طراحی مدل کاهش و حذف یارانه انرژی پرمصرف ها
استفاده از نظام تعرفه گذاری پلکانی افزایشی (IBT) برای کاهش و حذف یارانه انرژی پر مصرف ها

نظام تعرفه گذاری پلکانی افزایشی (IBT) راهکاری برای کاهش و حذف یارانه انرژی پرمصرف ها و ایجاد عدالت بیشتر در استفاده از یارانه در کشور است. در این مدل، با توجه به روند کلی مصرف هر حامل انرژی در کشور، یک الگوی صحیح مصرف تعیین میشود. مصرف کمتر از الگو با نرخ های نسبتا پایین و مصرف بیشتر از الگو با نرخ هایی که به صورت پلکانی افزایش مییابد محاسبه میگردد. در نتیجه، مشترکین پرمصرف مبالغ به نسبت بیشتری در مقایسه با مشترکین کم مصرف میپردازند. این مدل برای قیمت گذاری برق، بنزین، گازوئیل و گاز قابل استفاده است.
ضرورت و اهداف پژوهش
در کشور ما معمولا افزایش قیمت حامل های انرژی به صورت یکسان برای تمامی مشترکین، اعم از کم مصرف و پرمصرف اعمال میشود. با این رویکرد، اقشار کم درآمد که عموما مصارف کمتری دارند و سهم بیشتری از درآمد خود را صرف پرداخت هزینه انرژی میکنند، یارانه کمتری دریافت میکنند؛ در نتیجه، فشار بیشتری را متحمل میشوند. در مقابل، اقشاری که درآمد بیشتری دارند و سهم کمتری از درآمد خود را صرف پرداخت هزینه انرژی میکنند، یارانه انرژی بیشتری دریافت میکنند؛ در نتیجه، فشار کمتری میبینند. در این وضعیت، علاوه بر بی عدالتی در تخصیص یارانه ها، مشترکین پرمصرف به صرفه جویی ترغیب نمیشوند و الگوی مصرف در کشور اصلاح نمیشود. هدف از این پژوهش، ارائه رویکردی صحیح تر و کاراتر برای قیمت گذاری حامل های انرژی به خصوص برق، بنزین و گازوئیل از طریق حذف یارانه پرمصرف ها است.
نظام تعرفه گذاری پلکانی افزایشی (IBT) چیست؟
نظام تعرفه گذاری پلکانی (Increasing Block Tariff یا به اختصار IBT) مدلی است که در کشورهای توسعه یافته از جمله آمریکا، ژاپن و کره جنوبی با هدف توسعه فناوری های کم مصرف، و در کشورهای در حال توسعه از جمله چین و هند با هدف کاهش شدت مصرف انرژی و تشویق به صرفه جویی به اجرا در آمدهاست. این مدل میتواند در ایران با هدف ایجاد عدالت بیشتر در تخصیص یارانه انرژی و کاهش فشار بر اقشار کم درآمد که عموما مصرف کمتری دارند اجرا شود و همزمان موجب کاهش مصرف انرژی شود.
در این نظام تعرفهگذاری، با توجه به روند مصرف عمده مشترکین، میزان مشخصی از مصرف هر حامل انرژی به عنوان «الگوی مصرف» تعریف میشود. هزینه مصرف کمتر از الگو نسبتا ارزان است. اما با عبور از آن، قیمت به صورت پلکانی افزایش مییابد. در مصرف در پلههای بالاتر، با نرخهای بالاتری محاسبه میشود. در این مدل قیمتگذاری، هزینه مصرف مازاد بر الگو با قیمت تمامشده و در پلههای بالاتر با قیمت جهانی و حتی بیشتر از آن محاسبه میگردد. در نتیجه، مشترکینی که در حد الگو مصرف میکنند هزینه کمتر و مشترکینی که مازاد بر آن استفاده میکنند، هزینه به نسبت بالاتری میپردازند.
نحوه افزایش تعرفه برق بر اساس مدل IBT
سرانه مصرف ماهانه برق در کشور برای مشترکین خانگی 214 کیلووات است و 87 درصد از مشترکین کمتر از 300 کیلووات ساعت برق در ماه مصرف میکنند. بنابراین پلکان 300 کیلو وات ساعت را میتوان به عنوان الگوی مصرف ماهانه انتخاب نمود. بر این مبنا، با استفاده از مدل IBT، باید تعرفه مصرف در پله های بالاتر از 300 کیلو وات ساعت به قیمت تمامشده برق نزدیک شود. در این صورت، تنها 13 درصد از مشترکین که پر مصرف محسوب میشوند، به صورت جدی با افزایش هزینه برق مواجه میشوند و یارانه انرژی برق نیز به صورت عادلانه تری بین اقشار مختلف جامعه توزیع خواهدشد.
اما عدم اجرای این مدل در قیمت گذاری برق کشور موجب شده است که مصرف انرژی برق در سال های گذشته افزایش یابد. به طوری که اوج مصرف برق که در سالهای 91، 92 و 93 به ترتیب 43، 46 و 48 هزار مگاوات بود، در سال 97 به 54 هزار مگاوات رسیدهاست.
نحوه افزایش قیمت بنزین بر اساس مدل IBT
برای استفاده از مدل IBT در رابطه با قیمت گذاری بنزین لازم است طرح سهمیه بندی نیز به صورت همزمان اجرا شود. زیرا بررسیها نشان میدهد که استفاده از سیاست های صرفا قیمتی از دهه 60 تا سال 85 نتوانست مصرف فزاینده بنزین را متوقف کند. اما طرح کارت هوشمند سوخت (بر اساس اختصاص سهمیه بنزین و خرید مازاد بر مصرف با قیمت آزاد)، توانست جلوی افزایش مصرف بنزین در کشور را بگیرد.
با استفاده از مدل IBT میتوان سناریویی برای افزایش قیمت بنزین ارائهنمود که با وجود اصلاح قیمت نسبی بنزین، اثرات تورمی کمتری داشتهباشد و منجر به کاهش میزان مصرف آن شود. در این سناریو، بنزین به صورت ماهانه به میزان 60 لیتر به هر خانوار – به جای هر وسیله نقلیه – اختصاص مییابد. سپس قیمت بنزین آزاد به 2500 تا 3500 تومان افزایش مییابد، اما قیمت بنزین سهمیه ای افزایش پیدا نمیکند. خانوارهایی هم که وسیله نقلیه ندارند میتوانند به صورت غیرنقدی در قالب سبدی از کالا و خدمات مانند بیمه های درمانی و یا به صورت نقدی از مزایای یارانه بنزین بهرهمند شوند. در این صورت دیگر مصرف بنزین بیشتر به معنای بهره مندی از یارانه بیشتر نیست و انگیزه مصرف کننده برای صرفه جویی بالاتر میرود.
البته اجرای این سناریو نیاز به حلقات مکملی جهت استفاده از سوخت جایگزین CNG برای تاکسی ها، وانتبارها، آژانس های مسافربری و ماشین های آموزش رانندگی دارد. سهمیه بنزین این خودروها باید به تدریج حذف و گاز طبیعی جایگزین آن شود. البته به صورت کلی، با توجه به صرفه اقتصادی گاز طبیعی نسبت به بنزین (حدود 50 درصد) و کمبود جایگاههای CNG در کشور، برای رسیدن به متوسط جهانی، لازم است حدود 2000 جایگاه CNG جدید راهاندازی شود.
نحوه افزایش قیمت گازوئیل بر اساس مدل IBT
برای افزایش قیمت گازوئیل نیز مشابه بنزین در ابتدا لازم است از سهمیه بندی استفادهشود. در صورت اجرای سهمیه بندی، برآورد میشود حدود یک سوم مصرف گازوئیل کشور کاهش یابد. بر اساس آمارها، روزانه 30 میلیون لیتر گازوئیل در کشور مصرف میشود. این در حالی است که اگر بر اساس بارنامه های برخط، سوخت بر اساس پیمایش به کارت سوخت خودروهای دیزلی اختصاص یابد، تنها 20 میلیون لیتر گازوئیل کافی است. در قیمت گذاری بر اساس مدل IBT، نیز لازم است افزایش قیمت گازوئیل سهمیه ای کمتر از گازوئیل آزاد باشد. بدین ترتیب مصرف کنندگانی که بیشتر از سهمیه مصرف میکنند، هزینه بیشتری پرداخت خواهند کرد.
جمعبندی
استفاده از سیاست های افزایش قیمت خطی و درصدی یکسان برای همه مصرف کنندگان در بخش انرژی، علاوه بر آنکه مشوقی برای کاهش مصرف نیست، با تقسیم ناعادلانه یارانه انرژی، در واقع فشار بیشتری بر مصرف کنندگان با الگوی پایینتر وارد میکند. بنابراین لازم است با بهرهگیری از تجربیات جهانی و راهبردهای اصولی از جمله نظام تعرفه گذاری پلکانی افزایشی (IBT)، افزایش قیمتِ بیشتر برای مصرف کنندگان با الگوی بالاتر در دستور کار قرارگیرد. با این روش می توان به حذف یارانه انرژی پرمصرف ها را پرداخت و گامی در جهت عدالت اجتماعی برداشت.
این مطالعه در شبکه کانون های تفکر ایران (ایتان) با همکاری سجاد حسین نیا و مهدی ساسانی در سال 1393 انجام شده است.
محصول مرتبط:




