اخباریادداشت سیاستی

نشانه‌های بازگشت شوک نفتی؛ بازار در آستانه ناپایداری

یادداشت مرتضی عالی‌پور، پژوهشگر گروه تحلیلی پتروپال

✍️ مرتضی عالی‌پور، پژوهشگر گروه تحلیلی پتروپال

حدود شصت روز از آغاز درگیری میان ایران، امریکا و اسرائیل می‌گذرد؛ درگیری‌ای که در همان روزهای نخست، ایارن برای دفاع دربرابر حمله صورت‌گرفته، با استناد به ماده ۵۱ منشور ملل متحد اقدام به کنترل عبور از یکی از مهم‌ترین تنگه‌های راهبردی جهان کرد. کشورهای واردکننده انرژی که وابستگی بالایی به عبور نفت از تنگه هرمز دارند و بخش قابل‌توجهی از وارداتشان از همین مسیر تامین می‌شود. با اتکا به تجربه‌های تاریخی، سال‌هاست در تلاش برای کاهش وابستگی خود به این گذرگاه بوده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌اند وابستگی را به صفر برسانند.

شوک نفتی سال ۱۹۷۳ در جریان یک جنگ منطقه‌ای بین رژیم اسرائیل و اعراب نشان داد که تامین‌کنندگان انرژی جهان تا چه حد می‌توانند بر معادلات قدرت تاثیر بگذارند؛ به‌گونه‌ای که حتی ایالات متحده نیز ناچار شد تحت فشار بحران، سیاست‌های خود را در برابر متحدانش تعدیل کند. در آن دوره، افزایش خیره‌کننده قیمت نفت، جهش قیمت بنزین، سهمیه‌بندی گسترده سوخت و محدودیت‌های شدید مصرف، یک بحران تمام‌عیار ایجاد کرده بود.

اکنون تقریبا پنجاه سال از آن شوک تاریخی می‌گذرد. کشورهای وابسته به نفت این منطقه برای جلوگیری از تکرار چنین بحران‌هایی به ایده ایجاد ذخایر استراتژیک رسیدند؛ ذخایری که بتوانند حدود ۹۰ روز واردات و ۶۰ روز مصرف داخلی را پوشش دهند. بسیاری از کشورها، چه عضو آژانس بین‌المللی انرژی و چه خارج از آن، انواعی از این ذخایر را ایجاد کردند تا در شرایط بحرانی حداقل برای مدتی دوام بیاورند. به‌عنوان نمونه، ایالات متحده، نزدیک به ۷۰۰ میلیون بشکه ذخیره استراتژیک دارد که آن را به بزرگ‌ترین دارنده ذخایر اضطراری جهان تبدیل می‌کند؛ هرچند در چند دهه گذشته بارها مجبور به استفاده از آن شده است. کشورهای آسیای شرقی از جمله ژاپن و کره جنوبی نیز ذخایر گسترده‌ای ایجاد کردند، با این تفاوت که برخی از آن‌ها ۷۰ تا ۹۰ درصد نفت خود را از خلیج فارس وارد می‌کنند و وابستگی‌شان بسیار عمیق‌تر است.

در وضعیت کنونی، اگرچه ایران سهم بزرگی از بازار جهانی ندارد، اما با مسدودسازی این تنگه، عملا شریان اصلی انرژی جهان را قطع کرده است. هیچ‌یک از صادرکنندگان خلیج فارس نمی‌توانند از این مسیر، نفتی به بازارهای جهانی ارسال کنند. کشورهای واردکننده اکنون با یک بحران انرژی بالقوه مواجه‌اند؛ بحرانی که به‌دلیل استفاده گسترده از ذخایر استراتژیک، اعمال سهمیه‌بندی و ارائه معافیت‌های محدود تحریم های نفتی، تاکنون کنترل شده است. با وجود گذشت نزدیک به ۶۰ روز، این اقدامات توانسته‌اند شوک اولیه را مهار کنند؛ قیمت نفت تنها جهش کنترل‌شده‌ای داشته و کشورها همچنان سوخت موردنیازشان را تامین می‌کنند. اما این شرایط اکنون به نقطه حساس رسیده است: سطح ذخایر استراتژیک با سرعت نگران‌کننده‌ای کاهش می‌یابد.

کشور های صادرکننده خلیج فارس در یک دهه گذشته تلاش کرده‌اند خطوط لوله‌ای ایجاد کنند که صادرات نفت را بدون عبور از تنگه ممکن سازد. بزرگ‌ترین ظرفیت عملیاتی کنونی در میان آن‌ها حدود ۴ میلیون بشکه در روز است و برخی دیگر از کشورها از جمله عراق نیز با ظرفیت‌های محدودتری حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز در حال صادرات هستند. با این حال، مجموع این روش‌ها از ذخایر استراتژیک گرفته تا افزایش تولید در سایر نقاط جهان و استفاده از خطوط لوله جایگزین و معافیت‌ها، هنوز قادر به جبران نقش حیاتی تنگه هرمز نیست. طبق آخرین داده‌های منتشرشده، با وجود مصرف ذخایر جهانی، بازار انرژی همچنان با کمبود روزانه حدود ۳ میلیون بشکه روبه‌رو است و این عدد رو به افزایش است.

بنابراین، شوک اصلی قیمتی عملا از این مقطع به بعد مشخص خواهد شد. هرچه زمان می‌گذرد، ابزار فشار ایران قدرتمندتر می‌شود و بازدارندگی آن افزایش می‌یابد. معادلات منطقه‌ای و جهانی وارد مرحله‌ای تازه شده‌اند؛ و از آنجا که این سلاح راهبردی ایران در کوتاه‌مدت قابل خنثی‌سازی نیست، مقابله با پیامدهای آن به چند دهه زمان نیاز دارد؛ مثل ایجاد ذخایر استراتژیک که توانست اثر بحران را کاهش دهد ولی اثر آن را از بین نبرد و دائمی نیست.

در دوره پس از پایان درگیری نیز ضروری است که ایران برای حفظ جایگاه خود، از انتقال مسیرهای تجارت نفت به نقاط دیگر جلوگیری کند و کاری کند که هزینه صادرات از مسیرهای جایگزین به‌قدری بالا باشد که از نظر اقتصادی برای تولیدکنندگان صرفه نداشته باشد.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا