سیاست گذاری زیست عفیفانه در بستر فضای مجازی
بررسی پوشش زنان ایرانی، تاثیر فضای مجازی بر این مقوله و ارائه راهکار برای ترویج حجاب و عفاف با استفاده از این بستر
مسئله حجاب در ایران به عنوان یک موضوع اجتماعی و فرهنگی، همواره به چالش ها و مباحثات فراوانی دامن زده است. این موضوع نه تنها نماد هویت فرهنگی زنان ایرانی محسوب می شود، بلکه بازتاب دهنده تعهدات دینی و اجتماعی آن ها در جامعه است. در طول تاریخ، حجاب تحت تاثیر سیاست ها، تغییرات اجتماعی و هنجارهای فرهنگی دچار تغییر و تحولات بسیاری شده است. در دنیای امروز، با گسترش فضای مجازی و وقوع تحولات اجتماعی، نیاز به بررسی مجدد مفاهیم و نقش حجاب در زندگی روزمره و هویت زنان احساس می شود. چنین بررسی هایی می تواند به فهم بهتر چالش ها و فرصت های پیش روی جامعه کمک کند.
ضرورت و اهداف پژوهش
غریزه جنسی یکی از قدرتمندترین غرایز بشری است که اگر کنترل نشود، می تواند زیست مومنانه انسان را به خطر اندازد. در سبک زندگی موحدانه، قواعدی برای مدیریت این غریزه طراحی شده که زیست جنسی را به دو الگوی عفیفانه و غیرعفیفانه تقسیم می کند. الگوی عفیفانه بر پایه «عفت» بنا شده و روابط با جنس مخالف را به شکل ضابطه مند مدیریت می کند. حجاب و پوشش جزئی از این الگو هستند و به حفظ حریم فرد و جلوگیری از جذابیت برای جنس مخالف کمک می کنند.
با این حال، مسئله حجاب در جمهوری اسلامی به چالشی پیچیده تبدیل شده و از دوران کشف حجاب رضاخانی تا امروز، نمادی از هویت فرهنگی و سیاسی جامعه است. مدیریت فضای مجازی به عنوان یکی از راه های اثرگذار بر جامعه، می تواند به بهبود شرایط پوششی و ترویج ارزش های عفیفانه کمک کند و از زوال اعتقادات و عفت اجتماعی جلوگیری نماید. از همین رو پژوهش حاضر ضمن بررسی پوشش زنان ایرانی و فضای مجازی به ارائه اقداماتی برای ترویج حجاب و عفاف در بستر فضای مجازی پرداخته است.
پوشش زنان و فضای مجازی
پیش از فراگیری شبکه های مجازی، تحولات پوشش و سبک زندگی در ایران آهنگ کندی داشت؛ چراکه زندگی آحاد جامعه به حیات واقعی در اجتماع محدود می شد و امکان مدیریت فردی و گروهی در فضایی غیر از زندگی واقعی وجود نداشت. اما اکنون، پوشش به عنوان یکی از گزاره های سبک زندگی ایرانی-اسلامی همچون باقی گزاره های این الگوی کلان، محل تغییرات اساسی واقع شده است. تاثیر این فضا بر تحولات سبک زندگی از جمله پوشش و حجاب به قدری عمیق است که میتوان سرعت و کیفیت این تغییر را به قبل و بعد از گسترش نفوذ فضای مجازی تقسیم کرد در این راستا، سیاست گذاری موثر در فضای مجازی بر اساس ارزش های دینی می تواند به مدیریت بهتر این تغییرات کمک کند.
مسئله حجاب و عفاف در فضای مجازی
مسئله حجاب و عفاف در فضای مجازی در دو محور کلان بررسی می شود: ۱) حجاب و عفاف کاربران و ۲) محتوا و فعالیت های مرتبط با این موضوع. این دو محور را می توان در وب سایت ها، شبکه های اجتماعی و اپلیکیشن ها مورد بررسی قرار داد.
- زیست عفیفانه در فضای مجازی: ارتباط عفیفانه به ارسال پیام هایی بر اساس کرامت انسانی اشاره دارد که از تحریک شهوت یا جلب توجه نامحرم جلوگیری می کند و تنها در چارچوب شرعی و برای مقاصد ازدواج مجاز است. هر رفتاری که اصول شرعی حجاب و عفاف را در فضای مجازی نادیده بگیرد و شئون ارتباط عفیفانه را رعایت نکند، به عنوان زیست غیرعفیفانه شناخته می شود.
- تحلیل وضعیت کاربران فضای مجازی: بسیاری از کاربران فضای مجازی از قواعد دینی مرتبط با عفاف و حجاب بی خبرند و فرهنگ شبکه های اجتماعی با فرهنگ دینی مطابقت ندارد. این کاربران ناخواسته فرهنگ حاکم را پذیرفته و طبق آن عمل می کنند. رفتارهایی مانند لایک و نظردهی معمولا با ارزش های عفیفانه تضاد دارند و عدم آگاهی از اصول فضای مجازی منجر به جرائم اینترنتی می شود. ناشناس بودن نیز به خودافشایی و رفتار غیرعفیفانه دامن می زند. زمانی که افراد بیشتر در شبکه های اجتماعی فعالیت کنند، نگرش مثبت به حجاب کاهش می یابد. پویش هایی مانند انتشار تصاویر بدون حجاب، درواقع تلاشی برای تضعیف عفاف و حجاب هستند و باعث شکل گیری تصورات نادرست درباره رفتار عمومی می شوند.
شبکه های اجتماعی
شبکه های اجتماعی تاثیر زیادی بر فرهنگ و ارتباطات کاربران دارند و می توانند ادراکات و رفتارهای آن ها را تحت تاثیر قرار دهند. این تاثیرات می توانند به تغییرات اجتماعی و انحراف از ارزش های عفیفانه منجر شوند. در حالی که اپلیکیشن های مختلفی برای آموزش و ترویج حجاب وجود دارد، تاثیر کلی شبکه های اجتماعی بر حجاب و پوشش زنان منفی است و نیاز به اقدامات موثر برای تقویت عفاف و حجاب در فضای مجازی احساس می شود.
منطق فهم مسائل زنان در فضای مجازی
مسائل زنان در فضای مجازی از تعامل سه گانه فضای مجازی، جامعه ایرانی و فرهنگ اسلامی ناشی می شود. مکتب اسلام در مواجهه با مکتب مادی لیبرال سرمایه داری باید از هویت و معارف خود دفاع کند. رسانه های اجتماعی به عنوان ابزارهای موثر فرهنگ سازی، به انتقال فرهنگ غربی و تغییر ارزش ها کمک می کنند.
مسائل زنان در سه سطح نظام فکری اسلام و غرب (هستی شناسی، ارزش شناسی و نظام رفتاری) شکل می گیرد. نظام هستی شناسی سکولار غربی، حجاب را نه تنها بی ارزش بلکه ضد ارزش می داند و نظام حقوقی مرتبط به آن نیز عدم پوشش را تسهیل می کند. این چالش ها شامل هویت زدایی از زنان مسلمان ایرانی است و مسائلی تاریخی، فقهی، حقوقی و اجتماعی را ایجاد می کند که محور اصلی این تحولات محسوب می شوند. حجاب و عفاف به عنوان یک مسئله مرکزی، در میان سایر چالش ها به ویژه مسائل مربوط به بدن و هویت قرار دارد.
صورت بندی راهبردی اسناد حجاب و عفاف
مسائل حجاب و عفاف بخشی از سبک زندگی اسلامی-ایرانی هستند و نمی توانند به تنهایی حل شوند. سیاست گذاری برای بهبود این حوزه باید هم در کوتاه مدت و هم در درازمدت صورت گیرد. این نوشتار بر روی هدف گذاری کوتاه مدت تمرکز دارد تا موانع حجاب شرعی را رفع کرده و آگاهی جامعه را افزایش دهد، در حالی که تغییرات کلان سبک زندگی نیازمند رویکردی جامع تر است.
خط مشی کلان و سیاستگذاری حجاب و عفاف
خط مشی کلان در سیاست گذاری حجاب و عفاف بر اساس فرامین مقام معظم رهبری، مبنی بر اینکه «بی حجابی حرام شرعی و سیاسی است»، تعریف شده و باید به شکل تخصصی در سیاست های خرد و اقدامات اجرایی پیاده سازی شود. شناخت گفتمان های حاکم بر پوشش و حجاب در جامعه ایرانی ضروری است تا سیاست گذاری های موثری صورت گیرد. گفتمان های موجود عبارتند از:
- گفتمان پوشیدگی (پوشش حداکثری): این گفتمان بر التزام به حجاب به عنوان یک امر اعتقادی تاکید دارد. و سه خرده گفتمان زیر را شامل می شود:
- معنوی: هدف پوشش را بندگی و تقرب به خدا می داند؛
- دینی: رعایت آموزه های شرعی را هدف قرار می دهد؛
- اخلاقی: حفظ ارزش های اخلاقی و عدم جلب توجه را مدنظر دارد.
- گفتمان تساهلی (حجاب عرفی): این گروه به حجاب متوسط یا عرفی پایبند است و با دو رویکرد فرهنگی و اجتماعی به رعایت حجاب می پردازد. سه خرده گفتمان این گروه شامل:
- فرهنگی: تاثیر فرهنگ خانوادگی و دوستان بر رعایت حجاب؛
- اجتماعی: احترام به عرف اجتماعی؛
- قانونی: تمکین به قوانین جامعه.
- گفتمان برهنگی (پوشش حداقلی): در این گفتمان، پوشش را سلیقه ای و انتخاب فردی می دانند و ارزش ها و قوانین را نادیده می گیرند. سه خرده گفتمان شامل:
- انسانی: تاکید بر آسایش فردی؛
- سیاسی: رویکرد اعتراضی به هنجارهای اجتماعی؛
- نفسانی: ارضای امیال بدون توجه به حقوق دیگران.
این تقسیم بندی ها به سیاست گذاران کمک می کند تا به درک بهتری از وضعیت پوشش و حجاب در جامعه دست یابند و تصمیمات موثرتری بگیرند.
راهبردهای موثر برای ترویج حجاب و عفاف در فضای مجازی
اقدامات برای ترویج حجاب و عفاف در فضای مجازی عبارتند از:
اقناع سازی عقلانی در رسانه و فضای مجازی
با توجه به نیاز به پاسخگویی به شبهات و پرسش های مطرح شده در ذهن دختران و زنان، باید به زبان رسانه ای و جذاب به تبیین حجاب پرداخته شود. همچنین ضروری است که مطالب علمی و مکتوب درباره حجاب به شکل محتوای رسانه ای و قابل دسترس تولید شود تا در فضای مجازی پاسخگو باشد.
زیبانمایی اجتماعی حجاب در رسانه و فضای مجازی
علاوه بر استدلال عقلانی، باید جنبه زیبایی شناسی حجاب نیز تبیین شود تا حجاب به عنوان پدیده ای زیبا و مطلوب معرفی شود. در این راستا استفاده از هنر و رسانه برای تغییر ذهنیت نسبت به پوشش اسلامی و نمایش زیبایی در وقار و تنوع پوشش در حریم خصوصی و اجتماعی ضروری است. همچنین طراحی لباس هایی که به لحاظ شرعی نیز زیبا و جذاب باشند، می تواند به کاهش بی حجابی کمک کند.
مفهوم سازی مطلوب از حجاب
باید از مفهوم سازی های سخیف و منفی درباره حجاب دوری کرد و به جای آن مفاهیم مثبت و مطلوب مانند «حجاب انتخاب الهی» و «حجاب فرهنگی اسلامی-سنت ایرانی» را معرفی کرد. این تغییر در مفهوم سازی باید به هم نشینی حجاب با مفاهیم مثبت و مطلوب، مانند انتخاب و احترام به سلیقه های فردی برسد تا حس اجبار و نفرت از حجاب را کاهش دهد. ایجاد تمایز بین حجاب به عنوان انتخاب فردی و حجاب اجباری نیز می تواند در ترویج حجاب اثرگذار باشد.
جمع بندی
پژوهش حاضر به بررسی وضعیت حجاب و عفاف در جمهوری اسلامی ایران و تاثیر فضای مجازی بر آن پرداخت. غریزه جنسی به عنوان یک نیروی قوی نیاز به مدیریت دارد و حجاب جزء الگوی عفیفانه است که حفظ حریم فرد را هدف قرار می دهد. تاریخچه پیچیده پوشش زنان در ایران، تحولات اجتماعی و فرهنگی ناشی از دیگر سبک های زندگی و ظهور شبکه های اجتماعی را نشان می دهد. این پژوهش به شناسایی چالش ها و ارائه راهکارهایی برای ترویج حجاب و عفاف در فضای مجازی از طریق اقناع سازی عقلانی، زیبانمایی اجتماعی و مفهوم سازی مثبت از حجاب پرداخته و بر اهمیت سیاست گذاری موثر تاکید نمود.
این مطالعه در اندیشکده مطالعات حکمرانی فقهی زن و خانواده توسط زهرا راد و به سفارش موسسه تبیان در سال 1404 انجام شده است.



