مطالعه اکتشافی و تیپ بندی تجمعات مردمی در جنگ رمضان
بررسی میدانی بیش از ۴۰ تجمع در جنگ رمضان، تیپ بندی الگوهای مشارکت مردمی و ارائه راهکارهایی سیاستی جهت ارتقای انسجام اجتماعی و نهادمندی پایدار آن ها
حضور خودجوش و کنشگری فعال آحاد مردم در بزنگاه های حساس تاریخی، همواره سنگ بنای بقا، پایداری و اقتدار جامعه ایرانی بوده است. در جریان تحولات پیچیده جنگ رمضان، عرصه عمومی و فضاهای شهری به بستری عینی برای بازتولید همبستگی ملی، تقویت امنیت عمومی و بازآفرینی روحیه مقاومت بدل شدند. مطالعه عمیق این پدیده نشان می دهد که بازگشت جامعه به میادین و محلات، فراتر از یک واکنش عاطفی کوتاه مدت، ظرفیتی بنیادین برای بازآرایی حکمرانی مردم پایه ایجاد کرده است. مواجهه هوشمندانه با پیامدهای چنین رخدادهایی نیازمند فهم چندبُعدی ظرفیت های مردمی و تبدیل این جوشش اجتماعی به الگوهای نهادمند و پایدار کنشگری است؛ به نحوی که بتوان از پتانسیل حاصل از مطالعه اکتشافی و تیپ بندی تجمعات مردمی در جنگ رمضان و ارائه راهکارهایی برای ارتقای اجتماعی آنها برای توسعه سرمایه اجتماعی و کارآمدسازی ساختار اجرایی کشور در دوران پسابحران بهره گرفت.
ضرورت و اهداف پژوهش
تاریخ معاصر ایران پس از استقرار نظام برخاسته از انقلاب اسلامی، با تجارب ارزنده ای از ظهور نهادهای خودجوش مردمی نظیر کمیته های انقلاب، جهاد سازندگی، بسیج مستضعفین و نهضت سوادآموزی همراه بوده است که توانستند امور بنیادین کشور را با تکیه بر توان مستقیم مردم پیش ببرند. در شرایطی که فشارهای متراکم اقتصادی و جنگ روانی گسترده رسانه های بیگانه جامعه را هدف گرفته بود، رخداد جنگ رمضان و ناامنی های پیشین بستری فراهم ساخت تا پتانسیل های نهفته همبستگی عمومی بار دیگر در قالب تجمعات شبانه و خیابانی احیا گردد. فقدان یک الگوی تحلیلی و طبقه بندی دقیق علمی از ریخت شناسی، دال مرکزی و کارکردهای اجتماعی این تجمعات، مانع از آن می شد که ظرفیت های مردمی به سوی سازوکارهای پایدار حکمرانی مردم پایه هدایت شوند.
این پژوهش بر پایه ارزیابی تجربی و میدانی بیش از ۴۰ گردهمایی در استان های تهران، فارس و قم، بررسی پیمایش های ملی و تشکیل پنل های نخبگانی سامان یافته است. هدف اساسی گزارش، گونه شناسی الگوهای شکل گیری تجمعات بر مبنای چهار مولفه «دال محوری»، «سطح مشارکت»، «فرم و محتوا» و «انسجام اجتماعی»، آسیب شناسی کارکردی آن ها و دستیابی به راهبردهای عملیاتی کوتاه مدت و میان مدت به منظور ارتقای سرمایه اجتماعی، ترمیم شکاف ها و تثبیت الگوهای همیاری جمعی است.
چارچوب نظری و مولفه های سنجش تجمعات مردمی
تحلیل علمی تجمعات در این مطالعه بر یک چارچوب نظری چهاروجهی استوار است که تلاش می کند پیوند میان مفاهیم جامعه شناختی و اصول مشارکت مندرج در قانون اساسی را تبیین کند:
دال محوری و پیام اصلی تجمع
بر پایه نظریه چارچوب سازی در جنبش های اجتماعی، هر کنش جمعی حول یک پیام مرکزی شکل می گیرد که پاسخگوی چرایی حضور و تعیین کننده جامعه هدف است. این دال مرکزی نشان می دهد که گردهمایی در پی قدرت نمایی سیاسی، پیوند مذهبی یا بازتولید هویت محله ای است.
نحوه و سطوح مشارکت مردم
با کاربست نظریه نردبان مشارکت، کنشگری آحاد جامعه در چهار سطح عملیاتی «تصمیم سازی» (تعیین محتوا و مسیر برنامه ها)، «نظارت» (ارزیابی و بازخوردگیری)، «مطالبه گری» (طرح مستقیم مطالبات از حاکمیت) و «اجرا» (تولیت ایستگاه ها، موکب ها و تامین نظم) مورد سنجش قرار می گیرد تا تفاوت میان تماشاگری منفعلانه و مسئولیت پذیری فعال آشکار شود.
فرم و محتوای نمادین
بر اساس ریخت شناسی فرهنگی، چیدمان فضایی، نوع نمادها، فرم اجرا (هیئت، سرود، تریبون آزاد یا کنسرت) و بار معنایی سخنرانی ها و شعارها ارزیابی می شوند؛ مولفه هایی که حس تعلق یا بیگانگی طبقات و اقشار گوناگون نسبت به فضا را رقم می زنند.
انسجام و پیوندهای اجتماعی
با تکیه بر رویکرد سرمایه اجتماعی، پایداری تجمعات در سه لایه سنجیده می شود: «پیوندهای درون گروهی» (اتصال میان افراد همفکر و آشنا)، «پیوندهای برون گروهی» (تعامل با رهگذران، کسبه و افراد با سبک های رفتاری متفاوت) و «ادغام اجتماعی» (کاهش تقابل ها و تقویت هویت فراگیر ملی).
تیپ بندی پنج گانه تجمعات در بستر بحران
بررسی های میدانی حاکی از تمایز ساختاری تجمعات در شهرها و مناطق مختلف است که پنج تیپ متمایز را به شرح زیر ترسیم می کند:
تجمعات رسمی میادین اصلی
این الگو که در فضاهایی نظیر میدان انقلاب، میدان آزادی، میدان تجریش و بلوار زنبیل آباد قم شکل گرفت، به عنوان مهم ترین نماد همبستگی کلان شناخته می شود. پیام اصلی این تیپ، قدرت نمایی ملی و سیاسی و ابطال گزاره های رسانه های بیگانه بود. با وجود جمعیت انبوه و حضور چشمگیر بانوان (۶۰ تا ۷۰ درصد)، الگوی مشارکت اغلب در حد تماشاگری برنامه های تریبون رسمی باقی ماند و پیوندهای پایدار یا ادغام اجتماعی عمیق میان اقشار شکل نگرفت؛ اگرچه تجاربی نظیر تریبون آزاد و غرفه های گفتگو در میدان ولیعصر گام هایی مثبت به سمت پویایی تلقی می شوند. نکته قابل توجه در این میادین، حضور اقشار با ظاهر غیرمذهبی پس از پایان مراسم رسمی (ساعات بامداد) به دلیل ریتم مراسم و تمایل به تجربه زیست شبانه امن بود.
تجمعات گروهی با محوریت هیئات مذهبی
این تجمعات نظیر فعالیت های کانون رهپویان وصال شیراز یا هیئت اصحاب الحسین دانشگاه تهران، بازتاب انتقال ساختار هیئت به فضای باز خیابان بودند. پیام اصلی این الگو، امتداد تشکیلاتی یک جریان فکری در متن جامعه است. این تیپ با بهره مندی از برنامه ریزی دقیق، غنای محتوایی بالا و واگذاری مسئولیت به نیروهای داوطلب، از انسجام و پیوند درون گروهی بسیار نیرومندی برخوردار بود، اما در برقراری پیوندهای برون گروهی و جذب اقشار متکثر اجتماعی با محدودیت مواجه گردید.
تجمعات محله محور
نمونه های بارز این الگو در محله اتابک، مسجد ولیعصر تهران و مسجد امام سجاد شیراز مشاهده شد. در این مدل، مسجد به عنوان کانون اتصال فعال گشته و مسئولیت های اجرایی از ایستگاه های صلواتی، غرفه های کودک تا گشت های امنیت محلی تماما بر دوش اهالی و جوانان قرار گرفت. این تیپ با ترکیب متوازن جنسیتی، چرخش مدیریت میان مساجد مختلف و رسیدگی مالی و معیشتی به آسیب دیدگان جنگ، موفق ترین الگو در ارتقای الفت محلی و ادغام اجتماعی بدون بروز هرگونه تعارض ظاهری و هویتی بود.
تجمعات میدان های متصل به محله
میدان های دارای پیشینه هویتی و بافت جمعیتی متوسط نظیر میدان منیریه، میدان محمدیه و چهارراه سبلان، الگوی پیوند میان اقتدار میادین بزرگ و صمیمیت محلات را به نمایش گذاشتند. حضور مستقیم مسئولان محلی، برپایی غرفه های گفتگو با روش های نوین، نظرسنجی در کانال های مجازی و تشکیل دورهمی های دانش آموزی جهت جبران آسیب های آموزش مجازی از نقاط قوت کم نظیر این تیپ به شمار می رود.
تجمع ملی با حضور ضمنی امر سیاسی و مذهبی
این گردهمایی با بهره گیری از موسیقی پاپ ملی، المان های میهنی و حذف تریبون رسمی و فرم های کلاسیک مذهبی، توانست اقشار با ظاهر غیرمذهبی و طبقات مرفه را در ابراز همبستگی با مام میهن سهیم سازد. هرچند مشارکت اجرایی مردم در این مدل نزدیک به صفر و انسجام پایدار گروهی در آن شکل نگرفت، اما نقش کلیدی در رفع حس تنهایی و نمایش همراهی اقشار خاکستری ایفا نمود.
راهکارهای ارتقای کارکرد اجتماعی و نهادمندی تجمعات
برای صیانت از دستاوردهای اجتماعی این رویدادها، اصلاح رویکردهای مدیریتی از طریق اقدامات زیر توصیه می شود:
تقویت الگوی محله محوری و میادین میانی
سیاست گذاران باید از رویکرد تمرکز بر میادین اصلی فاصله گرفته و پشتیبانی زیرساختی را به سوی مساجد، سرای محلات و میادین متصل به بافت مسکونی هدایت کنند تا حس تعلق جمعی تقویت شود.
گسترش تعاملات دوسویه و فضای مجازی محلی
راه اندازی شبکه های مجازی بومی، گروه های بازخوردگیری و برگزاری تریبون های آزاد پس از تجمعات رسمی، زمینه را برای تبدیل تماشاگران به کنشگران مسئول فراهم می سازد.
ادغام اجتماعی و تنوع بخشی به ابزارهای فرهنگی و هنری
به کارگیری فرم های متنوع هنری نظیر تئاتر خیابانی، نمایشگاه های عکس، ترکیب سرودهای ملی با نغمات حماسی و پرهیز از سخت گیری های ظاهری، به همگرایی بیشتر اقشار متکثر و احساس تعلق مشترک می انجامد.
توانمندسازی اقتصادی و خدمات رسانی انضمامی
تثبیت ایستگاه های دائمی خدمت رسانی، ایجاد بازارچه های شبانه محصولات خانگی، فعال سازی صندوق های قرض الحسنه محلی و ثبت نام از افراد متخصص برای ارائه خدمات رایگان درمانی و مشاوره ای به نیازمندان، کارکرد تجمعات را از کنش نمادین به پیشران گره گشایی اجتماعی ارتقا می دهد.
جمع بندی
واکاوی جامع تجمعات مردمی در جنگ رمضان نشان داد که جامعه ایرانی از سرمایه اجتماعی عمیقی برای حفظ امنیت، بازتولید نشاط و پایداری در برابر تهدیدات برخوردار است. با این وجود، اتکای محض به فرم های نمایشی در میادین بزرگ نمی تواند پیوندهای پایدار اجتماعی خلق کند. موفقیت بی بدیل الگوهای محله محور و میادین میانی اثبات کرد که تمرکززدایی، اعتماد به نهادهای درون زا، واگذاری مسئولیت به آحاد شهروندان و پذیرش تنوع سلایق فرهنگی، اصلی ترین کلید نهادمندسازی مشارکت عمومی در نظام حکمرانی کشور است.
این مطالعه در مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی توسط سینا شیخی در سال ۱۴۰۵ انجام شده است.




