آسیب شناسی طرح رتبه بندی معلمان
نقد جامع نظام رتبه بندی معلمان در ایران: چالش ها، پیامدها و راهکارهای پیشنهادی برای بهبود اجرا و ارتقای کیفیت آموزش
نظام رتبه بندی معلمان یکی از مهم ترین ابزارهای ارتقای کیفیت آموزش و انگیزه بخشی به نیروی انسانی در نظام آموزش و پرورش است. این نظام با هدف شناخت توانمندی ها، مهارت ها و تخصص های معلمان و ایجاد عدالت در پرداخت ها و فرصت های شغلی طراحی شده است. اجرای چنین طرحی، نیازمند برنامه ریزی دقیق و ارزیابی مستمر است تا ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف، بتوان روند پیشرفت حرفه ای معلمان را تسهیل کرد. در این مسیر، توجه به دیدگاه های کارشناسان و معلمان نقش کلیدی دارد تا نظام رتبه بندی به شکل کارآمد و عادلانه تحقق یابد و به توسعه آموزش کشور کمک کند.
ضرورت و اهداف پژوهش
نظام رتبه بندی معلمان پس از ۱۱ سال بحث، در سال ۱۴۰۰ به تصویب رسید و آیین نامه آن نیز در سال ۱۴۰۱ تنظیم شد. این نظام، معلمان را در پنج رتبه آموزشیار معلم، مربی معلم، استادیار معلم، دانشیار معلم و استاد معلم دسته بندی می کند و بر اساس آن فوق العاده رتبه بندی به حقوق معلمان افزوده می شود؛ که از ۴۵ درصد برای آموزشیار معلم تا ۹۰ درصد برای استاد معلم متغیر است. از زمان اجرای طرح نقدهای زیادی در سه حوزه قانون و آیین نامه، فرایند طراحی و اجرا و نتایج حاصل مطرح شده است. گزارش حاضر در دو بخش اصلی تدوین شده است. ابتدا آسیب شناسی طرح بر اساس نظرات کارشناسی و دیدگاه معلمان انجام می گیرد و سپس پیشنهادهای سیاستی و مدیریتی برای بهبود اجرایی و ارتقاء کیفیت نظام رتبه بندی ارائه شده است. هدف اصلی این گزارش، بررسی جامع نقاط ضعف و ارائه راهکارهای مؤثر برای ارتقای نظام رتبه بندی معلمان است.
آسیب شناسی رتبه بندی معلمان از منظر کارشناسان
در این بخش، طرح رتبه بندی بر اساس اهداف قانون نقد و بررسی می شود. آسیب شناسی شامل ارزیابی قانون، آیین نامه، فرایند اجرا و نتایج حاصل است که در دو بخش نظرات کارشناسان و دیدگاه های معلمان ارائه شده است. پژوهشگران از طریق مصاحبه با صاحب نظران و بررسی متون تحلیلی و همچنین جمع آوری نظرات معلمان، دیدگاه های مختلف درباره طرح را تحلیل و جمع بندی کرده اند. در بخش اول به بررسی نظرات کارشناسان پرداخته می شود:
بررسی قانون، آیین نامه و شیوه نامه رتبه بندی
بررسی قانون، آیین نامه و شیوه نامه رتبه بندی نشان دهنده موارد زیراست:
- ابهام در چگونگی تحقق آیین نامه: آیین نامه رتبه بندی به دلیل ابهام در بندها و شاخص ها، برداشت های مختلفی را برای مجریان امکان پذیر کرده، به طوری که ممکن است روح کلی نظام رتبه بندی رعایت نشود. همچنین نبود ابزارهای مشخص ارزیابی، مشکلاتی در فرایند رتبه بندی ایجاد کرده و باعث کاهش اعتماد معلمان به این نظام شده است؛
- عدم تناسب برخی شاخص ها با مولفه های مؤثر بر صلاحیت عمومی و حرفه ای معلمان: معیارهای پیشنهادی مانند تالیف کتاب، ثبت اختراعات و کسب جوایز، ارتباط مستقیمی با اهداف ارتقای صلاحیت معلمان ندارند و موجب حواس پرتی معلمان از تمرکز بر بهبود کیفیت تدریس می شوند و توان آن ها را در مسیر اشتباهی صرف می کنند؛
- محدودکردن ارتقای رتبه به توقف ۵ ساله: وابسته کردن ارتقای رتبه به حدنصاب سنوات، فرصت رشد متناسب با توانایی ها و استعدادهای فرد را محدود کرده و با شرط تثبیت پنج ساله، انگیزه نیروهای جوان و بااستعداد کاهش می یابد، در حالی که ارتقا باید بر اساس ظرفیت های فردی و مسیر غیر یکسان باشد.
بررسی فرایند اجرایی رتبه بندی
بررسی فرایند اجرایی رتبه بندی حاکی از موارد زیر است:
- شتاب در انجام رتبه بندی و عدم زمان بندی منطقی: پیچیدگی، عدم شفافیت و اجرای نادرست فرایند رتبه بندی باعث کاهش انگیزه، فرسایش و افت کیفیت عملکرد معلمان شده که با هدف اصلی طرح در تضاد است؛
- فراهم نبودن مقدمات رتبه بندی معلمان پیش از اجرا: رتبه بندی اخیر به دلیل کم اطلاعی معلمان از فرایند، عدم وضوح معیارها، در دسترس نبودن مدارک ویژه برای معلمان با سابقه، عدم توجیه کافی، پاسخ گویی ناکافی مسئولین و تغییر مکرر ملاک های ارزیابی؛ از شأن و کرامت معلم فاصله گرفته است؛
- الگوی ناقص سنجش برای ارزیابی جامع فعالیت معلمان: در ارزیابی معلمان جهان از روش های متنوعی مثل آزمون، مصاحبه و نظرسنجی استفاده می شود، اما رتبه بندی ۱۴۰۱ در ایران تنها به بارگذاری مستندات و تایید آن ها محدود شده و ترکیب معقولی از این الگوها ندارد.
بررسی نتایج رتبه بندی
این بررسی نتایج زیر را به دنبال داشته است:
- نبود گفتمان ارتقای کیفیت در جامعه معلمان به علت مسائل معیشتی: با توجه به اینکه معلمان رتبه بندی را احقاق حقوق پیشین خود می دانند و این امر به درستی اجرا نشده، هدف ارتقای کیفیت تعلیم و تربیت محقق نشده است. در نتیجه، معلمان بیشتر در حالت مطالبه گری هستند و افزایش تکالیف سنگین منجر به نارضایتی و انجام تشریفاتی آن شده است؛
- عدم تعریف درست شأنیت اجتماعی برای ارتقاء رتبه معلمان: هدف طرح رتبه بندی ارتقای کرامت و منزلت معلمان بوده، اما در عمل فقط به افزایش حقوق محدود شده است. اگر شأن معلمان فقط به حقوق مربوط باشد، راه های ساده تری وجود دارد؛ اما اگر منظور گسترده تر باشد، باید عوامل مختلفی که به ارتقای منزلت کمک می کنند شناسایی و شاخص های ارزیابی متناسب با آن ها در رتبه بندی لحاظ شود؛
- عدم انعکاس رتبه بندی در فضای والدین و مخاطبین نظام آموزشی: عدم مشارکت والدین و عدم اطلاع رسانی صحیح درباره تاثیرات مثبت رتبه بندی بر کیفیت آموزش، فرصت ایجاد گفتمان و بهبود نگرش نسبت به نظام تعلیم و تربیت را از بین برده و این طرح را تنها به مسأله ای معیشتی برای معلمان تبدیل کرده است.
آسیب شناسی رتبه بندی معلمان از منظر معلمان
با بررسی دیدگاه های معلمان در رسانه ها و شبکه های اجتماعی پس از اجرای طرح رتبه بندی، مجموعه ای متنوع از نقدها و نظرات از ذی نفعان اصلی گردآوری شده که در این بخش، محورهای اصلی آن ها ارائه خواهد شد:
بررسی قانون، آیین نامه و شیوه نامه رتبه بندی
بررسی قانون، آیین نامه و شیوه نامه رتبه بندی نشان دهنده موارد زیر است:
- لزوم اجرای رتبه بندی بعد از همسان سازی حقوق معلمان با سایر کارمندان دولت: معلمان معتقدند نظام رتبه بندی باید تشویقی باشد و پس از همسان سازی حقوق معلمان با سایر کارکنان دولت اجرا شود. آن ها تاکید دارند که حقوق متوسط معلمان به طور قابل توجهی کمتر از میانگین حقوق کارکنان دیگر دستگاه های دولتی است و طرح فعلی رتبه بندی نمی تواند این فاصله را به طور چشمگیر کاهش دهد؛
- ضرورت اجرای قانون خدمات کشوری پیش از اجرای طرح رتبه بندی: برخی معلمان معتقدند دولت باید پیش از طرح رتبه بندی، قانون خدمات کشوری را که حقوق معلمان را ۱۰ درصد بالاتر از هم رتبه هایشان در دستگاه های دیگر تعیین کرده، به درستی اجرا می کرد. اجرای درست این قانون باعث می شد طرح رتبه بندی انگیزشی باشد، اما اکنون برای برخی معلمان تنها به نزدیک شدن به متوسط حقوق تبدیل شده و برای برخی دیگر باعث کاهش حقوق مصرح قانونی شده است؛
- وجود شاخص هایی غیر قابل ارزیابی: نکته مهم این است که فرایند آموزشی معلمان صرفاً از طریق مستندات قابل ارزیابی نیست و باید کیفیت آموزش در کلاس درس سنجیده شود. در تدوین شاخص ها و ارزیابی ها باید این موضوع مدنظر قرار گیرد. همچنین برخی شاخص های نامشخص و غیرعینی، به ویژه در بخش شایستگی های عمومی مانند باورها، نگرش ها و رفتارهای مبتنی بر نظام ارزشی فرهنگی و اخلاقی جامعه، نحوه ارزیابی شان مشخص نیست.
بررسی فرایند رتبه بندی
این بررسی نتایج زیر را به دنبال داشته است:
- عدم آگاهی معلمان نسبت به شاخص های موردنیاز برای رتبه بندی های آتی: معلمان اعلام کرده اند که شاخص ها و مدارک مورد نیاز برای ارتقای رتبه در دوره های بعد را نمی دانند و نیاز دارند زودتر از زمان رتبه بندی درباره این موارد مطلع شوند تا بتوانند آمادگی لازم را کسب کنند. همچنین اگر شایستگی های خاصی نیازمند گذراندن دوره ها و مراحل زمان بر باشد، اطلاع رسانی قبلی به بهبود کیفیت احراز این شایستگی ها کمک می کند؛
- تقابل وزارتخانه با سازمان برنامه و بودجه: در ابتدای رتبه بندی، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد معلمان به صورت عادلانه ارزیابی شدند، اما با مداخله سازمان برنامه و بودجه به دلیل کمبود بودجه، باقی ارزیابی ها به سرعت و به طور غیرعادلانه انجام شد و بسیاری از معلمان رتبه های پایین تری گرفتند؛
- عدم سنجش صحیح مدارک توسط ارزیابان: برخی معلمان گزارش داده اند که مدارک بارگذاری شده بسیاری بی ارتباط بوده و ارزیابان به دلیل فرصت محدود یا دلایل دیگر بدون بررسی دقیق نمره داده اند. همچنین در مواردی که اطلاعات چند معلم توسط یک همکار وارد شده، نتایج رتبه بندی به طور غیرمنطقی نابرابر بوده است.
بررسی نتایج رتبه بندی
این بررسی نتایج زیر را به دنبال داشته است:
- عدم تاثیر جدی رتبه بندی در معیشت معلمان: با توجه به ضعف فرایند رتبه بندی و رتبه های پایین بسیاری از معلمان و نواقص قانون خدمات کشوری، معلمان تاثیر قابل توجهی در معیشت خود نمی بینند. به همین دلیل، بسیاری خواستار حذف رتبه بندی و اجرای سراسری فوق العاده ویژه برای همه کارکنان آموزش و پرورش هستند؛
- ایجاد بی اعتمادی نسبت به اقدامات صورت گرفته در اثر عدم آگاهی به فرایند: در فرایند رتبه بندی، اخبار ضد و نقیض اعتبار مسئولان را خدشه دار کرده و باعث نارضایتی معلمان شده است، زیرا حقوق آن ها وابسته به این فرایند است. همچنین ارزیابی ضعیف مدارک و ثبت نظرات مدیران، اعتماد معلمان به توان وزارت آموزش و پرورش در احقاق حقوقشان را کاهش داده است؛
- آغشتگی به تقلب و جعل مدرک و دورزدن قوانین برای دستیابی به رتبه متناسب: رتبه بندی معلمان باعث افزایش پرداخت هزینه به دیگران برای گذراندن دوره های ضمن خدمت شده است، زیرا کیفیت ضعیف این دوره ها و ارتباط آن با رتبه بندی مشکل ساز است. همچنین، پس از آغاز رتبه بندی، استفاده معلمان از کانال های نگارش مقاله و کتاب جعلی، برای ارائه اقدامات خود افزایش یافته است.
پیشنهادهای کلیدی برای بهبود اجرای نظام رتبه بندی معلمان
از جمله این پیشنهادها عبارتند از:
ضرورت پیوند میان قانون نظام رتبه بندی با قانون خدمات کشوری
پیشنهاد می شود قانون نظام رتبه بندی معلمان زیرمجموعه قانون جامع مدیریت خدمات کشوری قرار گیرد و ابهامات مربوط به تبصره ۳ ماده ۶۵ رفع شود. همچنین سازمان اداری استخدامی و سازمان برنامه و بودجه موظف شوند منابع لازم برای اجرای این قانون را براساس نظر مجلس تامین کنند و اجرای قانون خدمات کشوری به خاطر طرح رتبه بندی متوقف نشود.
عدم بررسی همه مدارک توسط ارزیابان
پیشنهاد می شود دریافت مدارک آموزشی به صورت مکانیزه انجام شود؛ به عنوان مثال، اطلاعات مسابقات و جشنواره ها در سامانه ای ثبت و نتایج ارزیابی کارشناسان پژوهشی ادارات به عنوان امتیاز اقدام پژوهی ملاک قرار گیرد، نه نظر ارزیابان نهایی.
عدم تاثیر جدی رتبه بندی در معیشت معلمان
پیشنهاد می شود قبل از اجرای دور دوم طرح رتبه بندی، دولت بند ۳ ماده ۶۵ قانون خدمات کشوری را اجرا کند و با بررسی تاثیر فوق العاده ویژه ۵۰ درصدی بر حقوق کارمندان، کمبود افزایش حقوق معلمان از طریق تامین بخشی از این فوق العاده جبران شود.
جمع بندی
نظام رتبه بندی معلمان پس از سال ها انتظار اجرا شد اما با ابهامات قانونی، شاخص های نامتناسب و فرایند اجرایی ناپایدار مواجه است. معلمان از ضعف اطلاع رسانی، ارزیابی نادرست مدارک و تاثیر محدود این نظام بر معیشت خود گلایه دارند. همچنین اجرای ناقص قانون خدمات کشوری و نبود منابع کافی، انگیزه و اعتماد را کاهش داده است. پیشنهاد می شود قانون رتبه بندی با قانون خدمات کشوری پیوند یابد، فرایند دریافت و ارزیابی مدارک مکانیزه شود و کمبود حقوق معلمان از طریق اصلاح فوق العاده ویژه جبران شود تا این نظام بهبود یافته و انگیزشی واقعی برای ارتقای کیفیت آموزشی فراهم شود.
این مطالعه در اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی با همکاری علی قربانی، شهرام رامشت و مهتا حافظ الفرقان در سال 1402 انجام شده است.




