بررسی و تحلیلکشاورزی و آب

بررسی مسیر بازسازی و توسعه کشور در برنامه توسعه ششم در حوزه آب

بررسی چالش ها و ضعف های برنامه توسعه ششم کشور در حوزه بحران آب و ارائه پیشنهادهایی برای مرتفع نمودن آن ها

در لایحه برنامه ششم توسعه کشور، کاهش سطح برداشت از منابع آب های زیرزمینی به میزان ۱۱ مترمکعب در دستور کار قرار گرفته است. در واقع در این برنامه تنها به کاهش مصرف آب پرداخته شده است و تدابیر پیش بینی شده در آن بعد توسعه‌ای ندارد. هچنین برنامه ششم توسعه از منظر عدم بررسی تمام ابعاد و عوامل اصلی بحران آب کشور نیز مورد تردید است. این در حالی است که مدیریت عرضه نمی تواند بحران آب کشور را کنترل نماید. از طرفی دیگر، بررسی، شناخت و اعمال ابعاد فرهنگی موثر در این برنامه، به خوبی می تواند بحران را در بلندمدت کنترل کند.

ضرورت و اهداف پژوهش

بحران آب برای کشور بسیار جدی و خطرآفرین است به طوری که ابعاد آن فراتر از مدیریت مصرف و اقدامات مرتبط با تدابیر فنی-مهندسی است. به منظور برقراری امنیت آبی، سیاست هایی در شورای عالی آب به تصویب رسید که برای اجرای این سیاست ها، استراتژی کاهش ۲۰% برداشت هایی کنونی از منابع آب تجدیدپذیر کشور انتخاب شد. این استراتژی قرار است به صورت مرحله‌ای انجام شود و در مرحله اول در برنامه ششم توسعه ۱۱ مترمکعب از ۲۰ مترمکعب تعیین و توافق شد و تحت عنوان برنامه توسعه کم آب بر مطرح گردید. این در حالی است که تدابیر پیش بینی شده در برنامه ششم به نظر نمی رسد که عوامل و علل اصلی بحران آب کشور را هدف قرار داده باشد. اجرای این استراتژی بدون توجه به عوامل و علل اصلی به وجودآورنده بحران آب در نظام اجتماعی کشور، می تواند با ریسک و خطرات عدم انجام آن مواجه شود. در این پژوهش تلاش می شود که بحران آب از منظر فرهنگی، اداری، اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی، بررسی گردد. سپس بر اساس نتایج این بررسی ها، اصلاحاتی برای بهبود برنامه توسعه کم آب بر ارائه می شود.

حوزه ها و میدان های اضافی کار در برنامه توسعه کم آب بر

با توجه به بررسی بحران آب از نظر فرهنگی، حوزه ها و میدان های اضافی را که در یک برنامه جامع توسعه کم آب بر در مقایسه با برنامه جامع مدیریت مصرف آب باید مورد توجه قرار گیرد، در محورهای ذیل است:

تحولات در نظام اقتصادی و تخصیص آب: در این زمینه باید چندین اقدام اساسی برای ایجاد تحول در وضع موجود و سازگاری با شرایط جدید، مورد توجه نظام سیاست گذاری کلان جامعه قرار گیرد:

  • بخش کشاورزی باید فراتر از یک بخش اقتصادی نگریسته شود. پیشنهاد می شود این بخش به عنوان بخش مادر و پایگاه پرورش و پویش رشد سبز و توسعه کم آب بر انتخاب و جنبه های مختلفی برای سازگاری آن با محدودیت های تعیین شده در نظام تخصیص آب برنامه ریزی شود؛ به طوری که پویایی جدیدی در انطباق با موازین اقتصاد سبز در این بخش بروز کند.
  • لازم است در بخش صنعت و اقتصاد شهری، تا جایی که با منطق اقتصاد سبز ایجاب می کند، صنایع آلوده کننده و آب بر، با تکیه بر تحولات خصوصیات جمعیتی و نیروی انسانی، جای خود را به فعالیت های اقتصادی جدید و دانش محور و ازجمله فعالیت های اقتصادی فرهنگی بدهند.
  • برای ورود تحولات در نظام برنامه توسعه کم آب بر، لازم است که رویکرد فعلی نظام تخصیص آب کشور، یعنی حداقل کردن اثرات منفی ناشی از برداشت آب در مناطق بالادست بر حقابه ها و اهداف طرح های بهره برداری و اجرایی پایین دست حوضه های آبریز، تغییر پیدا کند. در جهت گیری جدید باید بهینه سازی مصارف منابع آب موجود بر اساس تحلیل پیامدهای قابل پیش بینی اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی، و ارزیابی تبادلات میان مصارف رقیب و تکیه بر مدیریت تقاضا تمرکز شود.
  • برنامه ریزی توسعه استانی با محوریت رویکرد فرهنگی و استفاده از فرهنگ بومی و صنایع فرهنگی، سازگار با ظرفیت های طبیعی و پرهیز از رویکردهای اسراف کارانه تهیه یا بازبینی شود.

توان افزایی و تجهیز نظام تخصیص: لازم است که برای نظام تخصیص چند زمینه کاری مهم فرآهم شود که به شرح زیر است:

  • تعیین هدف های سیاسی مشخص و منسجم برای ایجاد ارتباط و موازنه صحیح میان امنیت آبی، امنیت غذایی و امنیت انرژی در سطح ملی و برای مناطق مختلف کشور.
  • علاوه بر ارتقای نظام اطلاعات پایه منابع آب، این نظام باید به ابزارهای مدیریتی مانند ایجاد سامانه های حسابداری اقتصادی و محیط زیستی و مدل های هیدرو-اکونومیکال تجهیز شود.
  • لازم است اقتصاد آب در نظام تخصیص اجرا شود که از طریق مشخص کردن بهره وری بالقوه آبی که از بازتخصیص بین منطقه‌ای، بین کاربران و بین نسلی میسر می گردد.

تهیه چارچوب تحلیلی برای رویکرد فرهنگ محور به توسعه کم آب بر: بررسی ها و پژوهش های مربوط به رابطه فرهنگ با توسعه جوامع نشان داده است که فرهنگ به عنوان عامل انگیزشی قوی در ایجاد الگوهای فکری و رفتاری می تواند پیشران توسعه باشد. بنابراین تهیه چارچوب تحلیلی برای ایجاد این ارتباط بین عوامل و عناصر فرهنگی با محورهای اصلی توسعه کم آب بر، مانند اصلاحات نظام مدیریت آب، سازوکارهای انگیزه ساز اجرای سیاست ها، فناوری، ابزارهای تحلیل-مدیریتی، اقتصاد سیاسی و نظان برنامه ریزی، باید در دستور کار قرار گیرد.

اتخاذ سیاست های فرهنگی در حوزه های تخصصی فرهنگ ملی و بومی و رابطه اقتصاد و فرهنگ و صنایع خلاق: به منظور دستیابی به برنامه توسعه فرهنگ محور باید مباحث سیاست گذاری، مدیریت و برنامه ریزی امور فرهنگی با توجه به لحاظ کردن دیدگاه های فرهنگی در فرآیند تدوین و اجرای برنامه توسعه، پشتیبانی از اقتصاد فرهنگ، حفاظت از دارایی های فرهنگی، پشتیبانی از دانش و کردارهای سنتی و ارزش ها و هنجارهای مشوق انسجام اجتماعی، توصیه می شوند که از مولفه های اصلی توسعه به شمار می‎آیند.

اصلاحات مدیریت آب از دیدگاه به هم پیوستگی تاریخی و ارکان سه گانه حکمرانی: برای اجرایی و بومی کردن توصیه های موجود در سطح جهانی برای ایجاد مدیریت آب به هم پیوسته، باید اقدامات زیر مورد توجه قرار گیرد:

  • توجه به پیشینه و عناصر هویتی مدیریت آب کشور که متاثر از بافت تاریخی و فرهنگی جامعه است و باید در مطالعات شناخت و نقد و بررسی گذشته و وضع موجود مدیریت آب کشور مورد توجه قرار گیرد.
  • به منظور ایجاد هم افزایی میان بخش خصوصی، دولت و نهادهای اجتماعی، باید حقوق و تکالیف و به تبع آن رابطه بین دولت و بخش خصوصی، به طور کلی و به ویژه در حوزه استفاده از منابع آب، مطابق با مقتضیات زمانی و مکانی بازتعریف شوند.

اصلاحات مدیریت آب از دیدگاه سازوکارهای انگیزشی: این یک واقعیت است که بخش خصوصی و مردم از فرآیندهای متفاوتی نسبت به مراودات درون بخش دولتی تبعیت می کنند. بنابراین لازم است که برای توسعه کم آب بر تا حد امکان از سازوکارهای اقتصادی و رقابتی و پویش های شبکه‌ای و داوطلبانه استفاده کرد.

بررسی اصلاحات مدیریتی از دیدگاه مدیریت تقاضا: سیاست ها و فرآیندهای اجرایی مدیریت تقاضا آب از مدیریت عرضه آن متفاوت است و بیشتر با ویژگی های جامعه هدف سروکار دارد. لذا برای تعیین سهم هر متقاضی از آب نمی توان فقط به قیمت و بازار اتکا کرد. ورود به حوزه مدیریت تقاضا نیاز به برنامه ریزی برای تامین چند پیش نیاز به شرح زیر دارد:

  • در گام اول باید عوامل شکل دهنده به نیازها و تقاضاها شناسایی شوند و راهکارهای مهار آنها بر اساس وضع موجود و تجربیات ۳۰ تا ۴۰ سال گذشته، در تمام سطوح و در مکان های مختلف بررسی نمود.
  • مدیریت آب بیان کننده نیاز توامان به مدیریت آب کالایی با ابزارهای اقتصادی و آب اجتماعی با سازوکارهای سیاستی است.

جمع بندی

در برنامه توسعه ششم کشور کاهش ۱۱ مترمکعبی مصرف آب در دستور کار قرار گرفته است. اما این کاهش از منظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی بررسی نشده است. بر اساس نتایج این پژوهش، لازم است که در حوزه های تحولات در نظام اقتصادی و تخصیص آب، افزایش توان و تجهیز نظام تخصیص آب، چارچوب تحلیلی برای رویکرد فرهنگی به توسعه، سیاست های فرهنگی، مدیریت آب از دیدگاه به هم پیوستگی، مدیریت آب از دیدگاه سازوکار انگیزشی، و مدیریت تقاضا، در برنامه جامع توسعه کم آب بر لحاظ گردد.

این مطالعه توسط اندیشکده تدبیر آب ایران با همکاری انوش نوری اسفندیاری در سال ۱۳۹۵ انجام شده است.

امتیاز کاربر ۲ (۱ رای)
برچسب ها

اندیشکده تدبیر آب ایران

اندیشکده تدبیر آب ایران به‌ منظور توسعه ظرفیت‌ ها و ایجاد فضای تعامل و گفتگو میان ارکان مختلف جامعه، محیط کسب و کار و تشکیلات بخشی و فرابخشی مدیریت آب در کشور در مسیر بهبود حکمرانی آب، تأسیس گردیده است. ورود به صفحه انديشکده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن