بررسی و تحلیلخانواده و سبک زندگیسند پس زمینهفرهنگ و رسانه

تاثیرات دگرگونی های اجتماعی بر نهاد خانواده

پیشنهاد ه‎ایی در حوزه مشارکت در تدوین سیاست های کلی برنامه هفتم توسعه در عرصه علمی، فرهنگی و اجتماعی

امتیاز شورای علمی

جایگاه والای خانواده، به عنوان با هویت ترین نهاد اجتماعی از دیرباز و خصوصا قرون اخیر، مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. تغییر ساختار قدرت در خانواده و تغییر مفهوم نقش زن و مرد آسیب هایی را بوجود آورده است که با بررسی عوامل این تغییر می توان این مسئله را ریشه یابی کرد. از طرفی، با ایجاد فرصت ها و ظرفیت های کشور جهت فعال سازی در عرصه توجه به جایگاه مرد در خانواده جهت تحکیم خانواده و حفظ حقوق زن می توان به تقویت نهاد خانواده دست یافت.

کلیدواژه: خانواده، برابرگرا، زنان، حقوق-زن.

ضرورت و اهداف پژوهش

دگرگونی نهاد و ساختار خانواده و به عقیده برخی نظریه پردازان غربی، فروپاشی آن به عنوان پیامد مدرنیته در غرب، طی دهه های اخیر کانون توجه بسیاری از نظریه پردازان جامعه شناسی قرار گرفته است. جوامع غیرغربی و در حال توسعه نیز دگرگونی های اجتماعی اقتصادی و فرآیند مدرن سازی به ویژه در محیط های شهری و گسترش فرهنگ مدرن، در میان لایه های مختلف جامعه، ساختار خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. در حالی که سلامت خانواده شرط لازم برای آسایش و سلامت زنان است و با هدف گیری آن، تعالی کل جامعه نیز حاصل می شود؛ لذا آسیب شناسی این نهاد باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

اهمیت و ضرورت خانواده در جامعه پردازی اسلامی

خانواده امروز ایرانی با خانواده متعادلی که باید سنگ بنای یک جامعه سالم باشد، فاصله زیادی گرفته است. این خانواده، از یک سو هنوز گرفتار بعضی سنت های غلط گذشته مانند بی عدالتی و ظلم به زنان بوده و از سوی دیگر آموزه های مدرن مانند انکار تفاوت های جنسیتی، اختلاط نقش ها، فرد گرایی و… ثبات و حتی کیان خانواده را به خطر انداخته و آسیب های جدی اجتماعی به وجود آورده است.

تغییر ساختار قدرت در خانواده

تغییر در مفهوم «نقش مرد» و «نقش زن»، یکی از دگرگونی ها در ساختار خانواده و بالاخص کنش متقابل بین زن و شوهر است. دگرگونی های اجتماعی و تحول الگوهای زندگی جوامع شهری و ورود زنان به اجتماع در امر اشتغال موجب تغییر نگرش افراد در توزیع نقش ها و به تبع آن توزیع قدرت در خانواده شده است.

آسیب های ناشی از تغییر ساختار قدرت در خانواده

با افزایش آگاهی های اجتماعی و تمایل زنان برای ورود به بازار کار و عرصه های اجتماعی، میزان نارضایتی عمومی آنان از جایگاه و نقش های زنانه نیز بیشتر شده است. همچنین، تحولات فرهنگی در دهه های اخیر سبب شده است که مردان هم از مسئولیت های خود در قبال سرپرستی خانواده تا حدودی فاصله  بگیرند. تغییرات ساختار رهبری و مدیریت در خانواده باعث آسیب های متعددی به خانواده گردیده است که در ذیل بدان اشاره می گردد:

  • کاهش همکاری میان همسران
  • تغییر نقش حمایتی و مدیریتی مرد در عرصه های، عاطفی ، اقتصادی، امنیتی خانواده
  • تغییر نقش عاطفی و سکینه ای زن در خانواده
  • از میان رفتن اقتدار سنتی مرد(همسر و پدر) در خانواده
  • هسته ای شدن خانواده و کم رنگ شدن فرهنگ استفاده از تجربه بزرگترها
  • تاثیر ناخوشایند بر روابط جنسی زوجین و…

بررسی علل و عوامل تغییر ساختار قدرت در خانواده

  • عدم توجه کافی به ساختار سرپرستی مرد در خانواده از منظر دینی در سیاست‏گذاری ها و برنامه ریزی ها: اشکالات اساسی در قوانین مربوط به حق سرپرستی، حق نفقه ونشوز زن وجود دارد. به عنوان مثال در ماده های 1105 و 1117 قانون مدنی، عدم توجه به ویژگی ها و قلمرو ریاست خانواده و عدم وجود ضابطه تشخیص منافات شغل زن با مصالح خانواده دیده می شود. همچنین، عدم توجه به حق نفقه زن در حوزه سیاست گذاری و قانون گذاری در « سیاسیت های اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران»، «منشور حقوق و مسئولیت های زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران» و قانون کار دیده می شود.
  • اشتغال زنان: اشتغال زنان سبب کاهش ساعات حضور در خانه و در پی آن باعث کاهش زمان با هم بودن زوجین و فاصله عاطفی و جسمانی زوجین، پذیرش مسئولیت های اجتماعی برابر با مردان، دست یابی به منابع اقتصادی و در پی آن افزایش قدرت تصمیم گیری در خانه می شود.
  • تقویت نگرش های جنسیتی برابرگرا: از آنجا که نگرش ها بر رفتار افراد تاثیر می گذارند، امروزه با پیدایش شرایط جدید اجتماعی و اقتصادی، شاهد پیدایش و گسترش نگرش های جنسیتی جدیدی هستیم. جنبش های فمنیسم در جهان و ترویج ارزش های سکولار در جامعه توسط رسانه ها باعث گسترش و تقویت نگرش های جنسیتی جدید تحت عنوان «برابرگرا» شده است که در آن به برابری زنان و مردان در همه و یا بیشتر جنبه های زندگی اجتماعی تأکید می شود. این تمایل در بین زنان و نسل های جوان تر بیشتر است که منجر به تضادها و تنش های متفاوتی در سطح جامعه و خانواده گردیده است.

دیگر عوامل تغییر ساختار قدرت در خانواده:

  • عدم اجماع نسبت به مفهوم «قوامیت مرد در خانواده» از منظر متون دینی
  • کاسته شدن ارزش نقش های خانگی در مقابل نقش های اجتماعی زنان
  • ترویج سبک زندگی لیبرالیستی در جامعه

فرصت ها و ظرفیت های کشور جهت فعال سازی در عرصه « توجه به جایگاه مرد در خانواده جهت تحکیم خانواده و حفظ حقوق زن»

قوانین اشتغال

  • توجه به اولویت استخدام مردان متاهل در مشاغل دولتی
  • توجه به حق نفقه زنان در فیش حقوقی مردان شاغل
  • توجه به انواع دیگر اشتغال بانوان مانند دورکاری، پروژه ای، پاره وقت و مشاغل خانگی در برابر اشتغال تمام وقت بانوان.

نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی

  • لزوم توجه به تربیت جنسیتی در نظام رسمی آموزش و پرورش کشور
  • توجه به مهارت افزایی در خصوص نقش های خانوادگی
  • ارتقای دانش نقش های خانوادگی مردان و زنان
  • توجه به تناسب رشته تحصیلی دانشگاهی با جنسیت در آموزش عالی

رسانه های رسمی

  • توجه به نقش حمایتی مرد و نقش سکنیت زن در خانواده
  • توجه به سبک زندگی دینی در موضوع خانواده
  • مقابله با رویکردهای تحجرآمیز و همچنین فیمنیستی در موضوع نقش‎های خانوادگی

اصلاح برخی از قوانین مدنی خانواده

  • اشکالات اساسی در قوانین مربوط به حق سرپرستی حق نفقه و نشوز زن

قوانین حمایتی از نقش های خانگی زنان

  • احتساب نقش های خانگی زنان به عنوان شغل
  • ارتقا هدفمند بیمه های فراگیر اجتماعی و چند لایه با تاکید بر مادران دارای فرزند و زنان خانه دار

پیشنهاد

در کلیه سیاست های توسعه در موضوع خانواده در پنج برنامه توسعه از عبارت:« تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن در آن و استیفای حقوق شرعی و قانونی بانوان در همه ی عرصه ها  و توجه ویژه به نقش سازنده ی آنان» استفاده گردیده است و هدف آن تقویت نهاد خانواده و احیای جایگاه زن در خانواده و عرصه اجتماع ذکر شده است.

با بررسی متون دینی در مورد نقش مرد در خانواده می توان گفت مهمترین نقش مرد در خانواده سرپرستی و رهبری اجرایی و سرپرستی تربیتی و معنوی خانواده برشمرد. از این رو، تقویت نهاد خانواده با توجه به جایگاه واقعی مرد و زن در خانواده به عنوان همسر، پدر و مادر و توجه به نقش اساسی مرد به عنوان سرپرست مالی و تربیتی و معنوی خانواده و نقش اساسی زن به عنوان رهبر عاطفی و آرامش بخشی خانواده در رشد و توسعه انسانی و تربیت نسلی بالنده در جامعه پیشنهاد می گردد.

 

جمع بندی

با توجه به اهمیت خانواده و تاثیرپذیری آن از تغییرات اجتماعی، برخی سنت های گذشته و آموزه های مدرن آسیب هایی را به وجود آورده اند. از طرفی، تغییر ساختار قدرت در خانواده باعث کاهش همکاری میان همسران و تغییر نقش عاطفی و سکینه ای زن در خانواده شده است که از عوامل ایجاد این تغییرات می توان به اشتغال زنان و تقویت نگرش های جنسیتی برابرگرا اشاره کرد. براین اساس، با استفاده از قوانین اشتغال، اصلاح برخی از قوانین مدنی خانواده، قوانین حمایتی از نقش های خانگی زنان و… می توان فرصت ها و ظرفیت های کشور جهت فعال سازی در جایگاه مرد در خانواده جهت تحکیم خانواده و حفظ حقوق زن را تقویت کرد.

این مطالعه توسط  موسسه رصد، مطالعات و سیاستگذاری اجتماعی سلامت جنسی اسلامی با همکاری زهرا عباسپور در آبان سال 1399 انجام شده  است.

امتیاز کاربر 3 (1 رای)

موسسه رصد مطالعات و سیاستگذاری اجتماعی سلامت جنسی اسلامی (سجا)

موسسه فرهنگی اجتماعی سجا، به­ منزله یک نهاد مردمی فعال در عرصه­ های رصد، پژوهش و سیاستگذاری، برنامه­ ریزی، گفتمان ­سازی و جریان ‌سازی نظامند اجتماعی با هدف مقابله موثر با چالش­ های نرم پیش ‌روی جمهوری اسلامی ایران، با اولویت تهدیدها، آسیب­ ها و ناهنجاری­ های جنسی به منظور مقاوم­ سازی و مصونیت ­بخشی نهادهای اجتماعی به ویژه نهاد خانواده نقش­ آفرینی می­ کند.

زهرا عباسپور

کارشناسی ارشد تاریخ تشیع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا