امنیت و سیاست خارجیبررسی و تحلیلحکمرانی بخش سیاست خارجیسند گزارش پژوهشی

نقش دیپلماسی نخبگانی در جنگ رمضان

بررسی داده محور حضور کارشناسان ایرانی در رسانه های جهانی و نقش دیپلماسی نخبگانی در نبرد روایت ها برای دفاع از منافع ملی در بحران

در عصر پیچیدگی های استراتژیک و اطلاعاتی مدرن، میدان نبرد تنها به مرزهای جغرافیایی و تقابلات نظامی و سخت محدود نمی شود، بلکه نبردهای حقیقی و تعیین کننده در قلب رسانه ها، شبکه های اجتماعی و بر سر تصاحب افکار عمومی در جریان است. توانمندی یک ساختار حاکمیتی در تثبیت روایت خود از رویدادها، نقش حیاتی و بی بدیلی در مشروعیت بخشی به اقدامات نظامی و دیپلماتیک ایفا می کند. دیپلماسی نخبگانی، به عنوان بازوی غیررسمی سیاست خارجی، این ظرفیت عظیم را دارد که در لحظات بحران، پیام های راهبردی کشور را با زبانی علمی، مستدل و اقناع کننده به جامعه جهانی منتقل سازد.

ضرورت و اهداف پژوهش

در معماری نوین ارتباطات بین المللی، دیپلماسی رسمی و سنتی که عمدتا توسط سفرا، سخنگویان و مقامات دولتی پیگیری می شود، به دلیل ملاحظات و پروتکل های سفت و سخت دیپلماتیک، از انعطاف پذیری، سرعت واکنش و نفوذ کافی در شبکه های پیچیده رسانه ای محروم است. این محدودیت بنیادین، در زمان بروز بحران های حاد منطقه ای نظیر جنگ رمضان، باعث می شود که روایت رسمی حاکمیت در لابه لای پروپاگاندای ماشین های رسانه ای قدرتمند گم شود و یا به صورت معکوس و تحریف شده به مخاطب جهانی مخابره گردد. از این رو، طراحی و استقرار یک مکانیسم منسجم برای بهره گیری از نخبگان مستقل، اساتید دانشگاه، تحلیلگران استراتژیک و فعالان رسانه ای که از اعتبار و ضریب نفوذ بالایی در میان مخاطبان جهانی برخوردارند، به یک نیاز مبرم و استراتژیک برای سیستم سیاست گذاری کشور تبدیل شده است.

پژوهش حاضر با درک عمیق از این شکاف شناختی و ارتباطی در فضای دیپلماسی عمومی، تلاش دارد تا با استفاده از یک روش شناسی سیستماتیک و کاملا داده محور، وضعیت حضور و کنشگری کارشناسان و متخصصان ایرانی را در شبکه های بین المللی رصد و ارزیابی کند. هدف کانونی این مطالعه، عبور از تحلیل های کیفیِ صرف و کلی گویی های رایج در حوزه رسانه، و رسیدن به یک نقشه دقیق از آرایش رسانه ای، توزیع جغرافیایی کارشناسان فعال، و سنجش میزان اثرگذاری آن ها در شکل دهی به گفتمان های جهانی است. طراحان این گزارش با رصد دقیق بازه زمانی ۲۸ فوریه تا ۷ آوریل ۲۰۲۶، بالغ بر ۶۶۷ حضور رسانه ای از ۶۵ فرد برجسته ایرانی را پایش کرده اند تا ارزیابی کنند دیپلماسی نخبگانی تا چه میزان توانسته است در برابر هجمه های سنگین خبری، از منافع ملی دفاع کرده و روایت های خصمانه را خنثی کند.

نقشه حضور نخبگان ایرانی در رسانه های جهانی

تحلیل کمّی و کیفی داده های استخراج شده در این پژوهش نشان می دهد که ۶۶۷ رویداد رسانه ای توسط ۶۵ کارشناس ایرانی، حجم قابل توجهی از کنشگری را در یک دوره زمانی محدود و پرتنش ثبت کرده است. از منظر دسته بندی تخصصی و شغلی، اکثریت قاطع این حضور رسانه ای (۸۴.۵۶ درصد، معادل ۵۶۴ فعالیت) توسط دانشگاهیان، پژوهشگران و تحلیلگران مستقل رقم خورده است، در حالی که روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای با ۸.۴ درصد و مقامات رسمی و دیپلمات ها تنها با ۷.۰۴ درصد در رده های بعدی و با فاصله ای معنادار قرار گرفته اند. این تسلط خیره کننده دانشگاهیان نشان می دهد که شبکه های بین المللی و افکار عمومی تمایل بسیار بیشتری به شنیدن تحلیل های کارشناسانه، غیررسمی و مستقل دارند تا مواضع محافظه کارانه و رسمی دولتی.

اما گره کور و چالش اصلی در توزیع جغرافیایی این کنشگران نهفته است. بر اساس آمارهای متقن گزارش، ۴۸.۵۸ درصد از کل فعالیت های رسانه ای توسط متخصصان و نخبگان مستقر در ایالات متحده آمریکا انجام شده است. در مقابل، کارشناسان مستقر در داخل مرزهای ایران تنها ۳۴.۶۳ درصد از این حضور را به خود اختصاص داده اند و پس از آن، ایرانیان مقیم بریتانیا با ۹.۴۵ درصد قرار دارند. این شکاف جغرافیایی عمیق، پیامدهای راهبردی و امنیتی سنگینی برای دیپلماسی عمومی کشور به همراه دارد.

تمرکز اصلی رسانه های جریان اصلی غربی مانند سی ان ان (۵۳ حضور)، نیویورک تایمز (۴۰ حضور) و بی بی سی (۲۵ حضور) بر روی دعوت از کارشناسان مقیم خارج که بعضا رویکردهای انتقادی تندی نسبت به سیاست های رسمی حاکمیت دارند، باعث شده است تا وزنه روایت سازی در جبهه رسانه ای غرب به نفع این طیف سنگینی کند و صدای اصیل و مستقیم از داخل کشور به حاشیه رانده شود. در نقطه مقابل، صداهای مستقر در ایران با محدودیت های دسترسی شدید، نبود زیرساخت های فنی مناسب نظیر اینترنت پایدار و استودیوهای استاندارد، و همچنین عدم هماهنگی نهادی مواجه بوده اند که منجر به انزوای نسبی آن ها در رسانه های پرمخاطب غربی شده است. با این حال، چهره های داخلی توانسته اند در شبکه های جایگزین و رسانه های جریان متناوب منطقه مانند الجزیره (۱۳۱ حضور) و تی آرتی (۱۹ حضور) فضایی برای شکستن این انحصار رسانه ای و انعکاس دیدگاه های خود بیابند.

آسیب شناسی دیپلماسی نخبگانی

یکی از مهم ترین و کلیدی ترین نقاط ضعف شناسایی شده، «کنشگری واکنشی و قائم به فرد» است. در طول بحران پیچیده جنگ رمضان، حضور کارشناسان داخلی در رسانه ها بیش از آنکه برآمده از یک نقشه راه مدون، استراتژی روایتی هماهنگ و هدایت شده از سوی نهادهای متولی باشد، صرفا محصول تلاش های فردی، دغدغه های شخصی و احساس مسئولیت انفرادی اساتید و پژوهشگران بوده است. فقدان یک شبکه منسجم دیپلماسی نخبگانی در دوران صلح، باعث شد تا در زمان شعله ور شدن آتش بحران، هیچ ستاد هدایتگر یا خط روایتی واحدی برای هم افزایی این تلاش ها وجود نداشته باشد. این عدم انسجام استراتژیک، نه تنها به تولید روایت های پراکنده و گاه متناقض در فضای رسانه ای منجر شد، بلکه قدرت چانه زنی و اثرگذاری پیام های کلیدی و راهبردی کشور را در افکار عمومی تقلیل داد.

علاوه بر انفعال استراتژیک، چالش های زیرساختی و فنی نیز به عنوان یک مانع فیزیکی و بازدارنده جدی در مسیر توسعه دیپلماسی نخبگانی عمل کرده است. بسیاری از مصاحبه های زنده و حساس کارشناسان مستقر در ایران، صرفا به دلیل قطعی مکرر اینترنت بین الملل، سرعت پایین ارتباطات و نبود دسترسی سریع به استودیوهای مجهز، لغو شده و یا با کیفیت صوتی و تصویری بسیار پایین پخش گردیده اند. این امر به طور طبیعی باعث می شود شبکه های خبری بین المللی که نیازمند پخش های باکیفیت و بدون وقفه برای مخاطبان خود هستند، ترجیح دهند از کارشناسان مقیم خارج از کشور که دارای امکانات فنی مطلوب تری هستند، استفاده کنند و بدین ترتیب تریبون به راحتی واگذار می شود.

غفلت عجیب از ظرفیت شبکه های اجتماعی جهانی (پلتفرم های ضریب دهنده ای نظیر ایکس، یوتیوب و لینکدین) توسط اساتید داخلی، مانع از انتشار گسترده و وایرال شدن تحلیل های علمی و مستدل آن ها شده است؛ حوزه ای که رقبای رسانه ای و تحلیلگران منتقد با تسلط کامل بر آن، فضای مجازی را به نفع خود مصادره کرده اند. در نهایت، نبود یک رویکرد حمایتی منسجم از سوی حاکمیت برای تسهیل این ارتباطات و عدم استفاده هوشمندانه از کارشناسان نظامی-امنیتی مستقل ایرانی برای تبیین ابعاد تاکتیکی جنگ، از دیگر نقاط ضعف بزرگی است که میدان تحلیل های میدانی و نظامی را کاملا به ژنرال های بازنشسته و تحلیلگران نظامی غربی واگذار کرده است.

معماری نوین برای پیروزی در نبرد روایت ها

برای خروج از بن بست انفعال فعلی و ارتقای دیپلماسی نخبگانی از یک اقدام صرفا حاشیه ای به یک ابزار قدرت ساز و تعیین کننده ملی، سند مورد ارزیابی مجموعه ای از راهکارهای عملیاتی و پیش دستانه را تدوین کرده است.

آمایش و شناسایی ظرفیت های مغفول

اولین گام ضروری و زیربنایی، «آمایش و شناسایی ظرفیت های مغفول» از طریق ایجاد یک بانک جامع اطلاعاتی از تمامی اساتید، پژوهشگران و تحلیلگران آشنا به زبان های خارجی و تسلط بر ادبیات رسانه ای بین المللی است. بسیاری از سرمایه های فکری کشور صرفا به دلیل فقدان مکانیزم های شناسایی، در حاشیه مانده اند و نیازمند پیوندهای ساختاری برای ورود به این کارزار حیاتی هستند.

نهادینه سازی ارتباط مستمر میان حاکمیت و فعالان غیردولتی

در گام دوم، دستگاه های دیپلماسی رسمی باید در دوران صلح، با برگزاری نشست های مستمر توجیهی و تخصصی، ضمن تبادل نظر با نخبگان مستقل، یک خط روایتی کلان و واحد را مهندسی کنند تا در زمان بروز بحران، این شبکه بتواند به عنوان یک ارکستر هماهنگ و یکپارچه در سطح جهانی عمل کند.

جبران ضعف های زیرساختی

در لایه سخت افزاری نیز، جبران ضعف های زیرساختی از طریق راه اندازی استودیوهای رسانه ای مجهز، تخصیص تجهیزات استاندارد و مهم تر از همه ارائه اینترنت با کیفیت و بدون محدودیت به شبکه نخبگان منتخب، از الزامات قطعی و بدیهی برای حضور پرقدرت و بدون اختلال در شبکه های زنده جهانی است.

تنوع بخشی زبانی

در کنار این موارد، استراتژی تنوع بخشی زبانی نیز باید فورا در دستور کار قرار گیرد. انحصار حضور فعالان ایرانی صرفا در رسانه های انگلیسی زبان باید شکسته شود و با تربیت و به کارگیری تحلیلگران مسلط به زبان های عربی، اسپانیایی، روسی، چینی و فرانسوی، عمق استراتژیک روایت سازی ایران به جغرافیای پهناورتری از جهان گسترش یابد.

برگزاری دوره های آموزشی

راه اندازی دوره های تخصصی برای آموزش تکنیک های فن بیان رسانه ای، قواعد مناظره بین المللی و نحوه تعامل روان شناختی با پرسش های سوگیرانه خبرنگاران غربی، از دیگر راهبردهایی است که می تواند اعتماد به نفس و ضریب نفوذ کلامی نخبگان را ارتقا بخشد.

استفاده از ظرفیت دیاسپورا

حاکمیت باید با رویکردی فراگیرتر و پدرانه، از ظرفیت بی بدیل پژوهشگران و نخبگان میهن دوست ایرانی مقیم خارج از کشور که در اندیشکده ها و دانشگاه های معتبر جهانی صاحب کرسی هستند، برای خنثی سازی خطوط خبری ایران هراسانه بهره برداری مطلوب کند.

جمع بندی

انفعال در میدان رسانه و غفلت از سازمان دهی استراتژیک دیپلماسی نخبگانی، کشور را در نبردهای روایتی آینده به شدت خلع سلاح و آسیب پذیر خواهد ساخت. اگرچه ظرفیت و پتانسیل علمی کارشناسان داخلی برای دفاع از منافع ملی در تریبون های بین المللی بسیار بالاست، اما این پتانسیل به دلیل فقدان زیرساخت های ارتباطی پایدار، نبود شبکه هماهنگ و ضعف ارتباط ساختاری میان حاکمیت و نخبگان، به فعلیت کامل نرسیده است. پیروزی در جنگ های ترکیبی و شناختی مدرن، نیازمند تغییر پارادایم از رویکردهای واکنشی، روزمره و جزیره ای، به سمت طراحی یک استراتژی جامع، پیش دستانه و شبکه محور در دیپلماسی عمومی است. تنها در سایه حمایت مستمر نهادی، رفع موانع فنی و آموزش تخصصی نخبگان است که می توان در زمان بروز بحران، روایت اصیل و مقتدرانه از استراتژی های ملی را بر ماشین پرهیاهوی رسانه های رقیب مسلط ساخت و افکار عمومی جهانی را با منافع راهبردی کشور همسو کرد.

این مطالعه در اندیشکده حکمرانی شریف در سال ۱۴۰۵ انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده حکمرانی شریف

اندیشکده حکمرانی شریف به‌عنوان حلقه‌ای مکمل در روند رو به رشد حضور مراکز آکادمیک دانشگاهی کشور در حل مسائل عملی عرصه عمومی کشور و با هدف بسترسازی، توسعه و جهت‌دهی ظرفیت‌های نخبگانی در مسیر رشد و تعالی ملی فعالیت می‌نماید. ورود به صفحه اندیشکده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا