بررسی فرصت ها و تهدیدهای امارت اسلامی برای جمهوری اسلامی ایران
بررسی وضعیت عمومی مردم در افغانستان پس از ظهور طالبان، تحلیل سیاسی وضع موجود امارت اسلامی و پیشنهاداتی برای شروع تعامل با افغانستان

«امارت اسلامی» نامی است که حکومت طالبان برای معرفی خود از آن استفاده می کند. دوره اول حکومت طالبان در افغانستان طی سال های 1996 تا 2001 بوده است. در سال 2021 دوره دوم حکمرانی طالبان در افغانستان آغاز شده است. لذا قدرت یابی دوباره طالبان در افغانستان منجر به ارائه دیدگاه های متفاوتی در زمینه های سیاسی و امنیتی شده است. برخی از اندیشمندان ظهور دوباره طالبان را تهدید و برخی دیگر آن را فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران می دانند. بررسی ریشه ای تحولات افغانستان و آشنایی با ویژگی های ایدئولوژیک طالبان می تواند فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران باشد تا بیشترین استفاده و بهره را از روی کار آمدن یک حرکت ایدئولوژیک اسلامی در همسایگی خود ببرد.
ضرورت و اهداف پژوهش
پس از انقلاب اسلامی ایران، همواره مسئله افغانستان به دلایل مختلفی مانند ویژگی های ژئوپلیتیک، اشتراکات فرهنگی-تمدنی و حضور انبوه مهاجران افغانستانی در ایران یکی از مهم ترین مسائل سیاست خارجی ایران بوده است. تحولات اخیر افغانستان که منجر به سقوط حکومت اشرف غنی و شکل گیری مجدد امارت اسلامی شد؛ توجه تمامی کارشناسان و تحلیلگران را به مسئله افغانستان دوچندان کرد. در این دوران به دلایل مختلفی چون پیچیدگی مسئله و وجود ذی نفعان مختلف، انعکاسات رسانه ها با جهت گیری های سیاسی همراه بوده است. به همین دلیل رسانه ها نتوانسته اند تصویری واقعی و منصفانه از حقایق موجود در افغانستان نشان دهند. از همین رو گروه سیاست خارجی برهان بر آن شد تا حضوری میدانی در افغانستان داشته باشد تا اولا بتواند شناختی واقعی و به دور از فضاسازی رسانه ها نسبت به مسائل امروز افغانستان پیدا کند و ثانیاً بتواند نسبت به تعریف چند پروژه مشخص عملیاتی امکان سنجی انجام دهد. در این سفر در راستای شناخت واقعی نسبت به نظام مسائل افغانستان، محورهای نسبت مردم افغانستان با طالبان و امارت اسلامی، بررسی میزان تغییر طالبان نسبت به حکومت پیشین ایشان، میزان اسلامی بودن یا قومی بودن حرکت طالبان و بررسی دقیق تر جریان طالبان از منظر سیاسی موردبررسی قرار گرفته اند.
وضعیت عمومی مردم در افغانستان
بررسی ها نشان می دهند که مردم افغانستان در مقایسه یا دولت قبلی از وضعیت جدید راضی هستند. در حال حاضر بزرگ ترین مشکل مردم اقتصاد و وضع معیشت است. شغل ها در کوتاه مدت از بین رفته و اجناس خوراکی گران شده است. قیمت گاز و بنزین نیز به شدت روبه افزایش است. یکی دیگر از مشکلات کمبود ارز و درخواست بسیار برای خارج کردن وجوه از بانک هاست. در مورد امنیت نیز تا قبل از روی کار آمدن طالبان بعضا در یک روز سه تا چهار مرتبه انفجار در کابل رخ می داد. طبق اظهارات مردم طالبان در حاشیه انفجارهای هدفمند نسبت به عناصر دولتی و آمریکایی از ایجاد ناامنی برای مردم عادی ابایی نداشت. فساد اداری تقریباً از بین رفته است و گذشت زمان نشان خواهد داد که آیا طالبان می تواند ضمن حفظ وضع موجود مانع ایجاد فساد طبقاتی شود یا خیر. طالبان هنوز نتوانسته از ظرفیت نیروها و طرفداران خود برای حل مشکلات استفاده کند. مردم بیشتر نظاره گر هستند و دخالتی در امور کشور ندارند. فضا برای عموم مردم مبهم هست، هر چند طیف سنتی و روستایی افغانستان که بالای 75 درصد جامعه ی افغانستان را تشکیل می دهند، به تغییر ایجاد شده خوش بین و امیدوارند.
تحلیل سیاسی وضع موجود امارت اسلامی
در این بخش به بررسی و تحلیل وضع سیاسی موجود از منظرهای مختلف پرداخته می شود:
- اختلافات داخلی در امارت اسلامی: بعضا گفته می شود کشورهایی مانند ایران و روسیه نتوانسته اند طالب سیاسی (دورانی ها) را از طالب مجاهد (حقانی) جدا کنند. طالب مجاهد در صحنه می جنگد اما طالب دورانی اهل مذاکره است. به نظر می رسد چندان نمی توان بر روی این اختلافات حساب کرد. وجود اختلافات در ابتدای رسیدن به قدرت طبیعی است؛ اما این اختلافات در حدی نیست که به درگیری داخلی درون طالبان منجر شود.
- رفتار و موضع دیگر اقوام: در افغانستان، هویت قومی اولین عامل هویتی است. امارت از همان ابتدا در ذهن مردمان نماینده قوم پشتون محسوب می شد و حتی در دوره اول حکومت بعضی از سنت های پشتون ها به عنوان قوانین اجرا شد. این سابقه امارت موجب ابهام ها و ترس های بسیاری در اقوام مختلف نسبت به حرکت طالبان شده بود. طالبان در این دور از حکومت سعی در مدیریت این ابهام ها و ترس ها دارد. در حال حاضر اقوام مختلف راهبردهایی را در پیش روی خود قرار داده اند. اقوام غیر پشتون علی رغم آنکه دل خوشی از پیشینه امارت نداشتند عمدتا کناره گیری از مسئله را اتخاذ کردند. لذا اکنون دیگر اقوام غیر از پشتون تشکیلات جدی و پذیرش مردمی ندارند و همه بدون سازمان دهی هستند.
- طالبان و انتخابات: مسئله ی مهم دیگر مسئله ی مشروعیت طالبان است. این مسئله از مناظر مختلفی مورد سنجش قرار می گیرد. یکی از مناظر این است که نظر واقعی مردم مهم است یا صندوق رأی؟ در این مورد باید بیان داشت که نظر مردم تابع عوامل بسیاری است. آنچه در حال حاضر نیاز است مواردی چون عدم احساس اختناق، امکان زندگی، دین داری، ابزار فرهنگ، رشد و … برای مردم است و در یک کلمه «نظر واقعی مردم» فارغ از این که چگونه کشف شود. نظر مردم از میان همه اقتضائات تعیین می شود و رفع مظلومیت از آنان لزوما به گذاشتن صندوق رای جلوی شان نیست.
چگونگی تعامل با طالبان
مسئله ی مهم برای همسایگان و اقوام درون افغانستان مسئله ی نحوه ی تعامل با طالبان است. به نظر می رسد اصل قابلیت تعامل چندان قابل تردید نیست اما چگونگی این تعامل است که مورد بحث است. چگونگی این تعامل از منظرهای گوناگون بررسی می شود. به نظر میرسد نمی توان با زبان سهم خواهی و باج گیری از پشتون ها، جامعه و حاکمیت را متعادل و متحد کرد، و شاید راه معقول ورود از منظر «اسلامی بودن» و ایدئولوژیک بودن امارت بباشد. البته این امر کار ساده ای نیست چراکه بیشتر از اینکه ادبیات دینی خریدار داشته باشد ادبیات کارآمدی و اثرگذاری مهم است. همچنین افغان ها از سمتی روحیه ضدخارجی دارند و باید این نگاه را در هر ارتباطی لحاظ کرد و از سمت دیگر نیازمند میانجی گری خیرخواهانه در میان اقوام و دیگر کمک های واقعی از این قبیل هستند. بعضی از این کمک ها را کشور دیگری غیر از ایران نمی تواند ارائه دهد. چراکه پاکستان به شدت درگیر مسائل سیاسی و امنیتی طالبان است و چین و دیگر ابرقدرت ها نیز تنها به معامله راهبردی با کشورها روی آورده اند. درنهایت نیز باید بیان کرد که افغانستان نیاز به اتحاد، همدلی و رقابت های سالم دارد. گرفتن دولت و نظام سیاسی با کودتا و حرکت نظامی، نباید تبدیل به رویه شود. باید تلاش کرد همین نظام حتی الامکان اصلاح شود و راه نقل و انتقالات ذیل پرچم اسلام باز شود.
پیشنهاداتی برای شروع تعامل با افغانستان
آنچه در مورد حکومت فعلی افغانستان به نظر می رسد این است که همکاری و تعامل در سطح افراد بالادستی به ثمر نمی نشیند. لذا جوانان باید شروع کننده ی این حرکت باشند و نمونه هایی را نشان دهند. جوانان ایرانی باید با بیان، پیشنهاد اولیه را ارائه کنند و سپس به کمک اندیشکده ها به تصمیم سازی بپردازند. به تدریج جوانان افغانستانی نیز باید این فضا را بومی تر کنند و برای مسائل حاکمیت افغانستان پیشنهاد داشته باشند. جمهوری اسلامی ایران باید از مزیت های نسبی خود در مسیر کمک به افغانستان بهره ببرد. همچنین باید به اداره اسلامی در افغانستان کمک کند تا حکومت افغانستان صرفاً تحت نفوذ اداره مدرن چین و روسیه قرار نگیرد. مزیت همسایگی برای ایران نیز، هم می تواند برای اثبات برادری و کمک به برادران افغان مفید باشد و هم به نفع دو طرف از طریق همکاری های اقتصادی تمام شود. همچنین باید با نفوذ و کنترل امریکا مقابله کرد. راهبرد اخراج امریکا از منطقه ارزش همکاری با طالبان را دارد. چراکه ایران سال ها به دنبال شکست امریکا در افغانستان و عراق بود و اکنون این اتفاق افتاده است. اصلی ترین اگرنه تنها گروهی هم که درگیر این فرایند بوده طالبان بوده است.
جمع بندی
با روی کار آمدن طالبان، این سوال به وجود آمد که رویکرد ایران در مقابل آن چگونه خواهد بود. برای این منظور، در این پژوهش ضمن بررسی میدانی از افغانستان، تحلیل هایی از وضعیت آن ارائه شد. بررسی ها نشان می دهند که مردم افغانستان در مقایسه با دولت قبلی از وضعیت جدید راضی هستند. در حال حاضر بزرگ ترین مشکل مردم اقتصاد و وضع معیشت است. همچنین در این پژوهش، وضعیت سیاسی موجود در افغانستان از مناظر گوناگونی چون اختلافات داخلی در امارت اسلامی، رفتار و موضع دیگر اقوام و طالبان و انتخابات مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت با بررسی امکان تعامل پذیری طالبان، چگونگی تعامل مورد بحث قرار گرفت. سپس پیشنهاداتی به منظور تعامل بین امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران ارائه شد.
این مطالعه در مرکز راهبری برهان توسط حجت الاسلام علی تقی زاده در سال 1400 انجام شده است.




