط کمک های کوتاه مدت یا تبلیغاتی باشد؛ بلکه باید بخشی از راهبرد تاب آوری اجتماعی شود. سرمایه گذاری بخش خصوصی باید فراتر از امدادرسانی فوری باشد و به تقویت آمادگی، کاهش خطر و بازسازی پایدار متمرکز شود. از طریق همکاری جمعی، تولید دانش و بسیج ظرفیت ها، منافع اقتصادی و نیازهای اجتماعی پیوند می خورد. بازتعریف نقش بخش خصوصی در چارچوب توسعه پایدار، مسئولیت اجتماعی را به ابزاری موثر برای مقابله با بحران ها تبدیل می کند.
چشم انداز مسئولیت اجتماعی
رویکرد فعلی به تاب آوری به تبع آن آنچه که شرکت ها تحت عنوان مسئولیت اجتماعی در دوران بحران برای خود تعریف می کنند یک پیش فرض اساسی در خود دارد؛ یک وضعیت مطلوب پیشینی وجود داشته که بحران آن را برهم زده است و حالا به میانجی تاب آوری باید به آن وضعیت پیشین بازگردیم. رویکرد زیرساختی به تاب آوری اما وضعیت پیشین را وضعیتی مطلوب در نظر نمی گیرد و وضعیت بحرانی را فرصتی می بیند برای خلق نظمی جدید؛ نظمی عادلانه و کم تر نابرابر. در این صورت بندی ست که کمک های دفعتی نظیر پخش کیت های بهداشتی، چادر برای اسکان موقت و … اگرچه در لحظه فاجعه کمک کننده ست اما تغییری دائمی یا حداقل بلندمدت به ارمغان نمی آورد. بنابراین ضروری است تا شرکت ها به کارها و مسیرهایی برای انجام مسئولیت اجتماعی پیش/حین یا پس از بحران بیاندیشند که بلندمدت باشد و تغییری ساختاری در نظم فعلی ایجاد کند.
ایده مسئولیت اجتماعی اغلب بر سه اصل سود، محیط زیست و عدالت اجتماعی استوار است، و دلالت ضمنی آن این است که منافع شرکت ها با در نظر گرفتن هر سه اصل به بهترین شکل تامین می شود. شرکت ها از پذیرش این موضوع و لفاظی های مرتبط با آن خوشحال هستند «کسب و کار در جایی رونق می گیرد که جامعه رونق داشته باشد». در واقع مسئولیت اجتماعی برای شرکت ها چیزی نیست جز راهی اجتماعی برای به حداکثر رساندن سود در کنار ایجاد مزایایی برای جامعه. همین پیش فرض، به مسیر مسئولیت اجتماعی شکل می دهد و حوزه های خاصی را در قالب اولویت های اساسی برجسته می کند. به نظر می رسد همین جذابیت ها و مزیت تبلیغاتی کوتاه مدت، مطلوبیت امدادرسانی و توان بخشی مقطعی را در برابر راهبردهای بلندمدت توسعه پایدار و مقاوم سازی در برابر بحران ها برجسته می سازد.
بنابراین، حتی قبل از اینکه بخواهیم از طریق مسئولیت اجتماعی، تاب آوری در برابر بحران ها را افزایش دهیم، نیاز است تا پویایی شاخص های مختلف موجود را در جامعه خود درک کنیم، به طوری که بتوان از آن ها برای تسهیل توسعه اکوسیستمی استفاده کرد که در آن سرمایه گذاری های مسئولیت اجتماعی دیگر یک رویداد یک باره یا صرفا هدایت شده به چند بخش خاص نباشد، بلکه تلاشی هماهنگ برای توسعه پایدار تاب آور تلقی شود. همچنین ضروری است تا مسیرهای سرمایه گذاری وجوه مسئولیت اجتماعی را به گونه ای همسو کنیم که هدف نهایی توسعه پایدار باشد، اما تاب آوری در برابر بحران ها به طور ضمنی در هدف بزرگ تر گنجانده شود. در این مسیر، شناسایی عواملی که می توانند توسعه ای را رقم بزنند که در آن مسئولیت اجتماعی به مثابه ابزاری مؤثر برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار (SDGs) با تاب آوری در برابر بحران ها تلفیق شود، نقطه مطلوب خواهد بود.
جمع بندی
پس از جنگ دوازده روزه، اهمیت تاب آوری به محور اصلی پژوهش ها تبدیل شد، زیرا ایران با وجود داشتن تنها یک درصد جمعیت جهان، ۶ درصد خسارت های بلایای طبیعی را تحمل می کند. مسئولیت اجتماعی شرکت ها می تواند به عنوان راهبردی کلان در جهت تقویت تاب آوری اجتماعی و توسعه پایدار استفاده شود. سرمایه گذاری های بلندمدت در حوزه هایی مانند انرژی پایدار، مخابرات اضطراری، بیمه پیشگیرانه، کشاورزی مقاوم و فناوری های داده محور، نقش مهمی در آمادگی و مدیریت بحران دارد. مسئولیت اجتماعی شرکت ها نباید محدود به کمک های کوتاه مدت و تبلیغاتی باشد، بلکه باید همکاری جمعی میان بخش خصوصی، سازمان های مردم نهاد و نهادهای تخصصی، به ارتقای عدالت اجتماعی و کاهش آسیب های بحران کمک کند. با بازتعریف نقش بخش خصوصی و همسویی با اهداف توسعه پایدار، مسئولیت اجتماعی به ابزاری موثر برای تقویت تاب آوری در برابر بحران ها تبدیل می شود و به جای بازگشت به وضعیت قبلی، نظم جدید و پایدارتری ایجاد می کند.
این مطالعه در اندیشکده توسعه و مسئولیت توسط عطیه توسلی در سال 1404 انجام شده است.




