ایران در کانون توجه و تعاملات جهانی
بررسی ابعاد هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل و ارائه توصیه های راهبردی چندجانبه گرایی، امنیت انرژی و دیپلماسی اقتصادی فعال برای جمهوری اسلامی ایران
هشتاد و یکمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بستری از بحران های ژئوپلیتیکی فزاینده و تقابل های ساختاری در نظام بین الملل برگزار گردید و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در کانون اصلی توجهات جهانی و مباحثات امنیتی قرار گرفت. در این اجلاس، هم زمانی منازعات نظامی غرب آسیا، تنش های ناشی از یک جانبه گرایی قدرت های غربی، بی ثباتی در بازارهای راهبردی انرژی و گسترش فناوری های نوظهور نظیر هوش مصنوعی، فضایی را پدید آورد که مواضع ایران فراتر از یک حضور دیپلماتیک مرسوم ارزیابی شود. مجمع عمومی به میدانی تعیین کننده برای مواجهه میان دیدگاه های مبتنی بر یک جانبه گرایی سلطه جویانه و رهیافت های متکی بر چندجانبه گرایی، صلح عادلانه و دفاع از حاکمیت ملی تبدیل گردید.
ضرورت و اهداف پژوهش
نظام بین الملل معاصر مرحله ای پیچیده از گذار و بازآرایی ساختار قدرت را سپری می کند که طی آن کارآمدی سازوکارهای سنتی حل اختلاف، به ویژه در ساختار شورای امنیت و نهادهای حافظ صلح، به شدت دچار فرسایش شده است. محدود ماندن مواضع کشور به مناسبات واکنشی یا تقلیل مسائل متنوع ملی به پرونده هسته ای، فرصت های وسیع کنشگری ژئوپلیتیک را مسدود می سازد. ضرورت بنیادین بازتعریف دیپلماسی در چنین فضایی ناشی از آن است که امنیت منطقه ای، امنیت انتقال انرژی در گذرگاه های دریایی، تحریم های یک جانبه و جنگ روایت های بین المللی همگی به یکدیگر پیوند خورده اند و عدم انسجام در طراحی راهبردی، به روایت سازی های مخرب بازیگران متخاصم میدان می دهد.
پژوهش حاضر با هدف رصد تحلیلی ابعاد هشتاد و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و ارزیابی توازن قوا در صحنه جهانی تدوین شده است تا زمینه را برای ارتقای ظرفیت چانه زنی و کنشگری فعال دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد. تبیین پیوند عمیق میان امنیت خلیج فارس با اقتصاد بین الملل، شکستن انحصار رسانه ای غرب در تبیین تحولات منطقه و تدوین چارچوبی نظام مند از توصیه های سیاستی پیش دستانه در سطوح چندجانبه، مهم ترین اهداف عملیاتی این مطالعه به شمار می روند.
بستر ژئوپلیتیک هشتاد و یکمین مجمع عمومی و فرایند انتخاب دبیرکل
هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تمرکز بر مسئله بازسازی اعتماد و مدیریت تحول برای کارآمدی نهادی آغاز به کار کرد؛ شعاری که حاکی از بحران مشروعیت و کارآمدی نهادهای بین المللی در پیشگیری از منازعات خونین و پایان دادن به تجاوزات نظامی است. این مجمع در مقطعی تشکیل شد که ساختار ملل متحد خود را برای ورود به دوره ای نو با پایان مأموریت آنتونیو گوترش و فرآیند گزینش دهمین دبیرکل این سازمان مهیا می سازد. چالش بنیادین این است که آیا دبیرکل آینده از استقلال، اراده و پشتوانه کافی برای ایستادگی در برابر زیاده خواهی های انحصاری قدرت های بزرگ و صیانت از صلح و عدالت در قبال ملل مظلوم برخوردار خواهد بود یا خیر.
برای سیاست خارجی تهران، شناخت رویکرد نامزدهای دبیرکلی در قبال تحولات غرب آسیا، ترتیبات امنیت جمعی، ابزارهای تحریمی و چندجانبه گرایی، اهمیتی حیاتی دارد. مشارکت فعال در رایزنی های دیپلماتیک و ایجاد هم افزایی با کشورهای جنوب جهانی در مجمع عمومی، به عنوان بستری که هر عضو در آن از حق رأی برابر برخوردار است، ابزاری بنیادین برای کاستن از غلبه سنتی بلوک های هژمونیک تلقی می شود.
واگرایی از یک جانبه گرایی و بازآرایی ساختار چندجانبه گرایی جهانی
در فضای اجلاس، مواضع دولت ایالات متحده با تاکید بر قدرت طلبی ملی، گسترش فشارهای تحریمی و نادیده انگاشتن هنجارها و نهادهای داوری بین المللی نظیر دیوان کیفری، جلوه ای آشکار از تشدید شکاف میان واشنگتن و قاطبه جامعه جهانی بود. این رویکرد انحصارگرایانه موجب افزایش تمایل قدرت های نوظهور نظیر چین، روسیه، هند و بلوک کشورهای بریکس برای فاصله گرفتن از ترتیبات تحت تسلط غرب و خلق بسترهای مستقل مالی، امنیتی و تجاری شده است.
ویژگی های مرحله گذار در نظام جهانی
اگرچه همگرایی در تقابل با تک روی های بین المللی به منزله پدیداری یک بلوک ائتلافی یکپارچه نیست، اما تنوع بخشی به شراکت های بین المللی و کاهش اثرگذاری فشارهای خارجی را تسهیل نموده است. از این منظر، هشتاد و یکمین نشست عمومی سازمان ملل نه صرفا عرصه ای تشریفاتی، بلکه بازتابنده تسریع در گذار به نظمی چندقطبی است که در آن کشورهای در حال توسعه نقش آفرینی موثرتر و متوازن تری را جست وجو می کنند.
جایگاه ایران در کانون معادلات امنیتی و دیپلماسی انرژی
در چارچوب مباحثات امنیتی مجمع، جمهوری اسلامی ایران نشان داد که معادلات منطقه ای بدون در نظر گرفتن ظرفیت ها و مطالبات برحق آن قابل حل وفصل نیست. تقابل گفتمانی میان رئیس جمهور آمریکا که بر تحمیل فشارها متمرکز بود و سخنان رئیس جمهور ایران که بر ایستادگی در برابر تجاوز، نفی ارعاب و استقبال از دیپلماسی مبتنی بر عدالت پافشاری کرد، جایگاه تهران را از یک طرف منازعه به یک بازیگر تعیین کننده نظم بین الملل ارتقا داد.
گلوگاه تنگه هرمز و ثبات بازارهای جهانی نفت
حوادث و ناامنی های اخیر غرب آسیا ثابت کرد که امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز با شاخص های اقتصاد بین الملل و بهای جهانی حامل های انرژی پیوندی ناگسستنی دارد. اختلال در جریان ترانزیت نفت نه تنها عرضه را در بازارهای جهانی با چالش های ساختاری مواجه می سازد، بلکه بار تورمی سنگینی بر دوش اقتصاد دنیا تحمیل می کند. ایران با سال ها پاسداری از ثبات آبراه های راهبردی، این حقیقت را به اثبات رسانده است که صلح پایدار در بازار انرژی، بدون توقف ماجراجویی های بیگانگان و احترام به منافع متقابل بازیگران منطقه ناممکن خواهد بود. این موقعیت ژئوپلیتیک باید به عنوان اهرمی بازدارنده در خدمت دیپلماسی اقتصادی، جذب سرمایه گذاری و تسهیل تجارت بین الملل به کار گرفته شود.
نبرد روایت ها، دیپلماسی عمومی و افشای انزوای رژیم صهیونیستی
حضور در صحن مجمع عمومی سازمان ملل فرصتی راهبردی برای پیگیری جنگ روایت ها در برابر رسانه های جریان اصلی غربی ایجاد نمود. سخنرانی دکتر مسعود پزشکیان تصویری شفاف از منطق استکبارستیزی در عین طلب صلح عادلانه ارائه داد و اثبات نمود که تمایل به مذاکره هرگز به معنای پذیرش زورگویی یا سازش بر سر حقوق اساسی ملت نیست.
در سوی دیگر، خروج معنادار ده ها دیپلمات و هیئت نمایندگی کشورها هنگام سخنرانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی، نمادی عینی از رسوایی سیاسی و انزوای اخلاقی جنایات صورت گرفته در غزه را به جهانیان مخابره کرد. انتقال مستقیم دیدگاه های تهران به افکار عمومی جهان و مخاطبان بین المللی، شکاف میان واقعیت های انسانی منطقه و تصاویر ساخته شده توسط امپراتوری های رسانه ای را تا حد چشمگیری ترمیم ساخت.
بسته توصیه های سیاستی برای کنشگری فعال سیاست خارجی
جهت بهره گیری حداکثری از دستاوردهای این نشست و افزایش توان چانه زنی کشور، اقدامات سیاستی زیر پیشنهاد می شود:
- تبدیل حضور سالانه در مجمع عمومی به یک فرآیند مستمر دیپلماتیک: تعیین مأموریت های مشخص پیشینی، هدف گذاری گفت وگوهای چندجانبه و سنجش میزان تحقق توافقات پس از پایان نشست ها.
- ارتقای امنیت انرژی از زاویه صرفا پدافندی به عرصه همکاری چندجانبه: بهره برداری از موقعیت ترانزیتی هرمز در چارچوب بسته های مذاکراتی اقتصادی و تثبیت بازار انرژی.
- پیوند ارگانیک دیپلماسی سیاسی با دیپلماسی اقتصادی: هماهنگ سازی برنامه های نمایندگی های دیپلماتیک در خارج با نیازهای تجاری، سرمایه گذاری و فناورانه کشور.
- تنوع بخشی ساختاری به روابط خارجی: توسعه پیوندها با قدرت های آسیایی، کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و حوزه های پیرامونی به منظور کاهش اثرگذاری تکانه های بیرونی.
- کنشگری فعال در ساختار مجمع عمومی: ارائه طرح ها و ابتکارات حقوقی، زیست محیطی و بشردوستانه جهت جلب همراهی حداکثری کشورهای مستقل.
- ایجاد سازوکار بین دستگاهی رصد نظم جهانی: تاسیس اتاق فکر مشترک میان وزارت امور خارجه، دستگاه های اقتصادی، امنیتی و نخبگان دانشگاهی جهت تدوین سناریوهای کلان آینده پژوهانه.
- برندسازی بین المللی گفتمان صلح عادلانه: تدوین پایه های نظری صلح توام با عدالت، نفی تجاوزگری، رد معیارهای دوگانه و دفاع از حقوق حاکمیتی ملل به عنوان دکترین مسلط دیپلماسی عمومی.
- تقویت تاب آوری داخلی و اقتصاد ملی به منزله پشتوانه قدرت خارجی: گسترش صادرات غیرنفتی، توسعه کریدورهای ترانزیتی و تعمیق خودکفایی علمی-فناورانه.
- تنظیم مقررات جامع ناوبری گذرگاه های آبی: تدوین چارچوب قانونی و مدون ملی و منطقه ای در خصوص آمدوشد شناورها در آبراه هرمز بر پایه منافع و امنیت ملی.
جمع بندی
هشتاد و یکمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد گواهی روشن بر ورود ساختار بین الملل به دوره ای از سیالیت راهبردی بود که در آن رویکردهای یک جانبه گرایانه با بن بست های اجرایی روبه رو شده اند. حضور موثر و پیام منسجم ایران در این مجمع، پیوند میان حق دفاع مشروع از منافع ملی و استقبال از تعاملات عادلانه بین المللی را پیش چشم افکار عمومی قرار داد. استمرار این موقعیت و تبدیل فرصت های ژئوپلیتیک به منافع ملموس، مستلزم خروج از اقدامات مقطعی و اجرای بسته جامع دیپلماسی انرژی، همکاری های اقتصادی چندجانبه و ساماندهی هماهنگ دستگاه های حاکمیتی در مدیریت تحولات پرشتاب جهانی است.
این مطالعه در اندیشکده راهبرد تحول در سال ۱۴۰۵ انجام شده است.




