بررسی تعرفه های قیمتی انرژی در صنایع فولاد کشور
بررسی روند تغییرات قیمت برق و گاز در صنایع فولادی کشور و تاثیر این تغییرات بر سودآوری کارخانه های فولاد
صنعت فولاد یکی از بخش های کلیدی و استراتژیک در اقتصاد کشورهای صنعتی و در حال توسعه است و نقشی اساسی در توسعه زیرساخت ها، افزایش تولید ناخالص داخلی و ایجاد فرصت های شغلی ایفا می کند. با توجه به ماهیت انرژی بر فرایندهای تولید فولاد، هزینه های برق و گاز بخش قابل توجهی از هزینه تمام شده این محصولات را تشکیل می دهد. دسترسی به انرژی های فسیلی به ویژه گاز طبیعی و برق ارزان یکی از مهم ترین عوامل رشد این صنعت بوده است. تغییرات در قیمت حامل های انرژی می تواند تاثیرات عمیقی بر این بخش داشته باشد. این تغییرات، علاوه بر افزایش هزینه ها، می تواند بر رقابت پذیری تولیدکنندگان فولاد در بازارهای داخلی و بین المللی تاثیرات قابل توجهی بگذارد.
ضرورت و اهداف پژوهش
زنجیره ارزش فولاد در حال حاضر حدود 12 درصد از ارزش صادرات غیرنفتی کشور را به خود اختصاص داده است که این سهم در توسعه اقتصادی کشور بسیار حائز و اهمیت است. با این حال، استمرار سیاست های یارانه ای انرژی موجب کاهش بهره وری در این صنعت شده است. یارانه های انرژی، اگر چه در کوتاه مدت ممکن است به کاهش هزینه های تولید منجر شوند، اما در بلندمدت باعث عدم توجه به بهینه سازی مصرف انرژی، ناترازی در منابع انرژی و در نتیجه کاهش رقابت پذیری صنعت فولاد در بازارهای جهانی می شود.
در کنار این مشکلات، سیاست های یارانه ای انرژی باعث ایجاد موانع برای توسعه صنایع پایین دستی فولاد شده و به خام فروشی منجر گردیده است. از این رو، اصلاح قیمت حامل های انرژی به منظور بهبود بهره وری و توسعه پایین دست ضروری به نظر می رسد. در صورت اجرای این اصلاحات صنایع فولادی می تواند به سمت بهینه سازی مصرف انرژی حرکت کرده و به تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و کم هزینه تر بپردازند که این امر هم به نفع تولیدکنندگان داخلی و هم به نفع اقتصاد ملی خواهد بود. در این پژوهش به بررسی روند تغییرات قیمت برق و گاز در صنایع فولادی طی سال های اخیر و تاثیر این تغییرات بر هزینه تمام شده تولید و سودآوری کارخانه های فولاد پرداخته شده است.
نحوه محاسبه هزینه انرژی صنایع فولادی
تعرفه برق و گاز در صنایعی فولادی ایران به طور کلی تحت تاثیر سیاست های حمایتی دولت قرار دارد و در بسیاری از موارد، برای حمایت از صنایع انرژی بر مانند صنعت فولاد، این تعرفه ها به گونه ای تنظیم می شوند که تولیدکنندگان بتوانند هزینه های انرژی رو کنترل کنند و رقابت پذیری خود را حفظ کنند. طبق این تعرفه ها بهای برق صنایع تولیدی (صنعت و معدن) بر اساس جدول ضریب نرخ قراردادهای تبدیل انرژی (ECA) و قدرت قراردادی هر واحد صنعتی محاسبه می شود.
تعرفه گاز صنایع فولادی در سال 1403 برای دو دسته واحدهای احیا فولاد (بدون کوره بلند) و واحدهای تولید فلزات (با کوره بلند) است. به طور کلی، این تعرفه ها از ماه فروردین تا بهمن افزایش تدریجی دارند. بیشترین افزایش قیمت ها در ماه های پایانی سال مشاهده می شود، به ویژه در بهمن که تعرفه گاز برای هر دو دسته به طور چشم گیری افزایش می یابد. همچنین برای واحدهای احیای فولاد، تعرفه از 27958 در فروردین به 76133 در بهمن می رسد، درحالی که این واحدها برای تولید فلزات، تعرفه از 20969 در فروردین به 57100 در بهمن افزایش پیدا می کنند.
بررسی تاثیرات افزایش تعرفه انرژی بر صنعت فولاد
در سال های اخیر، افزایش هزینه های تمام شده در کارخانه ها به طور عمده ناشی از تورم های بالا، افزایش قیمت مواد اولیه و دستمزدها بوده است. در عین حال، مبلغ فروش نیز شاهد افزایش بوده است؛ اما این رشد نقدینگی به دلیل افزایش تولید توسعه صنایع پایین دست نبوده است، بلکه بیشتر تحت تاثیر شرایط تورمی است که کارخانه ها با آن مواجه بوده اند.
با توجه به مطالعات انجام شده، میزان مصرف برق و گاز در اکثر کارخانه های فولادی کشور در سال های اخیر تغییرات زیادی نداشته است. سهم برق در هزینه تمام شده در اکثر کارخانه ها تقریبا ثابت است. به طور مثال، در فولاد مبارکه، این سهم از 4/6% در سال 1400 به 3/5% در سال کاهش یافته است. از طرفی، هزینه تمام شده در دوره 1400-1401 به میزان 32% افزایش یافته و در دوره 1401-1402 نیز 48% رشد نقدینگی داشته است. اما این تغییرات نمی تواند ناشی از تغییرات در مصرف برق و بهینه سازی مصرف انرژی باشد.
عملا در هر دوره برای 6 کارخانه فولاد کشور به طور متوسط هزینه تمام شده نسبت به سال قبل 20 تا 30% رشد نقدینگی داشته است. از بازه 1400 تا 1402، سهم برق در هزینه تمام شده ثابت بوده است و پس از افزایش قیمت انرژی در سال 1403، نیز تغییر محسوسی نداشته و سهم آن در هزینه تمام شده به طور میانگین 3 تا 4 درصد رشد کرده است. این نشان می دهد که با وجود افزایش هزینه های تولید، سهم برق در هزینه تمام شده نسبت به سایر هزینه ها تغییرات کمتری داشته است.
سهم گاز در هزینه تمام شده علی رغم اینکه تا سال 1402 افزایشی بوده است. به طور مثال، در فولاد مبارکه، این سهم از 7% در سال 1400 به 9/8% در سال 1402 افزایش یافته است. اما هزینه تمام شده در دوره 1401-1400 به میزان 32% و در دوره 1401-1402 نیز 48% رشد نقدینگی داشته است. درحالی که از بازه 1400 تا 1402، سهم گاز در هزینه تمام شده تغییرات زیادی نداشته است.

نسبت سود به هزینه انرژی 6 کارخانه فولادی در 4 سال اخیر
تاثیر تغییرات هزینه انرژی بر سودآوری کارخانه های فولاد
مطالعات نشان داده است که نسبت سود به هزینه انرژی در هر 6 کارخانه نزولی بوده و در حال نزدیک شدن به عدد 1 است. این روند نزولی نشان دهنده کاهش سودآوری در مقابل افزایش هزینه های انرژی است، در حالی که هزینه انرژی تغییرات محسوسی نداشته است که این خود نشانگر پایین بودن بهره وری در صنایع فولادی است. به طور خاص، در فولاد مبارکه که پایین دست خود را نیز توسعه داده است، این نسبت از 8 در سال 1400 به عدد 3 کاهش یافته است.
در واقع، نرخ واقعی انرژی در سال های اخیر کاهشی بوده است؛ به این معنا که با در نظر گرفتن تورم، هزینه انرژی به نسبت سایر هزینه های تولید رشد کمتری داشته است. اما عدم توسعه زنجیره ارزش و کاهش بهره وری در تولید، باعث شده که صنایع فولادی نتوانند از این کاهش نرخ واقعی انرژی برای افزایش سودآوری خود بهره ببرند. عدم توسعه صنایع پایین دستی به این معناست که بخش زیادی از محصولات فولادی به صورت خام یا نیمه خام به فروش می رسند و به محصولات نهایی با ارزش افزوده بیشتر تبدیل نمی شوند. این امر موجب می شود که حاشیه سود این صنایع نسبت به حالتی که در آن محصولات نهایی و پیشرفته تولید می شد، به مراتب کمتر باشد.
جمع بندی
صنعت فولاد یکی از بخش های کلیدی و استراتژیک در اقتصاد کشورهای صنعتی و در حال توسعه است و نقشی اساسی در توسعه زیرساخت ها، افزایش تولید ناخالص داخلی و ایجاد فرصت های شغلی ایفا می کند. با وجود افزایش تعرفه های برق و گاز در سال 1403، به دلیل رشد نرخ ارز، سهم هزینه انرژی در هزینه تمام شده تولید فولاد تغییر چندانی نکرده است. این وضعیت نه تنها به واقعی سازی قیمت منجر نشده، بلکه وابستگی صنایع به یارانه های دولتی را تشدید کرده است. در نتیجه، نسبت سود به هزینه انرژی کاهش یافته و بهره وری کارخانه ها به دلیل این وابستگی افت کرده است که به تضعیف رقابت پذیری آن ها در بازارهای داخلی و بین المللی انجامیده است. این امر چالشی جدی برای صنایع فولادی ایجاد کرده و ضرورت بازنگری در سیاست های یارانه ای و اصلاح ساختار هزینه انرژی را آشکار می سازد.
این مطالعه در پژوهشکده مطالعات فناوری توسط عماد پورمحمد به سفارش وزارت صنعت، معدن و تجارت در سال 1403 انجام شده است.




