مردمی سازی اقتصاد مبتنی بر الگوی تعاونی ها
آشنایی با تعاونی، چیستی، کارکرد و احصای چالش های پیشینی و پسینی آن و ارائه راهکارهای رفع چالش ها
یکی از تمایزات اساسی انقلاب اسلامی ایران، چه در طی مبارزات پیش از وقوع انقلاب و چه در تاسیس نهادهای حاکمیتی و تداوم آن، نقش و جایگاه مردم است. در تاسیس نوع حکومت، تایید قانون اساسی و انتخاب نخبگان و نمایندگان به جهت امور تقنینی و اجرایی نقش مردم مورد تاکید بوده است. اما جدای از نقش انتخابگری برای مردم، تفاوت ایده انقلاب اسلامی با بسیاری از انقلاب های دیگر و نظام های سیاسی دیگر، بازیگری مردم در عرصه های مختلف کشور است. جمهوری اسلامی، رهبران، گروه های مردمی و ایده پردازان آن باتوجه به مدل های مختلف اجرایی اجرا شده در سطح جهان و یا برخی موارد به صورت ابتکاری در تجربه چهل و اندی ساله انقلاب، مدل هایی چون جهاد سازندگی، حرکت ها و اردوهای جهادی مردمی، بسیج (در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی)، طرح های مواسات در قالب پویش های کمک های مردمی ارائه کرده اند. در کنار این موارد، یکی از الگوهایی که در سطح جهانی نیز به عنوان یک الگوی مردم پایه و مشارکتی مطرح شده است، الگوی تعاونی بوده است که مقصود از این پژوهش نیز مردمی سازی اقتصاد در این الگوی تعاونی است.
ضرورت و اهداف پژوهش
مردمی سازی اقتصاد به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد مقاومتی، نقش اساسی در قوام اقتصاد کشور ایفا می کند. تحریم افراد و نهادهای کلیدی دولتی و مانع تراشی در مقابل تجارت و فروش نفت خام و سایر مسائل همگی نشانگر وجود دشمنی آگاه نسبت به ضعف ها و مشکلات موجود در کشور است و از دولتی بودن اقتصاد کشور ناشی شده است. در چنین شرایطی و در راستای دستیابی به پیشرفت اقتصادی، گسترش اثرگذاری جریان های مردم در عرصه اقتصاد از طریق تجمیع سرمایه های خرد مردم برای تشکیل سرمایه کلان می تواند گره گشایی تنگناهای اقتصادی باشد. قاعدتا برای پی ریزی مردمی سازی اقتصاد الگوها و قالب هایی مورد نیاز است. اقتصاد تعاونی به واسطه مردمی بودن، مشارکتی بودن و روح جمعی داشتن، قرابت بیشتری با سایر اصول و مبانی جمهوری اسلامی دارد. علی رغم این مسئله و با وجود تعریف جایگاه ویژه تعاونی و تاکیدات اسناد و قوانین بالادستی بر لزوم جهت دهی 25 درصدی در اقتصاد به سمت تعاونی ها این شکل از اقتصاد نتوانسته توسعه مطلوبی داشته باشد. لذا پژوهش حاضر به بررسی شبکه حل مسائل تعاونی ها در کشور پرداخته است.
آشنایی با تعاونی، چیستی، کارکرد و وضعیت
در تعاریف مختلفی که برای تعاونی ارائه شده است، یک سری اشتراکات دیده می شود از جمله وجود دغدغه مشترک بین اعضا در یکی از موضوعات اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی که البته عمدتا تعاونی ها در بخش اقتصاد دیده شده اند، به هر جهت این دغدغه مشترک همراه با فعالیت مشترک اعضا نیز هست، نتیجه این تعاون، سود و ضرر و تبعات دیگر آن نیز متوجه همه اعضا است. اعضای تعاونی هر چند ممکن است امور متفاوت از اعضای دیگر را انجام بدهند؛ اما در حق رأی، تصمیم و مدیریت امور با هم برابر هستند.
دو ویژگی اساسی اقتصاد تعاونی ها، تعادل بین اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد سوسیالیستی – کمونیستی را برقرار می کند. از طرفی آن هرج و مرج بازار آزاد سرمایه دارانه را ندارد و از طرفی مجموعه ای متشکل از همکاری افراد و اعضای تعاونی ها به جهت رسیدن به اهداف است. نظام تعاونی در عمل جامعه را به شکل مجموعه ای از اصناف متشکل در نظر می گیرد که دولت به نفع مصلحت عمومی در آن نقش داور و ناظر را دارد و نه چون اقتصادی کمونیستی تصدی گر و مداخله گر. این پژوهش همچنین همکاری را یکی از مولفه های اقتصاد تعاونی عنوان می کند.
بر اساس آمار ارائه شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نزدیک به 95 درصد از تعاونی ها و اتحادیه های تعاونی بر مبنای تولید تشکیل شده اند و از نظر تنوع در بخش های کشاورزی، صنعت، معدن، صنایع دستی (فرش)، عمران وجود دارند که از این امور بیشترین درصد تعاونی ها مربوط به بخش کشاورزی است.
چالش های تعاونی ها در کشور
وقتی از عدم گسترش تعاونی ها صحبت می کنیم قاعدتا این مشکل می تواند ناشی از دو دسته عوامل پیش زمینه ای و پسینی باشد. عوامل پیش زمینه ای آن دسته از عواملی هستند که وجود آن ها به عنوان پیش زمینه ای برای ایجاد و تاسیس تعاونی فرض می شود. اما عواملی پسینی آن دسته از عواملی هستند که وجود یا عدم وجود آن ها در حیات و توسعه تعاونی های موجود می تواند به عنوان عامل مثبت یا عامل منفی تلقی شود. البته باید اذعان کرد که این دسته بندی به نوعی مطلق نیست و برخی از عوامل پیش زمینه ای می توانند بعد از تاسیس و ایجاد تعاونی در گسترش و رشد آن ها هم موثر باشند. همچنین برخی از عوامل پسینی اصلاح و یا تقویت آن ها در تاسیس و ایجاد تعاونی های نو نیز موثر خواهد بود.
در پژوهش حاضر به مطالعه عوامل دخیل در توسعه تعاونی ها از نگاه پژوهشگران پرداخته شده است. در یک تقسیم نسبی این عوامل به دودسته پسینی و پیشینی تقسیم شده اند. دسته پیشینی، عوامل زمینه ای هستند که وضعیت آن ها عمدتا در شکل گیری تعاونی اهمیت می یابد و عوامل پسینی عواملی هستند که نقش آن ها عمدتا در تداوم و توسعه تعاونی ها اهمیت می یابد.
چالش های پیشینی
چالش های پیشینی، عوامل زمینه ای هستند که وضعیت آن ها عمدتا در شکل گیری تعاونی اهمیت می یابد. مهم ترین چالش پیشینی موجود در حوزه تعاونی ها پایین بودن سرمایه اجتماعی است. تحلیل گران مختلف کشور با استناد به پیمایش های گوناگون به بررسی سرمایه اجتماعی در ایران پرداخته اند. نتایج این تحلیل ها نشان دهنده پایین بودن سطح مشارکت مردمی در انجمن ها و تشکل های صنفی است؛ مسئله ای که می تواند با عدم مشارکت در تعاونی ها نیز ارتباط وثیقی پیدا کند. از جمله دلایل پایین بودن سرمایه اجتماعی در کشور عبارتند از:
- مشارکت ناپذیری دولت ها در سرمایه اجتماعی: انفعال مردم و نخبگان، احساس بیگانگی و گسست اجتماعی و ملی، پیگیری منافع شخصی، فقدان جامعه پذیری، سیاست مبتنی بر طرد، اخلاق زدایی عمومی و گسترش بی اعتمادی در سطوح مختلف از جمله تبعات رویکرد بی توجهی دولت ها به مشارکت مردم عنوان شده است؛
- وجود انحصارات دولتی: انحصارات، امتیازهای ویژه ای هستند که به واسطه دخالت دولت در اقتصاد بخشی خاصی از افراد از آن بهره می برند. نسبت به تاثیر انحصارات بر اعتماد، از جنبه درون سازمانی، فساد و انحصارات موجب دلسرد شدن و حس بی اعتمادی بین اجزای مجموعه و فروپاشی آن مجموعه می شود. همچنین انحصارات در تضاد بین منافع اقلیت و اکثریت قرار می گیرد و در نتیجه ترجیح منافع اقلیت، حس بی اعتمادی نسبت به دولت در بین اکثریت ایجاد می شود که این امر موجب بی اعتبار شدن احکام دولت ها می شود.
- فقدان روحیه کارآفرینی
چالش های پسینی
عوامل پسینی عواملی هستند که نقش آن ها عمدتا در تداوم و توسعه تعاونی ها اهمیت می یابد. در عوامل پسینی عمده ترین این مشکلات در سه وجه فرهنگی اجتماعی، سیاسی و سیاستگذاری و مسائل و مشکلات اقتصادی در تداوم این مدل از شیوه اقتصادی دسته بندی کرد.
- چالش در بعد فرهنگی اجتماعی: در سطح فرهنگی- اجتماعی ارتباط بحث بیشتر با همان عواملی است که در سرمایه اجتماعی به عنوان عامل پیشینی مورد بررسی قرار گرفت؛ اما به طور خاص عوامل دیگری نیز دخیل هستند. برای نمونه یکی از چالش های حوزه تعاون نهادینه نشدن الگوهای تعاونی برای کسب و کار در بین مردم است. همچنین برخی از پژوهشگران فقدان اعتماد به نفس در سرمایه گذاران محلی را یکی از منشاهای فرهنگی- اجتماعی مخل در رشد اقتصادی تعاونی ذکر کرده اند. همچنین بررسی برخی از عوامل شخصیتی مانند روحیه کارآفرینی و علاقه به کار تولیدی، ابتکار و نوآوری و خطرپذیری نشان می دهند که این عوامل به میزان نسبتا کمی در بین اعضای تعاونی ها وجود دارد؛
- چالش در بعد سیاست گذاری و اجرایی: در دسته عوامل اجرایی و سیاستگذاری نبود تشکیلات و سازماندهی درست اجرایی در تعاونی ها یکی از چالش هایی است در این زمینه مورد تایید پژوهشگران قرار گرفته است. این خود به دلیل عدم توجه به زیست بوم تعاونی ها اتفاق می افتد. مقصود از زیست بوم در این باره مسائل مختلف در حوزه های سیاسی، فرهنگ اجتماعی، آموزشی مهارتی، بازار، مالی و حمایتی است. از جمله عوامل محیطی و پیرامونی نیز که در عملکرد تعاونی ها ایجاد چالش کرده است، رساندن امکانات موردنیاز تعاونی ها است؛ چراکه پژوهش ها حاکی از این است که زنجیره توزیع امکانات در این نوع تعاونی ها در حد مطلوبی نیست؛
- چالش در بعد مالی و اقتصادی: مطابق پژوهش های انجام شده برخی از موانع اقتصادی – اجتماعی پیش روی تعاونی ها عبارتند از: ضعف مالی و کمبود سرمایه تعاونی ها، کاهش فعالیت صادراتی تعاونی، عدم اشتغال زایی برای افراد بومی و وجود مبادلات قاچاق در منطقه. همچنین عدم تخصیص اعتبار بخش تعاون در واگذاری ها چالشی است که به عنوان یکی از ریشه های مشکلات مالی تعاونی ها از سوی مدیر وقت صندوق ضمانت تعاون عنوان شده است.
راهکارهای رفع چالش ها
برخی از راهکارهای چالش های پیش گفته عبارتند از:
- قاعدتا عمیق ترین و باثبات ترین راه حل برای حل چالش های پیش گفته، گفتمان سازی، ترویج و اشاعه تعاونی هاست. به این معنا که موضوع تعاونی به بخش غیرقابل اغماض حوزه عمومی تبدیل شود. لازمه این کار اهتمام جدی متخصصان و دولت های همسو و معتقد به بخش تعاونی در حیطه اختیارات خود است، به این معنا که حوزه تعاونی را به عنوان یک پروژه مهم و اثربخش با بخش عمومی گره بزنند و در امور کشور بخش قابل توجهی از مسائل را در این حوزه پیگیری کنند؛
- یکی از چالش های پرتکرار دیگر در مسئله تعاونی ها، چالش های مربوط به حوزه آموزش است. اهتمام جدی به ارتباط دانشگاه، جامعه، صنعت و مراکز و منابع مشارکتی جامعه (مثل هیئت ها، مساجد، کانون ها، اتحادیه ها، تعاونی ها) و امثال این ها در درجه اول به رونق فضای مشارکت، معرفی فرصت ها و نیازها و در عین توجه به مسئله تخصص خواهد شد؛
- نسبت به مسائل مالی و اعتباری، هرچند برخی پیشنهاد می کنند که در تعاونی ها از سرمایه گذاری مستقل در کنار کارکنان استفاده شود، اما باید توجه داشت که این مسئله موجب تقلیل روح تعاونی و توجه بیشتر به سرمایه در مقابل مشارکت و همیاری است. با این حال اهتمام دولت ها به زدودن موانع مالی با واگذاری و یا پرداخت های بلندمدت به گروه های تعاونی، آموزش مدیریت صحیح اقتصادی، استفاده درست از سرمایه و تجمیع درست سرمایه ها می تواند تعاونی ها را در راه رسیدن به پیشرفت کمک کند.
جمع بندی
بنا بر مباحث مطرح شده، تعاونی یک مدل مشارکتی است که هرچند بخشی از اهداف آن اقتصادی است، اما منحصر به امور اقتصادی نیست و اصولا در تقابل با شیوه های سرمایه سالارانه شکل گرفته است. با این حال، به تدریج نگاه سرمایه سالارانه و سودمحور در میان نخبگان جا باز کرده و در دنیایی که شاخص هر اقدام جمعی با تولید ثروت سنجیده می شود، این نگرش به فعالیت های تعاون محور نیز سرایت کرده است. موفقیت تعاونی ها نه بر اساس همبستگی و مشارکت، بلکه بر اساس تولید ثروت ارزیابی می شود. غلبه بر سودمحوری، بیشتر با فردگرایی اقتصاد لیبرالی همراه است و این فردگرایی در تناقض با روح تعاونی قرار دارد. مسئله دیگر، عدم توجه به عوامل زمینه ای برای گسترش تعاونی هاست. مهم ترین عامل، وجود سرمایه اجتماعی در فعالیت های مشارکتی است که متاسفانه جامعه ایران در این زمینه وضعیت خوبی ندارد. توجه به بالابردن سرمایه اجتماعی می تواند تاثیر مثبت بر مسائل مختلف کشور داشته باشد و بی توجهی به آن، کلید بسیاری از مشکلات است. از جمله موانع توسعه تعاونی ها، اخلال در پیوند بین محیط های تخصصی و علمی و تعاونی هاست. ابعاد مختلف مشکلات نیز در حیطه وظایف اتحادیه های تعاونی دیده می شود.
این مطالعه توسط مهدی هاشم زاده در اندیشکده موج در سال 1402 انجام شده است.




