ناتو در قفقاز جنوبی؛ از بی تفاوتی تا راهبری سیاسی
بررسی راهبردهای کشورهای قفقاز جنوبی برای عضویت در ناتو، همکاری های ناتو با کشورهای این منطقه و چرایی علاقه مندی ناتو به آن ها
ناتو در قفقاز ؛ منطقه قفقاز جنوبی یکی از شاهراه های مواصلاتی شرق به غرب است که نقش بسیار مهمی در انتقال انرژی این منطقه به اروپا دارد. همچنین این منطقه مرکز همزیستی تمدن های فرهنگ های مختلفی همچون ایرانی، روسی، آذری، ارمنی و گرجی است.
با توجه به اهمیت منطقه قفقاز جنوبی ناتو در تلاش است تا نفوذ خود را در این منطقه افزایش داده و نفوذ جمهوری اسلامی را از بین ببرند. اکنون که منطقه خاکستری قفقاز جنوبی در حال شکل گیری است، یک نقش آفرین باتجربه و دارای نفوذ فرهنگی و تاریخی برای مدیریت میدان لازم است. روس ها دیگر توان بازی در این میدان را ندارند یا حداقل به این زودی ها نخواهند داشت، پس جمهوری اسلامی ایران باید برای حضور در آن و کنترل ناتو وارد عمل شود.
ضرورت و اهداف پژوهش
تمرکز روسیه بر جنگ با اوکراین در شرق اروپا باعث شد تا قفقاز جنوبی در غیاب این قدرت منطقه ای وارد مرحله جدیدی از سیاست ورزی بین المللی شود. پس از اقدامات نظامی رخ داده در این منطقه، رخداد پشت پرده و خزنده جاری در قفقاز جنوبی، پررنگ شدن حضور «ناتو» است. باید توجه داشت که این جغرافیا بعد از 1990 اهمیت ویژه ای برای فرماندهی ناتو پیدا کرده است.
به همین منظور در سال 1999 در چارچوب شورای مشارکت یورو-آتلانتیک (EAPC)، یک کارگروه ویژه در مورد چشم اندازهای همکاری منطقه ای در قفقاز تاسیس شد که تمرکز اصلی را بر مسائل دفاعی و اقتصادی، برنامه ریزی مدنی و اضطراری، علم و محیط زیست قرار داد؛ البته این همکاری ها فاقد مشارکت استراتژیک با اتحادیه اروپا به مفهوم ویژه آن بود.
رابرت سیمونز به عنوان اولین فرستاده ویژه ناتو برای قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی در سال 2004 منصوب شد، اما روابط با سه کشور گرجستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان روند کندی را در پی داشت. یکی از موانع این همکاری ها ناهماهنگی سازمان رزم نیروهای مسلح این کشورها و سلاح های به کار رفته در آن بود.
جمهوری های آذربایجان و گرجستان برای نزدیک شدن به این پیمان از علاقه مندی خود به همسویی با استانداردهای ناتو سخن گفته بودند، اما در نهایت در ادامه این مسیر پر فراز و نشیب تاکنون سرنوشت استانداردسازی نیروهای مسلح طرفین در هاله ای از ابهام قرار دارد.
به این موارد دستمزد پایین نیروهای مسلح را در این دو کشور نیز باید افزود که در گرجستان باعث شورش هایی در واحدهای نظامی و فرار سربازان از خدمت شد. با توجه به اهمیت این منطقه پژوهش حاضر به بررسی راهبردهای کشورهای قفقاز جنوبی برای عضویت در ناتو، همکاری ها ناتو با آن ها و چرایی اهمیت این منطقه برای ناتو پرداخته است.
بررسی راهبردهای کشورهای قفقاز جنوبی برای عضویت در ناتو
در این بخش به بررسی اقداماتی که کشورهای ارمنستان، آذربایجان و گرجستان برای پیوستن به ناتو انجام داده اند پرداخته می شود:
ارمنستان
ارمنستان در آغاز برای همکاری با ناتو هدف گذاری منسجمی نداشت. عضویت آن در پیمان امنیت جمعی با محوریت روسیه و نزدیکی بیش از حدش به ایران برای فرماندهی ناتو خوشایند نبود. رابرت کوچاریان رئیس جمهور وقت ارمنستان با گرایشات روس گرایانه اش اعلام کرد که پیوستن به ناتو بر روابط ارمنستان با کشورهای همسایه تاثیر می گذارد و به سختی امنیت ملی آن را بهبود می بخشد.
در ادامه جانشین او سرژ سرکیسیان صحبت های مشابهی را بیان کرد؛ اما آرتور باغداساریان، رئیس وقت پارلمان، در مصاحبه با روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ در آوریل2006، تلاش کرد از جریان اصلی ارمنستان منحرف شود. او اظهار داشت که «از آنجایی که آینده ارمنستان در داخل ناتو و اتحادیه اروپا خواهد بود، روسیه نباید راه ما را به سوی اروپا ببندد.» این در حالیست که بر اساس نظرسنجی های انجام شده در بین اهالی ارمنستان در آن سال ها حدود 80 درصد مردم این کشور گرایشات ملایم و به شدت طرفدارانه ای برای پیوستن به ناتو از خود نشان داده بودند، اما کوچاریان سعی در رد این موضوع کرد.
جمهوری آذربایجان
وفا قلی زاده مشاور سیاست خارجی حیدر علی اف از دهه 90 میلادی طرفدار پروپاقرص پیوستن این کشور به ناتو بود، اما نه حیدر علی اف در این مورد موضع رسمی داشت و نه بروکسل در این مورد حاضر به شکستن سکوتش شد.
جمهوری آذربایجان با علم به ناراحتی حتمی روسیه و ابراز مخالفت جمهوری اسلامی ایران به عنوان دو همسایه مرزی اش در پیوستن به ناتو محتاطانه عمل کرده است. هیچ کس در جمهوری آذربایجان خواهان درگیری با خرس روسی و شیر ایرانی، صرفا بر سر موضوع عضویت در ناتو نیست؛ چون رهبران جمهوری آذربایجان می دانند که اگر مانند گرجستان رفتار کنند، مشکلاتی که در انتظار آن ها است حتی بدتر خواهد شد.
گرجستان
ادوارد شواردنادزه نخستین رئیس جمهور گرجستان در سال 1999 گفته بود: «زمان کوبیدن درب ناتو در سال 2005 فرا خواهد رسید.» در نهایت پارلمان گرجستان در 13 سپتامبر 2002 زمانی که روابط با روسیه بسیار تیره بود، رای به عضویت در ناتو داد. 28 دسامبر 2002، شورای امنیت ملی گرجستان تصمیم گرفت «برنامه دولتی برای ادغام یورو-آتلانتیک گرجستان» را تنظیم کند.
این سطح از تنوع در سیاست گرجستان قطعا پس از وقوع «انقلاب رز» در نوامبر 2003، برکناری شواردنادزه و زمینه سازی برای ریاست جمهوری میخائیل ساکاشویلی که از سال 2004 آغاز شد، به پایان رسید. با این اوصاف گرجستان تنها جمهوری قفقاز جنوبی است که دارای یک عضو ویژه مسئول در دولت (معاون نخست وزیر) برای همگرایی اروپایی و یورو آتلانتیک است و تمایل رهبری گرجستان برای پیوستن به ناتو به ندرت در سیاست داخلی این کشور مورد مناقشه قرار می گیرد.
یک همه پرسی غیر الزام آور و مشورتی در مورد پیوستن به ناتو در 5 ژانویه 2008 همراه با انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری گرجستان برگزار شد. بر اساس نتایج رسمی از کمیسیون مرکزی انتخابات، 68.37 درصد از کل مشارکت کنندگان موافق عضویت در ناتو بودند.
همکاری های ناتو با قفقاز جنوبی
ناتو به کشورهای قفقاز جنوبی در موارد بسیاری همکاری هایی را داشته است که در این بخش به چند نمونه از آن ها اشاره می شود:
- اسناد ناتو نشان می دهد تا سال 1999 این ائتلاف علاقه مندی خاصی برای حضور در قفقاز جنوبی نشان نمی دهد. یکی از این موارد، معارضات ارضی موجود در این منطقه است. بند 43 بیانیه نشست بخارست ناتو (آوریل 2008) نگرانی خود را نسبت به تداوم درگیری های منطقه ای در قفقاز جنوبی و حمایت از تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت ارمنستان، آذربایجان و گرجستان ابراز کرد؛ اما در ادامه همین بیانیه از آرزوی گرجستان و اوکراین برای پیوستن به ناتو در قالب برنامه MAP استقبال شده است؛
- در حال حاضر امکانات آموزشی مانند مدرسه ناتو در اوبرامرگاو، کالج دفاعی ناتو در رم و مرکز آموزشی PfP در آنکارا به عنوان اصلی ترین مرکز در اختیار کشورهای قفقاز جنوبی، برنامه های آموزشی ناتو را در بین نیروهای مسلح قفقاز جنوبی ترویج می دهند؛
- سه کشور قفقاز جنوبی نقش های استراتژیک مهمی را در عملیات ناتو در افغانستان از جمله دسترسی لجستیکی به افغانستان، مشارکت در عملیات ثبات ائتلاف، امنیت زیرساخت های هیدروکربنی و نگرانی های بشردوستانه مورد نظر آن از خود نشان دادند.
چرایی علاقه مندی ناتو به قفقاز جنوبی
تلاش ناتو برای از بین بردن محور کاری و تجاری ایران و روسیه در کریدور موسوم به شمال – جنوب که در مسیر زمینی خود از روسیه، آذربایجان و ایران عبور می کند از علاقه مندی های ناتو برای مهار دو کشور واقع در مبدا و مقصد کریدور است. این کریدور امکان افزایش قدرت نظامی و تجاری آن ها را در آینده فراهم می کند. سران ناتو تلاش دارند با قرار گرفتن در میانه این کریدور با نظارت بر تبادلات تجاری طرفین در شرایط مقتضی روند این تعاملات اقتصادی را کند یا در سر بزنگاه متوقف کنند.
به ویژه آن که در شرایط کنونی جنگ روسیه – اوکراین، ناتو علاقه مند است روسیه را در جبهه های مختلف دچار مشکل کند تا توان نظامی و اقتصادی آن را توامان کاهش دهد. طی چهار سال اخیر فعالیت های دیپلماتیک ناسازگار باکو با تهران، روابط طرفین را به بهانه های مختلف به پایین ترین حد ممکن رسانده و فرصتی فراهم ساخته تا آذری ها با نزدیک شدن بیش از پیش به ناتو در زمینه عقد قراردادهای فروش نفت و ترانزیت کالا از طریق کریدور موسوم به «ترانس خزر» در قالب همکاری «سازمان کشورهای ترک» در مسیر تجارت جمهوری اسلامی ایران و روسیه با اروپا سنگ اندازی کند.
تکمیل این مسیر دریایی، نیازمند افتتاح کریدور موسوم به «دالان زنگزور» است. این طرح ترانزیتی تلاش دارد تا با انتقال محورهای حمل و نقل کالا به این بخش از مدارهای بالای زمین، سرعت انتقال کالا و انرژی را در غیاب ایران و روسیه به اروپا افزایش دهد. شکل گیری این مسیر، اهداف لجستیکی ناتو را در آسیای مرکزی تامین می کند و موجب نزدیکی آن به مرکز مثلث اتحاد چین، روسیه و ایران می شود.
نکته بعدی، استقرار پایگاه های جاسوسی ناتو در قفقاز جنوبی است. روسیه اخیرا یادداشتی اعتراضی به روند فعالیت سفارت اتحادیه اروپا در ارمنستان صادر کرده است. در این میان اشتراک منافع ناتو و رژیم صهیونیستی در مسئله ایران کار را برای این قدرت منطقه ای دشوار و حساس کرده است. جمهوری اسلامی ایران با هر دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان روابط مسالمت آمیزی را در پیش گرفته، اما رفتار آن ها در قفقاز باعث نگرانی های امنیتی در مرزهای شمال غربی اش شده است.
ایران اکنون می کوشد تا از تغییر مرزها در قفقاز جنوبی و بروز جنگی دیگر جلوگیری کند و از سوی دیگر چاره ای ندارد جز اینکه در مقابل همکاری های ضدامنیتی هر دو کشور علیه خود پاسخ قاطعی در آستین داشته باشد. روس ها هم با این مشکل مواجهند؛ اما آیا حاضر به واگذاری میدان قفقاز جنوبی به صاحب اصلی آن یعنی ایران خواهند بود یا نه؟! مسئله ای است که پاسخش فعلا نامشخص است.
جمع بندی
تمرکز روسیه بر جنگ با اوکراین در شرق اروپا باعث شد تا قفقاز جنوبی در غیاب این قدرت منطقه ای وارد مرحله جدیدی از سیاست ورزی بین المللی شود. پس از اقدامات نظامی رخ داده در این منطقه، رخداد پشت پرده و خزنده جاری در قفقاز جنوبی، پررنگ شدن حضور «ناتو» است. با توجه به اهمیت این منطقه پژوهش حاضر به بررسی تلاش های کشورهای قفقاز جنوبی برای عضویت در ناتو، همکاری ها ناتو با آن ها و چرایی اهمیت این منطقه برای ناتو پرداخت.
از همین رو به بررسی تلاش های کشورهای گرجستان، ارمنستان و آذربایجان در راستای عضویت در ناتو پرداخته شد. بررسی ها نشان می دهد که ناتو به کشورهای قفقاز جنوبی در موارد بسیاری همکاری هایی را داشته است که وجود امکانات آموزشی ناتو در این منطقه نمونه هایی از آن است. مهم ترین دلایل علاقه مندی ناتو به این منطقه، مهار دو کشور ایران و روسیه واقع که در مبدا و مقصد کریدور کریدور شمال-جنوب و استقرار پایگاه های جاسوسی ناتو در قفقاز جنوبی هستند.
این مطالعه در اندیشکده ترند توسط رامین فرهودی زرنق در سال 1403 انجام شده است.




