فرصت های همکاری اقتصادی میان ایران و افغانستان
مطالعه وضعیت کلی اقتصادی اجتماعی افغانستان، بررسی علل عدم موفقیت افغانستان در توسعه تجارت کالا و ارائه پیشنهادهایی جهت توسعه تجارت ایران و افغانستان
ایران و افغانستان به دلیل اشتراکات مرز جغرافیایی و پیوندهای فرهنگی، تاریخی، زبانی و تمدنی که با یکدیگر دارند، در تلاشند تا بتوانند در عرصه های اقتصادی نیز مشارکت فعالی داشته باشند؛ اما تحریم های اقتصادی آمریکا و وابستگی دولت افغانستان به این کشور، مانع از گسترش روابط اقتصادی بین دو کشور ایران و افغانستان شده است. درحال حاضر با قدرت یابی مجدد طالبان و با خروج نیروهای آمریکا از افغانستان، فرصت جدیدی به وجود آمده است تا ایران در بازار و اقتصاد افغانستان سهم بیشتری به دست آورد؛ به خصوص که کشورهای غربی افغانستان را تحریم کرده اند. ازاین رو، افزایش میزان تبادلات تجاری و اقتصادی با طالبان، فرصتی برای ایران به حساب می آید.
ضرورت و اهداف پژوهش
با خروج نیروهای ایالات متحده و ناتو از افغانستان و بازگشت طالبان به سپهر سیاسی این کشور، فرصت ها و تهدیدهایی برای روابط خارجی بین دو کشور ایران و افغانستان در حال شکل گیری است. به نظر می رسد که فرصت های همکاری اقتصادی بین ایران و افغانستان در دو حوزه تجارت کالا و استخراج معدن افغانستان نسبت به سایر حوزه ها از اهمیت و قابلیت تحقق بیشتری برخوردار باشد. درواقع در این حوزه ها دو کشور توان بالقوه برای پاسخگویی به نیاز یکدیگر را دارا بوده اما به دلایل مختلف، تا به حال از تمام ظرفیت ها استفاده نکرده و یا اساسا بسته به موضوع، همکاری را آغاز نکرده اند. از این رو در این پژوهش به مطالعه وضعیت کلی اقتصادی، اجتماعی افغانستان و بررسی علل عدم موفقیت افغانستان در توسعه تجارت کالا و ارائه پیشنهادهایی جهت توسعه تجارت ایران و افغانستان پرداخته شده است.
وضعیت کلی اقتصادی- اجتماعی افغانستان
افغانستان با حدود 40 میلیون جمعیت، سی و هفتمین کشور پر جمعیت جهان است. افغانستان با داشتن حدود 20 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی، سهم بسیار اندکی از کیک اقتصاد دنیا را به خود اختصاص داده است. علاوه براین، به طور سالانه 5 الی 6 میلیارد دلار کمک خارجی به علت ناترازی شدید تجاری از سوی کشورهای غربی به افغانستان اعطا می شد؛ اکنون این کمک های خارجی به علت حاکمیت طالبان بر افغانستان، بسیار کاهش یافته و از ابتدای روی کارآمدن طالبان به حدود 1.5 میلیارد دلار رسیده است. از سوی دیگر بلوکه شدن 7 میلیارد دلار از دارایی های این کشور توسط ایالات متحده، به بحران اقتصادی در این کشور دامن زده است. با گذشت بیش از یک سال از حاکمیت طالبان بر افغانستان، مردم این کشور هرچه بیشتر با بحران های مختلف از جمله بیکاری، فقر شدید، کمبود سوخت، ضعف شدید بهداشتی عمومی، محرومیت آموزشی و غیره مواجه هستند.
با توجه به این که بخش بزرگی از اقتصاد افغانستان و همچنین صادرات این کشور با کشاورزی و دامپروری گره خورده، مسئله خشکسالی نیز باعث بروز بحران کم درآمدی و کمبود موادغذایی شده است. این موضوع به عنوان یک تهدید جدی تلقی می شود چراکه در این کشور، حدود 70 درصد از مردم در مناطق روستایی زندگی می کنند. به علت درآمد کم حاصل از فروش محصولات کشاورزی، برخی از مردم، مخصوصا در مناطق جنوب غربی که از بارش کمتری برخوردار است، به سوی کشت مواد مخدر سوق پیدا کرده اند. گزارش ها حاکی از این است که در سال 2021، تولید ناخالص اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر افغانستان 1.8 تا 2.7 میلیارد دلار بوده و ارزش کل مواد مخدر شامل مصرف داخلی و صادرات بین 9 تا 14 درصد تولید ناخالص داخلی افغانستان است.
ظرفیت های افزایش و توسعه تجارت کالا بین ایران و افغانستان
ایران جز مهمترین شرکای افغانستان در صادرات به این کشور بوده و تقریبا ظرفیت بسیاری از کالاها برای صادرات به افغانستان فعال شده است. در این بین 5 کالای روغن های نفتی، پلی وینیل کلراید (پی وی سی)، پلی استایرن، پودر شیر و خامه و کارتن های از جنس مقوا و کاغذ، دارای ظرفیت بیشتری برای صادرات به افغانستان هستند. مهمترین رقیب ایران در کالاهای نام برده شده به ترتیب کشورهای ترکمنستان، چین، کره جنوبی، ایرلند و پاکستان هستند و در عموم این کالاها افغانستان سهم بسیار اندکی از کل صادرات ایران را به خود اختصاص داده و سهم ایران در ده سال اخیر رو به کاهش بوده است. مهم ترین رقبای تجاری ایران در افغانستان با توجه به حاکمیت طالبان، کشورهای پاکستان، هند و چین هستند که چین به علت رشد اقتصادی بالا و قدرت تولید جهانی، پتانسیل بالایی برای تصاحب بازار کالاهای ایرانی در افغانستان را داراست.
علت عدم بهره برداری از معادن افغانستان از گذشته تاکنون
طی چهار دهه گذشته به دلایل متعددی، منابع معدنی افغانستان دست نخورده و بکر باقی مانده است؛ به گونه ای که حتی دو کشور شوروی و آمریکا نیز نتوانستند به طور موثر در استخراج مواد معدنی افغانستان نقش داشته باشند. علاوه براین، از سال 2007 کشور چین نیز تلاش داشته تا از این منابع غنی بهره ببرد اما چندان به توفیقی دست نیافته است. از عوامل عدم بهره برداری از معادن افغانستان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- عدم ثبات و معضل امنیت؛
- نداشتن یک راهکار بلندمدت و نبود ثبات حقوقی؛
- تخریب و عدم توسعه زیرساخت های ترانزیتی؛
- ضعف زیرساخت برق در اطراف معادن مهم افغانستان.
- مشکل خشکسالی و کمبود آب
پیشنهادهایی جهت حل مشکلات کشور افغانستان
عطف به بیش از دو دهه عدم ثبات سیاسی و عدم تمایل کشورها برای ورود به حوزه معادن افغانستان، می توان به این نتیجه رسید که معضل امنیت، ریسک سرمایه گذاری در این کشور را به شدت افزایش داده است. در این شرایط به نظر می رسد که برخی از راهبردهای زیر، تا حدودی مولفه چالش ساز امنیت را کنترل کند:
- با توجه به عدم توانایی طالبان در تامین امنیت باید کشورهای متمایل به ورود به افغانستان به طور مشترک امنیت مناطق مدنظر خود را تامین کنند. در بین کشورهای دارای ظرفیت همکاری، چین به علت قدرت اقتصادی و نظامی و همچنین چشم داشت بلندمدت به افغانستان بهترین گزینه موجود است؛
- با توجه به دو معضل بزرگ عدم ثبات قوانین و امنیت و همچنین ماهیت ریسک گریز بودن سرمایه، شرکت های خصوصی و بدون پشتوانه دولتی تمایلی به ورود به افغانستان ندارند. براین اساس ضروری است برای آغاز همکاری شرکت های دولتی و یا وابسته به دولت پرچمدار ورود به افغانستان باشند تا دولت بتواند به طرز اطمینان بخشی تضمین امنیت این شرکت ها برای ورود به افغانستان را به عهده گیرد؛
- یکی از راه های کم اثرنمودن مولفه چالش امنیت، سرمایه گذاری بر معادن نزدیک مرز ایران و یا استخراج از معادن دور از مناطق هزاره نشین (عمدتا شیعه) در مرکز افغانستان است.
پیشنهادهایی جهت بهبود روابط صادرات و واردات ایران و افغانستان
با توجه به سهم 20 درصدی ایران (800 هزار مگاوات ساعت) از واردات برق افغانستان و بدهی این کشور به تامین کنندگان، ظرفیت تبادل صادرات برق با واردات پنبه و زغال سنگ وجود دارد. پیگیری واردات پنبه و زغال سنگ از افغانستان توسط سازمان توسعه تجارت و ایجاد هماهنگی میان سازمان مذکور و وزارت نیرو توسط معاون اول رئیس جمهور، لوازم اولیه این اقدام است. همچنین، باتوجه به درآمد کم مردم افغانستان، واردات طلا از افغانستان در ازای تامین کالاهای مورد نیاز این کشور می تواند در دستور کار دولت قرار گرفته و سازوکار این مبادله را برای بخش خصوصی کشور فراهم سازد. ازطرفی افغانستان سالانه حدود نیم میلیارد دلار آرد از قزاقستان و دیگر کشورها وارد می کند. با توجه به ضعف این کشور در صنعت آسیاب، میتوان در مرز کشور کارخانه هایی را احداث کرد تا با به خدمت گرفتن کارگران فصلی افغانستانی، آرد مورد نیاز این کشور را تامین کنند. ایجاد اشتغال برای مهاجرین و جلوگیری از بزهکاری، کمک به بحران فقر و گرسنگی در افغانستان، جلوگیری از مهاجرت بیشتر به ایران، سهم داشتن در تامین مواد غذایی اساسی افغانستان و بکارگیری نیروی کار ارزان قیمت، از مزیت های این اقدام برای کشور است.
جمع بندی
با خروج نیروهای ایالات متحده و ناتو از افغانستان و بازگشت طالبان به سپهر سیاسی این کشور، فرصت ها و تهدیدهایی برای روابط خارجی بین دو کشور ایران و افغانستان درحال شکل گیری است. ایران جزو مهم ترین شرکای افغانستان در صادرات به این کشور بوده و تقریبا ظرفیت بسیاری از کالاها برای صادرات به افغانستان فعال شده است؛ اما چین به علت رشد اقتصادی بالا و قدرت تولید جهانی، پتانسیل بالایی برای تصاحب بازار کالاهای ایرانی در افغانستان را داراست. ازاین رو برای حفظ و توسعه تجارت با افغانستان، پیشنهاد می شود با توجه به سهم 20 درصدی ایران از واردات برق افغانستان، ظرفیت تبادل صادرات برق با واردات پنبه و زغال سنگ ایجاد شود. همچنین، باتوجه به درآمد کم مردم افغانستان، واردات طلا از این کشور در ازای تامین کالاهای مورد نیاز این کشور می تواند در دستور کار دولت قرار گیرد.
این مطالعه در اندیشکده حنان (حکمرانی نرم و فناوری های نوین) توسط امیرحسین صدیقی در سال 1401 انجام شده است.




