آموزش و پرورشآموزش، علم و فناوریطراحی الگو و مدلطرح ابتکار راهبردی

چارچوب پیشنهادی برای بازطراحی ساختار نظام آموزش و پرورش

ارائه چارچوب مفهومی برای بازطراحی معماری سازمانی نظام آموزش و پرورش به منظور ایجاد ساختاری کارآمد برای این نظام

تحول و بازنگری در نظام آموزشی ایران همواره از ضرورت های اساسی به شمار می آید تا به چالش های پیشروی این حوزه پاسخگو باشد و کیفیت آموزش را بهبود بخشد. باتوجه به ماده ۹۱ قانون برنامه هفتم توسعه، وزارت آموزش و پرورش موظف است تا ساختار و عملکرد خود را مورد بازنگری قرار دهد. این اقدام در راستای تحقق اهداف کلان کشور و نیازهای نوظهور جامعه انجام می شود. ضمن اینکه مقام معظم رهبری نیز بر اهمیت تحول در نظام تعلیم وتربیت تأکید دارند، این وزارتخانه باید با نگاهی نو به طراحی ساختار کارآمدی پرداخته و بستری مناسب برای ارتقای کیفیت آموزش فراهم کند.

ضرورت و اهداف پژوهش

در راستای تحقق اهداف وزارت آموزش و پرورش و باتوجه به ناتوانی ساختار فعلی، طبق ماده ۹۱ قانون برنامه هفتم، این وزارتخانه موظف به بازنگری در ساختار خود شده است. تحول در نظام تعلیم وتربیت از جمله نیازهای ضروری محسوب می شود و تلاش هایی نیز برای این امر صورت گرفته است که چندان موفق نبوده اند. به نظر می رسد بازطراحی معماری یکی از مهم ترین و بلکه اصلی ترین مسیرهای تحول مدنظر مقام معظم رهبری باشد. از همین رو این سند به «بازطراحی معماری سازمانی» اختصاص یافته و به دنبال ایجاد ساختاری کارآمد برای نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران است. به منظور تحقق این هدف، یک طرح مفهومی اولیه طراحی شده است که نگاهی تحولی و درعین حال وفادار به واقعیت ها و پارادایم های موجود دارد. این سند بیشتر بر اصول و منطق طراحی تمرکز دارد و به دنبال ارائه یک افق و رویکرد مناسب برای کمک به طراحی جزئیات است، نه پاسخ به سؤالات جزئی.

ضرورت بازطراحی ساختار نظام آموزش و پرورش ایران

ضرورت بازطراحی نظام آموزش و پرورش ایران به دلیل وجود ناکارآمدی ها و کج کارکردها در ساختار فعلی آن احساس می شود. معماری کنونی نظام، به صورت مقتضی و نه بر اساس یک طرح جامع شکل گرفته و دارای ویژگی هایی چون رویکرد موضوع محور، پیچیدگی های زائد و ضعف هماهنگی در ارکان مختلف است.

چالش ها در سه لایه اصلی قابل شناسایی است:

لایه راهبردی (حکمرانی کلان)

  • چندگانگی مراکز سیاست گذاری و ابهام در تفکیک وظایف، منجر به کاهش کارایی تصمیمات می شود؛
  • ضعف در تطابق با اسناد بالادستی و بی ثباتی در سطح راهبردی موجب مانع تراشی در تحقق ایده های کلان اقتصادی و اجتماعی شده است.

لایه ساختارهای میانی

  • سازمان دهی بر اساس وظایف ثابت به جای مأموریت ها، خروجی نامطلوبی ایجاد کرده است؛
  • هماهنگی پایین بین معاونت ها و وجود تعارض منافع ساختاری ضعف هایی در قدرت حکمرانی ایجاد کرده است.

لایه اجرایی

  • تمرکز شدید در تصمیم گیری و ضعف در اختیارات استان ها و مدارس، مشکلاتی در حل مسائل میدانی ایجاد کرده است؛
  • ناکارآمدی فرایندهای اداری باعث می شود که وقت و انرژی مدیران به امور اداری اختصاص یابد و نه به تعلیم وتربیت؛

به طورکلی، بازطراحی نظام آموزش و پرورش ایران نیازمند توجه به این چالش ها و اصلاح ساختارها به منظور ارتقای کیفیت و کارایی آموزش است.

رویکردهای حاکم بر معماری جدید

برای بازطراحی معماری نظام آموزش و پرورش ایران، رویکردهای زیر باید مدنظر قرار گیرد:

  • نگاه کل گرا و سیستمی: تمامی تصمیمات باید بر فهم کل نظام و تعامل اجزا متمرکز شود و از نگرش جزیره ای پرهیز شود؛
  • تفکیک و وضوح در وظایف: مسئولیت های طراحی، اجرا و ارزیابی باید با مشخصی و وضوح انجام گیرد تا کارآمدی افزایش یابد؛
  • فهم پیچیدگی و طراحی ساده: طراحی سیستم آموزش باید بر مبنای تحلیل دقیق و ساده باشد و بر مسائل بنیادی تمرکز کند؛
  • معماری چندسطحی و فرکتالی: نظام باید در سطوح مختلف (ملی، استانی، مدرسه ای) انعطاف پذیر و وحدت ساختاری داشته باشد؛
  • یکپارچگی و مأموریت محوری: معماری باید بر مأموریت ها و اهداف تربیتی متمرکز باشد و یکپارچگی در تمامی سطوح تضمین شود؛
  • مسئله محوری، برنامه و پروژه: طراحی نظام باید بر حل مسائل واقعی و اجرایی متمرکز باشد؛
  • مسئولیت، پاسخگویی و ارتباطات: مسئولیت ها باید متمرکز و شفاف باشند و جریان اطلاعات باید ارگانیک و مشارکتی باشد؛
  • بومی سازی و انعطاف: اختیارها باید به سطوح محلی تفویض شود و نیروی انسانی به عنوان محور اصلی در نظر گرفته شود؛
  • یادگیری و ارزیابی: پیشرفت نظام باید به طور مستمر مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد و تغییرات ابتدا در مقیاس محدود آزمایش شوند.

این اصول می توانند به بهبود و کارایی نظام آموزش و پرورش کمک کنند و زمینه ساز تحولات مثبت در این حوزه باشند.

بازطراحی معماری سازمانی

هدف از معماری نظام تعلیم وتربیت، تحقق حکمرانی مطلوب با مشارکت عمومی است. معماری فعلی نظام، مشارکت طلبانه نیست و نیاز به حرکت به سمت یک نظام مشارکتی دارد. این نظام به عنوان واسطه ای بین حاکمیت و مردم عمل می کند و بر انتقال ارزش ها و هویت ها تأکید دارد. برنامه جدید شامل تقویت چرخه «تصمیم، اجرا، ارزیابی» و واگذاری اختیارات به سطوح پایین تر است.

رفع اختلال در سطح عالی تصمیم گیری

شوراهای عالی انقلاب فرهنگی و آموزش و پرورش به طور موازی در سیاست گذاری آموزش و پرورش فعالیت می کنند و این امر باعث اختلال در تصمیم گیری و اختلافات در سطوح بالای حاکمیت شده است. شورای عالی آموزش و پرورش به دلیل وابستگی به وزیر، از قدرت کافی برخوردار نیست؛ بنابراین، نیاز به تأسیس یک نهاد سیاست گذاری واحد و قوی احساس می شود. در کوتاه مدت، باید حیطه عمل این دو شورا تفکیک شود و در میان مدت با اصلاح قانون، نهاد متولی سیاست گذاری کلان تعلیم وتربیت عمومی ایجاد شود؛

واحد طرح و برنامه

واحد طرح و برنامه مغز نظام آموزش و پرورش کشور است و تحت مدیریت قائم مقام وزیر فعالیت می کند. وظیفه این واحد طراحی الگوها و فرایندهای آموزشی با رویکرد مسئله محور است. این واحد شامل یک اتاق فکر حرفه ای است که بر اساس مبانی دینی و علمی، به پایش مستمر وضعیت تعلیم وتربیت و شناسایی مسائل می پردازد و آن ها را نظام سازی و اولویت بندی می کند؛

گروه های کاری مسئله محور

وظیفه واحد طرح و برنامه، سازماندهی گروه های کاری موقت مسئله محور است. این گروه ها شامل سه عضو از سه واحد اصلی هستند که مسئولیت طراحی راهکارها و ارزیابی نتایج را بر عهده دارند. طراحی ها باتوجه به مسئولیت ها و شرایط میدانی انجام می شود و هدف افزایش اثربخشی در نقطه میدانی است؛

میزهای تخصصی

واحد طرح و برنامه دارای «میزهای تخصصی» است که نظارت بر اجرای اهداف آموزشی در سطوح مختلف را بر عهده دارند. وظیفه این میزها شامل طراحی چهارچوب های توانمندسازی، تولید الگوهای تربیتی و تدوین استانداردهای لازم برای توسعه ابزارهای تربیتی است؛

پروژه ها، برنامه ها و فرایندها

خروجی واحد طرح و برنامه شامل پروژه ها، برنامه ها و فرایندها است. پروژه ها تلاشی موقت باهدف مشخص هستند، برنامه ها مجموعه ای از پروژه ها باهدف استراتژیک مشترک اند و فرایندها به فعالیت های تکراری اشاره دارند. معماری کنونی آموزش و پرورش نامنسجم و پراکنده است و منجر به اجرای ناکافی برنامه ها می شود. معماری جدید بر تمرکز و انسجام برنامه ها با همکاری واحدها و صاحب نظران تأکید دارد و هدف آن ارائه یک برنامه مشخص و هدفمند برای مدارس است که قابلیت ارزیابی دارد.

نمای کلی الگوی مفهومی معماری

الگوی مفهومی معماری پیشنهادی شامل ۷ بخش اصلی است:

  • نسل جدید: کودکان و نوجوانانی که در تعامل با خانواده، جامعه و نظام آموزشی رشد می کنند و هدف نظام تعلیم وتربیت، پرورش نسلی باتقوا و توانمندتر است؛
  • حکمرانی تربیتی کلان: سازوکارهای حاکمیتی که به تعیین اهداف و هماهنگی میان نهادها به منظور راهبری نظام تعلیم وتربیت می پردازند؛
  • ستاد تربیتی: مغز نظام تعلیم وتربیت که مسئول طراحی، مسئله شناسی و ارزیابی طرح ها و هماهنگی میان تربیت رسمی و غیررسمی است؛
  • میدان تربیت رسمی: نهاد مدرسه که وظیفه تربیت رسمی را بر عهده دارد و به ایجاد یک رابطه مشارکتی و تعاملی با ستاد تربیتی می پردازد؛
  • نهادها و فعالان تربیت غیررسمی: نهادهای مردمی که خلاقیت و انگیزه درونی را به نظام تعلیم وتربیت اضافه می کنند؛
  • نهادهای حاکمیتی مشارکت و پشتیبانی کننده: نهادهایی که باید با هماهنگی وزارت آموزش و پرورش امکانات و بودجه را به تعلیم وتربیت اختصاص دهند؛
  • ستاد پشتیبانی: مسئول پشتیبانی از امور مرتبط با بودجه، استخدام و اداره بهینه منابع در آموزش و پرورش.

ساختار پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش

برای بهبود ساختار وزارت آموزش و پرورش بایستی یک ساختار مفهومی بر اساس چهار حوزه اصلی طراحی شود:

  • «راهبری» که شامل تعیین اهداف و سیاست ها می شود؛
  • «ستاد» که به طراحی و پیگیری راهکارها اختصاص دارد؛
  • «میدان» که به برنامه های عملیاتی و راهکارهای میدانی در مدارس می پردازد؛
  • «فعالان غیررسمی» که شامل خانواده ها و نهادهای محلی است.

این نما اجزای اصلی معماری جدید را به طورکلی نمایش می دهد.

در نمودار سازمانی پیشنهادی که در ادامه ارائه شده، تلاش شده منطقی که در این متن بیان شد، پیاده سازی شود. بر اساس منطق بیان شده نمودار باید ۳ معاونت مأموریتی یعنی «طرح و برنامه»، «تحقق» و «سنجش و ارزیابی»، دو بازوی پشتیبان یعنی «دفتر وزارتی» و معاونت «پشتیبانی» و مدیران کل استانی را شامل شود.

 

این ساختار تلاش می کند با ادغام بخش های فعلی و ایجاد سه معاونت اصلی، کارآمدی تصمیم سازی و هماهنگی را افزایش دهد.

همچنین پیشنهادهایی برای حذف یا برون سپاری نهادهایی مانند «سازمان نوسازی مدارس»، «صندوق ذخیره فرهنگیان» و «نهضت سوادآموزی» مطرح شده تا تمرکز بر اهداف اصلی نظام تعلیم وتربیت برقرار شود. هدف از این تغییرات تسهیل تحقق اراده تربیتی و ایجاد یک نظام آموزش و پرورش چابک تر و کارآمدتر است. ساختار جدید به دنبال حذف بخش های غیرضروری و چابک کردن سازمان است تا وزیری که به طور میانگین دو سال فرصت دارد، بتواند بر روی اولویت های مهم تمرکز کند و از زحمات و زمان خود بهتر استفاده کند.

الزامات اجرایی معماری جدید

این متن به عنوان یک اتود اولیه برای حکمرانی نظام تعلیم وتربیت ارائه شده و برای رسیدن به یک طرح کامل نیاز به مرور جامع معماری فعلی و تطبیق آن با معماری جدید دارد. برای استقرار اصلاحات، سه مسیر پیشروی سازمان قرار دارد:

  • انجام اصلاحات تدریجی در سازمان فعلی؛
  • بازطراحی کامل سازمان و جایگزینی سریع معماری قدیم با جدید؛
  • حرکت در یک مسیر موازی آزمایشی با ایجاد سازمانی جدید با حیطه حکمرانی محدود.

باتوجه به اینکه مسیر اول ممکن است منجر به هضم معماری جدید در ساختار فعلی شود و مسیر دوم ریسک بالایی به همراه دارد، پیشنهاد می شود مسیر سوم انتخاب شود. در این مسیر، وزیر، شخصی را به عنوان قائم مقام منصوب می کند که مسئولیت طراحی و استقرار یک ساختار آزمایشی را بر عهده دارد. پس از ایجاد این ساختار آزمایشی و ارتباط آن با چندین منطقه، جزئیات مورد ارزیابی قرار می گیرد. فرایند آزمایش طی چند سال تحصیلی ادامه می یابد و در صورت موفقیت، معماری جدید به صورت کامل جایگزین معماری فعلی خواهد شد.

جمع بندی

بازطراحی نظام آموزش و پرورش ایران به منظور پاسخگویی به چالش های موجود و ناکارآمدی های ساختار فعلی ضروری است. به منظور تحقق این هدف، در این سند، یک طرح مفهومی اولیه طراحی شده است. الگوی جدید بر اساس رویکردهای کل گرا، تفکیک وظایف و تعامل مؤثر میان اجزای مختلف طراحی شده است. هدف این بازطراحی، بهبود حکمرانی، افزایش کارایی و ارتقای کیفیت نظام آموختن و تربیت است. ساختار پیشنهادی شامل چهار حوزه اصلی (راهبری، ستاد، میدان و فعالان غیررسمی) است و به دنبال حذف نهادهای غیرضروری، توسعه ارتباطات مؤثر و تمرکز بر اهداف اصلی می باشد. برای استقرار این تغییرات، پیشنهاد می شود یک ساختار آزمایشی ایجاد شود. پس از ارزیابی نتایج، به تدریج می توان معماری جدید را جایگزین ساختار فعلی کرد.

این مطالعه در مؤسسه مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت برهان توسط محمد آذین در سال ۱۴۰۴ انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

موسسه مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت برهان

موسسه مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت برهان (عام‌ المنفعه)، مجموعه‌ای پیشرو و صاحب‌ تجربه در طراحی و پیاده‌ سازی راه‌ کارهای نوآورانه و اجتماعی در حوزه نظام تعلیم و تربیت است. ورود به صفحه انديشکده

محمد آزین

دکتری فلسفه تعلیم و تربیت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا