تک نگاشتچالش‌ها و آسیب های اجتماعیطراحی الگو و مدلمسائل اجتماعی

تاب آوری اجتماعی در برابر بزهکاری

تبیین پیچیدگی بزهکاری و احساس ناامنی در جوامع معاصر و ارائه مدل سه گانه به منظور ارتقای تاب آوری اجتماعی در برابر بزهکاری

بزهکاری اجتماعی یکی از چالش های مهم جوامع مدرن است که به طور مستقیم بر کیفیت زندگی شهروندان تاثیر می گذارد. تغییرات سریع اقتصادی، نابرابری های اجتماعی و تنش های فرهنگی در عصر کنونی، زمینه ساز ظهور الگوهای جدید بزهکاری و احساس ناامنی در شهرها شده است. در این بستر، تاب آوری اجتماعی به عنوان یک مفهوم کلیدی برای فائق آمدن بر چالش های بزهکاری به حساب می آید. ایجاد شبکه های اجتماعی قوی، اعتماد متقابل و هماهنگی میان نهادهای مختلف، می تواند به تقویت این تاب آوری و کاهش رفتارهای بزهکارانه کمک کند. بنابراین بررسی و طراحی مدل های موثر در این حوزه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

ضرورت و اهداف پژوهش

الگوهای بزهکاری در جوامع امروزی به شدت پیچیده و متصل به یکدیگر شده اند و احساس ناامنی در میان شهروندان، به ویژه در محلات حاشیه ای افزایش یافته است. با وجود افزایش ابزارهای کنترل اجتماعی نظیر تقویت نیروهای انتظامی و تکنولوژی های نظارتی، بزهکاری به ویژه در میان جوانان ادامه دارد. پژوهش ها نشان می دهند که تمرکز بر مجازات و کنترل سختگیرانه به تشدید بی عدالتی و بی اعتمادی نسبت به نهادها منجر شده است. همچنین مفهوم تاب آوری اجتماعی به بررسی ظرفیت های جمعی جوامع در برابر بزهکاری از جنبه های مختلف تاکید دارد. با این حال ادبیات موجود در این حوزه کمتر به تلفیق جوانب مختلفی چون ساختارهای اجتماعی، عدالت و رفتارهای انسانی پرداخته است. به همین دلیل پژوهش حاضر به طراحی مدلی بومی برای تاب آوری اجتماعی در برابر بزهکاری می پردازد که بر داده های تجربی و کیفی تکیه کند و ابعاد ذهنی و اخلاقی رفتارها را نیز در نظر بگیرد. هدف این تحقیق ارائه راهکارهای عملی برای تقویت تاب آوری اجتماعی و پیشگیری از جرائم است.

روش شناسی پژوهش

این پژوهش بر پایه رویکرد کیفی و به ویژه تحلیل محتوای کیفی طراحی شده است تا به درک عمیق تری از تاب آوری اجتماعی در برابر بزهکاری دست یابد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساخت یافته با ۲۴ نفر از خبرگان حوزه های جامعه شناسی، جرم شناسی و روان شناسی جمع آوری شد. انتخاب مشارکت کنندگان به صورت هدفمند انجام شد و از روش گلوله برفی نیز برای گسترش دامنه نظرات استفاده شد. مصاحبه ها در محیط های آرام با مدت زمان یک تا یک و نیم ساعت انجام و داده ها سپس کلمه به کلمه پیاده سازی و تحلیل شدند. کدگذاری و مقوله بندی بر اساس رویکردهای استقرایی و قیاسی صورت گرفت تا تم ها و ابعاد اصلی تاب آوری اجتماعی استخراج شوند. اعتبار و اعتمادپذیری نتایج از طریق مقایسه مداوم داده ها و اخذ بازخورد از مشارکت کنندگان ارتقا یافت. اصول اخلاقی در تمامی مراحل رعایت شد تا زمینه لازم برای استخراج مدلی معنادار و مبتنی بر تجربه زیسته فراهم شود.

تشریح مدل 3 شین (تاب آوری اجتماعی در برابر بزهکاری)

در تبیین مدلی برای توضیح رفتار بزهکارانه و تاب آوری اجتماعی، سه شاخص کلیدی «شناخت»، «شهوت» و «شرم» به عنوان ارکان اصلی مورد بررسی قرار گرفته اند.

شناخت

شناخت در مدل پژوهش، شبکه ای از ادراک ها، تفسیرها، طرحواره ها، تحریف ها و توجیه های اخلاقی است که تعیین می کند فرد یک بزه را چگونه «می بیند»، آن را چقدر موجه می داند، و تا چه حد خود را قادر و محق به انجام آن احساس می کند. این تعریف همزمان با ادبیات جدید درباره گسست اخلاقی و شناخت های بزهکارانه سازگار است. در مدل سه گانه (شناخت، شهوت، شرم)، شناخت به عنوان دروازه بان معنایی عمل می کند و تعیین می کند که آیا شهوت به عمل منجر می شود یا توسط شرم مهار می شود. پژوهش ها نشان می دهند که افزایش گسست اخلاقی و تفکر بزهکارانه پیش بینی کننده بزهکاری در نوجوانان است. همچنین طرحواره های ناسازگار و تحریف های شناختی بر تصمیم گیری مجرمانه تاثیر دارند و ادراک ذهنی از ریسک و منافع جرم عمدتا رفتار را هدایت می کند. به عبارت دیگر افزایش خودکارآمدی مجرمانه در فرد می تواند احتمال ادامه رفتار بزهکارانه را افزایش دهد.

شهوت

در مدل پژوهش، «شهوت» به معنای میل و کشش شدید برای به دست آوردن مطلوباتی چون ثروت، قدرت، لذت و هیجان است. این مفهوم با ادبیات روانشناسی و جرم شناسی هم خوانی دارد و به عنوان موتور محرک بزهکاری، نقشی کلیدی ایفا می کند. اهمیت شهوت از چند جهت قابل بررسی است:

  • شهوت به عنوان موتور محرک بزهکاری: مادی گرایی و جستجوی هیجان می توانند فرد را به زیر پا گذاشتن قانون سوق دهند. نوجوانان با مادی گرایی بالا رفتارهای بزهکارانه بیشتری از خود نشان می دهند. همچنین هیجان جویی بالا و کنترل تکانه پایین می تواند به بزهکاری منجر شود؛
  • شهوت به عنوان اتصال بین فشارهای ساختاری و رفتار: فشارهای زیستی و ساختاری می توانند میل به هیجان را تقویت کنند و خطر بزهکاری را افزایش دهند. تجارب نامطلوب کودکی و فشارهای روزمره موجب افزایش هوس و رفتارهای مجرمانه می شوند؛
  • شهوت، صفات تاریک و جرم: ترکیب صفات خودشیفتگی و روان پریشی با شهوت قدرت موجب افزایش رفتارهای ضد اجتماعی و جدایی اخلاقی می شود. افراد با این ویژگی ها، حتی اگر شناخت نسبت به مجرمانه بودن عمل داشته باشند، ممکن است به دلیل میل شدید به تسلط، به سمت جرم سوق داده شوند، مگر اینکه شرم قوی وجود داشته باشد.

شرم

در ادبیات روانشناسی، «شرم» به عنوان یک هیجان خودآگاه تعریف می شود که وقتی فرد خود را در معرض قضاوت اخلاقی می بیند، فعال می شود. شرم با احساس «بد بودن» و «نالایق بودن» همراه است و متفاوت از گناه است که بر رفتار بد تمرکز دارد. پژوهش ها نشان می دهند که تجربه شرم می تواند به انکار و تکرار جرم یا به فرایند بازتوانی منجر شود. شرم می تواند به دو دسته تقسیم شود:

  • شرم سازنده که به احساس گناه مرتبط است و منجر به اصلاح رفتار می شود؛
  • شرم مخرب که ممکن است به انزوا و تکرار جرم منجر شود.

نظریه «شرم ساری بازپذیرنده» بر اهمیت فراهم کردن فرصت جبران برای فرد تاکید دارد. اگر شرم با امکان بازپذیری همراه باشد، می تواند تاب آوری اخلاقی را افزایش دهد. همچنین شرم بر هویت اخلاقی تاثیر می گذارد و می تواند تصمیم به عدم ارتکاب جرم را تحت تاثیر قرار دهد. در نهایت مدل «شناخت – شهوت – شرم»، شرم نقش اساسی در تبدیل شناخت به تصمیم برای پرهیز از رفتار نادرست دارد.

بررسی سناریوهای راهبردی

در این مدل، جوامع (یا خرده فرهنگ ها) بر اساس سه محور اصلی تعریف می شوند:

  • شناخت از خوب و بد بودن بزه: آگاهی افراد از پیامدها و قواعد اخلاقی؛
  • شدت میل به منافع نامشروع: تمایل افراد به دستیابی به لذت ها و منافع مانند ثروت و قدرت؛
  • شرم و بازدارندگی اخلاقی-اجتماعی: احساس خجالت و نگرانی از رسوایی اجتماعی و عواقب حقوقی.

هر محور در سه سطح کم، متوسط و زیاد قرار دارد و ترکیب این سه محور 27 وضعیت متفاوت ایجاد می کند. در این راستا وضعیت ایده آل با ویژگی های زیر انتخاب شده است:

  • شناخت: زیاد
  • میل: متوسط
  • شرم: زیاد

این انتخاب با شواهد پژوهشی در زمینه قضاوت اخلاقی و اثر خودمهارگری همخوانی دارد. رتبه بندی وضعیت ها با توجه به هم افزایی بین این سه عامل، بر اساس فاصله از این نقطه هدف انجام می شود. همچنین تحقیقات نشان می دهند که تاثیر هر عامل به شدت به سطح دو عامل دیگر وابسته است. به عنوان مثال شناخت پایین می تواند شرم را به ترس مبهم تبدیل کند که در نهایت به پنهانکاری منجر می شود.

قواعد رتبه بندی

در این مدل قواعد رتبه بندی در این مدل عبارت است از:

  • جایگاه میل: میل متوسط مطلوب تر از میل کم یا زیاد است زیرا وجود آن جامعه را پویا و خلاق نگه می دارد؛
  • جایگاه شناخت: شناخت بالا تقریبا همیشه امتیاز دارد؛ زیرا به تاب آوری در برابر بزهکاری کمک می کند، به ویژه وقتی که با میل و شرم مناسب همراه باشد؛
  • جایگاه شرم: شرم درونی و بیرونی نقش واسط بین شناخت اخلاقی و رفتار واقعی دارد. سطح پایین شرم نامطلوب است، در حالی که سطح متوسط تا زیاد شرم، بازدارندگی ایجاد می کند و احتمال بازگشت به بزه را کم می کند.

ترکیب مطلوب

ترکیب «شناخت زیاد، میل متوسط و شرم زیاد» مطلوب ترین وضعیت است زیرا:

  • شناخت بالا تضمین کننده درک صحیح از بزه و تبعات آن است؛
  • میل متوسط انرژی و انگیزه برای خلاقیت را تضمین می کند؛
  • شرم بالا به عنوان ترمز عمل کرده و از بزهکاری جلوگیری می کند.

ترکیب های نامطلوب

وضعیت هایی که در آن ها میل بسیار بالا و شرم بسیار پایین وجود دارد، نامطلوب ترین وضعیت ها هستند. این ترکیب ها خطرناک هستند چون متوجه بزهکاری می شوند و شناخت ممکن است به ابزار توجیه تبدیل شود. با به کاربردن توصیه های ارائه شده می توان این ترکیب های نامطلوب را به سمت تعادل سوق داد.

کاربردهای مدل 3 شین

در ادامه به تشریح سطوحی از کاربردهای مدل ۳ شین پرداخته می شود:

سطح سیاست گذاری و برنامه ریزی کلان

این مدل می تواند به عنوان یک «عینک تحلیلی» برای سیاست گذاری و برنامه ریزی کلان در حوزه بزهکاری مورد استفاده قرار گیرد. یکی از کارکردهای این مدل در سطح کلان نقش تشخیصی آن است. سیاست گذاران می توانند با استفاده از داده های میدانی و گفتگو با متخصصان، وضعیت جامعه را براساس سه شاخص شناخت، میل و شرم تحلیل کنند. به عنوان مثال ممکن است مشخص شود که در بخشی از جامعه شناخت بالا و شرم پایین بوده، که به معنای بیزاری از بزه و عادی سازی رفتارهای بزهکارانه است. این تحلیل باعث می شود سیاست ها به جای نسخه های کلی، مختص مناطق یا گروه های خاص طراحی شوند.

سطح مداخله های پیشگیرانه و محله محور

در سطح مداخلات پیشگیرانه محله محور، این مدل به عنوان «نقشه کلان» به «جعبه ابزار عملی» تبدیل می شود. این مدل به جای طبقه بندی محله ها به «پرخطر» یا «کم خطر»، وضعیت سه شاخص شناخت، میل و شرم را در هر محله بررسی می کند. نقش اصلی مدل در این سطح، تشخیص دقیق وضعیت هر محله است. پیش از طراحی برنامه های پیشگیرانه لازم است با گفتگو با ساکنان و مشاهده میدانی، تصویری از وضعیت سه شاخص به دست آید. این تحلیل به مداخله گران کمک می کند تا ترکیب روانی-اجتماعی خاص هر محله را درک کنند و برنامه های متناسب و موثر طراحی کنند.

سطح نهادهای رسمی

مدل سه گانه شناخت، میل و شرم می تواند به نهادهای رسمی مانند پلیس و دستگاه قضایی کمک کند تا بتوانند چارچوب تحلیلی مشترکی برای فهم وضعیت جامعه ایجاد کنند. این مدل آن ها را قادر می سازد تا برخوردها را بر اساس شرایط خاص هر منطقه تنظیم کنند. در مناطق با شناخت پایین و میل بالا به بزهکاری، صرفا افزایش شدت برخورد موثر نیست و نیاز به رویکرد آموزشی و گفت و گویی دارد. در مواردی که شرم بالا است ولی شناخت ضعیف است، برخورد تحقیرآمیز ممکن است به پنهانکاری منجر شود؛ اما تاکید بر احترام و همکاری می تواند همبستگی جامعه را افزایش دهد.

جمع بندی

این پژوهش به تحلیل پیچیدگی بزهکاری و احساس ناامنی در جوامع می پردازد و با طراحی مدل سه گانه «شناخت»، «شهوت» و «شرم»، تاب آوری اجتماعی را در برابر بزهکاری تبیین می کند. داده ها از طریق مصاحبه های کیفی با متخصصان جمع آوری شده و شناخت به عنوان عامل کلیدی در رفتار بزهکارانه مطرح می شود. مدل به نهادهای رسمی، سیاست گذاران و مداخلات محله محور کمک می کند تا با درک عمیق تری از وضعیت اجتماعی، برنامه های موثرتری را طراحی کنند. این مدل ضمن تاکید بر اهمیت شناخت و شرم در پیشگیری از بزهکاری، نیاز به رویکردهای آموزشی و مشارکتی را در شرایط مختلف گوشزد می کند.

این مطالعه در مرکز نوآوری مدیریت مردمستان حماسه امید (محا) توسط حمیدرضا تفقدی در سال 1404 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا