آینده پژوهیامنیت و سیاست خارجیحوزه آمریکا و اروپاسند گزارش پژوهشی

پیش بینی بحران های ژئوپلیتیکی ایران 1405

ارزیابی ماتریسی و آینده پژوهی ۲۳ کانون ریسک ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی پیش روی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۴۰۵ بر پایه اجماع نخبگانی

تحولات پرشتاب امنیتی در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران، ساختار بازدارندگی سنتی را با دگرگونی های بنیادین روبرو ساخته و پیش بینی کانون های تنش را به یک اولویت حیاتی برای دستگاه محاسباتی کشور تبدیل کرده است. در این میان، تدوین چارچوبی متوازن و واقع گرایانه برای پیش بینی بحران های ژئوپلیتیکی ایران ۱۴۰۵ از آن جهت حائز اهمیتی سرنوشت ساز است که تلاقی تهدیدات خارجی، دگرگونی در پیوندهای منطقه ای، و پیامدهای اقتصادی ناشی از فشارهای فزاینده بین المللی، فضایی با درجه ابهام بالا را در افق پیش رو پدید آورده است. درک هم افزایی این متغیرها و سنجش پیامدهای احتمالی هر رخداد، پیش شرط بنیادین صیانت از امنیت سرزمینی و پایداری منافع حیاتی نظام در سال های حساس پیش رو محسوب می شود.

ضرورت و اهداف پژوهش

دگرگونی های بنیادین رخ داده در موازنه قدرت منطقه ای طی سال های اخیر، ضرورت بازتعریف و پایش مستمر محیط تهدید را دوچندان کرده است. رویدادهایی نظیر گسترش درگیری های نظامی، تشدید تقابل ساختاری با بازیگران متعارض، و تغییر در موازنه قوای دولت ها در غرب آسیا، ساختار پیشین بازدارندگی را دستخوش تغییر ساخته اند. از سویی، پیوند خوردن چالش های بین المللی با فشارهای اقتصادی، چالش های تورمی و نوسانات بازار انرژی، ضرورت شناسایی پیوندهای پیچیده میان تهدیدهای داخلی و پیرامونی را مبرم ساخته است. بدون شناخت مدون از وزن هر یک از این مخاطرات، سیاست گذاران در معرض خطای محاسباتی، پراکندگی منابع دفاعی-دیپلماتیک و غافلگیری راهبردی قرار خواهند گرفت. از این رو پژوهش پیش رو با اتکا به سنجش منظم و روش مند نظرات صاحب نظران و صاحب منصبان روابط بین الملل و مطالعات ژئوپلیتیک، تلاش دارد تصویری مبتنی بر واقع گرایی سیاسی از معادلات سال ۱۴۰۵ ترسیم کند.

روش شناسی ماتریس بحران و اولویت بندی ریسک ها

این مطالعه با استفاده از متدولوژی آینده پژوهی و ماتریس تحلیل ریسک سامان یافته است. ساختار پژوهش بر پایه یک نظرسنجی ساخت یافته از نخبگان و صاحب نظران روابط بین الملل، اساتید ژئوپلیتیک، حقوق بین الملل و مقامات حوزه دیپلماسی تدوین شده که حداقل پانزده سال سابقه فعالیت تخصصی داشته اند. در این چارچوب، ۲۳ محور ریسک بالقوه در معرض قضاوت کارشناسان قرار گرفته و هر متغیر بر اساس دو شاخص بنیادین «احتمال وقوع» (در مقیاس کم، متوسط و زیاد) و «میزان تاثیرگذاری بر منافع ملی» (در مقیاس کم، متوسط و زیاد) مورد سنجش قرار گرفته است.

حاصل ادغام داده ها و استخراج میانگین کیفی آرا، ایجاد یک ماتریس سه سطحی است: سطح اولویت اول که دربرگیرنده تهدیدهای مستقیم، فوری و حیاتی است؛ سطح اولویت دوم که مخاطرات میان مدت و غیرمستقیم با اثرگذاری متوسط تا بالا را پوشش می دهد؛ و سطح اولویت سوم که چالش های کم اثر یا دوردست را در بر می گیرد.

کانون های بحران سطح اول؛ تهدیدهای مستقیم و ساختاری

مخاطرات سطح قرمز در برگیرنده محورهایی است که تداوم آن ها ثبات، تمامیت ارضی، بازدارندگی و بقای ساختار اقتصادی-امنیتی کشور را مستقیما نشانه می رود. این محورها نیازمند پایش شبانه روزی و تخصیص بالاترین سطح از ظرفیت های دفاعی و تصمیم گیری هستند.

تنش های درهم تنیده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داخلی

این محور به عنوان یکی از کانون های حساس، از تشدید فشارهای تحریمی، نوسانات جریان درآمدی هیدروکربوری، تورم و افت ارزش پول ملی سرچشمه می گیرد. کاهش ذخایر انرژی و چالش های زیست محیطی می تواند بر میزان نارضایتی های عمومی بیفزاید. هرچند کشور سازوکارهای ویژه ای برای تاب آوری اجتماعی دارد، اما تلاقی فشارهای ساختاری معیشتی با محرک های سیاسی می تواند ریسک ناآرامی و فرسایش سرمایه اجتماعی را در کوتاه به حداکثر برساند.

حملات سازمان یافته سایبری به زیرساخت های حیاتی

گسترش منازعات در فضای نبرد نامتقارن و بهره گیری روزافزون طرف های متخاصم از ابزارهای هوش مصنوعی، مخاطرات سایبری را در کانون توجه قرار داده است. تمرکز این تهدیدها متوجه تاسیسات بانکی، مراکز تولید و توزیع انرژی، سامانه های هسته ای و شبکه های خدمات عمومی است. اختلال گسترده در زیرساخت های حیاتی نه تنها پیامد اقتصادی مستقیم به دنبال دارد، بلکه زمینه ساز نارضایتی اجتماعی و چالش های امنیتی زنجیره ای خواهد شد.

خطر تقابل نظامی مستقیم و حملات به عمق راهبردی

سابقه اصطکاک های سخت منطقه ای و تقابل مستقیم، ریسک وقوع مجدد درگیری های موشکی و پهپادی با رژیم اسرائیل را به سطح بالایی رسانده است. ارتقای توان تسلیحاتی طرفین و تمایل دشمن برای هدف قرار دادن زیرساخت های دفاعی و صنعتی، این محور را در وضعیت بحرانی نشانده است. واکنش به این متغیر، مستلزم ارتقای لایه های پدافند هوایی، گسترش ظرفیت ضربه دوم و هماهنگی تنگاتنگ درون محوری است.

تزلزل موقعیت راهبردی در حوزه شامات و موازنه منطقه ای

دگرگونی های ژئوپلیتیکی در ساختار سیاسی سوریه به عنوان حلقه اتصال جغرافیایی مقاومت به مدیترانه، بازدارندگی منطقه ای را دچار بازتعریف کرده است. کاهش حضور ساختاری یا تغییر معادلات قدرت در دمشق مستقیما شبکه لجستیکی را تحت تاثیر قرار می دهد. همزمان، چالش های تحمیل شده بر بدنه حزب الله لبنان در اثر درگیری های دامنه دار و ترورهای فرماندهی، تلاشی هماهنگ از سوی جبهه متخاصم برای شکستن مزیت جغرافیایی ایران در جوار مرزهای شمالی سرزمین های اشغالی است.

تداوم فرسایش در پرونده فلسطین

کرانه باختری و غزه همچنان به عنوان کانون زاینده منازعه عمل می کنند. حمایت ساختاری ایران از جریان مقاومت نقشی کلیدی در موازنه بازدارندگی دارد، اما گسترش جنگ همه جانبه، فشارهای دیپلماتیک بین المللی و منطقه ای را علیه تهران تشدید کرده و بهانه لازم را به قدرت های غربی جهت اعمال محدودیت های سخت تر می دهد.

امنیت تنگه هرمز، مناقشه جزایر سه گانه و محاصره ناوگان تجاری

تنگه هرمز به عنوان شاهرگ صادرات انرژی جهان، اهرم موازنه تهران محسوب می شود؛ با این حال ادعاهای حاکمیتی بازیگران همسایه بر جزایر بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک با هدایت و مداخله قدرت های فرامنطقه ای همراه شده است. همزمان، رهگیری های ماهواره ای، فشارهای بیمه ای و تحریم های ناوگان کشتیرانی و شرکت ملی نفتکش، خط مقدم صادرات نفت را هدف قرار داده و تبدیل به یک عملیات پیچیده دریایی-امنیتی شده است. تشدید این رویه ها درآمد ارزی و تجارت خارجی را در معرض خفگی تدریجی قرار می دهد.

خطرات همگرایی گروه های گریز از مرکز و تهدیدات سرزمینی

تلاقی محرومیت های انباشته، تحریکات خارجی و ضعف در کنترل مرزها می تواند بستر فعالیت های واگرایانه را در نواحی پیرامونی کشور فعال سازد. تحرکات گروه های تروریستی و مسلح در مرزهای جنوب شرقی و شمال غربی با هدف فرسایش اقتدار امنیتی، یکپارچگی سرزمینی را هدف قرار داده و در اولویت اقدام فوری قرار دارد.

محورهای اولویت دوم؛ چالش های میان مدت و فرسایشی

این بخش ریسک هایی را بازنمایی می کند که تاثیر ثانویه اما دامنه دار بر سیاست خارجی و ترتیبات امنیتی کشور دارند و پیوند میان بحران های همجوار و امنیت پایدار را نشان می دهند.

فشارها بر ساختار حشدالشعبی در عراق

تلاش های سیاسی و تحرکات نظامی برای محدودسازی بازوهای نظامی نزدیک به محور مقاومت در عراق، با هدف قطع پیوستگی جغرافیایی مقاومت و انزوای دیپلماتیک جریان های متمایل به تهران دنبال می شود. هرچند ساختار سیاسی عراق خواهان حفظ تعادل است، اما تشدید اختلافات فرقه ای آسیب پذیری نفوذ منطقه ای را به دنبال خواهد داشت.

مهار دریایی و هدف گیری زیرساخت های انصارالله در یمن

حملات ائتلاف غربی با پشتیبانی منطقه ای به کانون های قدرت انصارالله با هدف اعاده تسلط بر تنگه راهبردی باب المندب جریان دارد. انصارالله در مقام متحد راهبردی ایران، ابزار مؤثری در معادلات امنیت دریای سرخ است؛ از این رو تضعیف این جایگاه می تواند دامنه مانور منطقه ای تهران را تحدید کند.

تداوم جنگ روسیه و اوکراین و معمای روابط بین الملل

جنگ اوکراین موجب تغییر بنیادین در نظم امنیتی قاره اروپا شده است. استمرار این نبرد از یک سو سبب تحکیم مراودات فنی-نظامی میان مسکو و تهران و ایجاد فرصت های تبادل راهبردی گشته، اما از سوی دیگر بهانه اقدامات تحریمی جدید، افزایش هجمه سیاسی اروپا علیه تهران و گره خوردن پرونده های ایران با تنش های ناتو را در پی داشته است.

مخاطرات پیرامونی و کانون های سطح سوم

محورهای اولویت سوم، متغیرهایی هستند که احتمال یا پیامد مستقیم کمتری بر امنیت سرزمینی دارند، با این حال در صورت فعال شدن می توانند روندهای کلان بین المللی را تغییر دهند.

تنش های ژئوپلیتیکی فراگیر روسیه و ناتو

گسترش حضور ناتو در اروپای شرقی موجب واگرایی گسترده تر شرق و غرب شده است. درگیر ماندن توان لجستیکی و سیاسی روسیه در این جبهه، امکان تمرکز راهبردی مسکو بر تحولات غرب آسیا را کاهش داده و بر ظرفیت موازنه سازی جمعی اثر می گذارد.

تحرکات پیرامونی در سومالی لند و شاخ آفریقا

نفوذ امنیتی طرف های متخاصم در آبراه های دریای سرخ و منطقه خودمختار سومالی لند، با هدف پایه گذاری جای پای نظامی پیرامون شاهراه های تجاری ایران در حال پیگیری است. این اقدامات می تواند نظارت دریایی و ترانزیت کالا به مبادی ورودی اقیانوس هند را با چالش مواجه سازد.

ناآرامی های حوزه های همجوار در افپاک و قفقاز

ناامنی ساختاری در خطوط مرزی با افغانستان و پاکستان متاثر از خلأ حکمرانی، مناقشات آبی، قاچاق سازمان یافته و پناهجویان، اصطکاکات فرسایشی ایجاد می کند. همچنین در منطقه قفقاز جنوبی، با وجود پیمان های صلح، رقابت های ژئوپلیتیکی بر سر دالان های مواصلاتی همچنان می تواند تعادل امنیتی مرزهای شمال غربی را برهم زند.

متغیرهای دوردست بین المللی

بحران های منطقه ای نظیر تحولات حاکمیتی در ونزوئلا، بی ثباتی در سودان، اختلافات در تنگه تایوان و دوقطبی سازی سیاسی در داخل ایالات متحده، اثر مستقیمی بر مرزهای ایران ندارند؛ با این حال می توانند با منحرف ساختن توجه قدرت های بین المللی از خاورمیانه، فرصت های دیپلماتیک و اقتصادی گذرا برای تحرک راهبردی پدید آورند.

جمع بندی

تحلیل ماتریسی ۲۳ محور ریسک در سال ۱۴۰۵ گویای آن است که بحران های اصلی پیرامون امنیت ملی، ماهیتی چندلایه و درهم تنیده با مؤلفه های اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی دارند. وزن سنگین بحران های سطح اول نشان می دهد که مرکز ثقل چالش ها از مناقشات دوردست به حوزه های سرزمینی و متحدان بی واسطه نزدیک شده است. بنابراین، تاب آوری راهبردی مستلزم اتخاذ تصمیمات شجاعانه در بازسازی توان اقتصادی، ارتقای ابزارهای پدافند سایبری، و تدوین دکترین پیشگیرانه در مهار تنش های منطقه ای خواهد بود تا ضمن حفظ یکپارچگی سرزمینی، منافع بنیادین کشور در تندباد بحران های سال ۱۴۰۵ تامین شود.

این مطالعه در اندیشکده سرآمد توسط امیرحسین عسگری در سال 1404 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا