چالش‌ها و آسیب های اجتماعیسند مشاوره ایعارضه یابی و مساله یابیمسائل اجتماعی

بررسی پدیده طلاق در ایران

بررسی مهم ترین علل پدیده طلاق در ایران و ارائه راهکارهای رفع آن ها

طلاق از جمله مهم ترین آسیب های اجتماعی است که امروزه جوامع گوناگون را در بر گرفته است. جامعه ایران نیز از این آسیب در امان نیست؛ به گونه ای که امروزه آمارها در این باره بسیار نگران کننده و هشداردهنده هستند. در طول دهه های گذشته، همواره نرخ طلاق در حال افزایش بوده است. این در حالی است که جامعه ایران از دیرباز جامعه ای با محوریت خانواده بوده است. خانواده یکی از ارکان مهم زندگی اجتماعی در کشور بوده و یک نهاد ارزشمند محسوب می شود. به همین لحاظ طلاق یک امر قبیح شناخته شده و تا جای ممکن سعی بر جلوگیری از رخ دادن آن انجام گرفته است. امروزه عوامل بسیاری در افزایش طلاق دخیل هستند که شناسایی و مقابله با آن ها موجب استحکام خانواده ها و کاهش آسیب های اجتماعی در کشور می شود.

ضرورت و اهداف پژوهش

خانواده یکی از نهادهای مهم جامعه بشری است که زیربنایی ترین و اولین نهاد اجتماع به شمار می رود. تاثیر خانواده بر رشد، تعادل و شکوفایی افراد و جامعه به حدی است که هیچ صاحب نظری نمی تواند آن را انکار کند. در فرهنگ اسلامی خانواده اساس اجتماع است و احترام و منزلت بسیاری دارد. تحولات خانواده در دهه های اخیر در کشور با فرصت ها و تهدیدهایی مواجهه بوده است. بالا رفتن سن ازدواج جوانان، رشد روز افزون آمار طلاق تا آنجا که برخی ایران را در زمره یکی از چند کشور پرطلاق دنیا دانسته اند، افزایش اضطراب در روابط زن و شوهر، افزایش اعتیاد، فرار دختران و بزهکاری نوجوانان و جوانان که نشان از کاهش کارآمدی خانواده دارد، دلیلی قانع کننده بر تهدیدها و نگرانی هاست. یکی از مهم ترین وجوه نگران کننده تحولات خانواده در ایران گسترش پدیده طلاق است. طلاق از جمله مسائل حقوقی بغرنج در جامعه است که متاسفانه در حال حاضر بخش قابل توجهی از دعاوی مطروحه در محاکم خانواده را تشکیل می دهد. وقوع این پدیده نامیمون دارای علل مختلفی است. از جمله این علل می توان به مشکلات اقتصادی مانند فقر، بیکاری و به طور کلی فروپاشی نظام اقتصادی خانواده، تزلزل مبانی اخلاقی و عدم تجانس روحی و فکری زوجین اشاره کرد. با توجه به اهمیت موضوع طلاق، پژوهش حاضر به بررسی علل و زمینه های طلاق در ایران پرداخته و راهکارهایی را برای رفع آن ارائه کرده است.

روش‌شناسی پژوهش

در این پژوهش از روش های کیفی به صورت ترکیبی استفاده شده است. روش اصلی مورد استفاده در پژوهش حاضر تحلیل ثانویه است. این روش از جمله روش هایی است که به صورت درجه دوم از منابع پیشینی استفاده می کند. تحلیل ثانویه به معنای استفاده از روش آماری جدید جهت بررسی مجدد داده های گردآوری شده بوده و حاصل تحلیل نتایج سایر مطالعات است. در کنار روش اصلی تحقیق، از روش مصاحبه عمیق با کارشناسان نیز به منظور تبیین علل و راهکارهای پیش روی طلاق در ایران بهره گرفته شده است.

علل و زمینه های طلاق در ایران

طلاق در ایران دارای علل گوناگونی می باشد که «تحول در الگوهای همسرگزینی»، «تغییر در ساختار نقشی و اقتدار خانواده»، «زیست جهان جنسی»، «تاثیر رسانه بر تحولات خانواده»، «نظام تربیتی سکولار»، «تحول در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی»، «کاهش آستانه صبر و سازش»، «مشکلات در روابط زوجین» از جمله آن هاست. در این بخش به بررسی سه مورد از این عوامل پرداخته می شود:

تحول در الگوهای همسرگزینی

در جامعه ایران الگوی همسرگزینی در گذشته مبتنی بر درون همسرگزینی و انتخاب از میان فامیل و طایفه بوده است؛ اما با گذشت زمان، امکان تجربه های متنوع موجب افزایش امکان انتخاب افراد در امر همسرگزینی و تشکیل خانواده شد. در گذشته که مناسبات جامعه سنتی بر صورت و محتوای خانواده حاکم بود، از یک سو خانواده ها با صورت گسترده و هم زیستی نسل ها به صورت طولی (پدربزرگ، فرزند و نوه) و عرضی (عمو، عمه، دایی و خاله) در کنار یکدیگر زندگی می کردند و از سوی دیگر به لحاظ محتوا، حضور گفتمان اخلاق و ادبیات آشتی و سازش در تعاملات اعضای خانواده مشهود بود. لذا در این شرایط روابط زوجین از مختصات خاصی برخوردار بود. اولا کمتر مسئله ای در این روابط تبدیل به بحران می شد و ثانیا صورت (میانجیگری بزرگ ‌ترها) و محتوای (ادبیات سازش و گذشت) خانواده مانع از عمیق شدن بحران و از هم پاشیدن زندگی زوجین می شد. اما در دنیای امروز که رنگ و بوی سنت کم رنگ تر شده و حاکمیت مناسبات دنیای مدرن بر جامعه ایران در حال قوت گرفتن و گسترش است، از یک سو خانواده به سوی هسته ای شدن حرکت کرده و از سویی دیگر گفتمان حقوق و ادبیات فردگرایانه در تعاملات اعضای خانواده شکل گرفته است. در این شرایط روابط زوجین مختصات خاص خود را دارد. اولا به دلیل کم رنگ شدن ادبیات سازش و آشتی میان زوجین، روند تبدیل مسئله به بحران سریع تر صورت می گیرد و ثانیا عدم برخورداری خانواده هسته ای از میانجی گری ها و داوری های بزرگ ترها و ریش سفیدان فامیل در بحران ها، امر داوری در دعواهای خانوادگی به دادگاه های خانواده واگذار شده است.

زیست جهان جنسی

افزایش فاصله میان بلوغ تا ازدواج، تشدید نیازهای جنسی در نوجوانان و جوانان، ارضای کاذب نیاز جنسی توسط آن ها و تغییر ذائقه جنسی (هرزگی و تنوع طلبی) عمده ترین چالش های تربیتی و اخلاقی امروز زیست جنسی در جامعه ایران به نظر می رسند. افزایش محرک های جنسی در جامعه، الگوهای نابهنجار آموزشی موجود در فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و ماهواره ای، تغییرات جدی در سبک زندگی همراه با کاهش کارکردهای سنتی خانواده ها در مسئله تربیت جنسی، فقدان سیاست های مشخص و مدون و اختلال در فرایند تصمیم گیری و تصمیم سازی در نهادهای متکفل آموزش و تربیت اقشار نوجوان و جوان، همه و همه دست به دست هم داده اند تا زیست جنسی ایرانیان را به آشفته بازاری بدل کنند که به شدت مستعد بحران زایی و ایجاد شکاف های جدی اجتماعی در جامعه شود. در شرایطی که از یک طرف فضای جامعه به شدت به سمت جنسی شدن پیش رفته و از طرف دیگر امکان و تدبیر مناسبی برای پاسخگویی مشروع و به هنجار به این نیازهای افراد وجود ندارد، فرهنگ جنسی دچار آنومی (بی هنجاری) می شود؛ وضعیتی که کارکرد هنجارهای قبلی دچار اختلال شده اما الگوهای جایگزین مناسبی برای آن ارائه نمی شود. تداوم این وضعیت مستعد ایجاد بحران های اساسی اجتماعی و نهایتا فروپاشی اجتماعی است. از هم گسیختگی و از میان رفتن تدریجی نهاد خانواده به عنوان رکن بنیادین، افزایش روابط نابهنجار جنسی در جامعه (انحراف و کج روی جنسی)، گسترش اختلالات روحی روانی، تشدید جرائم جنسی و گسترش ناامنی جنسی در سطح جامعه و از بین رفتن پویایی، خلاقیت، نشاط و تحرک نسل جدید نوجوانان و جوانان از مهم ترین پیامدهای گسترش و ادامه چنین وضعیتی خواهند بود.

کاهش آستانه صبر و سازش

با وجود آن که مشکلات اقتصادی در جوامع گذشته، بیش از امروز بود؛ اما موارد کمتری از طلاق به دلیل موانع اقتصادی، گزارش می شد. به نظر می رسد روحیه صبر و سازش پذیری با مشکلات، در خانواده کنونی، به شدت در حال کاهش است و طایفه و جامعه نیز کمتر از گذشته، زوجین را به تحمل مشکلات فرا می خوانند. هرچند آرمان گرایی تاثیر مهمی در حرکت آفرینی و موفقیت دارد؛ اما آرمان زدگی، به معنای نگاه افسانه ای و غیرواقع بینانه به زندگی، می تواند به افزایش سطح انتظارات و به یاس و سرخوردگی بیانجامد. در گذشته ازدواج مرحله ای حساس و ضروری در زندگی هر انسانی به حساب می آمد اما سعی می شد تصویر واقع بینانه ای از زندگی به جوانان ارائه شود؛ بنابراین دختر و پسر به ازدواج با انسانی معمولی اقدام می کردند که ممکن بود خطا کند و یا اختلاف سلیقه زیادی با همسر خود داشته باشد. در دهه های اخیر نگاه آرمان گرایانه و رمانتیک به ازدواج به گونه ای تغییر کرده که دختر و پسر شریک زندگی خود را در آسمان ها جستجو می کنند و به دنبال گزینه هایی هستند که آنان را به خوشبختی کامل برساند؛ اما ورود به عرصه زندگی واقعیت ها را به گونه ای دیگر به تصویر می کشد که کاملا خلاف انتظار است و دختر و پسر برای مواجهه سازنده با چنین شرایطی پرورش نیافته اند.

راهکارهای کنترل طلاق در ایران

در این بخش از پژوهش به بررسی برخی از راهکارهای کاهش طلاق پرداخته می شود:

  • اصلاح نگرش به زندگی خانوادگی: امروزه آغاز زندگی زناشویی با توهماتی مانند یافتن شخص آرمانی برای ازدواج، هم سلیقه و هم خواست بودن زوجین و نقش نداشتن خانواده در انتخاب زوج مناسب همراه شده است که هر یک برای ایجاد مشکل در خانواده کافیست؛ با این وجود نهادهای فرهنگ ساز، آن ها را واقعیت های زندگی جلوه می دهند. این توهمات گاه با لباسی خانواده گرایانه، عرضه می شود؛ اما در عمل به کاهش کارآمدی خانواده می انجامد. کم کردن انتظارات می تواند به افزایش قدرت مواجهه با مشکلات و ناخواسته ها منجر شود و آستانه رضایت مندی از زندگی را پایین آورد؛
  • محافظت بر ساختارها و پیوندهای سنتی: امروزه اعضای خانواده از دو مشکل نظری و احساسی رنج می برند: اول آن که تصویر روشن و صحیحی از ارزشمندی خانواده، ساختار خانواده و تفکیک جایگاه و نقش های خود و دیگران ندارند. ثانیا به دلیل خلا در برقراری ارتباط صحیح با خویشاوندان و محله آسیب پذیرتر از گذشته اند. در طایفه ای که اعضای آن پیوندهای عاطفی مستحکمی برقرار کرده اند، ایجاد اختلال در رابطه زن و شوهر تاثیر منفی کمتری برجای می گذارد و بخشی از این خلا را روابط عاطفی با دیگران پر می کند؛ اما در فرض انحصار ارتباط عاطفی با اعضای خانواده هسته ای، اختلال در روابط با همسر، پیامدهای بیشتری خواهد داشت. از این رو لازم است به سمت بازپروری خانواده سنتی، در آنجا که تاکید بر سنت به معنای صحه گذاشتن بر نابسامانی و ستم نیست، همت گماشته شود؛
  • درونی کردن ارزش های اخلاقی: نظام آموزش رسمی و غیررسمی از جمله رسانه ها و مهم تر از همه خانواده ها، باید ارزش های اخلاقی را به گونه ای در جوانان تعمیق کنند که در زمان بروز اختلافات خانوادگی مسیر اصلاح بر آنان هموار باشد. ارزش هایی چون اغماض و نادیده انگاری، گذشت، عذرخواهی و عذرپذیری، رحمت و شفقت، سرعت در برقراری ارتباط پس از قهر، پذیرش شفاعت دیگران در زندگی شخصی و حساسیت و مسئولیت نسبت به ایجاد سازش در زندگی دیگران از مواردی است که نیازمند آموزش مستقیم و غیرمستقیم است و نهادهای سیاستگذار و برنامه ساز با همکاری نهادهای دینی، می توانند چنین ارزش هایی را ارائه کنند؛

جمع بندی

خانواده یکی از نهادهای مهم جامعه بشری است که زیربنایی ترین و اولین نهاد اجتماع به شمار می رود. یکی از مهم ترین وجوه نگران کننده تحولات خانواده در ایران گسترش پدیده طلاق است. با توجه به اهمیت موضوع طلاق، پژوهش حاضر به بررسی علل و زمینه های طلاق در ایران پرداخته و راهکارهایی را برای رفع آن ارائه کرده است. طلاق در ایران دارای علل گوناگونی است که «تحول در الگوهای همسرگزینی»، «تغییر در ساختار نقشی و اقتدار خانواده»، «زیست جهان جنسی»، «تاثیر رسانه بر تحولات خانواده»، «نظام تربیتی سکولار»، «تحول در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی»، «کاهش آستانه صبر و سازش»، «مشکلات در روابط زوجین» از جمله آن هاست. همچنین برخی از راهکارهای رفع آن ها نیز مورد بررسی قرار گرفت که اصلاح نگرش به زندگی خانوادگی از جمله آن هاست.

این مطالعه در اندیشکده زن و جامعه (زوج) توسط ابوالفضل اقبالی در سال 1402 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. به نظرم در این پژوهش به مسائل مهم وخوبی اشاره شد.ما باید از رسانه،خانواده وسایر نهاد هایی که تاثیر مستقیم وغیر مستقیم بر فرزندانمان را دارند بخواهیم که جوانان ونوجوانانی را تربیت کنند که در مشکلات و مخصوصا مشکلات زناشویی جوری بیندیشند وعمل کنند که راه اصلاح بر روابطشون حاکم باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا