سهمیه بندی، راهکار موقتی تعدیل بحران سوخت
درس آموختههای تاریخ سهمیه بندی سوخت در اروپا و آمریکا

اشاره – دکتر رویا خوشنویس، دانشآموخته مطالعات فرهنگی نفتوانرژی دانشگاه آمستردام، با مرور تاریخ ضرورتهای شکلگیری سهمیهبندی در کشورهای متعدد، تاکیدی بر زمانمندی این سیاست (در مقابل تداوم و تثبیت آن) دارد. آنچه فرامتن این جستار هشدار میدهد، نیازمندی به مطالعات دقیق و روشهای علمی در تصمیمگیریهای مرتبط با سوخت و انرژی در سراسر دنیا و پرهیز از تکیه بر روشهای فنی صرف و پیگیری پیادهسازیهای آزمایشگاهی است.
مقدمه
«سهمیهبندی» یا Rationing تاریخ مفصلی دارد و بسیاری از کشورها بهنحوی در دورهای از تاریخ دچار بحران شده و به اجبار قانون «سهمیهبندی» را برای کالاهای ضروری و پرمصرف اعمال کردهاند. اما این سهمیهبندی چطور اعمال میشده است؟ و سیاستگذاری کشورها برای مجابکردن مردم جهت قانعشدن به سهمیه خود چگونه بوده است؟ چه مسیری طی شده و در چه احوالی سهمیهبندی اعمال شده است تا به تنش و نارضایتی کمتری ختم شود. در این یادداشت، مروری بر سهمیهبندی کالاهای ضروری در کشورهایی که دچار بحرانهای اقتصادی و جنگ بودهاند خواهیم داشت و در ادامه اشارهای به نحوه سهمیهبندی سوخت و انرژی در این دورانها خواهیم داشت. بررسی خواهیم کرد که اطلاعرسانی در مورد سهمیهبندی به چه صورت بوده و چه سیاستهای فرهنگی برای ترغیب مردم اعمال میشده است.
تاریخ اولین سهمیهبندی را در دوران انقلاب فرانسه در قرن هجدهم میدانند. زمانیکه کمبود مواد غذایی بهصورتی شد که برای کنترل احتکارکنندگان و گرانفروشان، جریمه اعدام با گیوتین وضع شده بود. اولین سهمیهبندیهای جدی و قانونمند، در دوران جنگ جهانی اول و سهمیهبندی آلمان و انگلیسی بر روی مواد غذایی بود. گوشت یخزده، نمک، آرد، نان، بیکن، پنیر و چای در انگلیس سهمیهبندی شد. غلات و خوراکیها در اروپای دوران جنگ جهانی اول کالاهایی کمیاب بودند و به همین دلیل مردم باید آمادگی مواجهه با کمبود شدید مواد غذایی در دوران جنگ را پیدا میکردند. اما قانعکردن مردم عادی هیچ راهی نداشت جز استفاده از احساسات وطندوستانه. در تبلیغات سهمیهبندی دیده میشود که مردم ترغیب به صرفهجویی میشوند تا مردان شجاع انگلیسی در جبهه جنگ گرسنه نمانند و توان جنگیدن داشته باشند.[1] سهمیهبندی غذا هیچگاه به آمریکای شمالی نرسید اما با شعار «غذا ما را در جنگ پیروز میکند» مردم را به صرفهجویی در مصرف مواد غذایی تشویق میکردند. ژاپن هم سیاست مشابهی اتخاذ کرد و زمانیکه وارد جنگ با چین شد، با شعار «ولخرجی دشمن ما است» مردم را به مصرفگرایی هوشمندانهتر تشویق میکردند.
هرچند آمریکا غذا را سهمیهبندی نکرد اما سهمیهبندی بنزین و سوخت را در جنگ جهانی دوم شروع کرد. تا قبل از آن تاریخ، سوخت هنوز تبدیل به کالایی حیاتی برای گذران زندگی در شهرهای مدرن ایالات متحده نشده بود. در اوایل سال ۱۹۴۲، ارتش متفقین کشتیهای سوخت آمریکا را در خلیج مکزیک و قبل از واردشدن به ساحل شرقی آمریکا محاصره کردند. نفتکشهای آمریکایی هدف اصلی متفقین بودند زیرا ارتش آلمان برای هواپیماها، کشتیها و تانکرهای خود شدیدا نیاز به سوخت داشت. طولی نکشید که ساحل شرقی آمریکا دچار کمبود سوخت برای گذران جنگ شد و بههمیندلیل در آوریل سال ۱۹۴۲، سهمیهبندی بنزین در ۱۷ استان شرقی آمریکا شروع شد. در ماه می ۱۹۴۲، هشت میلیون خودرو در ۱۷ استان برای کارت سهمیه بنزین ثبتنام کردند و سهمیهبندی از ژوئیه سال ۱۹۴۲ به طور رسمی آغاز شد. مشکل بزرگ دیگر، کمبود لاستیک بود. ماده اولیه تولید لاستیک کمیاب شده بود و به همین دلیل فروش تایر خودرو هم به صورت سهمیهبندی درآمد. دولت در کنار سهمیهبندی تایر مردم را به رانندگی کمتر و با سرعت پایین تشویق میکرد تا طول عمر تایر خودرو ماشین را افزایش دهند.
تشویق مردم در کشوری چون آمریکا که زندگی روزمره بدون وجود اتومبیل شخصی کاملا فلج میشود کار آسانی نبود و سهمیهبندی سوخت در این کشور میتوانست تبعات سخت و غیرقابل جبرانی به بار آورد. سارا ساندین در اینباره مینویسد: «درحالیکه سهمیهبندی بنزین تاثیر بسیار مثبتی بر روی سرنوشت آمریکا در جنگ جهانی دوم میگذاشت، دولت آمریکا در مورد نتایج سهمیهبندی نگران بود.» دلیل آن هم چیزی نیست جز این نکته مهم که اتومبیل شخصی، یکی از سمبلهای آمریکای آزاد بود: «بهعنوان نماد آزادی حرکت، خودرو نمایانگر زندگی آمریکایی بود و سیاستمداران از اعتراضات احتمالی بعد از سلب این آزادی میترسیدند.» اما همسویی این صرفهجویی همراه با کمک به سربازان نقطه موفقیت پروپاگاندای آمریکایی برای تشویق مردم به صرفهجویی بود. در تصویر شماره یک میبینیم که یک زن خانهدار مواد غذایی را به دست گرفته و اتومبیل شخصی استفاده نکرده است. این فعالیت او همسوی جنگ سربازان در خط مقدم جبهه نشان داده شده است. در زیر تصویر شماره یک آمده است: « کامیونها و لاستیکها باید تا پیروزی دوام بیاورند.»

در سال ۱۹۴۲ دوچرخههای سبک به کسانی که در قسمتهای مختلف پشت صحنه جنگ فعالیت میکردند و برخی حرفههای حساس معرفی شد. مردم تشویق میشدند که تا جاییکه امکان دارد از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند یا مسیرهایی را پیاده طی کنند. تشویقها همراه با پوسترها و شعارهای ترغیبکننده بود: «میلیونها سرباز در حرکت به سوی… (میدان جنگ هستند)، آیا سفر شما ضروری است؟»[2] (عکس شماره ۲) و درواقع مردم با صرفهجویی در مصرف سوخت، خود را سربازانی میدیدند که برای پیروزی کشور خود فعال هستند و به این پیروزی کمک میکنند. مدلهای مختلفی از کوپنها برای ماشینهای مختلف صادر شد و حتی برچسبهای سهمیه بنزین روی شیشه ماشین نصب میشد. تدابیر در جاهایی مفید بودند. اما همه این تدابیر طبق برنامهریزی پیش نرفتند و بهوجودآمدن بازار سیاه کوپن و سهمیه بنزین اجتنابناپذیر بود.

بعد از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده دو شوک بزرگ انرژی را در دهه هفتاد میلادی تجربه کرد. اولین شوک هنگام تحریم فروش سوخت به آمریکا از طرف اوپک بود. در جنگی که ۱۹۷۳ بین فلسطین و اسرائیل رخ داد، اوپک فروش نفت به کشورهای متحد با اسرائیل را قطع کرد. اعمال تحریم نفت از سوی اعراب اضطراب عظیمی به ایالات متحده آمریکا وارد کرد. چنانچه در این سالها تقریبا قیمت سوخت چهار برابر شد و خودروهای زیادی در صفهای طولانی بنزین در انتظار دریافت سوخت بودند. دولت آمریکا در شرایط بسیار اضطراری قرار گرفته بود که شباهت کمی به دوره کمبود سوخت قبلی داشت. در دهه هفتاد میلادی جمعیت بیشتری وابسته به اتومبیل شخصی خود بودند و گذران عادی زندگی بدون اتومبیل و سوخت کافی برایشان امکانپذیر نبود. تردید و اضطراب عظیمی که به دولت آمریکا وارد شده بود بهسادگی قابل حل نبود. و صفهای طولانی در پمپبنزینها مردم را کلافه کرده بود. و اینبار تشویق به استفاده کمتر از اتومبیل شخصی امکانپذیر نبود. به این دلیل ساده که این مسئله میتوانست اقتصاد آمریکا را به ویرانی بکشاند. در آوریل سال ۱۹۷۷ جیمی کارتر دپارتمان انرژی را تـاسیس کرد و بهاینترتیب بود که رسیدگی به مسئله سوخت و انرژی یک مسئله ملی و درعینحال تخصصی اعلام شد. او در یک سخنرانی اعلام میکند که: «بحران انرژی هنوز ما را شکست نداده است. اما اگر بهسرعت اقدام نکنیم، این اتفاق خواهد افتاد. این یکی از دلایلی است که من برای ایجاد یک وزارتخانه جدید به نام وزارت انرژی اقدام کردهام. تا جایگزین بیش از 50 آژانسی شود که اکنون بر روی سرنوشت انرژی در این کشور کنترل دارند.»[3] (عکس شماره ۳)

تصمیم قاطع کارتر دو نکته بسیار مهم را برای متخصصان انرژی روشن کرد: اول اینکه تصمیمگیری برای مصرف انرژی، روشها و مطالعات دقیقتری لازم دارد. و دوم اینکه دیگر دوران سهمیهبندی گذشته است و سهمیهبندیکردن انرژی مصرفی مردم یک کشور جوابگوی دوران زندگی مدرن و زندگی ماشینی نیست.
در مقالهای که به تحلیل وزارتخانه انرژی در دوران کارتر پرداخته است، به اهمیت این وزارتخانه اشاره میکند. وزارتخانهای که دفتر انرژی هستهای آمریکا هم بود و بهنوعی مسئله انرژی را یک مسئله علمی و تخصصی بیان کرد و نه یک مسئله صرفا سیاسی و اجتماعی. جالب اینجاست که اولین فعالیت این وزارتخانه در جهت همگانیکردن صرفهجویی در انرژی مصرفی خانهها بوده و نه اتومبیلها. در این فعالیت اولیه، با همکاری صنعت پنجره و شیشهسازی، پنجرههای خانهها را دوجداره کردند تا به این وسیله در حدود ۴۰ درصد از انرژی مصرفی خانهها را صرفهجویی کنند. و براساس آماری که آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر کرده است، این فعالیت اولیه تا میلیونها دلار صرفهجویی اقتصادی در زمینه انرژی برای آمریکا به همراه داشت. علاوهبراین، کارهای دیگری هم برای صرفهجویی انرژی انجام شد. بهطورمثال لامپهای کممصرف با تشویق این وزارتخانه ابداع و روانه بازار شدند.
جدای از اینها، تاریخ نشان میدهد که کارتر در مورد کمبود انرژی بسیار روشنگرانه با مردم روبهرو شد. او اینبار برگ برنده جنگ را در اختیار نداشت. اما در سخنرانیهایش تکرار میکرده که کمبود انرژی میتواند منجر به «نابودی ملی» شود. و ملت آمریکا در این زمینه باید برای یک آمریکای یکپارچه در تلاش باشند. در سال ۱۹۷۹، کارتر یک پانل انرژی خورشیدی را در پشتبام کاخ سفید نصب میکند و بدینترتیب رویآوردن به انرژی خورشیدی را در راس فعالیتهای دولت خود قرار میدهد. اما این بدان معنی نیست که بحث سهمیهبندی بنزین تمام شده باشد و به موضوعی «از مد افتاده» بدل شده باشد. در دوره جنگ روسیه و اکراین و در زمستان ۲۰۲۲، پیشنهاد سهمیهبندی سوخت دوباره بر روی میز کار تصمیمگیرندگان قرار گرفت. مسئله مطرحشده از دید فعالان محیطزیست هم جذاب بود. بهاینصورت که شاید راهکار کمکردن گازهای گلخانهای در این دوران، سهمیهبندی سوخت و بهخصوص بنزین و گازوئیل باشد.
سهمیهبندی سوخت و ناآرامی
تاریخ همچنین نشان میدهد که هیچکدام از دورههای سهمیهبندی با آرامش همراه نبودهاند. وضع قانون اعدام بهوسیله گیوتین در قرن هجدهم در فرانسه به ما نشان میدهد که تعداد کسانی که از قانون پیروی نمیکردهاند کم نبوده است. در دهه هفتاد میلادی در آمریکا، خبر کمبود سوخت باعث بروز ناآرامی در جنوب غربی آمریکا شد. تا به حدی که مردم گالنهای پلاستیکی را پر از بنزین و در گاراژ خانههایشان نگهداری میکردند. صفهای ماشینها برای بنزین هم بیتنش نبودند. مگ جاکوبز، نویسنده کتاب «پنیک در پمپ بنزین: بحران انرژی و تغییر سیاستهای آمریکا در دهه ۷۰» به این نکته اشاره میکند که ترسی که دامنگیر سیاستمداران آمریکایی در دهه هفتاد شد، تاثیر قابلتوجهی بر روی سیاستهای اتخاذشده در آمریکا گذاشت: «اگر جنگ ویتنام نشان داد که دولت ما دروغ میگوید، بحران انرژی (در دهه هفتاد) به ما نشان داد که دولتمان ناکارآمد است.» و میتوان گفت که تنش بهوجودآمده میان جمهوریخواهان و دموکراتها در آمریکا در آن دوران هنوز هم در بین سیاستمداران و تصمیمگیریهای آنها وجود دارد. جاکوبز همچنین معتقد است که بسیاری از مردم در دوران بحران انرژی دهه هفتاد، برای همیشه ایمان خود را به دولت مرکزی آمریکا از دست دادند. باوجودآنکه واشنگتن خیلی سریع اقدام به تاسیس وزارتخانه نفت گرفت، اما استرس وارده به آمریکای طبقه متوسط هیچگاه از بین نرفت. بحران انرژی دهه هفتاد میلادی در آمریکا شهروندان را با واقعیت زندگی در دوران مدرن آشناتر کرده است: و آن چیزی نیست جز باور این اصل که: بدون سوخت زندگی امکانپذیر نیست. بحرانی که در دورههای مختلف دامن کشورهای دیگر را هم گرفته است. استرس ناشی از ناکارآمدی دولتهای اروپایی در جنگ بین روسیه و اوکراین تا سالها در روند تعیین دولتهای این کشور از سوی مردم تاثیر خواهد گذاشت.
ازطرفیدیگر، سهمیهبندی بنزین و بحرانهای انرژی اولین جرقههای اندیشیدن به استفاده از سوختهای جایگزین را در ذهن سیاستمداران و اندیشمندان روشن کرده است. اگر بهانه اولیه یافتن سوخت جایگزین، رسیدن به امنیت انرژی بوده، این بهانه امروز به کمک دغدغهمندان حوزه اقلیم و مسائل مربوط به گرمایش زمین آمده است. تاریخ به ما نشان میدهد ناآرامی ناشی از «شوک نفتی» در بسیاری از کشورهایی که فضای زندگی شهری و مدرن را تجربه میکنند به وجود آمده و هرکدام به نوعی با این بحران روبهرو شدهاند. همچنین این بررسی تاریخی به ما گوشزد میکند که سیاستهای ناگهانی، شتابزده و خودخواهانه در این مسیر هیچگاه جوابگو نبوده و نیستند.



