طراحی مدل حکمرانی ورزشی مطلوب در ایران
شناسایی عوامل موثر و بسترها و راهبردهای لازم جهت طراحی و اجرای الگوی حکمرانی ورزشی مطلوب در ایران

توسعه ورزش از دغدغه های اصلی جمهوری اسلامی ایران است. هرچند طی این سال ها بهبود نسبی در بعضی از ابعاد ورزش کشور حاصل شده است، ولی کماکان در این زمینه چالش هایی مانند شفافیت ناکافی، مشکل حق پخش تلویزیونی، ناتوانی در خصوصی سازی، توسعه ناکافی ورزش همگانی، اتلاف منابع مالی، چالش در برگزاری انتخابات هیئت های ورزشی، تغییرات مداوم ساختار وزارت ورزش و جوانان و … وجود دارد؛ بنابراین توسعه ورزش محصول روابطی پویا و پیچیده است و درنتیجه مستلزم رویکردهای سازمان یافته ای است که طیف وسیعی از بازیگران و ذینفعان را در بر داشته باشد. از این رو هیچ روشی مناسب تر از الگوی حکمرانی مطلوب که سازوکار ارتباط و همکاری بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی را مشخص و ترسیم کند، وجود ندارد.
ضرورت و اهداف پژوهش
تبیین عوامل مؤثر در توسعه این مقوله مهم ورزش، تغییر و تحول اساسی در اهداف، سیاست ها، برنامه ها و روش های اجرایی آن میتواند در نیل به اهداف و سیاست های استراتژیک کشور موثر واقع شود. در این راستا، چند رویکرد نظری و میدانی برای توسعه ورزش معرفی شده است، اما هیچکدام از این رویکردها دارای جامعیت نبوده است. درواقع، عدم کامیابی نهاد ورزش کشور در انجام وظیفه های حاکمیتی خود باعث تشویق دست اندرکاران این حوزه در جهت یافتن الگویی جدید برای توسعه ورزش کشور شده است. با توجه به این مهم، این پژوهش، پارادایم حکمرانی مطلوب را بهعنوان راهکاری جامع جهت توسعه ورزش کشور معرفی کرده است. در این الگو، سه مفهوم «عدم امید به آینده»، «عدم عقلانیت معنیداری» و «اکنون زدگی» به عنوان پدیده مرکزی شناسایی شده اند.
روششناسی پژوهش
با توجه به مسئله تحقیق، روش های مطالعه اسنادی برای بررسی تحقیقات پیشین و اسناد و مدارک قانونی، مطالعه تاریخی برای بررسی چگونگی شکل گیری نهاد ورزش در ایران و روش نظریه داده بنیاد (زمینه ای) برای تحلیل داده های کیفی مورد استفاده قرار گرفته است. روش های بکار رفته برای گردآوری اطلاعات عبارت اند از استفاده از برگه ثبت داده در مطالعات اسنادی و تاریخی، مصاحبه نیمه ساختارمند و ثبت صوتی و کتبی آن با استفاده از دستگاه ضبط صدا در روش داده بنیاد. در بخش مطالعات اسنادی، قلمرو مطالعه، وضعیت حکمرانی تمامی ذینفعان صنعت ورزش کشور بوده است. برای گردآوری داده ها، تمامی قوانین و مقررات، سیاست ها، مصاحبه های مدیران و کارشناسان ورزشی، اساسنامه فدراسیون ها، سایت های ورزشی بررسی شده است.
پیشینه حکمرانی خوب در ورزش
نظریه حکمرانی خوب از دهه 1990 بهعنوان یک الگوی مطلوب توسعه و مدیریت جوامع مورد توجه قرارگرفته است. این الگو مربوط به فرآیندهای سیاسی و نهادی است که نتایج لازم برای دستیابی به اهداف توسعه را فراهم می کند؛ بنابراین تعجب آور نیست که در حوزه ورزش نیز تاثیرگذار باشد. در صنعت ورزش، این مفهوم در سال های اخیر به دغدغه اصلی دانشگاهیان و دست اندرکاران حوزه مدیریت ورزش تبدیل شده است. این علاقه نه تنها به دلیل گستردگی این صنعت پدید آمده است، بلکه از ناکامی های اخیر در سطح بالای مدیریتی نهادهای ورزشی (به عنوان مثال رسوایی مالی در فیفا و رسوایی دوپینگ روسیه) نیز نشات می گیرد. به طور کلی، مفهوم حکمرانی در زمینه ورزش بدین معنی است که سازمان های ورزشی چگونه هدایت و کنترل میشوند؛ درواقع به بررسی مفهوم توزیع قدرت در نهاد ورزش می پردازد. هرچند هیچ تلاشی نظام مندی برای تعیین حدود و وسعت این مفهوم در حال رشد توسط نهادهای اداری، مدیران و یا محققان مدیریت ورزشی صورت نگرفته است، با این حال، این مفهوم در حال پیدا کردن جایگاهی واقعی خودش در صنعت ورزش است.
عوامل عدم حکمرانی ورزشی مطلوب در ایران
با طراحی سازوکار تعاملی ذینفعان صنعت ورزش بر اساس رهیافت کیفی داده بنیاد و با توجه به استنباط محقق از مصاحبه ها و بررسی اسناد و مشاهدات، مهم ترین عاملی که تاکنون باعث شده تعامل بین کلیه ذینفعان صنعت ورزش (که در قالب نهادهای عمومی و دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی طبقه بندی می شوند) شکل نگیرد، عدم امیدواری به آینده و یا به عبارتی ابهام از آینده، بی آیندگی، اکنون زدگی و عدم عقلانیت معنی داری در صنعت ورزش کشور است که این مفهوم به عنوان مقوله مرکزی در نظر گرفته شد و یافته اصلی این پژوهش است. درواقع به نظر پژوهشگران و با توجه به نظرات مصاحبه شونده ها برای اجرای حکمرانی مطلوب در ورزش ایران، نخست باید وضعیت امید به آینده را بهبود بخشید تا به واسطه آن امور برای ذینفعان صنعت ورزش معنی دار باشد.
پیشنهاداتی به منظور خروج از وضعیت حاضر
طبق مدل پژوهش، خروج از وضعیت اکنون زدگی که با افزایش امید به آینده و معنی دار کردن امور در ورزش کشور حاصل و پیشروی به سمت توسعه ورزش رخ خواهد داد با اتخاذ و توسعه راهبردهایی مانند شبکه سازی، بهبود فرایند نظارت، شفاف سازی امور، کیفی سازی قوانین، توسعه نظام مالکیت، توسعه نظام پاسخگویی، توسعه سرمایه انسانی، تحلیل نهادی، چابک سازی ساختار سازمانی، تسهیل جذب سرمایهگذاری، متمرکز سازی مدنی و تجمیع سرمایه های خرد رقم خواهد خورد؛ اما باید مدیران و سیاستگذاران فعال در سطح کلان ورزش کشور آگاه باشند که اجرای این راهبردها در صورتی موفقیت آمیز است که زمینه و بستر فراهم باشد. راهبردهایی که در قبال پدیده مرکزی اتخاذ میشود، پیامدهایی مانند اقتصاد پایدار در ورزش، انسجام ساختاری، ایجاد جامعه باز در صنعت ورزش، تقویت سرمایه اجتماعی در بین ذینفعان ورزش کشور، افزایش بازدهی، ایجاد آگاهی محیطی، افزایش رضایت بخش مدنی و خصوصی ورزش کشور را برای ورزش ایران به همراه خواهد داشت است. نهایتا با حاصل شدن این پیامدها اکوسیستم ورزش کشور تازه وارد حیات استاندارد خود خواهد شد. در این شرایط استاندارد تعامل بهینه بین بخش های دولتی و عمومی، خصوصی و مدنی صنعت ورزش برقرار خواهد شد و انتظار توسعه ورزش در این حالت منطقی به نظر می رسد.
جمع بندی
توسعه ورزش کشور محصول روابطی پویا و پیچیده است و درنتیجه حل مسائل پیچیده، مستلزم رویکردهای سازمان یافته ای است که طیف وسیعی از بازیگران و ذینفعان را در بر می گیرد. به این منظور هیچ روشی مناسب تر از الگوی حکمرانی مطلوب که سازوکار ارتباط و همکاری سه رکن مهم توسعه ورزش کشور یعنی نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی را مشخص و ترسیم کند، وجود ندارد. مهمترین هدف این پژوهش نیز استخراج متغیرهای موثر بر تحقق این الگو بود، به نحوی که کلیه ذینفعان صنعت ورزش بتوانند با یکدیگر تعامل کارآمد و اثربخش داشته باشند. برای این منظور روش های مطالعه اسنادی، مطالعه تاریخی و روش نظریه داده بنیاد (زمینه ای) مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد عدم امیدواری به آینده عامل اصلی عدم تعامل بین ذینفعان صنعت ورزش است و برای خروج از آن راهبردهایی مانند شبکه سازی، بهبود فرایند نظارت، شفاف سازی امور، کیفی سازی قوانین، توسعه نظام مالکیت، توسعه نظام پاسخگویی، توسعه سرمایه انسانی، تحلیل نهادی، چابک سازی ساختار سازمانی، تسهیل جذب سرمایهگذاری، متمرکزسازی مدنی و تجمیع سرمایه های خرد لازم است.
این مطالعه در اندیشکده سیاستگذاری و حکمرانی در ورزش توسط مصطفی محمدی رئوف در سال 1399 انجام شده است.




