آینده پژوهیسیاست خارجی

توقف تعهدات هسته ای ایران سناریوهای ممکن و تحلیل راهبردی آینده برجام

بیش از یک سال و نیم از خروج آمریکا از برجام می گذرد؛ با این حال طرف های اروپایی برجام تنها سامانه اینستکس را برای تسهیل تعاملات غیر دلاری با ایران راه اندازی کرده‌اند که نتوانسته است مطالبات حداقلی ایران را برآورده کند. در این شرایط اتخاذ رویکردی مرحله‌ای برای کاهش تعهدات هسته‌ای از طرف ایران منجر به ایجاد سه سناریوی «حفظ برجام و بازگشت آمریکا به مذاکرات»، «حفظ برجام با اروپا» و «فروپاشی برجام» برای ادامه مسیر برجام شده است؛ که با وجود دلایلی برای محتمل بودن هریک از این سناریوها، در شرایط کنونی محتمل ترین سناریو «حفظ برجام با اروپا» است و در مقابل «بازگشت آمریکا به مذاکرات» کمترین احتمال را در میان این سناریوها دارد.

ضرورت و اهداف پژوهش

با خروج آمریکا از برجام و تشدید فشارهای این کشور علیه ایران، بخش بزرگی از تعهدات اقتصادی برجام شامل تعهدات اروپا از برآورده شدن بازمانده‌اند. با گذشت ۱۸ ماه از خروج آمریکا از برجام و تاکید قدرت های اروپایی به حفظ منافع ایران در این توافق، تنها قدمی که کشورهای اروپایی برداشته‌اند، تاسیس سازوکاری جهت تسهیل تجارت غیردلاری با ایران بوده که با چالش های حقوقی، سیاسی، اقتصادی و کارکردی متعددی مواجه است؛ که پتانسیل تامین خواسته های ایران را ندارد. در این شرایط ایران نه تنها مجبور به انجام تعهدات هسته‌ای خود شده بلکه با شرایط تحریمی سخت تری، حتی نسبت به دوران قبل از امضای برجام، مواجه است. این مساله باعث شده که ایران نیز برخی از تعهدات هسته‌ای خود را متوقف کند. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن بررسی برخی از سناریوهای ممکن و محتمل در زمینه توقف تعهدات هسته‌ای، به تحلیل راهبردی آینده این موضوع نیز پرداخته شود.

توقف برخی از تعهدات هسته‌ای ایران: سناریوهای محتمل ادامه راه برجام

پیامدهای توقف برخی از تعهدات هسته‌ای توسط ایران، متاثر از سه عامل «میزان اراده مستقل قدرت های اروپایی در عمل به تعهدات حقوقی، سیاسی و اقتصادی برجام»، «میزان اراده سیاسی ایران در پاسخ راهبردی به سایر اعضای برجام» و «میزان اراده واقعی آمریکا در تشدید فشارها و یا بازگشت به فرایند مذاکرات برجامی» است. این عوامل سه گانه و همچنین روند رخدادهای سیاسی و اقتصادی دو سال اخیر، باعث مطرح شدن سه سناریو در مورد سرنوشت برجام شده است که هرکدام از سطح امکان پذیری، احتمال وقوع و مطلوبیت متفاوتی برخوردار هستند. در ادامه به بررسی این سناریوها خواهیم پرداخت.

سناریوی اول: حفظ برجام و بازگشت آمریکا به مذاکرات

گفت و گوی تلفنی امانوئل مکرون و حسن روحانی و اشاره رییس جمهور فرانسه به احتمال بازگشت آمریکا به مذاکرات برجام، باعث مطرح شدن بازگشت احتمالی آمریکا به مذاکرات برجام شده است. علاوه بر این، مطرح شدن طرح «فریز در برابر فریز» جدیت بیشتر این سناریو را نشان می دهد. براساس طرح فریز در برابر فریز، توقف تحریم های آمریکا و هم زمان توقف تشدید فعالیت های هسته‌ای ایران، مبنایی برای آغاز مذاکرات مجدد برجام با حضور آمریکا خواهد بود. از جمله مسائلی که باعث شده است تا این سناریو به عنوان یکی از گزینه های ممکن، مورد توجه قرار گیرد می توان به «عدم توان و اراده مستقل اروپا در عمل به تعهدات تصریح شده در برجام»، «تضعیف موقعیت ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ به واسطه تشدید بحران برجام و به بن بست خوردن سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در دوره ترامپ» و «تحمل فشارهای تحریمی شدید توسط ایران و تمایل به تامین دو مطالبه اصلی فروش نفت و تبادلات مالی» اشاره کرد.

این سناریو دو نقطه ضعف اساسی دارد: اول اینکه به واسطه تبدیل شدن تحریم، از یک ابزار سیاست خارجی به یک ابزار استراتژیک در راهبردهای سیاست خارجی آمریکا، احتمال لغو تحریم ها توسط آمریکا بسیار پایین است. و دوم اینکه دولت آمریکا در دو سال اخیر تقریبا از تمامی ابزارهای سیاسی و اقتصادی خود برای اعمال فشار بر ایران استفاده کرده است درصورتی که ایران در زمینه بازگرداندن فعالیت های هسته‌ای تنها چند گام ابتدایی را برداشته است که این مساله ظرفیت تحمیل فشار به طرف مقابل برای بازگشتن به مذاکرات برجام را ندارد.

سناریوی دوم: حفظ برجام با اروپا

در این سناریو یا قدرت های اروپایی به تعهدات خود عمل خواهند کرد و یا ایران به دلایلی از جمله خروج پرونده هسته‌ای ایران از شورای امنیت و لغو تحریم های تسلیحاتی در سال های آتی، همچنان به برجام پایبند خواهد ماند. در چهارچوب این سناریو ممکن است برخی از مطالبات حداقلی ایران از جمله افزایش سطح فروش نفت و دسترسی به درآمدهای صادراتی از کانال احتمالی اینستکس (سامانه حمایت از مبادلات تجاری که برای تسهیل تجارت غیردلاری با ایران ایجاد شده است) تامین شود. انتخاب این راهبرد از جانب اروپا به این معنی خواهد بود که قدرت های اروپایی در عمل و به صراحت با تحریم های آمریکا مخالفت کرده‌اند. در این شرایط می توان گفت ضعف در اراده و وابستگی های ساختاری اقتصادی اروپا به آمریکا مهم ترین دلیلی است که تحقق این سناریو را تضعیف می کند.

از طرف دیگر، از جمله دلایلی که احتمال وقوع این سناریو را افزایش می دهد، هزینه های ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت است. اگر پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شود، آمریکا به تنهایی قادر خواهد بود با استفاده از حق وتو تمامی قطعنامه های تحریمی پیشین سازمان ملل را از حالت تعلیق خارج سازد که عملا ابتکار عمل را در برجام از دست قدرت های اروپایی خارج می کند. دلیل دیگر نیز می تواند مخالفت روسیه و چین به عنوان اعضای برجام، با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت باشد. اما مهم ترین دلیلی که این سناریو را محتمل ترین سناریو کرده است تلاش دولت ایران برای حفظ برجام است که با افزایش سطح غنی سازی از ۳.۶۷ درصد به ۴.۵ درصد که به نوعی پاسخی نرم به سایر اعضای برجام بود، این مساله را نشان داده است.

سناریوی سوم: فروپاشی برجام

این سناریو در صورت تداوم رویه اروپا در عدم عمل به تعهدات سیاسی، اقتصادی و حقوقی خود در برجام و ورود ایران به فازهای بعدی توقف تعهدات هسته‌ای رخ خواهد داد. در چهارچوب این سناریو در نهایت طی فرآیندی دو یا چندماهه پرونده ایران از کمیسیون مشترک به شورای وزیران و سپس به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده می شود و در شورای امنیت نیز برای «لغو مجدد تحریم ها» تصمیم گرفته می شود که به مکانیسم ماشه معروف است؛ این فرآینـد منجر به لغو قطعنامه ۲۲۳۱ و بازگشت خودکار تمامی قطع نامه های تحریمی سازمان ملل می شود که در نهایت منجر به خروج ایران از برجام و فروپاشی آن خواهد شد.

جمع بندی

برجام اصولا توافقی در مورد دو موضوع اساسی شامل «فعالیت های هسته‌ای ایران» از یک سو و «تحریم های اقتصادی غرب» از سوی دیگر بوده است. لذا با کاهش امتیاز اقتصادی برجام، گزینه های پیش روی ایران نیز عمدتا در عرصه هسته‌ای می باشند. در حال حاضر ایران رویکرد مرحله‌ای و تشدیدشونده را در زمینه تعهدات هسته‌ای در پیش گرفته است. این رویکرد تا قبل از حرکت اروپا به سمت اجرای سناریوی سوم و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، می تواند مفید باشد ولی در صورت ورود اروپا به فرآیند سناریوی سوم، ایران باید سریع و یکجا تعهدات هسته‌ای را متوقف سازد. در شرایط کنونی به دلایل متعددی از جمله نبود اراده و توان، کشورهای اروپایی حاضر به عمل به تعهدات تصریح شده در پیوست ۲ برجام نیستند و با انتخاب مسیر کم هزینه تر و غیرممکن تر، در تلاش برای ایجاد تعادلی حداقلی بین «خواست های آمریکا مبنی بر تشدید فشارهای تحریمی» و «مطالبات ایران» هستند؛ اما تعادل مطلوب اروپا غالبا به سمت آمریکا و در سطح بسیار محدودی به سمت ایران گرایش دارد، که تامین کننده حداقل مطالبات ایران در زمینه فروش نفت و مبادلات مالی نیست.

این مطالعه در پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۱۳۹۸ انجام شده است.

امتیاز کاربر ۲ (۱ رای)
برچسب ها

پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام

پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ١٣٨٩ با مجوز رسمی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری آغاز به کار نموده است. ورود به صفحه انديشکده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن