امنیت و سیاست خارجیبررسی و تحلیلسند تحلیل مسئلهمسائل امنیتی و نظامی

روایت سازی دولت ترامپ از حمله به ایران و تاثیر آن بر افکار عمومی آمریکا

نقش افکار عمومی آمریکا و دکترین یک ضربه و تمام در تغییرات سیاسی و اجتماعی دولت ترامپ در حمله به ایران

در دنیای معاصر، سیاست خارجی کشورها به ویژه قدرت های بزرگ به شدت تحت تاثیر افکار عمومی و رسانه ها قرار دارد. در این راستا، تعامل میان سیاست گذاران و جامعه، نقش تعیین کننده ای در تصمیم گیری های نظامی و دیپلماتیک ایفا می کند. حملات نظامی، به عنوان یکی از ابزارهای قدرت، همیشه با چالش های اخلاقی و اجتماعی همراه بوده و واکنش های مختلفی را در پی دارد. شناخت و تحلیل روندهای افکار عمومی در لحظات بحرانی، می تواند به درک بهتر استراتژی های کشورها و رفتارهای تصمیم گیرندگان کمک کند. لذا فهم این دینامیک ها به ویژه در مسئله حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران اهمیت ویژه ای پیدا می کند.

ضرورت و اهداف پژوهش

حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران در میانه تحولات منطقه ای و شکاف های سیاسی داخلی، به آزمونی برای سنجش افکار عمومی تبدیل شد. داده های نظرسنجی ها نشان می دهند که افکار جامعه آمریکا، به ویژه جمهوری خواهان، پیش و پس از عملیات در نوسان بوده و این نوسان ارتباط مستقیمی با تصویرسازی دولت از اقدامشان دارد. مهم تر از میزان حمایت یا مخالفت عمومی، روندی است که مخالفان مداخله نظامی را به حاشیه می رانده و روایت غالب را به عنوان عملی موفق و بازدارنده تثبیت می کند. پرسش اصلی این است که چگونه دولت ترامپ توانسته نگرانی های مربوط به جنگ های پرهزینه را مهار کرده و حمایت ملموس در میان هوادارانش برای اقدام های محدود علیه ایران کسب کند.

دکترین ترامپ که به «دکترین یک ضربه و تمام» معروف است، نه تنها خط مشی سیاسی بلکه ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و تقویت موضع سیاسی اش بود. او با ترکیب بازدارندگی سخت افزاری و سرمایه گذاری بر پایگاه جمهوری خواهان، سعی کرد الگوی قدرت نمایی کم هزینه ای ارائه دهد که از جنگ های فرسایشی جلوگیری کند و تصویر رئیس جمهور مقتدری را شکل دهد. این گزارش با اتکا به داده های چند موسسه افکارسنجی، واکنش افکار عمومی آمریکا به حمله ایالات متحده به ایران را مورد بررسی قرار می دهد و نشان می دهد که چگونه روایت سازی دولت ترامپ، به ویژه در میان جمهوری خواهان، حمایت از ضربات محدود اما قاطع را افزایش داده است.

تغییرات در روند همراهی افکار عمومی

نظرسنجی های به عمل آمده در آمریکا، تغییرات چشمگیری در حمایت از حمله به تاسیسات هسته ای ایران را نشان می دهند. طبق نظر سنجی صورت گرفته توسط یوگاو، قبل از حمله تنها ۱۶ درصد از آمریکایی ها بر این باور بودند که ارتش آمریکا باید در جنگ بین ایران و رژیم صهیونیستی دخالت کند، در حالی که ۶۰ درصد مخالف چنین مشارکتی بودند؛ اما پس از حمله ۳۵ درصد از مردم از بمباران حمایت کردند که افزایش ۱۹ درصدی نسبت به قبل را نشان می دهد. در این بین، حمایت جمهوری خواهان از این عملیات به ۶۸ درصد رسید، در حالی که میزان حمایت دموکرات ها و مستقل ها کمتر بود. همچنین، ۷۸ درصد از مردم نگران احتمال کشانده شدن آمریکا به جنگ با ایران بودند.

نظرسنجی دیگری که توسط موسسه پیو انجام شد، نشان می دهد که ۵۵ درصد از مردم از عملکرد ترامپ در مدیریت موضوع ایران اطمینان ندارند. با این حال، ۸۵ درصد از پرسش شدگان با اقداماتی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای موافق بودند که ۹۱ درصد از جمهوری خواهان نیز به آن جواب مثبت دادند. این تغییرات نشان دهنده یک دینامیک پیچیده در افکار عمومی آمریکاست.

نحوه بهره برداری دولت ترامپ

ترامپ همواره سعی کرده تا خود را به عنوان رئیس جمهوری معرفی کند که مخالف جنگ های پرهزینه است. ترامپ تصمیم دارد به جنگ های بی پایان آمریکا، به ویژه جنگ هایی که منافع محدودی برای کشورش دارد پایان دهد. او با چنین وعده هایی توانسته حامیان گسترده ای در حزب جمهوری خواه جذب کند و جناحی ضد جنگ ایجاد کند که به نظر می رسد یکی از مهم ترین بخش های حزب را تشکیل می دهد. این جناح نسبت به حمله به ایران نگران بود و تلاش کردند که مداخله نظامی را متوقف کنند. با این حال پس از حمله به تاسیسات هسته ای ایران و آتش بس بدون تلفات انسانی برای نیروهای آمریکایی، افکار عمومی به خصوص بین جمهوری خواهان تغییر کرد و مخالفان مداخله نظامی به اقلیت تبدیل شدند. ترامپ به خوبی می داند چگونه موفقیت ها را به عنوان دستاورد به افکار عمومی بفروشد و اصرار دارد که نیروی هوایی آمریکا توانسته برنامه هسته ای ایران را نابود کند. این اقدام ممکن است ترامپ را به رویکرد نئومحافظه کاران و لابی صهیونیست ها در واشنگتن نزدیک کند و او به دنبال کسب دستاوردهایی در سیاست خارجی خود باشد.

دکترین یک ضربه و تمام

دولت ترامپ با وجود بمباران تاسیسات هسته ای ایران و دخالت مستقیم در جنگ رژیم صهیونیستی، از ورود به یک جنگ تمام عیار اجتناب کرد. رفتار این دولت پس از پاسخ موشکی ایران و پیگیری آتش بس قابل تحلیل در چهارچوب دکترین ترامپ است که بر اساس آن، نخست باید منافع ملی به طور واضح تعیین و هدف مشخصی برای مداخله انتخاب شود. پس از تعریف هدف، دیپلماسی فعال و تهاجمی باید برای حل مسئله بدون درگیری نظامی به کار گرفته شود و در صورت شکست دیپلماسی، اقدام نظامی قاطع انجام خواهد شد. تمایل ترامپ به اجتناب از جنگ فرسایشی به طرفدارانش وابسته است که از هزینه های سنگین جنگ های نظامی نگران اند. در حالی که حمایت های آمریکا از رژیم صهیونیستی غیرقابل انکار است، بار اصلی اقدام ها بر عهده تل آویو قرار داشت. دکترین «یک ضربه و تمام» به دولت ترامپ این امکان را می دهد که با توجیه و کمترین هزینه سیاسی، حملات نقطه ای را اجرا کند و از درگیری گسترده دوری کند، در حالی که مشروعیت لازم را برای اقداماتش کسب می کند.

الگوی عملیات یک ضربه و تمام

این دکترین شامل نوعی بازدارندگی اولویت بندی شده است که هدف های آن محدود و از پیش تعیین شده اند. در مورد ایران، این اهداف شامل مراکز حساس و زیرساخت های کلیدی برنامه هسته ای، سامانه های فرماندهی و کنترل نظامی و زنجیره های پشتیبانی لجستیکی و صنعتی است. به عبارت دیگر، این دکترین به جای هدف قرار دادن تمامی زیرساخت های ایران، نقاطی را انتخاب می کند که بیشترین اثر بازدارنده را دارند. عملیات باید به صورت موج های کوتاه و حساب شده طراحی شوند تا در هر مرحله امکان توقف یا محدود کردن آن وجود داشته باشد و از ورود به جنگ تمام عیار جلوگیری شود. حملات باید به گونه ای طراحی شوند که پیام آن ها برای طرف مقابل و جامعه بین المللی واضح و قابل درک باشد، به طوری که بازدارندگی ایجاد شود. این دکترین به وضوح حضور طولانی مدت نظامی را نفی می کند و هدف آن ایجاد بازدارندگی و عقب نشینی سریع از صحنه درگیری است.

  • ابزارها: در دکترین ترامپ، آمریکا بر استفاده هدفمند و فناورانه از قدرت نظامی تمرکز دارد و از جنگ های طولانی و پرهزینه پرهیز می کند. این دکترین بر ابزارهای دقیق و پیشرفته، مانند مهمات هدایت شونده دور ایستا، تاکید دارد که امکان هدف گیری دقیق اهداف حیاتی را بدون نیاز به استقرار گسترده نیرو فراهم می آورد. همچنین، عملیات سایبری و الکترونیکی برای فلج کردن سیستم های فرماندهی و دفاعی طرف مقابل و شبکه ای از ماموریت های اطلاعاتی و شناسایی برای انتخاب صحیح اهداف و ارزیابی نتایج حملات، در این رویکرد مدنظر قرار می گیرد؛
  • مدیریت تنش: آمریکای ترامپ تمایل دارد تا سطح درگیری با ایران و دیگر بازیگران را محدود نگه دارد و هدفش این است که درگیری ها را کوتاه و کنترل شده کند. در این دکترین، آمریکا یک ضربه قاطع به طرف مقابل وارد کرده و سپس وقفه ای ایجاد می کند. اقدامات همزمانی که باید انجام گیرد شامل تقویت دفاع ضد موشکی و پدافند پهپادی برای حفاظت از نیروها و متحدان، نگهداری از توان حمله دوم در حالت آماده باش برای واکنش سریع به اقدامات تلافی جویانه و پرهیز از استقرار سنگین زمینی یا ورود به جنگ های نامشخص است. مدیریت تنش در این زمینه به معنای کنترل سرعت و سطح درگیری است؛
  • نسبت با سیاست کلان: در دکترین ترامپ، هر اقدام نظامی باید با اهداف کلان سیاست خارجی و داخلی آمریکا همخوانی داشته باشد. به عنوان مثال، در جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ تاکید کرد که این جنگ علیه برنامه هسته ای ایران و نه علیه این کشور به عنوان یک ملت است. این رویکرد به کاهش نگرانی افکار عمومی درباره ورود به جنگ های طولانی کمک کرد و به جمهوری خواهان و رای دهندگان مستقل این امکان را داد که اقدامات نظامی را به عنوان بخشی از امنیت ملی ببینند. این روایت به دولت اجازه می دهد تا پس از حمله به مذاکره و دیپلماسی بازگردد و به متحدان اروپایی و کشورهای عربی اطمینان دهد که هدفش جنگ تمام عیار نیست، بلکه مهار یک تهدید خاص است. این کار به ترامپ امکان می دهد تا حملات محدود را تکرار کند و دفاع منطقه ای را تقویت کند بدون اینکه وارد جنگ فرسایشی شود.

حمله به تاسیسات هسته ای ایران: آزمونی اجتماعی و سیاسی برای دکترین ترامپ

با توجه به موارد پیش گفته، حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران بیشتر از یک رخداد نظامی، به آزمونی اجتماعی و سیاسی برای دولت ترامپ تبدیل شده است. این آزمون انعطاف پذیری افکار عمومی و نحوه بهره برداری سیاسی از چنین رویدادهایی را نشان داد. داده های نظرسنجی ها نشان می دهند که علیرغم تردید جامعه آمریکا درباره جنگ های پرهزینه و حمایت از بازدارندگی، روایت سازی دولت موفق به جلب حمایت قابل توجهی از افکار عمومی، به خصوص جمهوری خواهان، شده است.

در این چارچوب، دکترین «یک ضربه و تمام» به عنوان ترکیبی از قدرت نمایی محدود و مهارگری راهبردی معنی پیدا می کند؛ هدف آن برقراری بازدارندگی با کمترین هزینه از طریق فناوری های نوین و حملات حساب شده است. این الگو به ترامپ مشروعیت و سرمایه سیاسی داخلی می آورد و در سطح خارجی نشان دهنده توان و اراده آمریکا است. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا این رویکرد می تواند در بلندمدت تعادلی پایدار میان خواست افکار عمومی، فشار متحدان و تهدیدهای امنیتی ایجاد کند، یا اینکه تنها یک واکنش موقت به شرایط بحرانی کنونی است.

جمع بندی

حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران به آزمونی اجتماعی و سیاسی برای دولت ترامپ تبدیل شد که تاثیر آن بر افکار عمومی و نحوه روایت سازی دولت مشهود است. نظرسنجی ها نشان می دهند که حمایت بالای جمهوری خواهان از این اقدام به افزایش مشروعیت ترامپ کمک کرده، در حالی که دکترین «یک ضربه و تمام»، با هدف گذاری محدود و بازدارندگی کم هزینه، به کار گرفته شده است. این رویکرد تلاش دارد تا از درگیری های طولانی اجتناب کند و با بهره گیری از فناوری های نوین، قدرت نظامی را به شکل هدفمند و موثر استفاده کند. اما پرسش باقی است که آیا این استراتژی می تواند در بلندمدت تعادلی پایدار در مواجهه با نگرانی های افکار عمومی و تهدیدات امنیتی ایجاد کند یا صرفا واکنشی موقت به شرایط فعلی است.

این مطالعه در موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران توسط علی نوری پور در سال 1404 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

موسسه تهران ضمن توجه به نیازها و ضرورت ‌های حوزه سیاستگذاری، تولید منابع مرتبط با حوزه‌ های سیاست خارجی، مطالعات استراتژیک و امنیت بین ‌الملل را برای مخاطب دانشگاهی مدنظر قرار داده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا