امنیت و سیاست خارجیبررسی و تحلیلحوزه کشورهای منطقهسند گزارش پژوهشی

شیعیان عراق و فردای منطقه

مطالعه چشم انداز قدرت پنج کشور (ایران، عراق، چین، آمریکا و اسرائیل) در افق 2040 میلادی و بررسی آینده روابط ایران و عراق از نظر شیعیان عراق

در جهانی که تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه با سرعتی نفس گیر پیش می روند، فهم ادراکات عمومی مردمان این منطقه به ویژه در کشوری کلیدی مانند عراق امری کاملا مهم و ضروری است. مردم عراق تجربه های سختی از جنگ ها و بحران های سیاسی دارند که تاثیر زیادی بر ادراک آن ها گذاشته است. تجربه جنگ های داخلی، حمله های خارجی و اشغال کشور، احساسات عمیق و پیچیده ای را در بین مردم این کشور شکل داده است. از این رو بهبود ادراک عمومی مردم به ویژه شیعیان عراق از تحولات اخیر می تواند به تصمیم گیران، سیاست گذاران و محققان کمک کند تا راهکارهای بهتری برای ایجاد ثبات و توسعه پایدار در این کشور و چه بسا منطقه ارائه دهند.

ضرورت و اهداف پژوهش

کشور عراق به عنوان کشوری که بیشتری مرز خاکی را با ایران داشته و یکی از مهم ترین بازیگران منطقه، نقش بی بدیلی در تحولات بین المللی دارد. ریشه های مشترک میان ایران و عراق، به ویژه جمعیت شیعیان این کشور، نشان دهنده اهمیت سنجش افکار عمومی این کشور از وقایع رخ داده در منطقه است. نوشتار جاری، محصول یک مطالعه پژوهشی در ایام اربعین سال 1404 هجری شمسی است. این پژوهش تلاشی است برای ثبت نبض افکار شیعیان عراقی در مواجهه با پرسش های بزرگ منطقه. این مطالعه با بهره گیری از پرسشنامه های توزیع شده در مسیرهای زیارتی و فضای مجازی، در پی ترسیم تصویری روشن و بی واسطه از ذهنیت سیاسی این جامعه بوده است. هدف تعمیم یافته ها به کل عراق نیست؛ بلکه آغاز مسیری برای آشنایی عمیق تر با دغدغه ها و امیدهای شیعیان عراق، به عنوان یکی از تاثیرگذارترین گروه های اجتماعی منطقه است. از این رو در این پژوهش به مطالعه چشم انداز قدرت پنج کشور (ایران، عراق، چین، آمریکا و اسرائیل) در افق 2040 میلادی و بررسی آینده روابط ایران و عراق از نظر شیعیان عراق پرداخته است.

چشم انداز قدرت در 20 سال آینده

بررسی قدرت ها کشورها در 20 سال آینده اهمیت زیادی دارد، چرا که این تحلیل ها به کشورها کمک می کند تا روندهای جهانی را درک کرده و برای چالش های آینده آماده شوند. از این رو در این بخش به بررسی چشم انداز قدرت 5 کشور در 20 سال آینده از نگاه مخاطبان پرداخته شده است.

ایران

در افق 2040 پاسخ دهندگان ایران را به روشنی در مسیر تقویت قدرت می بینند. نگاه قالب (حدود %95) این است جایگاه ایران از امروز بالاتر خواهد بود و گزینه های «ثابت می ماند» یا «تضعیف می شود» سهم اندکی دارند. در نتیجه وقتی ایران در ذهن پاسخ دهنده قوی تر می شود، تمایل به کنش فعال چه به صورت مداخله مستقیم، چه به شکل حمایت غیررسمی افزایش می یابد؛ در مقابل هر جا آینده ایران ثابت یا رو به کاهش دیده می شود کفه دیپلماسی و بی طرفی سنگین تر می گردد.

عراق

در افق 2040 چشم انداز پاسخ دهندگان نسبت به عراق رو به بهبود است. تصویر غالب عراق قوی تر از امروز است (حدود %70) و « وضعیت ثابت می ماند» در رتبه دوم (حدود %17) قرار می گیرد. این آمار نشان می دهد درک عمومی از مسیر عراق «تقویت تدریجی» است نه جهش ناگهانی؛ لذا انتظار می رود سیاست های اقتصادی و نهادی پایدار که ثمرات تجمعی دارند، با این ذهنیت هم خوان تر باشند.

آمریکا

در چشم انداز 2040، آمریکا نزد پاسخ دهندگان بیشتر (حدود %50) با «کاهش نسبی قدرت» شناخته می شود. تصویر کلی این است که وزن و نفوذ ایالات متحده در سال های پیش رو کمتر از امروز ارزیابی می شود؛ بخشی نیز ثبات وضعیت را محتمل می دانند، اما نگاه صعودی هم طرفدارانی (حدود %36) دارد. نتایج نشان می دهد در ذهن این جامعه پاسخ دهنده دوره برتری آمریکا رو به افول است. در نتیجه وقتی آمریکا رو به افول تصور می شود گرایش به نسخه های مداخله فعال در قبال بحران ایران و اسرائیل، چه در قالب اقدام مستقیم چه حمایت غیررسمی افزایش می یابد.

چین

در نگاه پاسخ دهندگان چین تا افق 2040 از برندگان قطعی توازن قدرت خواهد بود. توزیع پاسخ ها بر «قوی تر شدن» متمرکز است (حدود %85). به بیان ساده انتظار یک رشد ساختاری و پایدار برای این کشور در اذهان مردم شکل گرفته است. برآیند سیاستی برداشت شده این است که ذهن پاسخ دهندگان، چین موتور بیرونی رشد و فناوری تعریف شده است. وقتی چین قوی تر دیده می شود تمایل به کنش فعال تر در قبال بحران ایران – اسرائیل افزایش می یابد.

اسرائیل

در نگاه پاسخ دهندگان افق 2040 برای اسرائیل عمدتا نزولی است. بخش بزرگی از نمونه نه فقط «تضعیف» بلکه حتی «از میان رفتن» این بازیگر را محتمل می دانند (حدود %76) و سهم کسانی که تقویت را پیش بینی می کنند بسیار اندک (حدود %16) است. نتایج نشان می دهد در ذهن این جامعه پاسخ دهنده، وزن راهبردی اسرائیل در دهه پیش رو، رو به کاهش است. وقتی اسرائیل رو به ضعف یا حتی نابود شده تصور می شود، تمایل به رویکردهای فعال تر بالاتر می رود و حمایت ها اغلب در قالب حمایت غیررسمی و شبکه ای و در مواردی نیز با استقبال از کنش مستقیم صورت خواهد گرفت.

آینده منطقه به چه شکل خواهد بود؟

درادامه به بررسی نظرات این جامعه پاسخ دهنده به تحولات آینده منطقه پرداخته می شود.

تهدید محتمل علیه عراق از سوی اسرائیل

در پاسخ به سوال تهدید محتمل عراق از سوی اسرائیل، بیشتر از پاسخ دهندگان، تهدید «غیرمستقیم و ترکیبی» را پیش بینی کرده اند. درواقع اغلب مخاطبان سناریوی حمایت نیابتی/تروریستی برای بی ثبات سازی را محتمل تر از رویارویی کلاسیک ( % 4/55 در مقابل 2/23%) می دانند. همچنین %1/13 از پاسخ دهندگان تهدید گفتمانی تفرقه افکن را برجسته می کنند. نبود پاسخ های مردد نیز نشان می دهد که ذهنیت عمومی درباره ماهیت تهدید روشن است.

آینده روابط ایران و عراق

در رابطه با آینده روابط ایران و عراق، %81 از پاسخ دهندگان آینده رابطه تهران و بغداد را همراه با «همگرایی اقتصادی و مشارکت» می بیند؛ یعنی انتظار می رود پیوندهای اقتصادی عمیق تر شده، همکاری های زیرساختی گسترش یافته و امنیت همکاری محور رشد یافته و فاصله گذاری روشن از سناریوهای خصمانه انجام شود. در افکار عمومی شیعیان عراق، مسیر کم هزینه و باثبات، همان ادغام تدریجی اقتصادها و قفل کردن منافع متقابل است. از انرژی و برق و گاز تا حمل و نقل، تجارت مرزی، تسهیل ویزا، هماهنگی گمرکی و زنجیره های تامین مکمل.

از این رو دولت می تواند با تکیه بر این پشتوانه اجتماعی، برنامه همگرایی را به صورت «سه گانه هماهنگ» پیش ببرد: 1) تعمیق پیوندهای اقتصادی و زیرساختی؛ 2) نهادینه سازی همکاری امنیتی مرزی و اطلاعاتی، 3) دیپلماسی فعال برای مدیریت رقابت قدرت های بزرگ به نحوی که نگرانی اقلیت محتاط نیز با قواعد عدم مداخله، شفافیت و مکانیسم های پاسخ گویی جدی گرفته شود. این ترکیب، هزینه تنش را کاهش می دهد، منافع مشترک را قفل می کند و ظرفیت تاب آوری دو کشور را در برابر شوک های منطقه ای بالا می برد.

موضع درباره حمایت و سیاست های منطقه ای ایران

حمایت ایران از کشورهای مسلمان، در چشم اکثریت، کارکرد «دفع تهدید تروریسم و مهار اسرائیل» است نه «دخالت». این قضاوت با تصویری که از آینده روابط تهران – بغداد شکل گرفته یعنی همگرایی و شراکت هم صداست و نشان می دهد روایت امنیت همکاری محور و پشتیبانی منطقه ای، پذیرش اجتماعی بالایی دارد. از منظر سیاستی، چنین زمینه ای اجازه می دهد زبان رسمی بر «بازدارندگی موثر، هم افزایی امنیتی و منافع مشترک» تکیه کند و هم زمان، با پرهیز از شعارزدگی، بر نتایج ملموس برای امنیت داخلی عراق و آرامش اجتماعی تاکید ورزد. از این رو معماری سیاست باید «چند مسیر» باشد: تعمیم همگرایی اقتصادی و امنیت همکاری محور به عنوان مسیر اصلی، شفافیت و احترام به حاکمیت برای کاستن از حساسیت «دخالت» و نگه داشتن یک مسیر دیپلماتیک فعال برای مدیریت بحران. چنین چیدمانی هم با ترجیحات عمومی هم راستاست و هم مشروعیت و کارایی سیاست را در برابر نوسان های منطقه ای بالا می برد.

جمع بندی

در جهانی که تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه با سرعتی نفس گیر پیش می روند، فهم ادراکات عمومی مردمان امری ضروری است. از این رو در این پژوهش از 175 نفر از شیعیان عراق در خصوص چشم انداز سیاسی آینده منطقه و روابط ایران و عراق سوالاتی پرسیده شده است. نتایج نشان می دهد که شیعیان عراق با باور به افول نفوذ آمریکا و توسعه طلبی رژیم صهیونیستی، اصلی ترین تهدید علیه عراق را اقدامات غیرمستقیم اسرائیل و سپس حمله مستقیم نظامی می دانند. آنان عمدتا خواستار اجتناب عراق از ورود به منازعات منطقه ای هستند تا از تهدیدهای امنیتی و اقتصادی بیشتر جلوگیری شود. همچنین جامعه شیعه عراق شاهد تغییر موازنه قدرت جهانی به نفع قدرت های غیرغربی مانند چین و ایران و به زیان آمریکاست. با وجود ضعف دیپلماسی عمومی ایران،حمایت اکثریت شیعیان عراق از تهران، پس از عملیات های اخیر ایران، افزایش یافته است.

این مطالعه در اندیشکده حکمرانی شریف توسط سید مرتضی محمودی با همکاری محمدامین حضرتی و امیرحسین قلندری در سال 1404 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده حکمرانی شریف

اندیشکده حکمرانی شریف به‌عنوان حلقه‌ای مکمل در روند رو به رشد حضور مراکز آکادمیک دانشگاهی کشور در حل مسائل عملی عرصه عمومی کشور و با هدف بسترسازی، توسعه و جهت‌دهی ظرفیت‌های نخبگانی در مسیر رشد و تعالی ملی فعالیت می‌نماید. ورود به صفحه اندیشکده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا