تحلیل دیدگاه ها و دغدغه های معلمان و فعالان تعلیم و تربیت
نظرسنجی و بررسی نظرات و دیدگاه های فرهنگیان به منظور استخراج دغدغه ها و پیشنهادهای آنان در راستای طراحی سیاست های آموزشی
شناخت و تحلیل نگرش ها و احساسات معلمان و فعالان نظام تعلیم و تربیت، به ویژه در زمینه طراحی سیاست های آموزشی، از اهمیت بالایی برخوردار است. در این راستا، برگزاری نظرسنجی ها به عنوان ابزاری موثر برای جمع آوری نظرات و تجربیات فرهنگیان محسوب می شود. این نظرسنجی ها نه تنها فضای گفت و گو را بین معلمان و مسئولان فراهم می کنند، بلکه امکان بررسی دقیق دغدغه ها و پیشنهادهای آنان را به وجود می آورند. ارائه تحلیل های جامع از این نظرسنجی ها می تواند به ایجاد سیاست های مبتنی بر واقعیت های میدانی و بهبود وضعیت آموزشی کشور کمک کند.
ضرورت و اهداف پژوهش
شناخت نگرش ها و احساسات معلمان و فعالان نظام تعلیم و تربیت برای طراحی بهتر سیاست ها ضروری است. به همین منظور، «بیت الغزل» نظرسنجی هایی برگزار کرده تا نظرات این افراد را جمع آوری کند. یکی از این نظرسنجی ها پیش از دیدار مقام معظم رهبری در سال ۱۴۰۴ بود که فرصتی برای فرهنگیان برای بیان مسائل و پیشنهاداتشان فراهم کرد. رهبری در جلسات متعدد بر ضرورت شنیدن نظرات معلمان تاکید داشته اند. نظرسنجی اخیر با پرسش «اگر بتوانید در دیدار آینده صحبت کنید، چه خواهید گفت؟» از تاریخ ۲۷ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ در شبکه های اجتماعی و با همکاری سامانه شاد منتشر شد. در این نظرسنجی، ۲۷۰۴ پاسخ معتبر از معلمان و دیگر نقش آفرینان نظام آموزشی دریافت شد. شرکت کنندگان نظرات خود را در قالب مسائل، تجربیات و راهکارها مطرح کردند. هدف این گزارش، ارائه تحلیل های جامع از نتایج این نظرسنجی و بررسی دیدگاه ها و دغدغه های معلمان درباره وضعیت آموزش و پرورش است.
تحلیل جامع نظرات معلمان
در این بخش، نظرات معلمان و فعالان آموزش و پرورش به طور جامع مورد بررسی قرار گرفته است تا چالش ها و دغدغه های اصلی آنان شناسایی شود. با تحلیل محتوایی و گفتمانی، تلاش شده تا لایه های پنهان معنایی، احساسی و اجتماعی موجود در این نظرات به طور دقیق تحلیل و به توصیه های عملی برای بهبود نظام آموزشی دست یافته شود.
تحلیل اول: تحلیل محتوایی موضوعات پرتکرار
تحلیل محتوایی نظرسنجی معلمان و فعالان آموزش و پرورش به شناسایی مسائل پرتکرار پرداخته است. نتایج نشان می دهد که ۳۰ درصد از دغدغه های معلمان به معیشت و حقوق و ۲۵ درصد به منزلت اجتماعی آنان تعلق دارد. همچنین، ۲۰ درصد به نظام رتبه بندی، ۱۵ درصد به ناکارآمدی های اداری و ۱۲ درصد به کیفیت محتوای آموزشی اشاره شده است. مشارکت در تصمیم گیری و مسائل مرتبط با تبعیض آموزشی و مناطق محروم نیز مطرح شده اند. توجه همزمان به این مسائل برای تحول موثر در آموزش و پرورش ضروری است تا از بی اعتمادی و کاهش انگیزش فرهنگیان جلوگیری شود.
تحلیل دوم: تحلیل واژگان پرتکرار و مفاهیم پنهان در زبان گویه ها
هدف این تحلیل، شناسایی و بررسی واژگان پرتکرار و مفاهیم پنهان در پاسخ های معلمان و مشارکت کنندگان به منظور درک عمیق تری از ذهنیت آنان نسبت به نظام آموزشی است. با استفاده از روش های ترکیبی شامل تحلیل دستی و الگوریتمی با کمک هوش مصنوعی، واژگان و عبارات رایج شناسایی و در دسته های معنایی سازماندهی شدند. نتایج نشان می دهد که واژگانی مانند «معیشت»، «حقوق»، «رتبه بندی»، «کرامت» و «شان» بیشتر از همه تکرار شده است. این مسئله مشکلات اقتصادی و اجتماعی معلمان را به عنوان دغدغه های اصلی آنان نشان می دهد. همچنین، استعاره هایی مانند «درمان»، «جنگ» و «انتظار» به احساس بحران و ناامیدی در میان معلمان اشاره دارد. در کنار آن، دوگانه های امید و هشدار نشان دهنده شرایط بحرانی ولی امیدوارکننده است. این تحلیل به درک بهتر از دغدغه های فرهنگیان و طراحی سیاست های همدلانه و موثر در نظام آموزش و پرورش کمک می کند.
تحلیل سوم: تحلیل لایه های گفتمانی و معنایی
هدف این تحلیل، شناسایی لایه های پنهان معنایی و گفتمان های حاکم بر نظرات معلمان است. با استفاده از هوش مصنوعی و رویکرد کیفی-تفسیری، پنج گفتمان اصلی استخراج شده است:
- عدالت خواهی، جایی که معلمان خود را قربانی تبعیض می دانند؛
- کرامت معلم که تحقیر آنان را معادل تحقیر فرهنگ جامعه تلقی می کند؛
- مشارکت در سیاست گذاری، خواهان نقش فعال در تصمیم گیری ها هستند؛
- قدرت و رهبری که برخی رهبری را مرجع نجات می دانند؛
- بحران در آموزش ملی که آموزش را در حال نابودی توصیف می کند.
این تحلیل نشان می دهد که اعتراضات معلمان نشان دهنده نارضایتی های عمیق تر و نیاز به توجه در سیاست گذاری های آینده است.
تحلیل چهارم: تحلیل لایه های پنهان اجتماعی و فرهنگی در پاسخ ها
هدف این تحلیل، کشف و تبیین لایه های عمیق تر اجتماعی و فرهنگی پنهان در پاسخ های معلمان به نظرسنجی است. این رویکرد بر شناسایی نگرش ها، باورها، ارزش ها و پیش فرض های فرهنگی که در پس کلمات نهفته اند، متمرکز است و از الگوهای معنایی، استعاره ها و انتخاب واژگان برای درک چالش های پنهان نظام آموزشی استفاده می کند.
لایه های پنهانی که استخراج شده اند عبارتند از:
- دوگانگی بین هویت حرفه ای و وضعیت معیشتی: معلمان خود را متعهد می دانند، اما شرایط اقتصادی آن ها را به چالش کشیده است؛
- فاصله بین مرکز و میدان: وجود شکاف عمیق بین سیاست گذاران و معلمان، با عباراتی مانند «آن بالا تصمیم می گیرند» به وضوح نشان داده شده است؛
- فراموش شدگی و بی صدایی معلم: حس حذف شدن معلمان از دایره توجه حاکمیت و رسانه ها بارز است؛
- گفتمان پایداری منفعل: بسیاری از معلمان بر سکوت و تحمل وضع موجود تاکید دارند، بدون امید جدی به اصلاح؛
- استفاده نمادین از رهبری به عنوان امید نهایی: واژه های مرتبط با رهبری نشان دهنده نهادینه شدن رهبری به عنوان تنها گزینه برای شنیده شدن است؛
- گفتمان های ترکیبی مقاومت و اصلاح: برخی معلمان با وجود انتقادات، هنوز به امکان اصلاح و مشارکت واقعی امیدوارند.
این تحلیل نشان می دهد که معلمان با رسالت فرهنگی و اجتماعی خود، در وضعیتی دشوار قرار دارند و نیازمند سیاست هایی هستند که به مشکلات معیشتی و ساختاری پاسخ دهند و هویت حرفه ای و شان اجتماعی آن ها را احیا کنند.
تحلیل پنجم: تحلیل احساسی
هدف این تحلیل، شناسایی و درک لحن، نگرش و بار عاطفی نظرات معلمان و مشارکت کنندگان در نظرسنجی است. با استفاده از هوش مصنوعی، پاسخ ها با توجه به لحن و بار احساسی آن ها دسته بندی شده اند و این تحلیل به درک فضای روانی و اجتماعی حاکم بر جامعه فرهنگیان کمک می کند.
لحن های اصلی شناسایی شده عبارتند از:
- لحن اعتراضی (حدود ۴۰ درصد): شامل تحقیر معلم، بی عدالتی در حقوق و مدیریت ضعیف. این گروه به طور فعال در جستجوی تغییر هستند؛
- لحن درمانی (حدود ۲۵ درصد): نشان دهنده ناامیدی و حس فراموش شدگی است. این افراد خسته اند و ممکن است از نظام آموزشی جدا شوند؛
- لحن مشارکتی (حدود ۲۰ درصد): شامل پیشنهاد های محتوایی و درخواست مشارکت در سیاست گذاری. این گروه به دنبال بهبود و اصلاح هستند و سرمایه انسانی ارزشمندی محسوب می شوند؛
- لحن تمجیدی (حدود ۱۰ درصد): این لحن اغلب از سر وفاداری و بدون پیشنهاد بهبود است. این گروه در حاشیه قرار دارند؛
- لحن مبهم یا چندگانه (حدود ۵ درصد): حاوی احساسات گنگ یا چند لحن ترکیبی است.
جمع بندی کلی حاکی از آن است که بیش از ۶۵ درصد نظرات بار عاطفی منفی دارند. این تحلیل نشان می دهد که فضای حاکم بر جامعه فرهنگیان، فضایی ملتهب و ناشی از فشارهای اقتصادی و ناکارآمدی ساختارها است، در حالی که گروه مشارکتی امید به بهبود را زنده نگه داشته است. این نتایج برای طراحی سیاست های پاسخگو و اعتمادساز ضروری هستند.
تحلیل ششم: تحلیل سبک زبانی و بیانی
هدف این تحلیل، بررسی سبک ها و شیوه های بیان معلمان و مشارکت کنندگان در پاسخ های نظرسنجی است تا ویژگی های زبانی، عاطفی و اجتماعی نهفته در متن ها بهتر درک شود. این سبک ها می توانند بازتاب دهنده احساسات، نگرش ها و راهبردهای ارتباطی باشند.
نتایج فراوانی سبک های زبانی عبارتند از:
- لحن انتقادی و معترض (حدود ۴۰ درصد): بیانگر ناراحتی و مطالبه گری فعال است؛
- لحن مایوس و بی اعتماد (حدود ۲۵ درصد): نشان دهنده ناامیدی و خستگی نسبت به روندهای اصلاحی است؛
- لحن ملتمسانه یا درخواست محور (حدود ۱۵ درصد): تلاش برای جلب توجه و بیان خواسته ها به شکل ملایم تر؛
- لحن تحلیلی و نخبگانی (حدود ۱۰ درصد): شامل استدلال و ارائه راهکارها است؛
- لحن طنز یا طعنه آمیز (حدود ۶ درصد): استفاده از طنز برای اشاره به مشکلات؛
- لحن آینده نگر (حدود ۴ درصد): نشان دهنده امید و تمایل به تغییر.
این تحلیل نشان می دهد که سبک بیان معلمان عمدتا بر احساسات منفی مانند خشم، ناامیدی یا تمسخر استوار است، با درصد کمی از پاسخ ها که امید و نگرش مثبت را نشان می دهند. نتایج اهمیت طراحی گفتمان های حساس به سبک های زبانی و ایجاد فضایی برای تقویت لحن های آینده نگر و تحلیلی را برجسته می کند.
تحلیل هفتم: تحلیل شکاف گفتمانی
این تحلیل به بررسی شکاف های گفتمانی میان نظرات معلمان و گفتمان رسمی آموزش و پرورش می پردازد. هدف آن شناسایی تفاوت های تجربی و ارزشی است که منجر به نارضایتی می شود. روش تحلیل شامل تطبیق داده های نظرسنجی معلمان با اسناد رسمی در حوزه های هویت معلم، معیشت، محتوا و سیاست گذاری است. نتایج نشان می دهد که معلمان هویت خود را بر اساس تجربیات واقعی تعریف می کنند، در حالی که گفتمان رسمی بیشتر بر آرمان ها تمرکز دارد. شکاف های موجود در معیشت و محتوای آموزشی و احساس حذف معلمان از فرآیند تصمیم گیری به وضوح مشهود است. تحلیل بر اهمیت سیاست های مبتنی بر واقعیت و ایجاد زبان مشترک تاکید دارد.
تحلیل هشتم: تحلیل شبکه علی و پیامدی مطالبات مشارکت کنندگان
هدف این تحلیل شناسایی روابط علت و معلولی میان مشکلات و پیامدهای بیان شده توسط مشارکت کنندگان در نظرسنجی با استفاده از هوش مصنوعی است. این رویکرد تصویری منسجم از ارتباط عوامل مختلف در نظام آموزش و پرورش ارائه می دهد و به طراحی مداخلات هدفمند کمک می کند.
تحلیل نشان می دهد که مشکلات معلمان، شامل حقوق ناکافی، عدم مشارکت و بی توجهی به سند تحول آموزشی، در قالب چرخه های بازخورد منفی به هم مرتبط هستند. این چرخه ها به افت کیفیت آموزشی و کاهش انگیزه منجر می شوند. ایجاد سیاست های اعتمادساز، ارتقای شان اجتماعی معلم و بازنگری در اجرای سند تحول با اولویت شفافیت و نیازهای واقعی مدارس از جمله مداخلات پیشنهادی هستند. اصلاح موثر نیازمند توجه به تمام ابعاد و بهبود ورودی های سیستم آموزشی است.
تحلیل نهم: تحلیل توصیه محور و استخراج گزاره های سیاستی
هدف این تحلیل، استخراج توصیه ها و گزاره های سیاسی مبتنی بر تحلیل های پیشین و نظرات مشارکت کنندگان است. این بخش تلاش دارد یافته ها را به صورت سیاست پذیر و کاربردی برای نظام آموزشی بازنویسی کند. روش تحلیل شامل شناسایی اولویت ها و چالش ها بوده و توصیه هایی در محورهای کلان ارائه می دهد:
- احیای منزلت اجتماعی معلم: برگزاری کمپین ملی و تعریف «هفته آموزش»؛
- اصلاح سیاست گذاری آموزشی: مشارکت معلمان در شوراها و پایان دادن به تصمیم گیری متمرکز؛
- بازنگری در نظام رتبه بندی: تمرکز بر عملکرد واقعی و تجارب.
این رویکرد، تحلیل را به مرحله پیشنهاد دهی و اقدام محور می برد.
جمع بندی
این پژوهش به تحلیل نظرات معلمان و فعالان نظام آموزشی با هدف شناسایی چالش ها و دغدغه های اصلی آنان پرداخت. نتایج نشان می دهد که مشکلات معیشتی، منزلت اجتماعی و ناکارآمدی های اداری از جمله مسائل کلیدی مطرح شده اند. از طرفی، تحلیل های گفتمانی و احساسی نشان دهنده نارضایتی ها و نگرش های پیچیده فرهنگیان نسبت به نظام آموزشی است. شکاف های گفتمانی میان تجربیات واقعی معلمان و آرمان های گفتمان رسمی نیز به وضوح مشخص شده است. با توجه به این نتایج، توصیه هایی برای بهبود وضعیت معیشتی، مشارکت در تصمیم گیری ها و اصلاح سیاست گذاری های آموزشی ارائه شد.
این مطالعه در موسسه مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت برهان در سال 1404 انجام شده است.




