عبرت های «سند تحول آموزش و پرورش» برای «الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت»
بررسی دلایل عدم توفیق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و ارائه راهکارهایی جهت موفقیت الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت
سیاست های کلان نقش اساسی در جهت دهی به توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشورها دارند. تدوین و اجرای این سیاست ها، اقداماتی پیچیده و چندوجهی است که نیازمند هماهنگی دقیق میان نهادها، منابع و برنامه ریزی هدفمند است. عدم موفقیت در اجرای سیاست های کلان، علاوه بر اتلاف هزینه های مالی و زمانی، می تواند به بی اعتمادی عمومی و کندی روند پیشرفت منجر شود. از این رو، بررسی موانع و درس آموزی از تجارب پیشین برای بهبود فرآیند سیاست گذاری و تضمین اثربخشی آن ضروری است. این موضوع به ویژه در حوزه آموزش و پرورش، که زیربنای توسعه کشور به شمار می رود، اهمیت دوچندان دارد.
ضرورت و اهداف پژوهش
سیاست های کلان از مهم ترین ابزارهای توسعه کشورها هستند، اما در ایران به دلایلی مانند شناخت ناکافی از مراحل اجرایی، پیچیدگی های محیطی و خطاهای مدیریتی، اغلب به اهداف خود نمی رسند. درس آموزی از تجربیات پیشین، به ویژه از طریق تحلیل موفقیت ها و شکست ها، می تواند در بهبود سیاست گذاری های آینده موثر باشد. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نمونه ای بارز از این چالش است. این سند که با تاکید بر فلسفه اسلامی-ایرانی تدوین شد، پس از گذشت بیش از یک دهه، کمتر از ۲۰ درصد از برنامه های آن عملیاتی شده است. این ناکامی در اجرا ریشه در موانعی چون مشکلات ساختاری، ضعف مدیریت، بی توجهی به شرایط واقعی کشور و ضعف در گفتمان سازی دارد. این تجربه، هشداری جدی برای الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت است؛ سندی جامع و بلندمدت که اگر از این تجربیات درس نگیرد، احتمالاً با سرنوشت مشابهی مواجه خواهد شد. این پژوهش با بررسی موانع اجرای سند تحول، به دنبال ارائه راهکارهایی برای موفقیت الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت است.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش؛ سندی مرتقی، اجرایی ناموفق
تحقق ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی نیازمند تلاش جامع در همه زمینه ها از جمله تعلیم و تربیت است که زیرساخت اصلی ارتقای سرمایه انسانی کشور است. با توجه به دغدغه رهبر معظم انقلاب، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با مشارکت گسترده کارشناسان و تصویب در مراجع عالی تدوین شد. این سند که شامل اهداف، راهبردها و راهکارهای جامع برای ارتقای نظام آموزشی است، مورد تائید خبرگان قرار گرفته است. با این حال، علی رغم اهمیت و پیگیری های رهبر انقلاب، تاکنون تنها کمتر از ۲۰ درصد از برنامه های این سند به مرحله اجرا رسید. این ناکامی بیانگر وجود موانع اجرایی و نیاز به تقویت فرآیند تحقق این سند مهم در آموزش و پرورش کشور است.
الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت؛ نقشه راه آینده کشور
در پی تاکید رهبر معظم انقلاب بر لزوم تدوین الگویی جامع برای پیشرفت، مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت در سال ۱۳۹۰ تاسیس شد. این الگو، نقشه راه تحول کشور را بر اساس ارزش های اسلامی-ایرانی ترسیم می کند و با مشارکت گسترده نخبگان تدوین شده است. ضمانت های اجرایی آن شامل تایید رهبری، مشارکت نخبگان و نظارت مستمر است. با این حال، تحقق کامل اهداف این الگو نیز مستلزم عزم جدی نظام، نخبگان و مردم در مسیر اجرای دقیق آن است.
موانع اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
در این بخش برخی از مهم ترین موانع اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گرفته اند:
موانع اجرایی و مدیریتی
- ضعف در مدیریت و برنامه ریزی: اجرای سند ملی نیازمند مدیریت توانمند، برنامه ریزی راهبردی و نگاه آینده نگر است، اما ضعف هایی چون تاخیر هشت ساله در تهیه زیرنظام ها، برنامه ریزی ناکافی، اجرای نامتوازن و فقدان مدیریت مشارکتی در وزارت آموزش و پرورش به عنوان مجری سند مشاهده شده است. پژوهشگران و خبرگان بر ضرورت برنامه ریزی دقیق، منعطف، پویا و مدیریت مشارکتی در سطوح مختلف برای زمینه سازی اجرای موفق سند تاکید دارند؛
- ضعف در انسجام نهادی: سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، به همکاری همه دستگاه ها و نهادها به ویژه رسانه ملی نیاز دارد، اما تاکنون نقش های همکاری سایر نهادها مشخص نشده و انسجام نهادی بین بازیگران کلیدی وجود ندارد، بنابراین همکاری لازم شکل نگرفته است. پژوهش ها و خبرگان بر اهمیت تهیه نگاشت نهادی، تقسیم کار ملی و برنامه ریزی بین دستگاهی برای اجرای موفق سند تاکید دارند.
نظام سیاست گذاری
- فقدان عزم اجرای سند: صاحب نظران معتقدند در مدیران عالی نظام (شورای عالی انقلاب فرهنگی، دولت، مجلس، وزارت آموزش و پرورش و نهادهای مرتبط) عزم و اراده کافی برای اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش وجود ندارد. این کم انگیزگی ناشی از ویژگی های شخصی مانند کمبود روحیه انقلابی و جهادی و مشکلات ساختاری شامل موانع متعدد، حمایت کم مدیران عالی، دوره های کوتاه مدت مدیریتی، سیاست زدگی و نبود شایسته سالاری است که موجب تضعیف عزم ها می شود؛
- تصدی گرایی و تمرکزگرایی: یکی از مشکلات اصلی نظام اداری ایران، تمرکز شدید تصمیم گیری در راس سازمان هاست که باعث کندی و سنگینی دستگاه ها شده است. مدیران عالی فرصت رسیدگی به همه امور ندارند، اما حاضر به واگذاری اختیارات به مدیران پایین تر نیستند. راهکار این مسئله، تمرکززدایی و تفویض اختیار است تا مدیریت عالی تنها بر امور کلان و حاکمیتی متمرکز شود و سایر وظایف به مدیران منطقه ای و پایین دست واگذار شود. در آموزش و پرورش نیز تغییر ساختار به سمت میدان داری، افزایش اختیارات مدارس، توجه به شرایط بومی و محوریت معلم راهگشا خواهد بود.
موانع اجتماعی
- ضعف در گفتمان سازی: اجرای موفق سند تحول بنیادین نیازمند معرفی و تبیین کامل آن برای گروه های مختلف شامل نخبگان، مدیران، معلمان و خانواده هاست تا ضرورت و اهمیت آن درک شود. به دلیل کم توجهی به گفتمان سازی، نه تنها خانواده ها بلکه بسیاری از مدیران و معلمان هم با این سند آشنا نیستند؛ در حالی که آن ها نقشی اساسی در اجرای آن دارند؛
- ضعف در جلب مشارکت: اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بدون مشارکت نهادها و گروه های مختلف ممکن نیست و به نظر می رسد که مجریان سند هنوز نتوانسته اند این مشارکت را جلب کنند. عموم مردم، جامعه پیرامون مدرسه، وزارتخانه های اثرگذار و مرتبط، رسانه ها و مراکز فرهنگی و علمی، نمونه هایی از نهادها و گروه های مورد نظر هستند.
راهبردهای اجرای الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت
با توجه به موانع بیان شده راهکارهای زیر به منظور رفع موانع، در مسیر اجرایی سازی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت ارائه می شوند:
- راهکارهای رفع موانع اجرایی: برخلاف سند تحول که محدود به یک دستگاه است، الگوی پیشرفت نیازمند یک نهاد راهبری فرادستگاهی برای رصد، پایش و هماهنگی میان تمام بخش های دولتی و خصوصی است. تهیه یک نگاشت نهادی جامع برای تقسیم کار ملی ضروری است؛
- راهکارهای رفع موانع نظام سیاست گذاری: برای غلبه بر فقدان عزم، تقویت «روحیه جهادی» (شامل بلندنگری، شجاعت و پیگیری مستمر) در مدیران ضروری است. الگوی پیشرفت باید با پرهیز از تمرکزگرایی، توان مدیران محلی را به رسمیت بشناسد؛
- راهکارهای رفع موانع اجتماعی: برای غلبه بر فقدان عزم، تقویت «روحیه جهادی» (شامل بلندنگری، شجاعت و پیگیری مستمر) در مدیران ضروری است. الگوی پیشرفت باید با پرهیز از تمرکزگرایی، توان مدیران محلی را به رسمیت بشناسد.
جمع بندی
سیاست های کلان توسعه در ایران اغلب به دلیل ضعف های اجرایی به اهداف خود نمی رسند. ناکامی در اجرای کامل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (با اجرایی شدن کمتر از ۲۰ درصد) زنگ خطری برای اسناد آینده، از جمله الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت است. موانع اصلی این شکست شامل ضعف مدیریت، نبود انسجام نهادی، فقدان عزم جدی، تمرکزگرایی و ضعف در گفتمان سازی است. برای جلوگیری از تکرار این تجربه، الگوی پیشرفت باید با ایجاد یک نهاد راهبری فرادستگاهی، تقویت روحیه جهادی در مدیران، تمرکززدایی و از همه مهم تر، تبدیل شدن به یک مطالبه عمومی از طریق گفتمان سازی و جلب مشارکت حداکثری، مسیر خود را به سوی تحقق پیشرفت پایدار و همه جانبه هموار سازد.
این مطالعه در مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با همکاری حسن دانایی فرد و سید محمدرضا سیدی در سال 1403 انجام شده است.




